امروز جمعه 22 خرداد 1405

Friday 12 June 2026

درباره‌ دفتر شعر «دختری مینیاتوری بودم»


1401/08/01
کد خبر : 60907
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 29 نفر
از آنجا که در خوانش غزل‌واره‌های شیما شاهسواران‌احمدی، عطر و بوی سبک هندی (سبک اصفهانی) و به ویژه تاثیرپذیری از کلام بیدل، شاعر بزرگ این سبک به مشام می‌رسد، به‌ناچار نکاتی را درباره این سبک و ویژگی‌هایش بیان می‌کنم. سبک اصفهانی را سبک هندی از آن‌روی گفته‌اند که نخستین شاعران پیرو این سبک از میانه‌های قرن دهم هجری، ساکن اصفهان، پایتخت صفویان بودند و چون در آن روزگار شعر آنان حامی و مقبولیتی نیافت، با کاروان هند ره آن دیار پیش گرفتند و سروده‌های آنان در این سرزمین چنان تشخص و معروفیتی یافت که تا اواخر قرن دوازدهم، بیشتر سخن‌سرایان فارسی‌زبان بر این سبک پای می‌فشردند. در سبک هندی هنرنمایی شاعر در آفریدن مضامین نو حرف اول است و این بدان معنی نیست که مثلا در سبک خراسانی یا عراقی مضمون نو خلق نمی‌شود. بلکه تاکیدی است بر این نکته که سبک هندی در اصول معتقد به نازک‌خیالی و مضمون‌پردازی بود. بی‌هیچ شکی افراط در رسیدن به این مضامین سبب شد که برخی شاعران پیرو این سبک با افراط در به‌کارگیری تعقیدات لفظی و معنوی و نیز به‌کار بستن تشبیهات و استعارات غریب، به‌نوعی ابتذال در این سبک دامن زدند. و همچنین آوردن بیش از حد ارسال مثل و نیز واژگان و الفاظ عامیانه به‌نوعی کمر این سبک را شکست. نکته شگفت آنکه در ادبیات منظوم چند دهه اخیر، گروهی از شاعران جوان به‌نوعی بازگشتی داشته‌اند به سبک هندی و تحت تاثیر کلام بزرگان این سبک به‌ویژه بیدل و صائب، آثاری آفریده‌اند که برخی سخت قابل تاملند و برخی نیز فاقد جذابیت و بیشتر تقلیدهای ناشیانه بیدل‌وار هستند.سراینده مجموعه «دختری مینیاتوری بودم» بی‌تردید وامدار سبک هندی و بیدل است اما در زبان و تکنیک‌های بیانی خود و ایماژهای شعری‌اش قصد دارد که به‌نوعی استقلال دست یابد. اینکه شاعره‌یی جوان در نخستین مجموعه از سروده‌هایش هم به‌دنبال وزن و ریتم اثرگذار است و هم به پیروی از سرایندگانی همچون سیمین بهبهانی قصد نوآوری و به‌کارگیری اوزان مهجور شعر فارسی را نیز دارد، مغتنم است و این نشان می‌دهد که صاحب اثر کار شعر را نه از سر تفنن بل بسیار جدی پی گرفته است. وی در بعضی از سروده‌هایش ابیاتی آنچنان درخشان دارد که قابل تبدیل شدن به ضرب‌المثلند. برای نمونه در سروده نخستین کتاب: کدام فلسفه روح مرا هوایی کرد/ برای پر زدن اینجا، پر پریدن نیست. و در چند بیت بعد باز هم در همین اثر: نگاه خسته باغی، به غنچه سرخی است/ همیشه سرخ‌ترین گل برای چیدن نیست. همچنین در سروده‌های شیما شاهسواران‌احمدی، تلمیح جایگاهی ویژه دارد و در بسیاری شعرها ردپای اشاره به داستان دینی و اساطیری را می‌شود دید: دل به دریا بزن تو موسایی/ اشاره به داستان موسی و شکافتن دریاست برای نجات قوم او. در غزل شماره ۱۰ نیز این اشاره به داستان یوسف و زلیخا خواندنی است: یوسف آنقدر شکسته‌ست که نشناختی‌اش/ باز هم منتظر پیرهنی، حق داری و از این موارد تلمیحات دلنشین در کتاب فراوان است. اما نکته‌یی که اشارت بدان ضروری است اینکه سراینده در شیوه سرایش خود که ملهم از سبک هندی است خود را موظف می‌داند که از تعابیر و مضامین نو بهره برگیرد اما افراط در این کار، بعضی موارد جا نمی‌افتد و شعر را از فصاحت می‌اندازد. برای نمونه در غزل‌واره «دو» از کتاب مزبور این ابیات بسیار دچار ضعف تالیفند: روبرویم ایستاده‌ای، تکه‌تکه خرد می‌شوم/ تکه‌سنگ شو ببین، کوه غم گرفته‌یی مرا. تعبیر کوه غم گرفته‌یی مرا آنقدر ضعیف است که خواننده می‌اندیشد نکند در مصرع اغلاط و تسامحات چاپی آن را بدین روز انداخته‌اند. در همین شعر و مصرعی بعد: دست تو به من نمی‌رسد ‌ای پلنگ بیشه‌زارها/ چادرم خسوف کهنه‌یی است دست‌کم گرفته‌یی مرا. مصرع دوم با مصرع اول، هیچ‌گونه ارتباط و منطق روایی ندارد. و تعبیر چادرم خسوف کهنه‌یی است هیچ چیز را برای مخاطب روشن نمی‌کند. با تمام این اوصاف در این کتاب آنقدر شعرهای شورانگیز و خوشخوان فراوانند که خواننده از بعضی مصاریع ضعیف یا تعبیراتی نه چندان موفق درمی‌گذرد. برای نمونه در شعر «بیست و یک» شاعر هم واژه‌یی غیرفارسی مانند «پازل» را وارد شعر می‌کند و هم یک عقیده قدیمی مردمان دیروزین را که معتقد بودند اگر دیوانه‌یی ماه نو را ببیند حال او آشفته‌تر شود. نظامی گنجوی در منظومه جاودانی «لیلی و مجنون» در بیتی از زبان مجنون بدین عقیده عوام اینگونه زیبا اشاره می‌کند: به‌گر به توام نمی‌نوازند/ کاشفته و ماه نو سازند و شاعر در شعرش با الهام از این نکته می‌سراید: مرا ماه هر ماه دیوانه‌تر کرد / که عادت شده هر شب او را ببینم. مجموعه شعر «دختری مینیاتوری بودم» مجموعه‌یی است موفق از اشعاری در شیوه‌های کلاسیک اما با حرف‌های این زمانه و روزگار مدرن. بی‌هیچ تردیدی سرایش در این قالب و زبان برای شاعر برکاتی فراوان خواهد داشت. مگر نه اینکه بانویی همچون «فروغ فرخزاد» پس از چندین کتاب، تولدی نو یافت و شعرهای جاودانه‌یی همچون دلم برای باغچه می‌سوزد و کسی مثل هیچ‌کس نیست را آفرید. شیما احمدی، با نخستین شعرهای منتشر شده‌اش، مخاطب و خواننده‌اش را مجاب می‌کند که در او توان و پر پرواز در سطحی فراتر از این است. چرا که خود می‌گوید: با تو اسطوره شدن یا نشدن می‌ارزد / شور سرشاری از افسانه نیما شدنم.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/60907
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید