جریان "ترجمه گرایی" به صورت یکی از چالش های اساسی و تهدید کننده در حوزه تولید دانش و علم بومی محسوب میگردد. روند رو به تصاعد ترجمهها و توجه و تأکید افراطی به علوم ترجمه ای، در طول زمان باعث اغفال از دانش محلی و کتب بومی گشته است. رسالهها و نوشته های دانشمندان و نویسندگان داخلی به جای حضور در کتاب های درسی و دانشگاهی و محافل علمی، در قفسه های کتابخانهها جای خود را به آثار ترجمهای داده است. بدین ترتیب دانش و علم بومی که نتیجه مطالعات و بررسی چندین ساله اندیشمندان رشتههای مختلف است و با مقتضیات فرهنگی و شرایط زمانی جامعه سازگاری بیشتری دارد، رفته رفته از یادها فراموش میگردد.
با آنکه در قرون اخیر ترجمه در کشور ما دارای قدمت زیادی نیست، اما بازتاب های نامطلوبی را در حوزه تولید علم ایران بر جای گذاشته است. بیتردید افراط در ترجمه گرایی دارای تبعات نامطلوب و آسیب رسان به حوزه علم پروری و دانش آموزی می باشد.
نظریهزدگی، پذیرش ناسنجیده مباحثی که در اغلب موارد با پشتوانه های عقیدتی و ایدئولوژیکی ملی و مذهبی کشور سنخیت و قرابت ندارد، کمرنگتر نمودن هویت علمی بومی و تخریب تلاشهای دلسوزانه دانشمندان ملی از جمله آسیب های بارز گرایش افراطی به جریان ترجمه گرایی میباشد. مقهور نظریات غیر بومی گشتن، مغفول ماندن دانش ملی و قلت رویکرد انتقادی به جریان ترجمه از تبعات نامطلوب افراط در ترجمه و آسیب ها و بازتاب های جریان ترجمه گرایی می باشد.
در جریان شناسی معضل ترجمه گرایی باید اذعان داشت که این پدیده در بادی امر دارای اهداف علمی بوده است. اما به تدریج این هدف با هم افزایی برخی جریان های مخرب خارجی و نیز داخلی که فرایندی آگاهانه و در برخی موارد نیز ناآگاهانه بوده است، به صورت یک جریان یک طرفه و سیاسی مبدل گشته است. در این راستا آغاز ترجمه گرایی علمی و اقتباس های متناسب از اندیشه های غربی به دوران صفویه برمی گردد. در این دوران بیشتر در زمینه های نظامی و سیاسی از آثار غربی اقتباس می گردید. از این رو اقتباس از غرب به صورتی سنجیده و برحسب ملاحظاتی چون مقتضیات زمانی و مکانی، محدودیتهای اعتقادی و هویت ملی و نیز متناسب با نیازهای حقیقی انجام میپذیرفت.
اما ردپای ترجمه گرایی ناسنجیده و افراطی به دوران قاجار و بویژه دوران پهلوی برمی گردد. در این دوران به دلیل برخی مطامع سیاسی و غرب زدگی برخی از دولتمردان، جریان ترجمه گرایی با شتابی مضاعف و بدون کمترین توجهی به مبانی فکری و اعتقادی ملی صورت می پذیرفت. لذا در این ادوار، کمیت و میزان انبوه آثار ترجمهای مطمح نظر بوده است، بی آنکه کیفیت و بازتاب جریان ترجمه گرایی در حوزه تفکر کشور مورد ارزیابی و نقادی قرار گیرد.
پس از پیروزی انقلاب مردمی و اسلامی ایران، روند ترجمه به صورت یک امر سازمان یافته و کارشناسی شده مبدل گردید. اما پس از جنگ تحمیلی و ظهور برخی جریان های به ظاهر روشنفکری و بویژه در سال های اخیر جریان مخرب ترجمه گرایی دوباره در حوزه علم و دانش ایران به منصه ظهور رسید. این آثار ترجمهای که چشم اندازهای نوینی را در عرصه تولید علم گشود، به تخریب هویت علمی - ملی دامن زد. نخستین بازتاب این جریان را میتوان ایجاد تغییرات بنیادی و ایجاد یک گسست در نسل های دانشگاهی و محافل علمی نام برد.
در این راستا رویکرد مطالعات علمی سنتی و احیای شرح و تفسیر متون بومی مورد غفلت قرار گرفته و در آثار ترجمه ای، به جای رهیافت های تفسیری، تحلیلی و انتقادی، رویکرد پذیرش مطلق و ترجمه پروری مورد توجه قرار گرفت. از این رو مرتفع نمودن چنین گسستی و احتجاج علم آموزان در دنباله روی مباحث فاخر ملی نیاز به یک بازنگری اساسی در روشمندی و چگونگی ترجمه گرایی دارد. امری که میتوان از آن تحت عنوان "بومی گرایی ترجمه" نام برد.
لذا در راستای اعتلای علوم ملی، بومی سازی ترجمه به عنوان یک رویکرد علمی که دارای هدف والای تولید علم بومی است، انجام می پذیرد. ایجاد تعادل بین تولید دانش ملی و آثار ترجمهای وارداتی از نتایج مثبت بومی گرایی ترجمه می باشد. البته باید خاطر نشان نمود که بومی گرایی در ترجمه آثار علمی به معنای آن نیست که جریان ترجمه به کلی و دفعتاً قطع گردد. بلکه روشمند نمودن و نظارت بر ترجمه از اهداف این فرایند تلقی می گردد.
متأسفانه دیدگاه و نگرشی که در حوزه ترجمه حاکم است، یک نگرش صرفاً پدیدار شناختی و توصیفی است، در حالی که توصیف می بایست با تحلیل، داوری و نقد آمیخته باشد. ترجمه فعالیتی است که بر زبان، فرهنگ و علم مقصد تأثیر میگذارد و بنابراین نمیتوان فارغ از هر نوع دغدغه از دیدگاهی صرفاً عینی و توصیفی به آن نگریست. باید در نظر داشت ترجمه با زبان و فرهنگ در پیوند است و همان گونه که می تواند
تمدن ساز باشد، میتواند تمدنبرانداز نیز گردد. بدین ترتیب شناخت ماهیت ترجمه، نقد ترجمه و آموزش ترجمه در ایران از جمله نیازهای اساسی و چالش برانگیز در بومی گرایی در ترجمه آثار علمی می باشد.
در بومی گرایی ترجمه آثار علمی، ترجمه گرایی می بایست براساس ملاحظاتی که مبنای فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی دارد، صورت پذیرد. این ملاحظات را می توان به صورت استعاره های ذیل تبیین نمود:
۱- ترجمه آثار علمی می بایست به صورتی تحدید شده و تعدیل یافته انجام پذیرد.
۲- در بومی گرایی ترجمه، می بایست مفاهیم و مباحث را با فرهنگ بومی و مبانی ارزشی آن سازگار و مطابق نمود.
۳- مترجم باید تا حد امکان از بهکار بردن کلمات و تعبیرات نویسنده که موجب انزوای علوم بومی است، پرهیز نماید.
۴- مترجم باید در ترجمه آثار به مبانی فکری و اخلاقی ملی متعهد بوده و بدون آنکه یک علم وارداتی و تغلیبی را ترویج دهد، موجب تولید علم در حوزه علوم ملی نیز گردد.
۵- مترجم باید انشقاق فرهنگی متن اصلی را به حداقل برساند.
۶- مترجم می بایست قابلیت های زبان فارسی و علوم ملی را بیشتر در ترجمه نشان داده و از بررسی تطبیقی با نظریات بومی فروگذار نشود.
۷- بازتاب ترجمه می بایست با معیارهای ملی و مذهبی سنجیده و ارزیابی گردد.
انتخاب کتاب از دیگر مسائلی است که در بومی گرایی ترجمه می بایست مورد نظر قرار گیرد. اما با این وجود فضای کنونی ترجمه حساسیت چندانی در انتخاب کتاب ندارد. باید کتابی جهت ترجمه انتخاب گردد که از یک سو نیاز و کمبودی نسبت به محتوای علمی آن در جامعه احساس شود و از سوی دیگر با چارچوب فرهنگی و اعتقادی جامعه سازگاری داشته باشد. یعنی از ترجمه آثاری که نوشتهها و محتوای آن با فرهنگ و دیدگاه عرفی و شرعی حاکم بر جامعه مغایرت دارد، پرهیز نمود. متقابلاً اثری که در تأکید و تأیید ارزش ها و ایدئولوژی های حاکم بر اعتقاد عمومی و مردمی میباشد و از لحاظ علمی و تبادل اطلاعاتی و دانشی نیز میتواند در سطوح علمی کشور موثر واقع گردد، میباید از لحاظ گزینش ترجمه ای در اولویت باشد.
ترجمه آثار علمی با آنکه فرایندی به ظاهر علمی است، اما در درجه نخست نمودی زبانی و فرهنگی دارد. بنابراین ترجمه با مسئله هویت ملی به صورت تنگاتنگی ارتباط پیدا میکند. انتخاب واژههای معادل و پرهیز از ورود کلمات بیگانه به ادبیات ملی مسئله مهم دیگری است که باید مترجمان به آن توجه داشته باشند. در ترجمه با گزینش و انتخاب سنجیده کلمات (علاوه بر محتوا و باطن علمی نوشته) میتوان ظاهر و الفاظ کتب ترجمه گشته را با گنجینه واژگان ادبیات بومی و محلی مزین کرد.در هر ترجمه میتوان فصلی یا بخشی را به نقد و تحلیل محتوای کتاب اختصاص داد و آن را با نظرات و دیدگاه تخصصی فردی یا ملاکها و معیارهای حاکم بر دانش ملی و بومی مورد انتقاد داد. مسئله اساسی در نقد ترجمه مسئله درست نقد کردن است. از جهت زبانی نقد ترجمه مستلزم داشتن ملاک است و از لحاظ محتوایی با اصول و مبانی دانش بومی و علوم داخلی میتوان مورد نقد قرار داد. اما همواره در نقد باید از پیشداوری های سخیفانه و قضاوت های شخصی پرهیز نمود.ما باید در عرصه ترجمه آثار علمی، هویت علمی- ملی خود را حفظ نموده تا قربانی استعمار علمی نگردیم. چرا که امروزه استعمار از نوع نظامی و سیاسی جای خود را به استعمار علمی و فنی داده است. در این راستا دانشمندان و اندیشهورزان داخلی با نگارش نظریات و دانسته های بومی و علمی خود میتوانند در غنی سازی علوم و دانش ملی نقش ارزندهای داشته باشند و از تهاجم علوم بیگانه و تحمیل دانش استعماری جلوگیری نمایند.مسئله برنامه تربیت مترجم از دیگر راهکارهایی است که در رویکرد بومی گرایی ترجمه، می بایست بدان مبادرت ورزید. اساساً برنامه آموزش تربیت مترجم می بایست به صورت یک فرایند علمی و دانشگاهی مورد توجه قرار گیرد. همچنین اصلاح شیوه ترجمه لغوی یا تحت اللفظی از دیگر راهکارهای بومی گرایی در ترجمه است. در واقع گسترش ترجمه لغوی، شیوه شایع ترجمه است که به یقین مطلوب نخواهد بود. زیرا در این روش مترجم به صورت یک عضو بسیار منفعل، تنها وظیفه برگرداندن مفاهیم متن اصلی را به زبان مقصد دارد. اعتماد علمی مفرط به مباحث مطروحه در علوم غیر ملی در گسترش ترجمه لغوی سهم بسزایی را ایفا مینماید.همچنین چگونگی و کیفیت بازگردان آثار علمی، نیاز به نظارت علمی دقیق از سوی نهادهای دولتی و علمی دارد. شتاب و سرعت در ترجمه کتابهای حوزه علوم انسانی به عنوان آفتی در انتقال و تحمیل دانش غیر بومی محسوب می گردد. کتابهای ترجمه نیاز به نگاه منتقدانه دارد و تنها در این صورت است که تولید و عرضه ترجمههای نادرست متوقف خواهد شد.