امروز جمعه 22 خرداد 1405

Friday 12 June 2026

خون‌آشام تراژدی


1401/08/01
کد خبر : 64141
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 52 نفر
۹ سال پیش، دو مرد جوان از اهالی کونرو در تگزاس تصمیم گرفتند که با یک کاماروی قرمز خوشگذرانی کنند و برای دزدیدن این ماشین دست به قتل سه نفر زدند. جیسن بِرکت به حبس ابد محکوم شد و مایکل پِری به اعدام. وقتی در اول جولای ۲۰۱۰ دادگاه ایالتی تگزاس مشغول اعدام پری به وسیله تزریق مرگبار بود، شاخ و برگ‌های درختان از سر و روی صندلی‌های فرسوده کاماروی توقیف‌شده بالا رفته بودند. اما پلیس باید ماشین را به توقفگاه دیگری منتقل می‌کرد، چون این اتومبیل یکی از شواهد کارآگاهان برای بررسی جنایت بود و حتی ورنر هرتزوگ هم آن را دیده بود. موضوعات مورد علاقه هرتزوگ در مستندهایش معمولا کسانی هستند که باید بر موانع سخت غلبه کنند: از «پرواز دکترها از شرق آفریقا» در ۱۹۶۹ گرفته تا مستند به‌شدت خرس‌دوستانه «مرد گریزلی» در سال ۲۰۰۵. نابغه دیوانه آلمانی در آخرین فیلمش یعنی «غار رویاهای فراموش‌شده» خودش را در نقش نماینده هنرمندانی گمنام می‌یابد که ۳۰هزار سال پیش رویاهایشان را روی دیواره غارهای چاوه در فرانسه حک کرده‌اند. در «به درون ورطه» که مستندی درباره مجازات اعدام است، قهرمانی وجود ندارد. هرچه هست آدم‌های بد هستند و قربانیان، قاتلان و خانواده‌هایشان و خانواده‌های قربانیان. درحقیقت تمام کسانی که در این «در کمال خونسردی» مدرن حضور دارند در چنگال نفرینی غم‌انگیز اسیرند. حال این آدم‌ها می‌توانند جزو نجات‌یافتگان باشند یا کارگزاران، در هر حال همه در چنگال یک طاعون ویرانگر اسیرند. افرادی که در حادثه سال ۲۰۰۲ جانشان را از دست داده‌اند، عبارتند از: ساندرا استاتلر پرستاری که در یک منطقه حفاظت‌شده در مزرعه هایلند زندگی می‌کرد، پسر او آدام و دوست آدام، جرمی ریچاردسون. اما زنجیره مرگ از این سه نفر فراتر رفت. چارلز برادر بزرگ‌تر جرمی دو خالکوبی روی بدنش دارد: یکی به یاد برادر مقتولش و دیگری به یاد خواهرش که در یک تصادف بزرگراهی کشته شد و پدر او هم به جرم قتل در زندان است. ورد زبان چارلز این جمله است: «همه می‌گفتند کسی که باید قبل از ۲۱ سالگی‌اش می‌مرد من بودم و نه جرمی.» فیلم برای برانگیختن همدردی با قربانیان باید کمی هم با شیاطین همدردی کند. جیسن برکت در کودکی به فروپاشی عصبی مبتلا شد و به همین دلیل تا قبل از رسیدن به پنج سالگی، ۱۸ عمل جراحی را متحمل شد. گویا او اصلا قرار نبود از دوران کودکی‌اش به سلامت عبور کند. پدر جیسن یعنی دلبرت که در نوجوانی ازموفق به کسب بورسیه فوتبال از مدرسه‌اش شده بود به دلیل اخراج از مدرسه مجبور شد تا برای سرکردن با اعتیادش به مواد مخدر و الکل به دزدی روی بیاورد. او ۴۰ سال از زندگی‌اش را به دلیل هشت فقره جرم جداگانه در زندان‌ها گذرانده است. برادر جیسن یعنی کریس هم در زندان است و به این ترتیب به آنها اجازه داده شد تا یک شام شکرگذاری سه نفره را درکنار هم برگزار کنند، البته پشت میله‌ها. هزاران نفر از جنایتکاران مفلوک اینچنینی، آرامش ابدیشان را در قبرستان ایالتی به دست می‌آورند، جایی که بدن‌هایشان در قبرهایی بی‌نام که با شماره شناخته می‌شوند آرام می‌گیرند. در نزدیکی این قبرستان منزل کشیش ریچارد لوپز قرار دارد که وقتی مشغول صحبت در این‌باره می‌شود اشک صورتش را می‌پوشاند: «من نمی‌توانم این روند را متوقف کنم، ولی ‌ای کاش می‌توانستم.» منظور کشیش لوپز پروسه مجازات اعدام است که از سال ۱۹۸۲ که اجرای اعدام دوباره در این ایالت به جریان افتاد تا به حال ۴۵۰ مرد و ۶ زن را قربانی کرده است، در حالی که در همین زمان در کالیفرنیا که جمعیتش ۵۰ درصد از تگزاس بیشتر است تنها ۱۳ مورد اعدام گزارش شده است. البته کشیش به این نکته هم اشاره می‌کند که وضعیت اجتماعی نمی‌تواند مانع وقوع این سرنوشت غم‌انگیز برای آدم‌هایی که افق فکری‌شان پایین است بشود. پری و برکت هر دو دست‌وپا چلفتی‌هایی بودند که درباره ماشین‌دزدی لاف‌های زیادی می‌زدند ولی بلافاصله پس از ارتکاب جرم دستگیر شدند. پری با قیافه‌ای بچه‌گانه و در حالی که تنها یک هفته با اعدام فاصله داشت در گفت‌وگو با هرتزوگ برکت را متهم به اشتباه در دزدی کرد. او به عنوان متهم اصلی گناهکار شناخته شد و به مرگ محکوم شد. اما در محاکمه‌ای جداگانه دلبرت برکت از زندان مرخصی گرفت تا برای فرزندش جیسن تقاضای تخفیف در مجازات کند و با گریه از قضات بخواهد تا پسرش را نکشند. هیات منصفه هم با رأی ۱۰ در مقابل دو جیسن را به حبس ابد محکوم کرد. «به درون ورطه» مجموعه‌ای است از فاجعه، چه در مورد مرتکبان جنایت و چه درباره قربانیان آن. فیلم یک صدای غم‌انگیز است و بدون شک فیلم تلخ «زمستان استخوان‌سوز» در مقابل این داستان ترسناک واقعی از زندگی یک مشت کشاورز محروم، یک فیلم مفرح در یک اردوی تابستانی به حساب می‌آید. مثل تمام مستندهای هرتزوگ این فیلم هم دارای لایه‌ای از یک نوع طنز تلخ است. کارگردان با طرح سوالاتی همچون سوال درباره برخورد کشیش گومز با سنجاب‌ها سعی می‌کند غذای تلخش را طعمی تازه ببخشد. ضمن اینکه حرکت دوربین‌های همیشگی هرتزوگ هم به این جریان کمک می‌کنند. روحیه الهام‌پذیری در سینما کماکان به رشد خود ادامه می‌دهد. به ملیسا که حالا همسر جیسن است و قبلا به همراه پدرش به عنوان مسوولان رسیدگی به تقاضای استیناف این پرونده روی آن کار می‌کردند اجازه داده می‌شود تا همسرش را در زندان ملاقات کند. ملیسا که زاده نبراسکا است پیوسته مسیر ۷۵۰ مایلی اوماها تا ابیلن را رانندگی می‌کند تا بتواند جیسن را ببیند. او بعد از یکی از ملاقات‌هایش با جیسن بود که رنگین کمانی را در کنار سلول محکوم دید و به این نتیجه رسید که جیسن برکت همان پسری است که دوست دارد برای همیشه با او باشد، ظاهرا جیسن هم این رنگین‌کمان را دیده بود. هرتزوگ براساس استانداردهای لیبرالی اروپا مجازات اعدام را وحشیانه می‌داند، اما کنجکاوی او و بینندگانش این شجاعت را در کارگردان ایجاد می‌کند که تجربیات این انسان‌های به ظاهر بی‌ارزش را به تصویر بکشد. یک منتقد به نام مت گولدبرگ هرتزوگ را خون‌آشام تراژدی می‌نامد که داستان را از زندگی کسانی که به نقطه غیرقابل بازگشت رسیده‌اند می‌مکد و بیرون می‌کشد. قسمت ابتدایی این مستند برای هر مستندساز یا ژورنالیستی جذاب است، چراکه با موضوعات احساسی مرگ و زندگی سروکله می‌زند. اما در ادامه هرتزوگ کاری می‌کند که غیراحساساتی‌ترین آدم‌ها هم درگیر فیلم می‌شوند. او تصویر آدم‌هایی را ارایه می‌کند که مسیر زندگی معمولی تا تبدیل شدن به یک اسم یا شماره در قبرستان شهر را خیلی سریع و گذرا طی می‌کنند. هرتزوگ در «به درون ورطه» کاری با نظر بینندگانش درباره مجازات اعدام و حبس ابد دو محکوم مورد بحث ندارد، بلکه از آنها می‌خواهد تا در بین مردم معمولی کسانی را ببینند که بالقوه می‌توانند تنها به علت یک کاماروی قرمز بکشند یا کشته شوند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/64141
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید