امروز چهارشنبه 03 تیر 1405

Wednesday 24 June 2026

دیوار و در،محراب شد


1401/08/01
کد خبر : 56739
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 60 نفر
عبادت و بندگی فاطمه فقط در سجاده خلاصه نمی‌شود بلکه بالاترین محراب بندگی او آنگاه نمایان می‌گردد که برای دفاع از رکن رسالت یعنی ولایت و امامت به پشت در می‌رود و میان دیوار و در، محراب بندگی و شهادتش می‌شود. فاطمه پروانه شمع توحید و نوبت و ولایت است. اگرچه این ریحانه پیامبر زودتر از هر گلی پژمرده شد ولی در دوران کوتاه عمر، برتر و بسیط‌تر از عمر عالم، محتوا و مظلومیت از خود برجا گذاشت. مظلومیت او همین بس که با آن مقامی رفیع که کمترینش خم شدن خاتم‌الانبیاء و بوسیدن دو دستش بود، مورد حسادت و بغض منافقان قرار گرفت و پروانه توحید و نبوت و ولایت را در محرابی به نام دیوار و در با تازیانه و شمشیر و لگد، زدند تا شهیده شد و این بعد از آن لگدی بود که در صحن مسجد به مزد رسالت پدرش دریافت کرد و شبانه غسل و کفن و دفن شد. مرحوم کلینی در کافی می‌فرماید: امام صادق (ع) فرمودند: «ان فاطمه(س) مکثت بعد رسول‌الله (ص) خمسه و سبعین یوماً و....» حضرت زهرا بعد از پدرش مدت ۷۵ روز در دنیا ماند و سپس به شهادت رسید. مرحوم علامه مجلسی در مرآه‌العقول ج ۵ ص ۳۱۴ این حدیث را صحیح می‌داند. حاج شیخ عباس قمی (ره) بیان می‌دارد: در روز شهادت آن حضرت اختلاف است ... اگرچه در روایت معتبره وارد شده است که مدت مکث آن مخدره بعد از پدر خود در دنیا ۷۵ روز بوده است ولی بهتر است به هر دو طریق عمل شود. (منتهی‌الآمال) مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری، مجدد حوزه علمیه قم، هر سال طبق روایت ۷۵ روز سالگشت شهادت حضرت زهرا (س) را برپا می‌فرمود. بنابراین اگرچه در سالروز شهادت حضرت زهرا اختلاف است و در روایات ما و عامه از ۴۰ روز تا ۸ ماه بعد از رحلت پیامبر(ص) ذکر شده است اما مشهور بین اهل حدیث و تاریخ ۷۵ روز و ۹۵ است. اما آنچه از مسلمات تاریخ است بی‌وفایی امت در رعایت حرمت یگانه یادگار پیامبر است تا آنجا که حضرت امیرالمؤمنین درگاه تدفین حضرت زهرا (ع) چنین می‌فرماید: «ستنبئک ابنتک بتظافر امتک علی هضمها» ای رسول خدا بزودی دخترت تو را خبر می‌دهد از همدستی امت بر شکستن حرمت دخترت و غصب حقوق من ... (مرآئ‌العقول، ج۵، ص ۳۱۵ - نهج‌البلاغه). مرحوم علامه شیخ یوسف بحرانی در ج ۵ الحدائق الناضرئ صص ۱۷۹ و ۱۸۰ چنین می‌فرماید: ان جملئ المنافقین کانوا فی وقت حیاته علی ظاهرالاسلام منقادین لاوامرئ و نواهیه و لم یحدث منهم ما یوجب الارتداد و اما بعد موته فحیث ابدوا تلک الضغائن البدریئ و اظهروا الاحقاد الجاهلیئ و نقضوا تلک البیعئ الغدیریه التی هی فی ضرورت‌ها اظهر من الشمس المضیئه و ... ادار الحطب علی بیته لیحرقه علیه و علی من فیه و ضرب‌الزهراء (علیها السلام) حتی اسقطها جنین‌ها و لطمها حتی خرت لوجهها و جبینها و خرجت لوعتها و حنینها مضافا الی غصب الخلاقئ الذی هو اصل هذه‌المصائب و بیت هذه الفجائع و النوائب. فقیه و محدث بزرگ، شیخ یوسف بحرانی در مقام احتجاج می‌گوید: «... و او را به زور و در حالی که طنابی به گردنش انداخته بود و در میان مردم می‌کشید، بیرون آورد و دور تا دور خانه‌اش هیزم چید تا آن را به روی او و کسانی که در خانه بودند، آتش بزند ... و زدن زهرا (س) که در اثر آن فرزندش را سقط کرد، و زدن سیلی، چنان که به صورت نقش بر زمین شد، و سوز و گداز و ناله‌اش به هوا برخاست.» بلاذری و دیگران و شیعه از طرق فراوان روایت کرده‌اند که به دنبال علی (ع) فرستادند که بیاید بیعت کند. علی(ع) بیعت نکرد. آن شخص معروف با شعله‌ای آتش آمد. فاطمه (س) دم در خانه‌اش به او برخورد. فاطمه (س) گفت: می‌بینم که می‌خواهی در خانه‌ام را به رویم آتش بزنی؟! گفت: بلی و این بهترین کار برای تقویت دین پدرت می‌باشد.(۱) مفضل از امام صادق (ع) پرسید: مولای من، اشک چقدر ثواب دارد؟ فرمود آنقدر که قابل شمارش نیست ... امام صادق (ع) در ادامه این روایت به مفضل فرمود: هیچ روزی همچون مصیبت ما در کربلا نیست. اگرچه روز سقیفه و آتش‌زدن در خانه امیرالمؤمنین، حسن، حسین، فاطمه، زینب، ام‌کلثوم (ع)، فضه، قتل محسن، در اثر لگدی که به شکم مادرش زدند بزرگتر و وحشتناک‌تر و تلخ‌تر است چه آن روز اصل روز عذاب است. مفضل حدیثی از امام صادق (ع) روایت کرده که از امام حجت - عجل‌الله تعالی فرجه الشریف - و رجعت برخی مردگان سخن می‌گوید. از جمله در این روایت آمده: «زدن سلمان فارسی، آتش‌زدن در خانه امیرالمؤمنین، فاطمه، حسن و حسین (ع) بر رویشان و تازیانه زدن به دستان صدیقه کبری فاطمه (ع) و شکم او و سقط محسن ... و جمع هیزم، انباشت آن کنار در برای آتش زدن در و خروج فاطمه و خطاب او به آنان از پشت در و سخن او گفت: وای بر تو عمر! این چه جسارتی است که به خدا و رسول می‌کنی؟ می‌خواهی نسل رسول خدا را از دنیا قطع کنی و از بین ببری، و نور خدا را خاموش کنی... آن شخص معروف گفت: «خودت انتخاب کن یا بیرون آمدن علی برای بیعت با ابوبکر را و یا آتش زدن همه شما؟!» در این روایت آمده: «قنفذ دستش را وارد خانه کرد تا در را باز کند و آن شخص معروف با تازیانه چنان به بازوی زهرا (ع) خورد در حالی که محسن را شش ماهه در شکم داشت و سقط شدن محسن و هجوم عمر، قنفذ، خالدبن‌ولید، سیلی زدن به زهرا (ع) چنان که گوشواره‌اش شکست، فاطمه‌(ع) بلند‌بلند می‌گریست، می‌گفت: پدر! وارسول‌الله! دخترت فاطمه را تکذیب می‌کنند، او را می‌زنند و فرزندش را در شکمش می‌کشند.» ... در اثر لگدی که به شکم او زدند و راندن در، درد زایمان گرفت و محسن را سقط کرد(۲) در روایت شیخ مفید آمده: آن شخص معروف غلام خود قنفذ را فرستاد و به او گفت: آنان را از خانه بیرون کن. اگر خارج شدند که شدند والا هیزم‌ها را بر در خانه‌اش جمع کن و به آنان بگو: اگر بیرون نیایند، خانه را به رویشان آتش‌ خواهی زد. سپس خودش همراه جماعتی از جمله مغیره بن شعبه ثقفی و سالم غلام ابوحذیفه راه افتاد تا به در خانه علی (ع) رسیدند ندا داد: فاطمه دختر رسول خدا! کسانی را که به خانه‌ات متوسل شده‌اند بیرون کن تا در آنچه مسلمانان در آن داخل شده‌اند داخل شوند والا - به خدا قسم - آنان را آتش می‌زنم. این حدیث معروف است. (۳) عبدالجلیل قزوینی رازی: «آن شخص معروف در بر شکم فاطمه زد و فاطمه را منع کردند که بر پدر خود بگرید ...» فیض کاشانی: «... سپس آن شخص معروف جماعتی از طلقاء و منافقان را گرد آورد و با آنان به منزل امیرالمؤمنین‌(ع) آمد. چون با در بسته مواجه شد، فریاد کشیدند: علی! بیرون بیا که خلیفه رسول‌ خدا تو را می‌خواند. در را بر ایشان باز نکردند. هیزم آوردند و دم در گذاشتند و آتش آوردند که آن را آتش زنند. عمر فریاد کشید: به خدا قسم اگر در را باز نکنید آن را آتش می‌زنیم. چون فاطمه دانست که خانه‌اش را آتش می‌زنند برخاستند و در را باز کرد. پیش از آنکه با آنان روبه‌رو شود او را پرت کردند و فاطمه پشت در پنهان شد. سپس به امیرالمؤمنین(ع) که روی فرشش نشسته بود، یورش بردند و دورش جمع شدند و گریبانش را گرفته به زور بیرون آوردند و کشان‌کشان به مسجد بردند. فاطمه بین آنان و شوهرش حائل شد و گفت: به خدا سوگند، نمی‌گذارم که پسرعمویم را به ستم بکشید. وای بر شما! چه زود در حق ما اهل بیت به خدا و رسول او خیانت کردید در حالی که رسول خدا (ص) شما را به پیروی، محبت و تمسک به ما سفارش کرد و خداوند متعال فرمود: «قل لااسئلکم علیه اجرا الا المودئ فی‌القربی». بیشتر مردم علی (ع) را به خاطر فاطمه(س) رها کردند. آن منافق معروف ریاست‌طلب به غلام خود قنفذ ملعون فرمان داد که او را به تازیانه بزند. قنفذ با تازیانه به پشت و پهلوی فاطمه زد چنان که او را سخت رنجور ساخت و اثر آن در جسم شریفش باقی ماند. همین ضربت قوی‌ترین سبب سقط او بود که رسول خدا (ص) او را محسن نامیده بود...»(۴) «السلام علیک یا بقیئ النبوئ و یا رکنئ الولایئ یا ام الائمئ یا فاطمئ الزهرا»
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/56739
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید