در بازبینی تاریخ صدر اسلام، برهه زمانی رسالت پیامبراکرم محمد مصطفی(ص) از منظر راهبردهای دینی، وجوه کارکرد بسیاری برای جامعه اسلامی ایران دارد و امروزه در نظم نهادینه تبلیغاتی که جهان غرب در مکانیسم هایی چون وارونه نمایی حقایق، ترسیم چهره ای خوفناک از مسلمان و معرفی دین اسلام به عنوان منبع الهام تروریسم مصور ساخته است، آنچه عمق نگاه مسلمان ایرانی را به الگوی بی بدیل پیامبر اکرم(ص) در غلبه بر عملیات های هدفمند نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قریش اموی معطوف کرده، راهبرد نظم نوین اجتماعی بر مبنای آموزه های قرآنی است که در قالب هایی چون عقد اخوت، پیمان مدینه و عهدنامه غدیر در فرآیندی ۲۳ ساله قابلیت تحلیل یافته است.
از این منظر بحث مرزبندی اعتقادی و رویارویی های تاریخی میان جبهه حق و باطل منطبق بر شاخه بندی موضوعی فرهنگ جهاد بر مبنای الگوی معنایی آیات قرآن، دارای نموداری کاربردی در مرزشناسی مفهومی مبارزات گروه کفر و ایمان و شاخصه های هر یک در نمونه موردی طلوع و غروب تمدن ها در سوره اعراف است.
با توجه به این مدل تحلیلی در جریان شناسی رفتارهای انحرافی انسان ها در طول تاریخ بایستی به شیوه های شیطان برای نفوذ به درون انسان اشاره داشت که می توان از آن تحت عنوان مصداق ها و زمینه های فلسفی جنگ نرم در آیات قرآن و روایات یاد کرد.
در حقیقت پس از تفهم در مبانی اعتقادی متوجه می شویم که بحث زیباسازی گناه در نزد بشر یا جلوه نمایی خوش آب و رنگ وسوسه ها در نظر انسان، منطبق بر شاخص هایی چون هرم اندیشه ای زر- زور و تزویر، قالب تجسمی بت، حلول آوایی شیطان در گوساله سامری، غرورافزایی بشر و به طغیان درآوردنش مقابل پروردگار و به یک زبان کلی استفاده از هر صفت منفی در قالبی زیبا برای آنکه بشر به سمت آن فعل و گفتار رهنمون گردد، کارکرد ابلیس در جهان بشریت است که دقیقا می توان آن را نمونه ای تطبیقی در مقیاس کاربرد رسانه ها در جنگ نرم برشمرد.
به واقع جاذبه تصویر و قلم به عنوان دو ابزار قدرتمند در خلق وارونه ارزش ها و پوشاندن حقایق در هزاره سوم، وقتی در تاریخ پیشینیان بازیابی می شود، با شاخص درهم و دینار قابل انطباق است و این دو مولفه چنان آدمی را جذب خود می کرد که او بدون بهره گیری از قوه عاقله و تنها بر مبنای منفعت و اصالت سود به جهت دهی بر اعمال خود می پرداخت.
با عنایت به این تاثیرگذاری است که پیامبر ختمی مرتبت(ص) در حدیثی عامل گمراهی و انحطاط تمدن های گذشته را در دنیاباوری و پول محوری آدمی ارزیابی کرد و فرمود: "دوچیز تمدن های پیشین را فروپاشاند; دنیا همتشان شد و درهم و دینار خدایشان".
در اصل، وسوسه قدرت و شهرت همواره انسان هایی را آلت دست کرده و به زیبا جلوه دادن پلیدی ها و کریه نمایاندن خوبی ها ترغیب نموده است و انسان دنیاگرا چنان مست شراره های برآمده از سکه های طلا می شد که در حدیثی، مومنی را منافق جلوه می داد و منافقی را در میان پاکان قرار می داد که در اصلی ترین مصداق چنین مساله می توان به جعل حدیث معاویه در خصوص جریان لیله المبیت اشاره داشت که در یک وارونه نمایی، شان نزول حدیث لیله المبیت را به ابن ملجم انتساب داد.
در وجهی دیگر اندیشه ها در برخی مقاطع تسلیم زر و زور می شد و پلیدی ها چنان زیبا و دلربا جلوه می نمایاند که هر انسان سستی را به سوی خود می کشاند; به قولی در تاریخی که از آن تحت عنوان جاهلیت اولی یاد شده، پرچم های گمراهی بر سراچه هر منزلی افراشته و چهره شهرها را رنگ چرکی اعمال افراد پوشانده بود.
منطبق بر چنین شرایطی است که کارکرد اولیا و انبیا درهدایت بشر به سوی صلاح و نیکی، نمودی قابل پذیرش در سیر تطور اندیشه های بشری می یابد و حضور ایشان در راستای دستیابی انسان به کمال وتعالی، امری بایسته و تمهیدی شایسته از سوی خالق هستی برای رساندن امت ها به مدینه فاضله محسوب می شود.
از این زاویه اگر با نگاهی تحلیلی به آیات قرآن بنگریم مدل دفاع نرم در طرح اولیه، نمایی از وجدان بیدار بشر و فرشته نگهبان را در اذهان متبادر می گرداند و با توجه به چنین رویکردی، جامعه خودآگاه و خداباور هیچ گاه فرو نمی پاشد.
با توجه به این مقدمه تحلیلی و در سالروز شهادت نبی مکرم اسلام(ص) شیوه های راهبردی ایشان در مقابله با برنامه های تخریبی قریش اموی را از منظر و دریچه قرآن و روایات مورد ارزیابی و بازبینی سنجشی قرار می دهیم.
در گذری تحلیلی بر تاریخ اجتماعی اعراب پیش از ظهور اسلام متوجه می شویم که زنجیره ای ناهمگون از صفات منفی، شرایطی بغرنج را برای انسان آن روز پدید آورده بود و زمینه های شکل گیری یک انقلاب اصیل دینی احساس می شد.
از بعدی دیگر بررسی ویژگی های جامعه در جهل فرورفته پیش از اسلام که تاریخ پیدایش آن مقارن با ظهور مسیحیت بوده، مولفه ای بسیار ضروری در جهت شناسایی شاخصه های حرکتی اصلاح گرانه و انقلابی می باشد که در جامعه مکه توسط رهبری امین و موحد بر ضد سیستم استقرار یافته و حاکم صورت پذیرفته است; حرکتی که طی ۲۳ سال، جامعه بی تمدن شبه جزیره را با الگوهای نوین تمدن و جامعه شناسی برخاسته از قرآن مجید به سمت دروازه تمدن رهنمون ساخت و تابعی از وحدت جمعی و توحید باوری را در یک جامعه واگرا، ملحد و بت پرست به اجرا رساند.
ارزش این حرکت اصلاح گرانه زمانی مشخص می شود که بدانیم در دوران ۲۰۰ ساله پیش از اسلام که قرآن کریم از آن تحت عنوان جاهلیت اولی یاد کرده، نظامی سیاسی با علقه های قومی و قبیله ای در شبه جزیره عربستان استقرار یافته بود که آموزه هایش را از طریق چرخش نسلی و متداوم در بطن تفکر اجتماعی نهادینه ساخته بود.
بر اساس این تعریف زمانی از دوران جاهلیت می توان نشانه ها و مظاهر این مقطع را در مواردی چون فرزندکشی، خویشاوند کشی، فساد اجتماعی، انحراف اخلاقی، آلودگی به اشرافیت، قساوت،تعصبات نژادی و قبیله ای، مادی گری، کمیت گرایی، استبداد حکومت، تقلید کورکورانه، طلاق ظالمانه، ازدواج تحمیلی، قومیت محوری، شرک و بت پرستی، بردگی، بی حجابی زنان،ظلم پذیری و رباخواری ارزیابی کرد و اندیشه شی انگارانه زن را به عنوان مصداقی برجسته از اوج جاهلیت فرهنگی حجاز برشمرد.
از منظر اعتقادی نیز عنصر اصلی دین قبایل عرب جاهلی، شرک و بت پرستی و به تعبیری آمیزه ای از تعدد خدایان و طبیعت پرستی بود و توجه به جن و ارواح، و پرستش ماه و ستارگان در میان برخی قبایل رواج داشت; از دریچه نگاه علوی نیز لجاجت در برابر حق، حمیت و تعصب بی جا و شیطانی، خودپسندی و غرور، نگاه سطحی به آموزه های دینی و به کار نبردن گوهر خرد در خداشناسی از مصداق های برجسته جاهلیت است.
بر مبنای تامل بر آیات قرآن کریم نیز خط سیر جهل در تمام وجوه مفهومی اش از بدو حضور بشر در زمین تا جهان امروز به عنوان مولفه ای جدایی ناپذیر از انسان، منجر به بروز فجایع و مصایب بزرگی شده است چنانکه در برجسته ترین نمود جهل معنوی به شهادت فرزند پیامبر گرامی اسلام(ص) در نینوا می رسیم.
در حقیقت مجموع علت ها و موقعیت ها مانند اندیشه های سست، خرافه پرستی،طبقاتی شدن غیر منطقی جامعه، نژاد پرستی و انحراف اخلاقی، زندگی انسان ها را در آستانه نابودی قرار می دهد و بر این مبناست که تحول، اصلاح و انقلاب فکری و فرهنگی،راه حلی ایده آل برای برون رفت از این اوضاع وخیم در تمامی تاریخ بوده است.
از این منظر پیامبر گرامی اسلام(ص) در شرایطی بغرنج سکاندار کشتی طوفان زده جامعه عرب شد و با محور قرار دادن مولفه هایی چون خداپرستی، سرزنش و نکوهش بت پرستی، بیان اهداف متعالی بعثت در ابلاغ یکتاپرستی، تحقق فلاح و رستگاری بشر در پرتو توحید و همچنین تعلیم مرزهای جهان بینی الهی و انسان شناسی توحیدی، نظر بسیاری از مردم را به کارکرد اجتماعی دعوت جلب نمود;
گروهی حقیقت طلب و روشن بین اسلام آوردند، برخی بر عقل محاسبه گر خویش تکیه کردند و به ارزیابی شرایط پرداختند و بعضی از افراد در مقابل تفکر جدید برآشفتند که می توان دلایل موضع گیری این گروه علیه اسلام را در شاخص هایی چون تعصب جاهلانه در قبال سنت های موروثی، دنیا پرستی، منفعت گرایی، خودخواهی، پیشه نمودن تفکر استکباری، جبرگرایی و ناتوانی در پذیرش موقعیت ارزشی پیامبر(ص) و بنی هاشم مورد بررسی قرار داد.
قرآن کریم نیز دلایل مقابله با پیام آسمانی اسلام را در عوامل زیر دانسته است:
۱) نا مانوس بودن توحید ( سوره ص/ آیه ۵)
۲) دل بستگی به ارزش های جاهلی (سوره بقره/آیه ۱۷۰)
۳) بشر بودن پیامبر(سوره انعام/ آیه۸)
۴) حسد ورزیدن به موقعیت ارزشی اسلام (سوره زخرف/ آیه ۳۱)
۵) روی آوردن مستضعفان به پیامبر (سوره احقاف/ آیه۱۱)
۶) جبرگرایی (سوره نحل/ آیه ۳۵)
۷) هراس از فروپاشی نظام قبیله ای (سوره مریم/ آیه۸۱)
۸) درخواست های بی جا و ناممکن (سوره فرقان/آیات ۷ و۸)
۹) دلدادگی به دنیا(سوره اعراف/ آیه۷۱)
با توجه به این گستره فکری و فرهنگی در دوران جاهلیت بود که جنگ نرم قریش بر ضد پیامبر اکرم(ص) در قالب نیرنگ های عوام فریبانه و مجمع تهمت هماهنگ متجلی شد; مطابق آیات ۱۶ و ۱۷ سوره حجر، قریش با پدید آوردن جوخه تلخ استهزا که برای زیر سوال بردن مواردی چون نبوت،معراج و گزارش های پیامبر(ص) در خصوص نعمت های بهشتی به کار گرفته شد و همچین تاکید متکبرانه بر پیروی قشر محروم از آیین جدید، از هیچ تلاشی جهت کم اهمیت جلوه دادن حرکت اصلاح گرانه حضرت محمد(ص) فروگذار نکردند و در مسیر ابلاغ دین اسلام سنگ اندازی نمودند اما آیات امید بخش قرآن، پیامبر عظیم الشان اسلام را در راه رسالت دلگرم می کرد.
از وجهی دیگر می توان انعکاس قرآنی این شیوه تخریبی قریش اموی بر ضد پیامبر(ص) را در موارد زیر جست وجو کرد:
۱) درخواست انجام کارهای فرابشری (سوره اسرا»/ آیات ۹۰ الی ۹۴)
۲) پرسش های غیر منطقی و نامعقول (سوره اسرا»/ آیه ۸۵)
۳) فحش های رکیک و زدن تهمت سحر و جنون به پیامبر( سوره ذاریات/ آیات ۵۲ و ۵۳)
۴) ایجاد هیاهو و جنجال در هنگام تلاوت قرآن ( سوره فصلت/ آیه ۲۶)
۵) اسطوره، افسانه و شعر شمردن قرآن ( سوره فرقان/ آیات ۵ و ۶)
۶) تردید در وحیانی بودن قرآن (سوره نحل/ آیه ۱۰۳)
البته باید در کنار این موارد به دو جریان نقل داستان های عوام پسند توسط نضر بن حارث و ساختن افسانه های مطلق ستیزی چون غرانیق به عنوان دیگر وجوه عملیات سپاه جهل بر ضد آرمان و ارزش های دین اسلام اشاره داشت.
در واقع از آنجا که قرآن، برنده ترین سلاح محمد(ص) در ابلاغ پیام به شمار می رفت و آیات این معجزه جاودان از بنیادهای آفرینش، مرزهای مفهومی توحید، غایت مندی هستی و ضرورت کمال انسان در پهنه زمین سخن می گفت و بهسازی مناسبات فکری، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی را بستر و زمینه ای در صعود به قله های کمال و معنویت معرفی می نمود و به نوعی چنین پیامی از وجه کارکردی مسخر دلها بود، از اینرو واکنش شدید مشرکان را به دنبال داشت و آنها سعی کردند با اجرای مصوبه تحریم شنیدن آیات قرآن و ایجاد پوشش بر روی گوش زائران، صوت تاثیرگذار قرآن و پیام بیدارگر آن را از نفوذ در تفکر و قلوب جامعه بازدارند و وقتی سردمداران قریش با اینگونه اقدامات کاری از پیش نبردند، سیاست اعمال فشار بر مستضعفان را به مرحله اجرا در آوردند.
هدف از این کار بازگشت نومسلمانان از آغوش پرمهر قرآن به تاریکی برآمده از جهل و غفلت بود اما جاذبه آموزه های الهی قرآن و پیشنهاد مدبرانه هجرت به حبشه، علاوه بر حفظ نیروهای مومن، دستاوردی چون شناساندن پیام توحیدی جدید به سرزمین های بین المللی را به دنبال داشت.
پس از فعل و انفعالاتی چون محاصره سیاسی و اقتصادی در شعب ابی طالب و درگذشت دو یاور بزرگ دین یعنی حضرت ابوطالب(ع) و حضرت خدیجه(س)، پیامبر(ص) در سفر به طائف اگرچه با واکنش سرد سران قبایل روبرو شد اما بسترهای پی ریزی حکومتی اسلامی را تحت امضای معاهده عقبه اول با سران قبایل اوس و خزرج تدارک دید.
پیمان عقبه به عنوان یک نقطه قابل تامل در مسیر رو به جلوی ابلاغ دین اسلام، ثمره ای بزرگ چون سفر پیامبر به یثرب و تشکیل حکومت اسلامی را به دنبال داشت و این شهر با ورود رسول رب العالمین سیمایی دیگر یافت و مردم به میمنت حضور پیامبر اعظم(ص) آن را مدینه النبی نامیدند.
پایان گرفتن اختلافات دیرپای دو قبیله اوس و خزرج و ساخت مسجد به عنوان یک نهاد تشکل اجتماعی، نشان وحدت جمعی، مرکز آموزش، پایگاه پرورش و جایگاه پرستش از دیگر ثمرات حضور حضرت محمد(ص) در مدینه بود و پیامبر از طریق تاسیس مسجد ضمن نمایش ارکان اعتقادی دین اسلام، نخستین اقدام عملی را در جهت پیوند دین و دانش به انجام رسانید; همچنین با درایت والایی که داشت در پرتو ایجاد همگامی فکری، وحدت رویه و همسویی رفتاربه برقراری عقد اخوت میان جامعه مدینه مبادرت کرد تا علاوه بر آن که حس برادری ایمانی را در مسلمانان به وجود آورد از بروز اختلافات دامنه داری که ممکن بود از تفاخرات جاهلی سر برآورد جلوگیری کند.
در کنار این معاهده اجتماعی، پیامبر اکرم(ص) به تدوین قانون اساسی اسلام پرداخت تا با ایجاد وحدت سیاسی- فرهنگی و پیوندهای اجتماعی میان مسلمانان، بسترسازی جهت تشکیل و تثبیت حکومت دینی بر محوریت وحی و پیامبر خدا(ص)، برقراری امنیت عمومی و ایجاد آسایش روحی برای امت اسلامی، ترسیم خط سیر حرکت های سیاسی- اجتماعی مسلمانان و بیان مواضع اصولی اسلام در برخورد با ستمگران و هم پیمانان آنها، افق حکومت جهانی اسلام را فراروی مسلمانان قرار دهد.
در کنار این مسائل، جریان نفاق نیز به عنوان معضلی بزرگ رویاروی نظام نوپای اسلامی قرار داشت که پیامبر در مواجهه با رفتارهای آنها، از نگاه قرآنی بهره برد و به تبیین مرزهای نفاق برای جامعه پرداخت و در پرتو کلام بیدارگر پیامبر اکرم است که جریان نفاق برای مسلمانان در هر برهه زمانی تداعی گر صفاتی منفی همچون دروغگویی، تظاهر به اصلاح طلبی، فقدان شعور واقعی، نداشتن اندیشه و فهم درست، سرگردانی و حیرت، شایعه پراکنی، اضطراب درونی، تعصب بی جا، دورویی و لجاجت می باشد.
در فرازی دیگر وقتی محدوده اجرایی جنگ نرم و شیوه های تقابلی قریش بر ضد اسلام به جایی نرسید در آخرین تلاش جهت شکست حرکت انقلابی پیامبراکرم(ص) و در مسیر بازگشت سپاه اسلام از جنگ تبوک ، گروهی ۱۲ نفره قصد به شهادت رسانیدن پیامبر(ص) در هنگام عبور شتر ایشان از کنار دره را داشتند که به فرمان الهی، جبرئیل شتر را از سقوط به دره حفظ نمود و این جریان در کتب تاریخی به عنوان واقعه عقبه ثبت گشته است.
از زاویه ای دیگر می توان اصول، شیوه ها و اهداف حکومت نبوی را طبق چارچوبه تحلیلی زیر مورد ارزیابی قرار داد:
از این وجه اندیشه دینی که از زبان پیامبر(ص) مطرح شد برخلاف زندگی قبیله ای که تربیت افراد را در چارچوب های محدود شکل می داد، تعریف جدیدی از آداب رفتاری جامعه ارائه داد و شخصیت افراد را فراتر از محدودیت های قومی و در قالبی بازتابیده از ارزش های نهادینه شده در ساختار دین اسلام سرو شکل جدیدی بخشید. همچنین پیامبر(ص) در دوران سیزده ساله درگیری فکری با نظام جاهلی، به جای اینکه از راه غلبه و قهر اقدام کند از طریق ایجاد روحیه اخوت میان مسلمانان، همدلی به وجود آورد و به مرور زمان بر مبانی اشتراک در جهان بینی توحیدی و توافق بر سر رفتارهای اخلاقی، تردید جدی در نظام به اصطلاح سیاسی- اجتماعی و قبیله ای دوره جاهلی ایجاد کرد و به جای آن طرح نظام نوین اجتماعی دینی را پی ریخت; پیروی کورکورانه از آبا» و اجداد را گمراهی خواند و شخصیت مسلمان را مستقل از خاندان و طایفه شکل داد.
پیامبراکرم(ص) در دانشگاه انسان سازی خود با تاکید بر آموزه قرآنی" ان اکرمکم عندالله اتقاکم" تبعیض نژادی را محکوم، حکم ناحق را باطل و افتخارات جاهلی را ناروا شمرد; مطابق این رویکرد، حق فراتر از پیوندهای نسبی و عصبیت های قومی دانسته شد و خداوند برتر از تمام اقارب و خویشاوندان مورد توجه قرار گرفت.
پیامبر از همان ابتدای ابلاغ دین اسلام با طرح مفهوم سیاسی بیعت در جریان انذار خویشان نزدیک و سپس در بیعت عقبه اول، بستر سازمان فکری و ایده فرهنگی واحد را فراهم ساخت و بدین ترتیب شمار اندک مسلمانان در شعاعی محدود با نظام ولایی و حدود و قیود تعهدات متقابل آن آشنا شدند; در جریان پیمان عقبه دوم نیز در پرتو جبهه دینی واحدی که اوس و خزرج، هسته اولیه آن را تشکیل می دادند تشکل سیاسی روشنی پدید آمد و دوازده نفر به عدد نقبای بنی اسرائیل و حواریون حضرت عیسی مسیح(ع)، عهده دار مواردی چون تبلیغ اسلام، دعوت به توحید، شرایط پذیرش اسلام و تبیین مسوولیت ها و تعهدات مسلمانان شدند.
اساسی ترین اقدام در جهت شکل گیری امت اسلامی و تثبیت حکومت، هجرت پیامبراز مکه به مدینه بود که با پشتوانه آیات نورانی قرآن به عنوان تکلیف شرعی مورد تاکید قرار گرفت; از این پس مهم ترین آموزه ها در جهت قوت بخشیدن به عقیده مشترک نسبت به یکتای بی همتا و اصل توحید ارائه شد و خداوند به عنوان حاکم و صاحب ولایت مطلق، مطرح و رسول اکرم(ص) مسوول اعمال این ولایت و حاکمیت الهی معرفی گشت; بدین ترتیب، اساسی ترین اصل برای ایجاد وحدت و تشکل امت اسلامی که مبنای سیاسی و اجتماعی آن در دل آثار عبادی و تعبدی آن ریشه داشت، شکل گرفت.
خداوند، پیامبر(ص) را ولی یعنی متصدی خدمت برادرانه و سرپرستی مشفقانه قرار داد و رویه حکومت آن حضرت در ایجاد قسط و بسط عدالت را ملاطفت و عمل بر پایه منافع عمومی اعلام کرد; همچنین پیامبر از اصل مشورت در مشارکت دادن مردم در امور سیاسی، اجتماعی،نظامی و فرهنگی بهره گرفت و بر همین اساس بود که رسول خدا(ص) در اتخاذ مواضع استراتژیک، نقشه های نظامی و تدابیر سیاسی مشورت می کرد.
چنانچه در محاصره احزاب پیشنهاد سلمان فارسی در حفر خندق و شیوه تدافعی را به کار بست.
پیامبر(ص) در پرتو تعالیم اسلام، نظام اجتماعی و حکومتی مورد نظر خود را برپایه تعاون و همکاری دولت و ملت قرار داد و با طرح چارچوبه های قانون و قدرت اجرایی در بستری از آموزه های اصیل اخلاقی و همچنین تعیین حدود و ثغور مالکیت و ملکداری و نیز تبیین الگوی مصرف، اختلافات مالی و معیشتی را به حداقل ممکن کاهش داد و به منظور جلوگیری از دست به دست گشتن ثروت در میان گروه خاص، در کنار مالیات های واجب، نوعی مالیات داوطلبانه -صدقه- را مورد سفارش اکید قرار داد.
از بعدی دیگر، تعالیم قرآن با توجه دادن مردم به خدا، حاضر و ناظر دانستن او و دعوت آنان به پارسایی، از مردمی که تاراج مال و تملک زن و فرزند همدیگر کار روزمره و سهلی برایشان بود، انسان هایی ساخت که با همه قدرت بر تصاحب غاصبانه موجودی دیگران، به آن حرمت می گذاشت و نه تنها دستبرد به حقوق انسان ها -همکیش و غیرهمکیش- را روا نمی شمردند بلکه دارایی خود را نیز به همنوعان می بخشیدند.
حضرت محمد مصطفی(ص) براساس آموزه های الهی، به مسلمانان آموخت که علاوه بر دفاع از جان ومال و ناموس، میهن،آزادی، استقلال و دین خویش، موظف هستند تا به دفاع از ستمدیدگانی برخیزند که در سایر کشورها به تنهایی از عهده دفاع و یا مقابله با متجاوز برنمی آیند و از مسلمانان استمداد می کنند.
پیامبر گرامی اسلام(ص) از آغاز تا پایان عمرخود رفتار و گفتارش را برمولفه صداقت استوار ساخت چنانکه حتی دشمنانش او را با لفظ محمد امین و به عنوان شخصی راستگو می شناختند زیرا رسول رب العالمین الفبای اصول زندگیش را بر پرهیز از صفات منفی و زشتی چون بخل، آز و طمع، حسد وعوام فریبی قرار داده بود و همواره خود را به ویژگی های بارزی نظیر عفو، عطوفت، مهربانی، پارسایی و ساده زیستی می آراست.
با آن که از نژاد عرب بود اما تعصب عربی نداشت و در مسایل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، کتابی آورد که هیچ کس نتوانست نظیرش را بیاورد;حکومتی بر اساس عدل بنیان نهاد و از اهداف مهم او عدل دولت بر ملت و عدل ملت بر دولت و تشکیل امت واحده بود; مشت را با مشت پاسخ نداد، سپر را به جای شمشیر به کار برد و سلاح کشتار را صلاح زنده کردن قرار داد.
در میان محرومان ظهور کرد و از آنها مردمی مورد احترام جهانیان ساخت;با دوست مهربان بود و در برابر دشمن کینه و عقده نداشت; بسیاری از دشمنانش در شمار یاران وی قرار گرفتند و هیچگاه در میدان نبرد آغازگر جنگ نبود; در همه نبردهایش تربیت مقدم بر غلبه و پیروزی بود و در تاریخ بشر نخستین فردی است که پس از پیروزی، دشمن را مورد عفو قرار داد و سعادتش را خواستار شد; بر سراپرده اندیشه سیاسی اش پرتو "لااله الاالله" تجلی داشت و در آیینه رفتار حکومتی اش کارکرد این اندیشه یعنی فلاح و رستگاری انسان ها هدف بود.
در برآیندی کلی با ظهور اسلام و ارائه تز ضد سیستم قبیله ای توسط نبی مکرم اسلام(ص) ساختار اشرافی قریش و نظام قومی قبیله ای جاهلیت مبارزه خود با پیامبر اکرم(ص) را آغاز نمودند که دامنه آن از پدید آوردن جوخه تلخ استهزا شروع شد، با ارائه پیشنهادات وسوسه انگیز اقتصادی دنبال گشت و در نهایت به برخورد شدید با نیروهای نظام نبوی و شهادت یاسر و سمیه منجر شد.
مجموعه اقداماتی که پیامبر(ص) قبل از هجرت به مدینه انجام داد در زمینه تثبیت آموزه های دینی بود; اقداماتی همچون ابلاغ پیام در موسم حج، استفاده از قرآن مجید به عنوان ابزار پیام رسانی و فرهنگسازی، دستور هجرت به حبشه با دورنمای گسترش اسلام به خارج از مرزهای شبه جزیره ، سه سال زندگی در شعب ابی طالب که نمایانگر روحیه مبارزطلب و صبر ایمانی پیامبر و یارانش بود و نیز عقد دو پیمان عقبه اول و دوم با مردم مدینه، ضمن معرفی کامل دین خاتم به جامعه جزیره العرب به زمینه سازی در راه استقرار مبانی نظام سیاسی پیامبر در مدینه النبی و ظهور پایگاهی قدرتمند در مقابل مشرکان منجر گشت.
بررسی عملکرد پیامبر(ص) در مدینه النبی نشان دهنده بینش سیاسی بالا و هوشیاری بسیار ایشان بود که از همان لحظه ورود به مدینه خود را نمایاند; ماجرای ماموریت شتر و خرید خانه ابو ایوب انصاری که از بعدی مبارزه با روحیه ناسیونالیسم قبیله ای و از وجهی دیگر تبلیغ عملی یکی از اصول اسلامی یعنی نفی اشرافیت بود به پایه گذاری اولین پایگاه عقیدتی - آموزشی و ساخت مسجد منجر شد.
برقراری عقد اخوت و ایجاد هم پیمانی دینی به جای تعصبات قومی تلاشی در راه ایجاد همگرایی و اتحاد اجتماعی بود که ثمرات خود را در فتح مکه و عام الوفود نمایانگر ساخت; عقد پیمان با یهودیان، ضمن کوتاه نمودن دست توطئه گران از مدینه، هرگونه پیمان و ائتلاف با میان مشرکین و یهودیان را سست نمود; اگرچه این عهد در جنگ احزاب زیرپا گذاشته شد و موقعیتی خطرناک برای مسلمین به وجود آمد اما با شکست مشرکین و فرار آنها به مکه، موضع قدرتمندانه یهود نیز با فتح خیبر شکسته شد و فدک دستاورد این مساله بود.
اقدام نهایی پیامبر اکرم(ص) در زمینه تداوم جنبش عدالت خواهانه و حق طلبانه اسلام و نفی بینش شیخ سالارانه به ریاست عامه بود که در واقعه غدیر و معرفی علی(ع) به عنوان جانشین و انتخاب اسامه بن زید به فرماندهی اسلام رخ نمود; در واقع پیامبر در طول ۲۳ سال مجاهدت، از بعثت تا رحلت، انقلابی عظیم و تمدن ساز ایجاد نمود و در همه ابعاد و زمینه های فکری، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی حرکتی عدالت گستر و توحیدی برپا نمود که با محتوای اصیل و جامع دین خاتم برای همه زمان ها و مکان ها و همه مردم تناسب داشت. وی با نفی افکار، آئین ها و ارزش های ظالمانه جاهلی و قومی قبیله ای، خونی و نژادی، مالی و طبقاتی، شرک و بت پرستی و همچنین در هم شکستن ساختارها و مناسبات مبتنی بر آنها، اساس نظمی عادلانه، نو و انقلابی را پی ریخت که به تغییرات بنیادین و اساسی در ذهنیت ها و عینیت های حاکم انجامید; پیامبری که به تعبیر علی(ع) " سیره اش میانه روی و اعتدال، سنتش رشد و تکامل، سخنش جداکننده حق از باطل و حکم و فرمانش بر مبنای عدل و درستکاری بود".
همه مطالب را گفتیم اما بی شک ملکوتی ترین فصل زندگی پیامبر صحنه رحلت ایشان است; مرگی آرام و رحلتی باشکوه که عمق و باطن آن همچنان کشف ناشده است و عروجی که پیکره عرش الهی را به لرزه درآورد و جامعه اسلامی را در غمی جانگداز فرو برد.
روابط با اصحاب متفاوت است و در این میان نوع مناسبات با امیرمومنان علی(ع) حرف های بسیاری را با خود دارد; چه تاریخی در انتظار توست یا علی پس از رحلت استوانه ای چون محمد و این امت به علت شمشیرهای بران تو در راه رضای الهی چه کینه هایی را آشکار خواهند ساخت; پس اقدامی لازم است تا مرد حق در تندباد حوادث پس از رحلت پیامبر (ص) بتواند مسیر تحقق عدل اسلامی را هموار سازد و پیامبر اکنون در بستر مرگ سر بر شانه های برادرش علی نهاده و رازها را با وی باز می گوید.
"ای علی کینه هایی از تو در دل این امت است که تا لحظه مرگم آن را آشکار نخواهند ساخت" و علی که همچنان گوش سپار رازهای محمد است، ناگهان به حرف میآید: "در این دوران آیا دینم حفظ خواهد شد" و کلام محمد گویا حلاوت و شیرینی خاصی دارد زیرا علی آغوش خود را گشوده و رهسپار مسیر آینده می شود.
همه صحنه ها از جلوی چشمانش رد می شود اما گویا تاب و توان دیدن آنچه بر فاطمه رفت، قامت بلند علی را خم می کند; می بیند جفاهای امت رسول نسبت به خاندانش را و این مرد چه بزرگ است که همه این مصایب را می پذیرد; از ۲۸ صفر سال ۱۱هجری به ۱۰ محرم سال ۶۱ هجری می رود و صحنه های تلخ عاشورا همچون یک فیلم از جلوی چشمان حقیقت بینش می گذرد و چنین است که رمز تداوم خاندان محمد در قاب تاریخ تنها در یک کلمه قابل رهگیری است و آن خداست.
تاریخ را ورق زده و به گذشته می رویم; باز هم سال ۱۱ هجری و صحنه وداع عالم با آخرین فرستاده الهی را مرور می کنیم; سکانس عجیبی است و روح جاری در این واقعه(مرگ پیامبر) بشر را مدهوش می سازد زیرا حقیقتا مرگ پیغام شیرین وصل به معبود را منعکس می کند و کیست که از بازگشت به نزد آفریننده مهربان ناراحت شود و هنوز طنین صدای محمد در گوش تاریخ پیچیده است که "هرکه من مولای اویم از این پس علی مولای اوست".