امروز جمعه 22 خرداد 1405

Friday 12 June 2026

راهی متفاوت برای مداوای مشکلات روحی


1401/08/01
کد خبر : 61507
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 33 نفر
در قلمرو سرزمینی که آن را به نام ایران می‌شناسیم، ادبیات در همه گونه‌هایش، شناسنامه فرهنگی و آینه آرمان‌ها، اندیشه‌ها و باورهای ساکنان این خطه است. تنیدگی تمثیل، شعر، قصه و استعاره در زبان محاوره‌ای ایرانیان، آنچنان است که در گفت‌وگوهای ساده‌ عامی مردمان این حوزه‌ تمدنی هم می‌توان ردپای اسطوره‌ها، قصص تاریخی، ضرب‌المثل‌ها و نمونه‌های دیگر ادبی را یافت. صرف‌نظر از مولفه‌های متعدد فرهنگی که با اصطلاح کلی «فرهنگ شرقی» می‌شناسیم، ذهن آشنا به ادبیات، سرمایه‌ای کم‌نظیر و فرصتی گران‌بهاست که در دستان درمانگر آشنا به این فرهنگ می‌تواند دستمایه‌‌ تجدید ساختار شناختی و اصلاح اعوجاجات ذهنی باشد و در جهت فراهم‌آوری یک طرح درمانی به کار رود. در این میان قصه و تمثیل در اغلب فرهنگ‌ها و تمدن‌های بشری از ابزارهای اصلی تفکر و ارتباط بوده است و قصه‌های کلاسیک به ویژه از آن‌رو که ابتدا و پایان مشخصی دارند (دو مولفه‌ای که تاریخ و زندگی آدمی فاقد آن است) این توان بالقوه را دارند که مفاهیم خاصی را در اذهان آماده یا آماده‌شده ثبت کنند. در ادبیات ما، خصوصا در آثار کلاسیک، قصه‌ها و تمثیل‌ها غالبا ساده، سرراست و فاقد پیچیدگی‌اند و فهم آنها برای اذهان متوسط، دشوار نیست. گذشته از ادبیات غنی ایران‌زمین و گستردگی آن در همه‌ زمینه‌ها، باید گفت دین اسلام و متن مقدس آن- قرآن- نیز از دلایل آشنایی مردم ما با قصه و کاربردهای آن است. قرآن، سرشار از قصه‌هایی است که به تصریح خود این کتاب، هدفی شناختی و معرفتی را دنبال می‌کند و تغییر باور، اصلاح عقاید و تنبه و تذکر را پی می‌گیرد. این ویژگی البته مختص قرآن نیست و در همه کتب مقدس دیده می‌شود. علاوه بر این در کشور ما این رویکرد (استفاده از قصه برای تغییر شناخت) در مهم‌ترین آثار ادبی نمودی ویژه دارد و از این میان، مثنوی‌معنوی مولانا اثری شاخص به شمار می‌رود. در دو، سه سال اخیر موضوع تمثیل و اثرات درمانی آن به دلایلی برای نگارنده اهمیت دیگری یافته ‌است که مهم‌ترین آنها نخست، غوغایی است که کتاب کیمیاگر اثر «پائولوکوییلو» ابتدا در جهان غرب به‌پا کرد و بعد با ترجمه به۳۰ زبان دیگر دنیا از جمله زبان فارسی، جهانگیر شد بی‌آنکه کسی به یاد بیاورد آنچه نویسنده به تفصیل و با نوعی داستان‌پردازی مدرن آورده است، نزدیک به هفت قرن پیش در کتاب شریف مثنوی عینا آمده است (مثنوی، دفتر ششم؛ حکایت آن مرد که خواب دید: آنچه می‌طلبی از یسار، به مصر وفا شود و... خلاصه آنکه، یقین کن که در خانه غیرخود، نمی‌باید جستن)؛ و دوم این حکایت پیش از آنکه منبع آن را بگویم، نخست بازگو می‌کنم و یقین دارم بسیار شنیده‌اید که از جملات قصار فلان عارف یا صوفی است یا شاید هم از جبران خلیل جبران یا دکتر شریعتی و دیگران؛ یا بر در و دیوار اداره‌ای دولتی و از بیان امام سجاد (ع) خوانده‌اید: «آمده‌ است که موسای پیامبر در مناجاتی به پروردگار خود چنین می‌گوید که خدایا من در کلبه محقرم و در خلوت فقیرانه‌ام چیزی دارم که تو در عرش کبریاییت نداری! آری! من تو را دارم و تو چون خودی نداری». این حکایت برگرفته از کتاب «روح الارواح فی شرح اسماء الملک الفَتّاح» است که نویسنده آن «احمدمنصورسمعانی» در قرون پنجم و ششم می‌زیسته است. تردید نمی‌توان کرد مثال‌هایی از این دست در ادبیات ما هم‌اکنون، مضمون‌ساز نویسندگان و شاعران بسیاری در سراسر دنیاست. این مواد اولیه- که اغلب از کیفیتی بسیار بالا هم برخوردارند - قابلیت تبدیل شدن به خمیرمایه درمان‌های شناختی را دارند. یکی از بارزترین نمونه‌های موجود برای استعاره و تمثیل، باز هم در مثنوی، قصه «فیل» است اندر خانه تاریک که به زیبایی اختلاف برداشت بین مردم را به دلیل تفاوت در نظرگاه یا به دلیل فقدان بصیرت عمیق و دید گسترده‌تر بیان می‌کند و در نهایت هم می‌گوید: از نظر گَه گُفتشان شد مختلف آن‌یکی «دال»اش لقب‌داد، آن«الف» در کفِ هریک اگر شمعی بُدی اختلاف از گفتشان بیرون شُدی قصه، تمثیل یا استعاره درمانی اگرچه برخی درمانگران، همه فرآیند درمان را نوعی قصه‌درمانی می‌دانند و با عنوانی مستقل با این نام موافق نیستند، امروزه در کشورهای غربی، این شیوه درمان را رویکردی جدا از سایر درمان‌ها و البته بسیار نزدیک به «شناخت‌درمانی» می‌دانند؛ شیوه‌ای از درمان روان‌شناختی که به باورهای مراجع و برداشت‌های وی از رویدادهای پیرامونش می‌پردازد و تلاش دارد مشکلات موجود در آنها را برطرف کند. مشاورانی که رویکرد شناختی را به کار می‌برند، معتقدند تفکر غیرمنطقی، عامل اصلی حل نشدن مشکلات عملی و هیجانی است و قصه‌درمانی می‌تواند دریافت‌های موجود در مراجع را بازسازی و محدودیت‌ شناخت‌های فعلی را برای او به صورتی ذهنی، تجربه‌پذیر کند. طبیعی است که فرآیند قصه‌درمانی، بیان ویژه و «واژه‌شناسی» خاص خود را می‌طلبد، زبانی که با ادبیات مراجع غرابت ندارد و در عین حال در درمان سنتی نیز مشابهی نمی‌بیند. هرچند در جریان قصه‌درمانی از «استعاره» نیز می‌توان استفاده کرد؛ غالبا این استعاره است که به مراجع اجازه می‌دهد تجربیات خود یا هرآنچه مساله و مشکل می‌داند بیرونی کند و کل یا بخشی از زندگی‌اش را داستان‌گونه بیان کند. در حقیقت این مراجع است که استعاره را برای درمانگر شکل می‌دهد و درمانگر با هوشمندی، زندگی مراجع را به شکلی تمثیلی یا استعاری به خود وی بازخورد می‌دهد. این امر اگر با ظرافت انجام شود، اجازه می‌دهد موضع بی‌طرفانه و غیر‌قضاوتی درمانگر تقویت‌شود و از سوی دیگر، دعوت غیر‌مستقیم از مراجع است برای شروع فرآیند«تغییر» که هدف نهایی درمانگر است. آنچه برای درمانگر اهمیت ویژه دارد، «تغییر» است و این تغییر در باورها، احساسات، روابط یا «self–concept» اولا: به تغییر زبان نیاز دارد و ثانیا: به صورتی غیرمستقیم باید هدف‌‌ قرارگیرد. یک مثال معروف از این دست استعاره «رودخانه» است. بسیار پیش می‌آید که بیمار زندگی پرپیچ و خم خود را چنان تعریف می‌کند که انگار رودخانه‌ای است جاری در میان کوه‌ها، دره‌ها و با موانع طبیعی و غیرطبیعی – انسان‌ساز– چون صخره‌ها و سدها که در تلاش همیشگی برای رسیدن به دریاست. گذر از سختی‌ها و موانع، تغییر مسیر‌دادن‌های بسیار و در نهایت رسیدن به خوشبختی، نیروانا، آرامش یا وصال پرودگار که با توجه به باورهای مراجع، نام‌های دیگری نیز می‌تواند به خود بگیرد. هرچند قصه‌های‌ کلاسیک و تمثیل‌های رایج در ادبیات اندرزگوی فارسی، نوعا دارای شخصیت‌پردازی است و سیر ماجراها در «زمان» و «مکان»هایی روی می‌دهد، به دلیل اینکه تاکید بر این سه عنصر چندان زیاد نیست، قابلیت تعمیم قصه‌ها بالاست. در استعاره اساسا چنین مولفه‌هایی وجود ندارند و اگر هم به نوعی انیماسیون (جاندارپنداری) یا چیزی شبیه به آن رخ‌دهد، برای شنونده باورپذیر خواهد بود. نکته بسیار مهم دیگر نزدیک‌شدن و حتی گاه یکی‌شدن فضای تفکر در درمانگر و مراجع است. وجود «یک» استعاره، هر دو سوی درمان‌را به سوی موضوعی واحد، متمرکز می‌کند که نتیجه آن می‌تواند افزایش همدلی و رابطه درمانی و نزدیک شدن زبان، ادبیات مشاور و مراجع باشد. بنابراین کمرنگ بودن مولفه‌های زمان، مکان و شخص، تعمیم ‌پذیری تمثیل را تقویت می‌کند و دو‌سویه بودن آن، همدلی را افزایش می‌دهد. ● نتایج تمثیل و استعاره-درمانگری در اینجا به صورتی اشاره‌وار فهرستی از ویژگی‌های مثبت رویکرد استعاری در درمان را بیان می‌کنم: ۱) ایجاد تجربه ذهنی و قرار‌ دادن مراجع در موقعیتی نزدیک‌تر به فهم مشکل فعلی. ۲) قابل‌تصور کردن یک موقعیت ویژه برای شنونده با بیان تجربه‌ پرسوناژهایی که آن موقعیت را زیسته‌اند. ۳) تبدیل اصول و مبانی یک منطق فکری و چارچوب نظری به جملاتی باورپذیر با قابلیت به یادسپاری. ۴) تبدیل کنش‌های ذهنی و انتزاعی به حقایق ملموس، عینی و تجربه‌پذیر. ۵) ساده‌تر کردن مسایل و مفاهیمی که ذاتا مبهم و پیچیده‌اند. ۶) آموزش‌دادن، اندرزگویی و به چالش ‌کشیدن یک باور غلط به شکل غیر مستقیم. ۷) کمک به مراجع برای خروج از موضع انکار با استفاده از ابتلا قهرمان (یا ضد قهرمان) به مشکل مورد نظر. ۸) تقویت جایگاه درمانگر، تاکید بر تسلط کلامی او و احاطه‌اش بر موضوع مورد مشاوره و در نتیجه افزایش اعتماد بیمار به درمانگر. ● قصه‌درمانی در زمینه درمان گروهی بسیاری از بیماران مبتلا به روان نژندی بر این باورند که چیزی برای ارایه به دیگران یا بخشیدن به آنها ندارند. آنها خود را از «ایثار» و گذشت محروم می‌دانند و احساس می‌کنند باری بر دوش خانواده و دوستان‌اند و به دلیل اعتماد به نفس خدشه‌دار شده، در گروه هم کمتر حرف می‌زنند یا غالبا فکر ‌می‌کنند. حرفی برای گفتن ندارند و از آنجا که هدیه‌دادن راهی است برای دوست‌داشته‌ شدن، خود را محبوب کسی نیز نمی‌بینند. قصه «سوپ سنگی» مناسب افرادی است که به این دلیل یا فقدان اعتماد کافی در گروه از خود حرفی نمی‌زنند. این قصه برگرفته از فولکلور اروپای شرقی است: سه سرباز در بازگشت از جنگ وقتی به سوی موطن خود برمی‌گشتند، راه را گم‌کردند و بدون آذوقه وارد سرزمینی دیگر شدند. در اولین روستا وقتی درخواست غذا و جایی برای خواب کردند، ساکنان روستا جز دست رد چیزی به آنان ندادند. سربازان در نهایت از روستاییان اجازه خواستند که برای درست کردن«سوپ سنگی» آتشی برپا کنند و از آنان یک دیگ بزرگ خواستند و مقداری آب. پس از اینکه آب به جوش آمد از روستاییان حیرت‌زده خواستند که تعدادی شن و قلوه‌سنگ بدهند و در دیگ بیندازند. همچنان‌که سنگ‌ها را در آب جوش می‌انداختند، یکی از سربازان گفت: «‌ای کاش کمی هویج داشتیم... سوپ سنگ با هویج عالی می‌شود.» سرباز دیگر به او گفت که: «هویج کجا بود؟» و یک روستایی جواب داد: من کمی هویج در منزل دارم و برای آوردن هویج به منزل رفت. به همین صورت اقلام دیگری که لحظه به لحظه به ذهن سربازان می‌رسید به سوپ سنگ اضافه می‌شد. روستاییان که ناخودآگاه در پختن سوپ سنگی سهیم شده‌بودند، منتظر آماده‌شدن آن بودند و در نهایت پس از آنکه سوپ را با سربازان میل‌کردند، برای شب آنها را به منزل خود دعوت‌کردند. مهم‌ترین نکته آموزشی قصه سوپ سنگ، این است که هرکسی، چیزی دارد که آن را روی میز بگذارد و نه‌تنها خود که دیگران را هم سیر‌کند. درس دوم این است که کل از تک‌تک اجزای آن بزرگ‌تر است؛ اصلی بدیهی که گاهی به راحتی فراموش می‌شود. هویج، سیب‌زمینی، گوشت و حبوبات هر کدام به تنهایی «یک» ‌چیزند ولی جمع آنها غذایی کامل و البته به‌اندازه همه است: یک سوپ کامل برای سربازان و روستاییان، یک غذای کامل برای بدن و خوراکی روحانی برای ذهن و روان و احساس مطبوع گرمی و تعلق به گروه همه از ثمرات مشارکت در این کار گروهی است. ● استعاره‌های چند وجهی استعاره درخت در کتاب «قدرت استعاره» به چاقوی سربازان سوییسی و به عبارتی آچار فرانسه تشبیه شده است. زیبایی چشم‌نواز آن مظهر ارزش دیداری درخت است؛ تنه و شاخه‌های خشک شده‌اش هیزمی برای گرما و زندگی و میوه آن نماد غذا و سلامتی است. آن گونه که در انجیل می‌آید، درخت نمادی از دانش است و بنابر متون بودایی مظهر رشد و بالندگی است و سیر زندگی آن (دانه، شخم‌زدن زمین و آماده‌کردن) درست مانند شکل‌گیری تدریجی «خود» است. دانه‌ای که به‌آرامی سر از خاک بر‌‌می‌آورد و تنه درخت با ساقه‌های متعدد، شاخه‌ها و برگ‌ها هریک نمودی از ابعاد «self» را بازمی‌نمایاند: ریشه بازتاب رهایی از وابستگی‌هاست؛ تنه، بر قدرت و توانمندی درخت دلالت دارد که منشأ آن تکیه بر اصول و مبانی محکم و تمرین و عمل است، شاخه‌ها، هارمونی و اعتدال را تصویر می‌کنند و برگ‌ها، جوانه‌ها و گل‌ها، هریک ابعاد متفاوتی از رشد آرامی را نمایندگی می‌کنند و در نهایت میوه‌ درخت نماد کمال و نهایت بالندگی و خلق است: یکی‌شدن جسم، ذهن و روح با نیروی برتر جاری در همه هستی. آنتوان دوسنت اگزوپری همین استعاره را به نوعی دیگر بیان می‌کند: «رسیدن به روشنایی.» درخت در آغاز چیزی جز دانه نیست. تنه، ساقه و شاخه‌ها بعدتر می‌آیند و در نهایت هم درخت هیمه‌ای برای سوختن است. درخت نیرویی است که با حوصله و آرام، راه خود را به ‌آسمان باز می‌کند. تلمود- عهد عتیق- به نوعی دیگر، درخت را با «دانش» پیوند می‌دهد. دانش بسیار با عمل کم مانند درختی است با ریشه‌های اندک و شاخ و برگ فراوان که با کمترین باد می‌افتد و عمل بسیار بیشتر از دانسته‌ها، چون درختی است با ریشه‌های بسیار و شاخ و برگ کم که همه بادهای جهان را یارای انداختنش نیست. استعاره درخت برای تقویت خود‌باوری و خودآگاهی می‌تواند هم در درمان فردی و هم در گروه مورد استفاده قرار‌‌ گیرد. در این مورد از مراجع می‌خواهیم خود را به شکل یک درخت تصور کند. تصویری که وی مجسم می‌کند، ابزار کشف توانایی‌های او تواند بود و از آنجا که درخت به‌طور طبیعی با رشد پیوند می‌خورد، ابعاد مختلف رشد شخص نیز قابل کشف خواهد بود: رشد جسمی، هیجانی، معنوی و رشد ذهنی و هوشی از این قبیل‌اند که تکامل آنها و وضعیت نهایی‌شان در آینده با این استعاره قابل تصویر است؛ سپس از او می‌خواهیم آنچه را در ذهن دارد روی کاغذ بکشد و بعد می‌پرسیم که درخت او چه پیامی برایش دارد؟ بعد هم از گروه می‌پرسیم که هریک از آنان، مراجع مورد نظر را چگونه دیده‌است. نتیجه‌ این تمثیل در درمان گروهی، کمک به خودآگاهی بیشتر مراجع است. ● منابع استعاره استعاره می‌تواند از هر جایی به دست آید، منابع دینی، کتب ادبی، ادبیات کلاسیک، فولکلور و حتی تجارب عادی زندگی روزمره همگی از منابع نامحدود استعاره‌اند. بدیهی است قصه‌ها، اسطوره‌ها یا تجاربی که تقریبا در بیشتر نقاط جهان به نوعی تکرار می‌شوند (مثل استعاره درخت) موفقیت بیشتری دارند. در کدام بیماران می‌توان از تمثیل و استعاره استفاده کرد؟ گزارش‌های بسیاری وجود دارد که حاکی از اثربخشی درمان مبتنی بر استعاره و قصه در مبتلایان به اختلالات خلقی (از جمله اختلال دو قطبی و افسردگی اساسی)، اسکیزوفرنیا و سوءمصرف مواد است. اطلاع دقیق از تاریخچه‌ زندگی و مشکلات قبلی بیمار برای استفاده از این روش ضروری است. مثلا اگر کسی در گذشته عزیزی را به دلیل غرق شدن در رودخانه از دست داده‌ ممکن است با استعاره «رودخانه» نتوان به وی کمک کرد؛ از سوی دیگر درمان شناختی به کمک قصه و تمثیل، ممکن است در «انتقال» و حتی «انتقال متقابل» (ایجاد نوعی ارتباط، نگرش یا وابستگی بین درمانگر و بیمار) نقشی داشته باشد و از این نظر هم باید به اندازه‌ کافی دقت شده تا این فرآیندها در خدمت درمان و رابطه‌ حرفه‌ای قرار گیرد. همراهی استعاره درمانی با هنر درمانی، رفتار درمانی شناختی (CBT) و دیالکتیکی (DBT) نیز تجربه شده و نتایج مثبتی به دنبال داشته ‌است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/61507
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید