امروز دوشنبه 01 تیر 1405

Monday 22 June 2026

دعای خالصانه در مظانّ اجابت


1401/08/01
کد خبر : 66425
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 50 نفر
در زندگی روزمره چه بسیار کارهایی که که انجام می دهیم به امید آنکه هم در این دنیا بهره ای از آن برده باشیم و هم عاملی برای روشنایی وسعادت در قیامت باشد . اما از این نکته نباید غافل بود که هیچ یک از اعمال ما در عالم قیامت مورد قبول نبوده ، مگر آنکه مزیّن به ملکه ی اخلاص ورضایت خداوند بوده باشد . ● اخلاص « وَ إِذا غَشِیَهُمْ مَوْجٌ کَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَی الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلاَّ کُلُّ خَتَّارٍ کَفُورٍ ؛ و هنگامی که (در سفر دریا) موجی همچون ابرها آنان را بپوشاند (و بالا رود و بالای سرشان قرار گیرد)، خدا را با اخلاص می‏خوانند امّا وقتی آنها را به خشکی رساند و نجات داد ، بعضی راه اعتدال را پیش می‏گیرند (و به ایمان خود وفادار می‏مانند ، در حالی که بعضی دیگر فراموش کرده ، راه کفر پیش می‏گیرند) ولی آیات ما را هیچ کس جز پیمان‏شکنان ناسپاس انکار نمی‏کنند! » (لقمان۳۲) ایمان گروهی از مردم، دائمی و پایدار است، ولی ایمان گروهی مقطعی و موسمی است، یعنی فقط هنگامی که اسباب و وسایل مادّی قطع شود، این گروه متوجّه خدا می‏شوند؛ مثل برق اضطراری که وقتی همه‏ی برق‏ها خاموش شود، سراغ آن می‏روند . ● برداشت هایی از آیه : ۱) انسان به طور فطری خداشناس است ، لکن وسایل و اسباب مادّی همچون پرده‏ای روی فطرت را می‏پوشاند و بروز حوادث و خطرها ، این پرده را کنار می‏زند : « غَشِیَهُمْ ... دَعَوُا اللَّهَ » ۲) رفاه مادّی ، عامل غفلت است ، ولی خطرها و تنگناها ، عامل توجّه ، تضرّع ، خلوص و غرورزدایی : «إِذا غَشِیَهُمْ ... دَعَوُا اللَّهَ » ۳) قطع امید از اسباب عادّی ، یکی از راه‏های رسیدن به اخلاص است : « مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ » ۴) برای اولیای خدا ، غفلت عارضی: «إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا » (اعراف، ۲۰۱) و برای گروهی ، اخلاص عارضی است : «إِذا غَشِیَهُمْ ... مُخْلِصِینَ » اخلاص آن است که تمایلات و خواسته‏های نفسانی ، طاغوت‏ها و گرایش‏های سیاسی و خواسته‏های این و آن را در نظر نگیریم، بلکه انگیزه‏ی ما تنها یک چیز باشد و آن اطاعت از فرمان خدا و انجام وظیفه ۵) دعای خالصانه در مظانّ اجابت است : « دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ ... نَجَّاهُمْ » ۶) انسان دارای اختیار و اراده است : « فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ » (بعضی پس از رهایی از مشکلات ، بر راه حقّ باقی می‏مانند ، ولی بعضی به راه انحراف و شرک بر می‏گردند ، و این نمایان‏گر آزادی اراده و اختیار بشر است .) ۷) لازمه‏ی ایمان ، اعتدال است : (به جای آنکه بفرماید : « فمنهم مؤمن »، فرمود : « فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ » ) ۸) پیمان‏شکنی و ناسپاسی ، انسان را به کفر می‏کشاند : «وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلَّا کُلُّ خَتَّارٍ کَفُورٍ» ● اخلاص‏: اخلاص آن است که کاری صد در صد برای خدا باشد . تا آنجا که حتّی اگر یک درصد و یا کمتر از آن هم برای غیر خدا باشد ، عبادت باطل و یا مورد اشکال است . اگر مکان نماز را برای غیر خدا انتخاب کنیم ، مثلًا در جایی بایستیم که مردم ما را ببینند و یا دوربین ما را نشان دهد ، اگر زمان عبادت را برای غیر خدا انتخاب کنیم ، مثلًا نماز را در اوّل وقت بخوانیم تا توجّه مردم را به خود جلب کنیم ، اگر شکل و قیافه‏ای که در آن نماز می‏خوانیم ، برای غیر خدا باشد ، مثلًا عبایی به دوش بگیریم ، گردنی کج کنیم ، در صدای خود تغییری بدهیم و هدفی جز رضای خدا داشته باشیم ، در همه‏ی این موارد ، نماز باطل است و به خاطر ریاکاری ، گناه هم کرده‏ایم . به بیانی دیگر، اخلاص آن است که تمایلات و خواسته‏های نفسانی ، طاغوت‏ها و گرایش‏های سیاسی و خواسته‏های این و آن را در نظر نگیریم، بلکه انگیزه‏ی ما تنها یک چیز باشد و آن اطاعت از فرمان خدا و انجام وظیفه . براستی رسیدن به اخلاص جز با امداد الهی امکان ندارد . قرآن در آیه ۳۲ سوره لقمان می‏فرماید : " هنگامی که موجی همچون ابرها آنان را فراگیرد ، خدا را خالصانه می‏خوانند ، امّا زمانی که آنان را به خشکی نجات داد ، (تنها) بعضی راه اعتدال را پیش می‏گیرند (و به ایمان خود وفادار می‏مانند)." ● راه‏های کسب اخلاص‏: ۱) توجّه به علم و قدرت خداوند اگر بدانیم تمام عزّت‏ها ، قدرت‏ها ، رزق و روزی‏ها به دست اوست ، هرگز برای کسب عزّت ، قدرت و روزی به سراغ غیر او نمی‏رویم . اگر توجّه داشته باشیم که با اراده‏ی خداوند ، موجودات خلق می‏شوند و با اراده‏ی او ، همه چیز محو می‏شود ، اگر بدانیم او هم سبب ساز است هم سبب سوز، یعنی درخت خشک را سبب خرمای تازه برای حضرت مریم قرار می‏دهد و آتشی را که سبب سوزاندن است ، برای حضرت ابراهیم گلستان می‏کند ، به غیر او متوسّل نخواهیم شد . صدها آیه و داستان در قرآن ، مردم را به قدرت‏نمایی خداوند دعوت کرده تا شاید مردم دست از غیر او بکشند و خالصانه به سوی او بروند . ۲) توجّه به برکات اخلاص انسان مخلص تنها یک هدف دارد و آن رضای خداست و کسی که هدفش تنها رضای خدا باشد ، نظری به تشویق این و آن نخواهد داشت ، از ملامت‏ها نمی‏ترسد ، از تنهایی هراسی ندارد ، در راهش عقب‏نشینی نمی‏کند ، هرگز پشیمان نمی‏شود ، به خاطر بی اعتنایی مردم ، عقده‏ای نمی‏شود ، یأس در او راه ندارد ، در پیمودن راه حق ، کاری به اکثریّت و اقلیّت ندارد . اگر بدانیم که دلهای مردم به دست خداست و او مقلّب القلوب است ، کار را برای خدا انجام می‏دهیم و هر کجا نیاز به حمایت‏های مردمی داشته باشیم، از خدا می‏خواهیم که محبّت و محبوبیّت و جایگاه لازم را در دل مردم و افکار عمومی نصیب ما بگرداند قرآن می‏فرماید : رزمندگان مخلص باکی ندارند که دشمن خدا را بکشند ، یا در راه خدا شهید شوند . امام حسین (علیه السلام) در آستانه‏ی سفر به کربلا فرمود : ما به کربلا می‏رویم ، خواه شهید شویم ، خواه پیروز، هدف انجام تکلیف است . ۳) توجّه به الطاف خدا راه دیگری که ما را به اخلاص نزدیک می‏کند ، یاد کردن از الطاف خداوند است . فراموش نکنیم که ما نبودیم ، از خاک و مواد غذایی نطفه‏ای ساخته شد و در تاریکی‏های رحم مادر قرار گرفت ، مراحل تکاملی را یکی پس از دیگری طی کرد و به صورت انسان کامل به دنیا آمد . در آن زمان این نوزاد هیچ چیز نمی‏دانست و تنها یک هنر داشت و آن مکیدن شیر مادر. غذایی کامل که تمام نیازهای بدن را تأمین می‏کند ، شیر مادر همراه با مهر مادری ، مادری که بیست و چهار ساعته در خدمت او بود. آیا هیچ و جدان بیداری اجازه می‏دهد که بعد از رسیدن به آن همه نعمت ، قدرت و آگاهی، سرسپرده‏ی دیگران شود؟ چرا خود را به دیگرانی که نه حقّی بر ما دارند و نه لطفی به ما کرده‏اند ، بفروشیم ؟! ۴) توجّه به خواست خدا اگر بدانیم که دلهای مردم به دست خداست و او مقلّب القلوب است ، کار را برای خدا انجام می‏دهیم و هر کجا نیاز به حمایت‏های مردمی داشته باشیم، از خدا می‏خواهیم که محبّت و محبوبیّت و جایگاه لازم را در دل مردم و افکار عمومی نصیب ما بگرداند . حضرت ابراهیم در بیابان‏های گرم و سوزان حجاز، پایه‏های کعبه را بالا برد و از خداوند خواست دلهای مردم به سوی ذرّیه‏اش متمایل گردد . هزاران سال از این ماجرا می‏گذرد و هر سال میلیون‏ها نفر عاشقانه ، پر هیجان‏تر از پروانه ، دور آن خانه ی نور طواف می‏کنند . چه بسیار افرادی که برای راضی کردن مردم خود را به آب و آتش می‏زنند ، ولی باز هم مردم آنان را دوست ندارند ، و چه بسا افرادی که بدون چشم داشت از مردم ، مادّیات ، نام ، نان و مقام ، دل به خدا می‏سپارند و خالصانه به تکلیف خود عمل می‏کنند ، امّا در چشم مردم نیز از عظمت و کراماتی ویژه برخوردارند ، بنابراین ، هدف باید رضای خدا باشد و رضای مردم را نیز از خدا بخواهیم . ۵) توجّه به بقای کار کار که برای خدا شد ، باقی و پا برجا می‏ماند ، چون رنگ خدا به خود گرفته و کار اگر برای خدا نباشد ، تاریخِ مصرفش دیر یا زود تمام می‏شود. قرآن می‏فرماید : «ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ » (نحل، ۹۶) و هیچ عاقلی باقی را بر فانی ترجیح نمی‏دهد و با آن معامله نمی‏کند . ۶) مقایسه‏ی پاداش‏ها در پاداش مردم ، انواع محدودیّت‏ها وجود دارد ، مثلًا اگر مردم بخواهند پاداش یک پیامبر را بدهند ، بهترین لباس ، غذا و مسکن را در اختیار او قرار می‏دهند ، در حالی که تمامی این نعمت‏ها محدودیّت دارد و برای افراد نااهل نیز پیدا می‏شود . نااهلان هم می‏توانند از انواع زینت‏ها ، کاخ ، باغ و مَرکب‏های مجلّل شخصی استفاده کنند ، امّا اگر کار برای خدا شد ، پاداشی بی‏نهایت در انتظار است ، پاداشهای مادّی و معنوی . در اینجا نیز اگر درست فکر کنیم ، عقل به ما اجازه نمی‏دهد که پاداشهای بی‏نهایت و جامع را با پاداشهای محدود بشری عوض کنیم .
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/66425
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید