امروز شنبه 23 خرداد 1405

Saturday 13 June 2026

درباره جدیدترین کارتون موفق سینمای جهان


1401/08/01
کد خبر : 60672
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 60 نفر
قسمت اول «ماشین‌ها» در قیاس با سایر آثار پیکسار چندان درخشان به حساب نمی‌آمد و با این اوصاف بدیهی است که سران این استودیو مدل‌های پیشرفته‌تری را برای قسمت دوم در نظر گرفته باشند. در میان کارتون‌های فوق‌العاده پیکسار، به رغم توفیق و فروش زیاد قسمت اول «ماشین‌ها» آن فیلم هنوز یکی از آثار نه‌چندان درخشان این استودیو به حساب می‌آید و با این اوصاف جای تعجب ندارد که چرا سران استودیوی نخست کارتون ساز سال‌های اخیر جهان کوشیده‌اند در قسمت دوم جبران مافات کنند و «ماشین‌ها۲» را مدرن‌تر و بهتر از «ماشین‌ها یک» عرضه نمایند و به واقع یک مدل بسیار بهتر را روانه بازار کنند. هرچه هست در «ماشین‌ها ۲» اتفاقاتی روی می‌دهد که کامل‌کننده قسمت اول هستند. باز هم مک کویین تند و تیز که صاعقه‌وار عمل می‌کند در کنار کامیون محبوبش به سرعت از دنیای خواب آلود رادیاتور اسپرینگز به صحنه مسابقات گراندپری اتومبیلرانی نقل مکان می‌کند. آنها به طور پی در پی در پایتخت‌های بزرگ به میدان می‌آیند ولی در آنجا و در سفرهای هر روزه خود در دل مسابقه مذکور، در ماجراهای یک جاسوسی بین‌المللی هم گرفتار می‌آیند. ● نیازی به فیلم اول نیست در این قسمت از فیلم «ماشین‌ها» با مدل‌های پیشرفته‌تر و سریعتری از اتومبیل‌ها مواجه هستیم و با اکشن و تحرکی که حتی در فیلم اخیر «Fast five» قسمت پنجم از سری آثار موسوم به «سریع و خشمگین» هم نمونه آن را ندیده بودیم. با این اوصاف «ماشین‌ها ۲» نسبت به نمونه‌های اخیر کارتون‌های به اصطلاح هنری و فرهنگی کمپانی پیکسار کمتر نظام و روال مشخص دارد اما شکی نیست که در مردم‌پسند بودن از کمتر رقیبی عقب می‌ماند و به پیش‌بینی‌ها در مورد این که فروش آن، چه در امریکای شمالی و چه در سایر بازارها در سطح بالایی خواهد بود، جامه عمل پوشیده است و به نشانه آن در روز ۶ تیر که ۴ روز از شروع اکرانش در امریکای شمالی می‌گذشت، با ۶۸ میلیون دلار در صدر فیلم‌های پرفروش نشست. برای این که بیننده فیلم کنونی را تماشا کند و از همه چیز آن سر درآورد، نیازی نیست که حتماً فیلم نخست را هم دیده باشد و از چند و چون آن کاملاً مطلع باشد و مشخصه‌های فیلم دوم و قصه و نوع ارائه آن به گونه‌ای است که می‌توان آن را به طور مستقل و ابتدا به ساکن هم دید و برداشت لازم را از روی آن انجام داد. طراحی فیلم و دیزاین تصاویر آن با این که ما صرفاً با یک کار کارتونی مواجه هستیم، در سطحی بالا و همردیف با بهترین آثار Live Action و حتی در برخی موارد از آن هم بهتر است. فیلم، این را باید مدیون کارگردانش جان لاسیتر باشد که از کودکی شیفته انواع اتومبیل‌های سرعت و دنیای ماشین و ماشین‌سواری و مسابقات آن بوده است. ● ستایش عمارت‌ها درون قصه او و در متن ماجراها، تعدادی ماشین‌های شیک مدل قدیم مثل استون مارتین که نمونه‌ای از آن همواره زیرپای کاراکتر جیمز باند در سری فیلم‌های مرتبط با این مأمور مخفی خیالی بوده و همچنین ماشین‌های ساخت آلمان شرقی سابق که قیافه‌ای رسمی و خشک داشتند و از یک سری قابلیت‌های متوسط فراتر نمی‌رفتند، مشاهده می‌شوند. جان لاسیتر از تدابیر دیگری هم سود جسته است و از آن قبیل است استفاده از بناهایی تاریخی مثل برج ایفل پاریس، ساعت بیگ بن لندن و البته کمپ و کارخانه ماشین‌های پیکسار به عنوان ابنیه و اماکنی که به خاطر شهرت مفرط یا میزان کارایی می‌توانند به روند قصه‌گویی فیلمش یاری برسانند و منظور رسان باشند. در کنار آن ستایش لاسیتر از این مکان‌ها هم در این سکانس‌ها محسوس است و تو گویی او در برخی صحنه‌ها آنها را آذین بسته است تا تفاوت‌شان را یادآور شود و بر آن پافشاری کند. به سبک و سیاق چنان فیلم‌هایی، همیشه چیزی تماشایی و فنی و یا حتی مسخره در هر نما و سکانسی وجود دارد تا تماشاگران را به سمت خود بکشاند. یکی از موارد تکرار شونده و صحنه‌های دائمی در «ماشین‌ها۲» حرکت سریع و ویراژ ماشین‌های کوچک اما بسیار سریع در مسیر مسابقه و جاده‌ها به‌گونه‌ای است که انگار آن اتومبیل‌ها را کوچک کرده و مثل اسباب‌بازی‌های کوک شده بچه‌ها به تحرک واداشته‌اند. روایت داستانی «ماشین‌ها۲» که توسط لاسیتر، دستیار او برد لوئیس و دن فاگلمن طراحی شده و نگارش آن با بن کویین بوده است، در مجموع ساده و آسان می‌نماید و براساس انتقال از دقیقه به دقیقه‌ای دیگر و تغییر دائمی پوزیسیون خود، از عنصر نداشتن آرامش نه به عنوان یک عیب بلکه حسن برای تشریح و ترسیم خود بهره می‌گیرد. شاید در آغاز قصه به نظر برسد که برخی مکانیزم‌ها نتوانسته‌اند چیزی باشند که باید می‌بودند اما لاسیتر و همکارانش از فاکتور سرعت برای بیان قصه مورد نظر خود به اعلا درجه سود جسته‌اند و این سلاح و تدبیری است که تا پایان قصه اثری از کهنه شدن را از خود بروز نمی‌دهد. ● مثل زیردریایی‌ها شروع ماجراها در یک دریا است و در میان چاه‌های متعدد نفتی که جاسوسان انگلیسی همچون فین مک میسیل (یک ماشین استون مارتین با صدای مایکل کین) و هالی شیفت ول (با صدای امیلی مورتیمر) آن را در تیررس خود قرارداده‌اند، می‌توان مسائل مشکوکی را بوکشید و احساس خطر کرد. این جاسوسی‌ها و به واقع اتومبیل‌ها از تمامی قدرت مانور خود سود می‌جویند و قدری تأمل در کار آنها و صبر بیننده‌ها نشان می‌دهد که این وسایل نقلیه قابلیت‌های شگفت‌انگیزی دارند و می‌توانند مثل زیردریایی‌ها هم عمل کنند و جایی را به آتش رگبار ببندند و اگر هم کم می‌آورند، توانایی فرار از صحنه را به شکلی که غرورشان جریحه‌دار نشود، دارند. این اتومبیل‌ها همان طور که قبلاً آمد، سریع‌تر از هر زمانی می‌رانند اما مهمتر از آن استفاده فیلمسازان از آنها به عنوان وسایلی سخنگو و به‌واقع بخشیدن تجلی انسانی به ماشین‌های فاقد احساس و ایجاد تصور بشری از آنها است، به‌گونه‌ای که حس کنید نه با وسایلی آهنی بلکه موجوداتی جان‌دار و صاحب احساس مواجهید. سیاست ماشین به مثابه انسان در قسمت اول این فیلم نیز به کار گرفته می‌شد اما قسمت دوم تجلی آشکارتری از این رویکرد است. مهم نیست در یک فانتزی شیرین کودکانه چه چیز اصولی و قابل باور می‌نماید و کدام موارد خیال صرف و مهمتر از آن دلنشین بودن یک داستان و ایجاد حس رؤیا در بیننده است تا به رغم آگاهی از غیرممکن بودن سوژه، کوتاه نیاید و آن را پس نزند و قسمت دوم «ماشین‌ها» جدیدترین نمونه و سند این رویکرد و احساس است که مثل کارتون‌های عالی قبلی پیکسار و والت دیسنی (که پیکسار سال‌ها زیرمجموعه آن بوده است) جواب می‌دهد و بیننده‌ها را با خود همسو می‌سازد. ● بخت‌آزمایی کامیون‌ها کاراکترهایی که نامشان پیشتر آمد، تنها شخصیت‌های اصلی قصه نیستند و ما طبعاً کاراکترهای عمده‌تر مک کویین (با صدای اوون ویلسون)، بادی ماتر (لری، دکیبل گای) و مایلز اکسل رود (ادی ایزارد) را هم داریم که در گوشه‌ای متفاوت از دنیا و بسیار دور از فین مک میسیل و هالی شیفت ول به کارهای خود مشغولند. این ماشین‌ها از مدل‌هایی همچون اسپرت یا کامیون‌هایی کوچک و سریع و یا لندرورهای صاحب قدرت انتقال سریع هستند. آنها هم مایل‌اند در مسابقات سرعت بعدی شرکت جویند و بخت خود را بیازمایند و در این میان اکسل رود بدش نمی‌آید از ماده الینول به عنوان جانشین برای بنزین معمولی به عنوان سوخت اتومبیل‌ها بهره گیرد و آن را سند صحت فرضیه خود قرار دهد که می‌گوید می‌توان با موادی تازه از این دست هم به پرواز درآمد. ● قدیمی اما نو مهم نیست که فرضیه او درست است یا نه و یا اینکه فاتح مسابقه مذکور بین ماشین‌های سخنگو و انسان‌نما کدام یک از این وسایل نقلیه‌اند. مهمتر از آن روح انسانی این کارتون و قصه‌گویی بشری با ابزار آهنی در عصر ارتباطات بسیار پیشرفته است. بیننده احساس می‌کند در این عصر می‌توان قدیمی بود اما باورهای نو داشت و می‌توان جدید بود و با نوستالژی به حرکت درآمد. «ماشین‌ها ۲» مثل «ماشین‌ها یک» در عین تشریح فراز و فرودهای یک مسابقه طولانی اتومبیلرانی و بخشیدن انواع جذابیت‌ها به آن آدم‌ها را به دنیایی می‌برد که ماشین بودن در آن نه یک رویکرد خشک اتوماتیک بلکه گرایشی انسانی است. این اثر و خاصیت بزرگ کارتون‌های موفق و عمیق است که حتی باور ادعای سخت فوق را آسان می‌سازند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/60672
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید