امروز پنج‌شنبه 21 خرداد 1405

Thursday 11 June 2026

زبان منفرد


1401/08/01
کد خبر : 62013
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 55 نفر
زبان فارسی خاصه در شعر کلاسیک، ظرفیت‌ها و ظرافت‌های وسیع دارد، آنطور که تجربه‌های عینی، ذهنی و عاطفی مشترک بشر را به راحتی منتقل می‌کنند، حافظ، سعدی، مولوی، خیام و دیگران حتی از طریق ترجمه بر اذهان عام و خاص جهانیان موثر بوده‌اند و پرسش اما این است که چرا غیر از مواردی بس معدود، کارکرد اساطیر در زبان سینمای ایران چنین ضعیف، خام و زمخت است؟ نوشتن یادداشت بر کارکرد اساطیر در فیلم «بابل» و بازگویی آن، ضرورت است. طی هزاره‌ها، در کارکرد اساطیر و تاثیرگذاری آگاهی عقلانی مبنی بر تجربه و آگاهی عاطفی انسان حین ارتباط موثر و فعال در طبیعت و عناصر آن و برعکس، تاثیرپذیری متقابل از عناصر طبیعت، بر پیش‌‌آگاهی، آگاهی و عواطف انسانی در زمینه‌هایی اصلی نظیر ترس یا شیفتگی نسبت به پدیده‌های متغیر هستی، تغییرات اساسی در بینش و بیان اساطیر و بعد باورهای برانگیخته از آن پدید نیامده است. از باب مثال نقش زن در زایندگی، محبت و مراقبت از دوران کهن مادرسالاری تا حتی هم‌اکنون (البته با منظور داشتن تغییرات عرضی) او را معادل زمین و زندگی قرار داده است. چنین زمینه‌هایی، فرض اصلی در لایه‌های پنهان فیلم «بابل» است. فیلم «بابل» بیان جدید از همین باور است بطوری که پراکندگی جماعت در چهار جامعه است، بدویت عشایری، جامعه نیمه‌متمدن مکزیک، جامعه تکنولوژیک امریکا و جامعه صنعتی ـ پلیسی ژاپن. فیلم، هوشمندانه از عشایر شروع می‌کند که بدوی بوده و هنوز ساختارمندی هدفدار «جامعه شهری» را ندارد. آنها جماعتی هستند متشکل از شبانان و حیوان‌ها و مانند ماجرای پس از فروریختن برج بابل، از همان ابتدای فیلم می‌بینیم که هیچکس زبان هیچکس را نمی‌فهمد و تفاهمی در میان نیست. زن و شوهر امریکایی، جهانگردان، دو برادر نوجوان، شبان‌ها و... در این تقدیر جمعی مبنی بر عدم ارتباط گرفتارند. اما آنچه بر جماعت بدوی حاکم است تا امر جاری جهانی را پی بریزد، پلیس است. مبحث اساطیری و تعیین‌کننده دیگر در این جماعت بدوی، حضور شغال‌هاست. در انجیل آمده است که حضرت عیسی ناصری(ع) گفت که: حتی روباهان ـ و در روایتی دیگر، شغالان ـ لانه دارند،‌لیکن پسر انسان را خانه‌یی و جای سرنهادن نیست! منظور، آشکارا خانه معمول نیست، بلکه در این بیان نمادین، منظور خانه وجودی به مثابه جایگاهی جهت طرح نو درافکندن به هستی است، کارکرد پیامبری. روباه (یا شغال) در زمینه توتم‌ها و در مرحله‌یی از عقلانیت انسان، نمادی از توحش هستی و در تضاد با آرمان‌های رحم و محبت واقع است. در فیلم این اجتماع بدوی در مرحله‌یی حتی ماقبل توحش تصویر شده است زیرا شغال‌ها آسیب نمی‌بینند بلکه آنکه از این اجتماع آسیب جدی می‌بیند و حتی در معرض مرگ واقع می‌شود، زنی امریکایی است و گفته شد که زن در حکمت باستانی معادل زندگی است. این زن دو فرزند دارد با دایه‌یی که زنی میانسال و مکزیکی است. زنی که به سبب قانون‌گریزی برادرزاده‌اش (وابسته به جامعه نیمه‌متمدن مکزیک) بچه‌ها را در کویر گم می‌کند. به عبارت دیگر این زن میانسال (یا مرحله سپری شده) شایستگی یا توان حفظ زندگی را ندارد، براساس بیان فیلم بابل. یک زن دیگر هم در فیلم هست که کشته شده است؛ زن شکارچی ژاپنی. پس از جنگ جهانی دوم، صنعت نظامی ژاپن در کنترل دولت‌های بزرگ است و فیلم صنعت و ابزار نظامی (تفنگ) را به مثابه قدرتی کور، ساخته ژاپن، تصویر می‌کند که در دست جامعه‌یی بدوی می‌تواند زندگی را نابود کند. پلیس مانع ورود زن مکزیکی ـ مرحله و زندگی رو به سوی موت ـ به امریکا می‌شود. زن جوان با هلی‌کوپتر امداد از اجتماع ماقبل مدنیت خارج شده و سرانجام نجات می‌یابد. تصویربرداری عالی فیلم از اعجاب مردم بدوی به محض دیدن هلی‌کوپتر، چنان القا می‌کند که انگار آنان نظاره‌گر عجایبند. آیا این تصویر مرتبط با آخرین صحنه فیلم نیست؟ مرد ژاپنی در پاسخ پلیس می‌گوید که همسر او از بالکن سقوط نکرده و سپس نمایی از شهری ژاپنی می‌بینیم (تغییر اعراض از اساس اسطوره؟) شهری که با مقاصد صنعتی ـ اقتصادی در تعارض با خواست دولت‌های بزرگ و قدرتمند جهانی قرار دارد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/62013
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید