امروز چهارشنبه 20 خرداد 1405

Wednesday 10 June 2026

داستانسرای مدرن


1401/08/01
کد خبر : 62531
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 56 نفر
ترومن کاپوتی را به عنوان مبدع و اصلی‌ترین نویسنده نوعی از داستان می‌شناسند که خود او اسمش را گذاشته بود non-fiction و در فارسی خیلی‌ها به غلط ترجمه‌اش می‌کنند به «غیرداستانی». غلط بودن این ترجمه را بیشتر از همه در اینجا می‌توان نشان داد که به این ترتیب ترجمه عبارت «non-fiction story» می‌شود داستان غیرداستانی. «fiction» در انگلیسی به ماجرای ساختگی گفته می‌شود؛ به اتفاقاتی که لزوما ارجاعی به وقایع تاریخی و حقیقی دنیای ما ندارند و در ذهن خالقشان شکل می‌گیرند، و شاید یکی از نزدیک‌ترین کلمه‌های فارسی به آن «سرایش» باشد، به همان معنایی که در ترکیب «داستانسرایی» دارد. در مقابل این، نوع داستانی که کاپوتی پیشنهاد می‌کرد داستانی بود که مبنای آن بر وقایع خارجی بود؛ داستانی «حقیقی» که ماجرا، شخصیت‌ها و در حد امکان تمام اجزای آن واقعی باشند و در زمانی خاص اتفاق افتاده باشند. به همین دلیل هم شاید مناسب‌تر باشد که معادلی که برای non-fiction انتخاب می‌کنیم چیزی باشد مثل «واقع‌گرا» یا «واقع‌نگار». البته کاپوتی این نوع داستانی را در نفی داستان‌های ساختگی متداول ایجاد نکرد. خود او fictionهایی هم نوشته که اتفاقا نمونه‌های موفقی هم در بین آنها هست و بعضی از آنها در مجموعه «درخت شب» که آقای امید نیک‌فرجام ترجمه و انتشارات اندیشه‌سازان چاپ کرده بود و حالا هم نایاب است، آمده بودند. اما این شیوه داستان‌نویسی «واقع‌نگار» پیشنهادی او مختصاتی داشت که آن را از دیگر انواع داستانی متمایز می‌کردند. پیش از همه باید گفت این شیوه با مستندنگاری فرق دارد و محصول خروجی آن از نوع داستان است، نه گزارش. نویسنده، با وجود پایبندی به روایت دقیق و جزیی«وقایع»، از تکنیک‌های داستانی استفاده می‌کند، شخصیت‌پردازی می‌کند، راوی انتخاب می‌کند، نظر می‌دهد، حس می‌سازد و توصیف می‌کند. یکی دیگر از ویژگی‌های این نوع داستان، حضور خود شخص نویسنده است. این حضور در اغلب مواقع به عنوان یکی از شخصیت‌های داستان است و با در نظر گرفتن این قید که نویسنده بنا دارد چیزی را نقل کند که خودش شاهد وقوع آن بوده، طبیعی هم هست. اما فراتر از این، در برخی موارد نویسنده در پیشبرد داستان دخالت می‌کند. نویسنده‌یی که نمی‌خواهد پایبندی‌اش به واقعیت را در زمان نقل داستان نقض کند، هنگام وقوع داستان آن را هدایت می‌کند و سمت‌های مختلف می‌برد. رمان «در کمال خونسردی» که شاهکار کاپوتی و بهترین نمونه این نوع داستانی حساب می‌شود و در ایران در سال ۷۶ و توسط خانم پریوش شهامت و نشر پیکان ترجمه و چاپ شده (و البته ترجمه و چاپ خیلی خوبی هم ندارد)، نمونه بارز این دخالت نویسنده در ماجرای رمانی است که قصد کرده بوده بنویسد. فیلم کاپوتی، که چند سال پیش به خاطر بازی درخشان فیلیپ سیمور هافمن در نقش ترومن کاپوتی برای او اسکاری هم به ارمغان آورد، در واقع داستان آن دوره شش ساله از زندگی کاپوتی است که صرف «ساختن» و نوشتن این رمان شد. ترومن کاپوتی پدر و مادر بدی داشت؛ زوجی مسوولیت‌گریز که بارها از زیر بار نگهداری تنها فرزندشان شانه خالی کردند و بالاخره در شش‌سالگی کاپوتی، از هم جدا شدند و پسر خردسال را به خانواده‌یی از آشنایان در آلاباما سپردند. ترومن کوچک در محیط روستایی خانواده جدید، و در مزرعه‌یی درندشت و با آدم‌هایی غریب زندگی کرد. مهم‌ترین دوست کاپوتی در این دوره سوک فالک بود؛ دخترخاله ترشیده و حدودا شصت ساله‌اش، که وقتی هم که ترومن به آنجا رفت چند سالی می‌شد که بر اثر مشکلات روانی به قول خود کاپوتی «صداقت، شرم، بیگانگی و غیرعادی بودن و فرزانگی دور از انتظاری فراهم کرده بود.» کتاب «خاطره‌یی از کریسمس» هم مربوط به همین دوره از زندگی کاپوتی است. این کتاب را آقای مهدی فاتحی ترجمه کرده و نشر فیروزه، وابسته به انتشارات مروارید، آن را در ۹۶ صفحه و به قیمت ۲۷۰۰ تومان چاپ کرده است. کتاب مجموعه سه داستان واقع‌نگار از زندگی ترومن کودک است. در هر سه این داستان‌ها، خود کاپوتی راوی است و داستانش را در زمان گذشته نوشته. سوک و راوی شخصیت‌های اصلی همه داستان‌ها هستند. داستان اول مجموعه، به نام «خاطره‌یی از کریسمس» فقط راجع به ترومن و سوک است و رابطه‌یی که با هم شکل داده بودند. پختن کیک و آماده کردن درخت کریسمس و کادو دادن به هم و کارهای عادی دیگر، مجموعه‌یی از صحنه‌های درخشان و فضاهای گیرا تولید می‌کند که بی‌آنکه ماجرای چندانی داشته باشند شخصیت سوک و رابطه‌اش با ترومن را کامل می‌سازند و حس لذت آن لحظات با هم بودن و حسرت این لحظات نقل داستان را به شکلی عجیب منتقل می‌کنند. داستان دوم «یک کریسمس» است. ماجرای سفر ترومن به نیواورلئان است، تا پس از چند سال پدرش را ببیند و کریسمس را بدون سوک بگذراند. درگیری پسری که هیچ خاطره‌یی از پدرش ندارد و حالا به خاطر او مجبور شده کسانی که دوست دارد را هم رها کند، و پدری خوشگذران که با وجود بی‌قیدی وجدان ناراحتی دارد، مایه اصلی این داستان است. طولانی‌ترین داستان مجموعه «مهمان روز شکرگزاری» است. پسری به نام «اد هندرسون» شرورترین موجودی است که ترومن می‌شناسد. او که از هم‌کلاسی‌های مدرسه است زورگیری می‌کند، بددهن است و بچه‌ها را می‌زند، و همه اینها نه یک شرارت معصوم بچه‌گانه که خباثتی شیطانی به چشم می‌آید. بعد از آنکه درگیری ترومن و اد بالا می‌گیرد، سوک برای درست کردن روابط بین بچه‌ها اد را به مهمانی روز شکرگزاری خانواده که اتفاق مهمی است و ترومن مدت‌هاست چشم به راه آن است، دعوت می‌کند. باقی داستان در مهمانی آن روز و نتایج بعدی آن می‌گذرد. در پایان مجموعه هم ضمیمه‌یی از سلف‌پرتره (خودچهره‌نگاری)های کاپوتی وجود دارد که در آنها عملا خودش با خودش مصاحبه می‌کند و درباره موضوعات مختلف نظر می‌دهد و شخصیت خودش را بیرون می‌ریزد. ترجمه «خاطره‌یی از کریسمس» اتفاق مبارکی است. در دسترس قرار گرفتن تجربه‌یی از این نوع برای مخاطب ایرانی می‌تواند نتایج خیلی خوبی داشته باشد. ترجمه آقای فاتحی هم از کتاب روان است و به نظر می‌رسد در انتقال حس و لحن متن اصلی موفق بوده است. اما جدای از اشکالات تایپ و اشتباهات چاپی و خرده‌ریزهای دیگر، زشت‌ترین اشکال کتاب این است که به سنت نامیمون نثرنویسی اینترنتی، آقای فاتحی هم به جای ماضی نقلی از ماضی ساده استفاده می‌کنند و عملا به سختی می‌توان چند نمونه فعل ماضی نقلی در کتاب پیدا کرد. این استفاده نادرست نه فقط لحن خواندن را خراب می‌کند، که حتی جمله‌ها را هم بی‌معنی می‌کند. یک نمونه از صفحه ۷۹ ببینید: «اونم حالا که ۳۰ساله هر جا خواستم زندگی کردم و همه جای دنیا رو گشتم.» که با توجه به قسمت اول جمله (اونم حالا...) هر سه فعل‌های پایانی اشتباهند و باید چنین چیزی می‌خواندیم: «اونم حالا که سی ساله هر جا خواسته‌ام زندگی کرده‌ام و همه جای دنیا رو گشته‌ام.» با این وجود، خواندن «خاطره‌یی از کریسمس» را از دست ندهید.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/62531
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید