امروز یکشنبه 31 خرداد 1405

Sunday 21 June 2026

راهی به سوی ناکجاآباد


1401/08/01
کد خبر : 59265
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 52 نفر
هدف اعلامی بسیاری از مکاتب و دیدگاه های سیاسی و اقدامات دولت ها در جهان، ریشه کن ساختن فقر و محرومیت در جامعه است. سیاست ها و قوانین دولت ها در جهت فقرزدایی و مبارزه با محرومیت ها بوده است، ولی در این میان تعداد بسیار اندک و محدودی از این سیاست ها و اقدمات آن هم به صورت سطحی موفق به اجرای اهداف خود شده است. در جهان روش ها و طریق های مختلفی برای ریشه کن کردن فقر وجود دارد. یکی از روش هایی که برای رسیدن به این هدف وجود دارد سوسیالیسم است و این روش نیز در جهت نیل به اهداف خود ناموفق بوده است. کسانی که این روش را اختراع کردند، در ابتدا فکر می کردند که اصول و روش کاری آنها درست و بر طبق واقعیت جوامع است ولی در پایان کار نتایج و حاصل کار، واقعیت دیگری را اثبات کرد. سوسیالیسم با اصول ویژه و متفاوت خود از نظام سرمایه داری سعی در کاهش فقر و نابرابری های در جوامع خود داشت، در این روش تمام سرمایه و اموال از مردم گرفته می شود تا به دست دولت و حکومت داده شود تا به دست دولتی و به روش عادلانه بین مردم تقسیم گردد تا به این طریق سرمایه داری و کثرت ثروت جوامع در دست عده ای از افراد جامعه از میان رود. در واقع با انباشت سرمایه ها و دارایی های ملی و مردمی در دست دولت ها سعی در ایجاد نظامی متعادل و برابر از نظر دارایی های مادی و اجتماعی داشت. ولی مسئله اساسی که در این مکتب از یاد رفته بود این است که دولت متشکل از تعدادی از انسان ها است که آنها نیز در معرض خطا و وسوسه نفس قرار دارند و در انجام کار خود مطمئناً کوتاهی خواهند نمود و سعی در انحراف منابع و امکانات اجتماع به نفع و در جهت اهداف خود خواهند داشت. بعد از گذشت مدتی و انجام سیاست های مورد نظر نتایج این اقدامات در جامعه چیزی پرضررتر و بیکاره تر از وضعیت موجود را نشان داد. وضعیت کشورهای اروپای شرقی سابق نشان از وجود فقر و محرومیت ها و فاصله طبقاتی زیاد میان اقشار مختلف این جامعه را داشت. در حالی که رهبران این جوامع از شعارهای پرطمطراق و سیاست های کلان فقرزدایی سخن می گفتند ولی در عمل قادر به غلبه بر وسوسه نفس و تعلقات دنیوی خویش نگشتند.‏ نظام اسلامی نمی تواند از الگوی شکست خورده نظام سوسیالیستی تبعیت کرده و آن را تأیید نماید. چرا که فاصله اهداف و آرمان های اسلام از نظام سوسیالیستی به همان اندازه است که از نظام سرمایه داری فاصله دارد. چرا که نظام سوسیالیستی، فرصت را از مردم گرفته و آنها را در حل مسائل اجتماع و مشکلات زندگی خویش کنار می گذارد. استعدادها، ابتکارات و مشارکت های مردمی را نادیده می انگارد، در حالی که در اسلام و روش زندگی انبیاء یکی از اساسی ترین اصول مشارکت های مردمی در حل بحران ها و مشکلات جامعه است و در آیات قرآن نیز این مسئله صریحاً بیان شده است. ولی در این نظام، کار، تولید، ثروت، ابزار تولید، منابع عمده سرمایه و تولید را در دولت متمرکز و به آن متعلق می کند. این روش هرگز نتوانسته است در حل مسائل جامعه و ایجاد راهکارهای مناسب جهت فقرزدایی موثر واقع شود. چرا که تنها راه حل مشکلات جهان و ریشه کنی فقر در جامعه تعالیم اسلام و ایجاد حکومتی برگرفته از این تعالیم و اصول می باشد که عدالت اجتماعی بیان گشته در کتاب آسمانی و تعالیم وحی را در جامعه ایجاد و اجرا نماید. امنیت اقتصادی و اجتماعی را در جامعه گسترش داده و بی سوادی را ریشه کن سازد. بدون تعالیم اسلامی و احکام دینی نمی توان به اهداف و سعادت جامعه رسید. در واقع تنها رهبری دینی و الهی می تواند با در نظر گیری اصول و احکام مذهبی عدالت اجتماعی را بین طبقات و اقشار جامعه برقرار سازد.‏ نظام سرمایه داری نیز همانند نظام سوسیالیستی با شکستی بزرگ مواجه گشته است، چرا که در این نظام، اصل بر پیشرفت ثروتمندان است. امروز در دنیای سرمایه داری و کشورهایی که زیر سلطه استکبار جهانی است، حرکت به سمت رشد پولدارها و سرمایه دارهاست و آنچه در فکر و اندیشه آن نیستند طبقات محروم و مستضعف جامعه است. در اهداف و مقاصد اصلی این نظام نیز طبقات محروم و فقیر که بخش اعظمی از جامعه را تشکیل می دهند فراموش گشته اند و اگر در سیاست های دولتی و اقدامات فقر زدایی کمکی به محرومین و مستضعفین صورت گیرد هدف از آن این است که از این طبقات در جهت اهداف سرمایه داری و به نفع ثروتمندان جامعه استفاده شود و مبنای اقتصاد امروز دنیای سرمایه داری و استکبار بر این است. در طول زمان هم، سلاطین و قدرتمندان و مستکبران، بر همین روال حرکت کرده اند، تا موفق به حفظ قدرت و ثروت خود گشته اند، چرا که از حق و حقوق دیگر مردم و طبقاتی که قادر به دفاع از حقوق خویش نیستند به نفع مقاصد شخصی استفاده کرده اند.‏ تقسیم ثروت در نظام سرمایه داری امری مردود است. در نظام های سرمایه داری، اساس رشد اقتصادی، شکوفایی اقتصادی، ازدیاد و تولید ثروت است. ارزش هر فرد در جامعه به میزان قدرت و کارایی وی در تولید بهتر و بیشتر ثروت است. تقسیم قدرت نیز بر این اصل صورت می گیرد. در نظام اسلامی ارزش و اعتبار انسان بر اصل دین داری، تقوا، درستکاری و میزان خدمت به جامعه است. تمامی انسان ها با یکدیگر برادر و برابر بوده و از لحاظ رعایت قوانین و مقررات جامعه همه اعم از فقیر و ثروتمند با هم برابرند. چنان که حضرت علی (ع) در دادگاه اسلامی با مردی که زره او را برداشته بود در یک طبقه و به صورت برابر مورد قضاوت قرار گرفته و رای دادگاه به ضرر او تمام می شود ولی این امر باعث ایمان آوردن همان شخص به اسلام و پس دادن اموال حضرت می شود. این مسئله که رهبر یک جامعه بزرگ به یک فرد معمولی در یک سطح و طبقه مورد قضاوت قرار گیرد در هیچ جای جهان و در هیچ مکتبی دیده نشده است.‏ چنان که واقعیت کشورهای سرمایه داری نیز این مسئله را تأیید می کند که در این کشورها اعتبار و نفوذ فرد در مقام و قدرت های جامعه در میزان ثروت و دارایی مادی اوست. مسئله این نیست که تبعیض یا فاصله طبقاتی پیش بیاید. فاصله در درآمدها و نداشتن جمع کثیری از مردم، نگرانی نظام سرمایه داری نیست. در نظام سرمایه داری، حتی تدابیری که ثروت را تقسیم می کند، از نظر نظام سرمایه داری، تدابیر منفی و مردودی است. نظام سرمایه داری می گوید: "معنی ندارد که ما بگوییم ثروت جمع کنید تا آن را از شما بگیریم تقسم کنیم. این معنا ندارد! اینکه شکوفایی نخواهد شد."‏ یکی از علل شکست در نظام سرمایه داری این است که از عدالت اجتماعی غفلت شده است. نظام سرمایه داری در دنیا، دنبال آبادی، عمران و پیشرفت علوم و صنعت در کشورهای خود رفتند. بدون اینکه به اصل عدالت اجتماعی اهتمام قابل اعتنایی داشته باشند. آنها به بعضی از اهداف مانند زندگی راحت، فناوری پیشرفته، زندگی لوکس، قدرت نظامی و ثروت انبوه و در این مسئله شکی نیست که آنها به این گونه ظواهر زندگی و مادیات رسیده اند. ولی مسئله اساسی این است که این ثروت و قدرت در دست تعداد اندکی و معدوی از افراد جامعه قرار گرفته است که آنها نیز از سیاستمداران و منتفذین جامعه هستند. این ثروت ها و قدرت ها در این جوامع جمع گشته است ولی عدالت اجتماعی و دادگری عمومی و مردمی در این جوامع فراموش گشته است. به همین دلیل مردمان این کشورها هرگز سعادتمند نشدند. و در این کشورها دردهای بشریت تمام نشده است. ثروتی که در آن جامعه هست، عده ای از افراد جامعه را برخوردار کرده است. اما نتوانسته اند تبعیض را برطرف و عدالت اجتماعی را برقرار کنند. حتی برای آن کسانی هم که از زندگی راحت برخوردارند، نتوانسته اند راحتی حقیقی، آرامش روحی و زندگی خوش به وجود آورند. با آنکه ثروت و قدرت جامعه را در دست دارند ولی آب خوش از گلویشان پایین نمی رود. انواع و اقسام گرفتاری ها گریبان آنها را گرفته است. البته بعضی از گرفتاری ها در همان زمان ظاهر می شود و بعضی بعد از مدتی ظاهر می شود که اکنون وقت ظاهر شدن گرفتاری های آنهاست.‏نظام سرمایه داری به جمع ثروت، به رونق اقتصادی، به مجموع درآمد ملی اهمیت می دهد. و اینکه این ثروت چگونه به دست می آید، بین چه کسانی تقسیم می شود و چند درصد از مردم از آن استفاده می کنند، اهمیتی قائل نیست و به همین دلیل این نظام هیچ وقت موفق نیست. ماهیت نظام اسلامی با نظام های سوسیالیستی و سرمایه داری و دیگر مکاتب بشری متفاوت است. چرا که باید تلاش اقتصادی مورد حمایت قرار گیرد و از این طریق ثروت و درآمد ملی بین تمامی افراد جامعه تقسیم شود. و قوانین کشوری نیز در این جهت باشد تا قدرت اجرایی آنها افزایش یابد. بیمه و تضمین هایی را برای قشرهای مظلوم و محروم جامعه به وجود آید تا سطح زندگی آنها به دیگر اقشار و طبقات جامعه برسد. تفاوت اساسی اسلام با دیگر مکاتب در ماهیت نظام و اصل برابری مردم و برقراری عدالت اجتماعی است که در نظام های دیگر فراموش شده است.‏
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/59265
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید