امروز پنج‌شنبه 21 خرداد 1405

Thursday 11 June 2026

خودشیفتگی فرهنگی و ناکامی قومی


1401/08/01
کد خبر : 62041
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 49 نفر
«خودشیفتگی» یک بیماری یا عارضه ذهنی در بسیاری از آدمیان است. همه آدم‌ها، صرف‌نظر از رنگ‌، نژاد، دین، ملیت و جنسیت به درجه‌های متفاوت، شیفته و مجذوب خود هستند... این ویژگی رفتاری در قرآن کریم در قالب خداگونه کردن نفس آمده و در جای جای قرآن به این پدیده انسانی پرداخته شده است و آن را ریشه بسیاری از انحراف‌ها، ظلم‌ها و رویدادهای فاجعه‌آمیز بشری می‌داند. آیه ۲۳ سوره جاثیه، آیه ۴۳ سوره فرقان و آیه ۵۰ سوره قصص همه به این موضوع اشاره دارند که: «کیست گمراه‌تر از آنکه به غیر از هدایت خدا، از هوای نفس خود پیروی کند؟ بی‌تردید خدا مردم ستمکار را هدایت نمی‌کند.» در این ۳ آیه، موضوع اصلی کسی است که خود را یعنی تمایلات، آرزوها، آرا و افکارش را محور اصلی انگیزه‌های زندگی و هم سطح خداوند، قرار داده است. سرهنگ معمر قذافی، سیاستمدار و رهبر سابق لیبی در اول سپتامبر ۱۹۶۹ در ۲۷ سالگی با کودتایی آرام حکومت محمد ادریس سنوسی، پادشاه وقت لیبی را سرنگون کرد. او در سال ۱۹۸۰ وقتی که فقط ۳۸ سال داشت، با اوریانافالاچی، خبرنگار معروف ایتالیایی مصاحبه کرد. فالاچی در بخشی از مصاحبه خود آورده: «بخش دوم مصاحبه در زیر چادری انجام گرفت که قذافی در آن سکونت داشت. مکانی در حومه حکومت شهر طرابلس.... قذافی فکر می‌کند که خیلی خوش‌تیپ و دوست‌داشتنی است. او هرگز نمی‌پذیرد که دیگران اورا نپسندند. حرکاتش خیلی قاطع بود مثل پادشاهی که دنیا را تغییر داده باشد. به نظر می‌رسد که محیط و زندگی خارج از این قلعه را که دور تا دورش سربازان تا دندان مسلح هستند فراموش کرده است.»سقوط و متواری‌شدن دیکتاتور لیبی را که نمونه‌ای استثنایی از خودشیفتگی است، بهانه‌ای برای بررسی نشانه‌های این عارضه قرار داده‌ایم. «نارسیس» در لغت به معنی «گل نرگس» است. براساس اسطوره‌های یونان باستان، «نارسیوس» (Narcissus) جوانی بود که انعکاس چهره خود را در چشمه دید و عاشق آن شد. او در حالی که در تکاپوی در آغوش گرفتن تصویر چهره‌اش بود، در برکه غرق شد و با مرگ او گل نرگس در کنار برکه رویید. در اینجا پیامی که از اسطوره گرفته می‌شود، این است که: «شیفته خود‌شدن، به هلاکت می‌انجامد.» براساس دیدگاه‌های روان‌شناسی نیز افراد خودشیفته (نارسیستیک) با این ویژگی خودبزرگ‌بینانه که احساس می‌کنند بسیار مهم هستند و از هر جهتی نظیر ندارند، در جامعه شناخته می‌شوند. از جهت اپیدمیولوژی، شیوع تقریبی اختلال شخصیت خودشیفته، بین ۲ تا ۱۶ درصد از جمعیت بالینی و کمتر از یک درصد در جمعیت عمومی است. خطر بروز این اختلال در فرزندان افراد مبتلا ممکن است بیشتر از دیگران باشد. در مورد خودشیفتگی و چگونگی شکل‌گیری آن، باید به تعریف سه مفهوم دیگر نیز اشاره شود: ▪ ارزش خود یا عزت‌نفس: حس خودارزشی، براساس موفقیت و پیروزی‌های شخصی و ادراک اینکه تا چه اندازه همسالان، اعضای خانواده، معلمان و به‌طور کلی جامعه، به‌ فرد ارزش و بها می‌دهند، سنجیده می‌شود. ▪ ادراک خود: به دیدگاه عینی در مورد مهارت‌ها، صفات و ویژگی‌هایی که در یک فرد وجود دارد یا ندارد، گفته می‌شود. ▪ خودآرمانی: به تصوری که هر فرد دوست دارد یا به صورت آرمانی از خود دارد، می‌گویند. باید توجه داشت که هر زمان «ادراک خود» و «خودآرمانی» با هم همتراز باشند، فرد از «ارزش خود بالایی» برخوردار خواهد بود. ● سیر شکل‌گیری «ارزش خود» Kohut یکی از افرادی است که روی ارزش خود تحقیق و در سال ۱۹۷۷ بیان کرد که گرایش فطری خود هسته‌ای در کودکی به‌طور معمول در دو جهت؛ استعداد بزرگی و عظمت یا آرمانی‌شدن و استعداد تحسین و آرمانی‌کردن سوق می‌یابد. مسیر نخست، باعث ایجاد تمایل به رهبری‌ و مسیر دوم باعث تمایل به پیروی می‌شود. او معتقد است همه آنها در مسیر رشد خود با یک «ناکامی بهینه» و «درونی‌سازی دگرگون?ساز» طی سالیان دراز مواجه می‌شوند که در شکل مطلوب و طبیعی، مسیر نخست به بلندپروازی عاقلانه و واقع‌بینانه رشد می‌یابد و مسیر دوم به نظام خودمختار از آرمان‌ها و ارزش‌ها تبدیل می‌شود. در مورد «ارزش خود» فرضیه‌های مختلفی وجود دارد که یکی از آنها فرضیه Raskin در سال ۱۹۹۱ است. در این فرضیه، خودشیفتگی یک واکنش روانی دفاعی و حمایتی است. خودبزرگ‌بینی خصمانه که انعکاسی از پرخاشگری، تسلط‌طلبی، احساس محق‌بودن و بهره‌کشی است، همگی واکنش‌هایی در برابر احساس تردید، حقارت و افسردگی است که فرد در درون خود از آن رنج می‌برد. Wink در سال ۱۹۹۱ خودشیفتگی را به دو نوع آشکار و پنهان تقسیم‌بندی کرد. خودشیفتگی آشکار با خودبزرگ‌بینی و نمایشگری همراه است که از مولفه‌های آن، از خود مطمئن بودن، پرخاشگری، نمایشگری (موفقیت‌ها را به نمایش گذاشتن و لاف زدن)، بی‌توجهی به نیازهای دیگران و لذت‌طلبی است. در خودشیفتگی پنهان که با آسیب‌پذیری و حساسیت همراه است، فرد اضطراب، موضع دفاعی در موقعیت‌های اجتماعی و حساسیت بیش از حد دارد و در ارتباطات اجتماعی ساکت است و البته این افراد یکدندگی، لجبازی، تکبر، غرور و لذت‌طلبی هم دارند. در سال ۲۰۰۲، Watson فرضیه‌ای مطرح کرد که در آن پیوستاری از خودشیفتگی تا ارزش خود وجود دارد و معتقد بود که تحول ارزش خود، براساس حرکت از یک خودشیفتگی خام و کودکانه به سوی یک ارزش خود سالم و بالغانه است. امام علی (ع) نیز در این زمینه می‌فرمایند: «شر الامور الرضا عن النفس» (غررالحکم – ۴۴۶) بدترین شرها این است که انسان از خود راضی باشد. ● خصایص بالینی افراد خودشیفته، احساس خودبزرگ‌بینی دارند و خود را فرد مهمی می‌دانند. تصور می‌کنند فرد منحصر به فردی هستند و دیگران باید با شیوه خاصی با آنها همراهی کنند. احساس برتری و استحقاق آنها کاملا چشمگیر است. تاب انتقاد ندارند و از اینکه هر کسی اجازه انتقاد‌کردن از آنها را داشته باشد، عصبانی می‌شوند یا به انتقادها کاملا بی‌اعتنایی می‌کنند. این افراد فقط نظر خود را قبول دارند و در طمع کسب شهرت و ثروت بادآورده هستند. روابط آنها شکننده است و به دلیل آنکه به قواعد مرسوم رفتار تن درنمی‌دهند، ممکن است دیگران را نیز عصبانی کنند. رفتار استثمارگرانه در روابط بین فردی آنها کاملا پیش پا افتاده و رایج است زیرا نمی‌توانند از خود همدلی نشان دهند و فقط برای دستیابی به اهداف خودخواهانه‌شان، تظاهر به همدردی می‌کنند. ● خودشیفتگی و مدیریت برجستگی گرایش به احساس خودبزرگی، باعث می‌شود قدرت و مدیریت برای فرد خودشیفته، به عنوان بزرگ انگاشته‌شدن، تحسین‌شدن و هدایتگر بودن، شغل جذابی به حساب آید و متاسفانه این امر باعث می‌شود تا «مدیریت» حرفه‌ای آسیب‌پذیر باشد. Otto kernberg یکی از افرادی است که روی مدیریت و خودشیفتگی در آن کار کرده و معتقد است مدیران خودشیفته ممکن است با استعداد و پرکار باشند اما نیازشان به تحسین آنها را از اصل کار دور ‌کند یا باعث می‌شود اطرافشان پر از افراد متملق شود که به نیاز آنها به تمجید پاسخ مثبت دهند، نه کسانی که صلاحیت دارند. باید به این نکته توجه داشت که گرایش‌های نارسیستیک «رهبر» یا «پیرو» یا احساس «خودبزرگی» و «آرمانی‌سازی» کم و بیش در افراد وجوددارد و میزان آن در افراد گوناگون متفاوت است. ● راهکارهای پیشگیرانه از شکل‌گیری مدیریت خودشیفته در مقابل مدیریت خودشیفته، راهکارهایی وجوددارد که استفاده از آنها می‌تواند باعث پیشگیری از شکل‌گیری مدیریت خودشیفته در سازمان‌ها شود. از جمله این موارد می‌توان به اعمال ارزیابی سلامت روانی در نظام انتخاب مدیران، ترغیب به تشکیل انجمن‌های صنفی و نیز جوامع مدنی، شفافیت و اطلاع‌رسانی در تمام کارکردهای مدیریتی، پاسخگو‌بودن تمام کانون‌های قدرت اعم از تقنینی، اجرایی، مالی، امنیتی، قضایی و نظامی به زیرمجموعه‌ها، ایجاد‌ سازوکار قانونی مصونیت برای انتقاد از مدیریت، تقبیح رفتار تکبر و تملق و ترویج رفتار تواضع و تعامل و درنهایت چرخشی‌بودن و محدود‌بودن دوره مدیریت افراد اشاره کرد. ● سازوکار عدم احساس بی‌نیازی از دیدگاه آفریدگار متعال، عدم احساس بی‌نیازی و به عبارتی ضرورت پاسخگویی هر فردی و مدیری به ذی‌ربطان و ذی‌نفعان، علاوه بر خداوند حاضر و ناظر، مهم‌ترین‌ سازوکار مقابله با شکل‌گیری فرد و مدیریت خودشیفته (طاغی) است. ● خودشیفتگی فرهنگی براساس نظر مردم‌شناسان، بیشتر افراد جامعه ویژگی «پیرو» ‌بودن و گروه اندکی ویژگی «رهبر» بودن را دارند. اگر ارزش‌ها و رفتارها و در مجموع، ویژگی‌های بارز خودشیفتگی در گروه کثیری از جمعیت یک قوم، جامعه یا کشور، به تبعیت از رهبران و فرهنگسازان آن اجتماع، آگاهانه یا ناآگاهانه، فعالانه یا منفعلانه، نهادینه شود و این ویژگی‌ها در سبک زندگی مردم خود را نمایان کند، می‌توان گفت بنیاد «خودشیفتگی فرهنگی» شکل گرفته یا در حال شکل‌گیری است. ● شواهد دینی در مورد خودشیفتگی در ادبیات قرآنی واژه‌های «بغی و طغی» معادل خودشیفتگی است. «بغی» به معنی «‌طلب توام با تجاوز از حد»، «زیاده‌خواهی»، «ستم و سرکشی» و «طغی» به معنی «تجاوز از حد و اندازه» آمده‌است. مسیر بغی و طغی در قرآن مسیر تنازلی است و خسران نفس، ظلم به نفس، هبوط، هلاکت، عذاب الهی و نفرین الهی را در پی دارد. در قرآن، شیطان نماد خودشیفتگی است و خداوند در آیه‌های ۱۲ و ۱۳ سوره اعراف می‌فرماید: «هنگامی که تو را امر کردم، چه چیز تو را مانع شد که سجده نکردی؟» گفت: «من از او بهترم، مرا از آتش پدید آورده‌ای و او را از گل». خداوند فرمود: «از این جایگاه و منزلت فرود آی زیرا تو را نرسد که در این جایگاه بلند، بزرگ‌منشی کنی، پس بیرون شو که قطعا از خوارشدگانی.» در آیه ۲۳ سوره یونس بیان شده است که بازتاب زیاده‌خواهی و ستم، به خود آدمی بازمی‌گردد. [پس هنگامی که آنان را نجات بخشد، ناگهان در زمین به ناحق تجاوز و سرکشی می‌کنند. ای مردم! تجاوز و سرکشی (بغی) شما فقط به زیان شماست. چند روزی محدود از کالای زندگی دنیا بهره برید؛ آنگاه بازگشتتان به سوی ماست؛ پس شما را به اعمالی که همواره انجام می‌دهید، آگاه می‌کنیم.] در آیه ۳۶ سوره بقره نیز هبوط حضرت آدم و حوا ناشی از تاثیر وسوسه شیطان بیان شده است. همچنین در آیه‌های ۷۶، ۷۸ و ۸۱ سوره قصص، هلاکت فردی ناشی از زیاده‌خواهی فردی بدون پیروی جمعی بیان شده و در آیه‌های ۵۱ تا ۵۶ سوره زخرف و ۳۸ تا ۴۲ سوره قصص به هلاکت قومی ناشی از ظلم جمعی اشاره شده است. در آیه ۱۸۸ سوره آل‌عمران به عدم رهایی افراد خودشیفته از عذاب دردناک اشاره شده و آمده است: «البته مپندار کسانی که به آنچه انجام دادند، شادمانی می‌کنند و دوست دارند به آنچه انجام نداده‌اند ستایش شوند [از عذاب خدا در امان هستند] پس گمان مبر که برای آنها نجاتی از عذاب است، [بلکه] برای آنان عذابی دردناک خواهد بود.» ● نگاه نبوی در کتاب «خصال» شیخ صدوق، ترجمه آقای کمره‌ای به نقل از حضرت علی(ع) آمده است: «رسول خدا بر جمعی گذشت و فرمود: «برای چه گرد هم جمع شده‌اید؟» عرض کردند: «یا رسو‌ل‌ا... این مجنونی است که غش می‌کند و ما بر گرد او جمع شدیم.» پیامبر فرمودند: «این مجنون نیست، بلکه بیمار است.» سپس فرمود: «شما را از مجنون واقعی آگاه کنم؟» عرض کردند: «بلی یا رسو‌ل‌ا....» فرمود: «مجنون آن است که از روی تکبر راه می‌رود و با گوشه چشمش نگاه می‌کند و شانه‌های خود را از سر بزرگی می‌جنباند و با آنکه گناه می‌کند، آرزوی بهشت دارد. از شرش آسوده نیستند و به خیرش امیدی نیست، آن یکی مجنون و این یکی بیمار است.» نگاه علوی در خطبه ۱۹۲ نهج‌البلاغه معروف به القاصعه آمده است: «زنهار! زنهار شما را به خدا از تعجیل عقوبت و کیفر سرکشی و از سرانجام وخیم ظلم و سوءعاقبت تکبر و خودپسندی بر حذر می‌دارم که کمینگاه بزرگ ابلیس و مرکز کید و نیرنگ اوست. کید و نیرنگی که با قلب‌های مردان همچون زهرهای کشنده می‌آمیزد و هرگز از تاثیرش فرو نمی‌ماند و کسی از هلاکتش جان به‌درنمی‌برد. نه عالم و دانشمند به خاطر علم و دانشش و نه فقیر به خاطر لباس کهنه‌اش.» ● نگرانی جدی و تاملی اساسی آیا استفاده از تعابیری نظیر هنر نزد ایرانیان است و بس، رسیدن به دروازه تمدن، دستیابی به رتبه اول جهان و... در رسانه ها و میان مدیران و صاحب منصبان و گاهی مردم عادی نگران کننده نیست؟ آیا اگر این الفاظ را با ارزشی دانستن و اشتیاق برای زندگی به شیوه و با وسایل و برندهای خارجی در زندگی روزمره مردم و مسوولان کنار یکدیگر بگذاریم به چالش و تضادی آشکار که بسیار قابل تامل است، نمی رسیم؟ ● یادآوری باید توجه کرد که آرمان‌خواهی، افق‌نگری و بلندپروازی‌های عاقلانه، جلوه‌هایی از کمال‌طلبی انسانی هستند. خودشناسی و واقع‌بینی، چراغ راه مسیر کمال و کمال آدمی محصول تلاش او است. تاریخ و تجربه به ما می‌گوید مسیر طولانی، پرپیچ و خم و با فراز و فرود راه کمال و سعادت، نه تنها افراد، بلکه اقوام و ملل خودبزرگ‌بین و غیر واقع‌بین را به سراشیبی گمراهی، ناکامی و نابودی، سوق می‌دهد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/62041
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید