از بچگی عادت داشتیم هر وقت نوروز میشد در تعطیلات از ویژه برنامههای نوروزی سیما لذت ببریم و منتظر برنامههای متفاوتی در این روزها باشیم. امسال هم سیما دست به کار شد و علاوه بر نزدیک به ۱۰۰ فیلم سینمایی و چند مجموعه تلویزیونی، چندین ویژه برنامه برای تعطیلات تدارک دید. از قضا در این سالها با فراگیرتر شدن شبکه ویدئویی، عرضه فیلمهای روزجهان در این رسانه و دسترسی مردم به فیلمهای داخلی موفق اکران سال، فیلمهای سینمایی نوروزی سیما دیگر آن حس و حال و تازگی گذشته را برای مخاطب ندارد. از طرف دیگر سریالهای نوروزی هم دیگر حکم برگهای برنده سیما را ندارند چون هم در اشکال تکراری داستانگویی گرفتار شدهاند هم از سوی چهرههای شاخص عرصه طنز تولید نمیشوند، فقط یکسری بازیگر تکراری با داستانهایی تکراری از این سریال به آن سریال میروند. در این بین ویژه برنامههای سیما میتوانند مقدار زیادی از بار جذابیت برنامههای سیما در ایام عید را به دوش بکشند. اما گام به گام با این برنامهها پیش برویم تا بدانیم ویژه برنامههای سیما تا چه اندازه در این امر موفق بودهاند؟
● تولد عید شما مبارک
مثل چندسال اخیر «کلاه قرمزی» و دوستانش با آن تیتراژ(عنوان بندی) دلنشین، یکی از شیرینترین برنامههای نوروزی بودند. موفقیت این برنامه گویای این است که اولا اعتماد به گروههای قدیمی و ماندگار در بیشتر اوقات جواب داده و حتی شکستهای امثال «طهماسب»، «جبلی»، «مدیری» و «عطاران» از موفقیتهای دیگران موفقتر است. ثانیا با ابتکار و خلاقیت و تزریق ایدههای خوب همیشه میتوان از تکرار گریز کرد و لازم نیست بازیگران به هم لگد بزنند و دهان مبارک را گشاد کنند تا مخاطب جذب شود. اما در نهایت موفقیت این برنامه بیانگر این موضوع هم هست که بعد از نزدیک ۲۰ سال هنوز شخصیتی که بتواند در ماندگاری با این شخصیتها برابری کند وارد عرصه نشده است.
موفقیت کلاه قرمزی چند دلیل دارد:
۱. متنهای برنامه سر راست و بدون پیچشهای عجیب و غریب است. اما در عین سادگی سعی شده تا با استفاده از شیرینی رفتار و مغز شخصیتها موقعیتهای طنزی ایجاد شود که هم برای بزرگترها شیرین است هم برای کوچکترها آموزنده، مثل آن قسمتی که پسرخاله همه یک کیک بزرگ را میخورد و میرود درمانگاه و میگوید قرار است مریض شود، اما بعدا معلوم میشود این کار را کرده تا دیگران مریض نشوند.
۲. شخصیتها به درستی و در خدمت داستان و نوع برنامه و شکل روایت که در لوکیشن محدود ضبط شده طراحی شدهاند و حتی شناسنامه رفتاری و شخصیتی، عادتهای مشخص، تکیه کلام و.... دارند. به طور مثال آقای «همساده» آدم الکی خوشی است که رفته محضر برای سند زدن خودرو اما اشتباهی از او که همسری ندارد طلاق گرفتهاند و حالا دارد به کسی که نمیشناسد هر ماه چند سکه میدهد، اما حین تعریف این ماجرا که باعث خرد شدنش هم شده مدام میخندد.
۳. عوامل کلاهقرمزی به خوبی مخاطب را میشناسند و از نیازش باخبرند. خوب میدانند که بیشتر از بچههای امروز، این دهه شصتیها هستند که عطش تماشای کلاه قرمزی را دارند و همین طور به خوبی با دیگر برنامههای سیما آشنا هستند برای همین کاری را انجام میدهند که مخاطب میپسندد و در دیگر برنامهها جایش خالی است. برای همین با هوشیاری با کودک درون مخاطب خود که بیشتر بزرگسال است ارتباط برقرار میکنند و تعادل درونی روح او را برقرار میکنند.
● برای هم، برای ما
«مسعود روشنپژوه» از همان زمانی که «مسابقه محله» را با آن یک و یک گفتنشهایش اجرا میکرد راه موفقیت را میشناخت. مسابقه «برای هم» که امسال در روزهای عید از او پخش شد بار دیگر حکایت از حرفهای بودن او داشت. ترکیب جالبی از انرژی، دانستنیها، آزمون هوش و تعلیق در مسابقه باعث موفقیتش شد. این نوع مسابقهها که در عین جذابیت بتوانند بخشی از نیاز مخاطب را هم تامین کنند گمشده سیما در سالهای اخیر است.
● از کی بپرسم؟
هنرپیشه جوانی که در اوایل دهه ۷۰ با سریال «همسران» به شهرت رسید، نوروز امسال با اجرای مسابقه «از کی بپرسم؟» به تلویزیون آمد تا شاید بتواند با اجرایی متفاوت، یاد استاد «منوچهر نوذری» را زنده کند. ماجرای عنوان این مسابقه به چندین سال پیش و «مسابقه هفته» برمیگردد و حالا با سر و شکل و اجرایی متفاوت از «فرهاد جم» مهمان دوباره صدا و سیما بود و دوباره با ۱۴ شرکت کننده ساعتی از برنامههای شبانه تلویزیون را به خود اختصاص داد، ساعتی که طی آن سئوالاتی مبتنی بر دانستنیهای زندگی شهری و امروزی در میان شرکتکنندگان رد و بدل شد و توانست نظر مخاطبان بسیاری را به خود جلب کند. اما گذشته از این همه تغییر و تحول، آنهایی که اجرای قدرتمند و منحصربهفرد مرحوم نوذری را به یاد داشتند، نخواستند یا نتوانستند فرهاد جم را جایگزین مناسبی برای او بدانند و مقایسههای مداومی که مخاطبان برنامه، میان نوذری و جم در جمعهای خانوادگی انجام میدادند مهر تاییدی بر این مشکل بزرگ بود.
● یک میهمان ناخوانده و نچسب
فرض کنید ساعت ۱۲ شب بعد از یک روز خسته کننده نیاز به تمدد اعصاب دارید و از قضا همان کسی که دیشب تا کله صبح میهمان خانه شما بوده دوباره از راه میرسد و شما هم علت حضورش را وقتی حرف تازهای برای گفتن نیست درک نمیکنید. تازه این میهمان ناخوانده فرزندی دارد که رفتارش چندان شایسته نیست و شما مدام نگران تاثیر این بچه روی فرزندتان هستید. این داستان یک جورهایی حکایت پخش مکرر مسابقه قویترین مردان یا همان «مردان آهنین» در ایام نوروز از شبکه سوم سیماست. مسابقهای که در سالهای اخیر با اعتراض مکرر قهرمانانی مثل برادران فاطمی، تلخابی، ملکی و... همراه بوده و بارها عوامل آن به تبانی و مسائل پشت پرده متهم شدهاند. حتی «رضا جاودانی» در اعتراض به اتفاقهای پشت صحنه این برنامه رسما اعلام کرد دیگر حاضر نیست آن را اجرا کند. به این ماجرا اضافه کنید حوادث تلخی مثل زورگیری، قتل و... عجایب دیگری که توسط چهرههای شاخص حاضر در این برنامه رقم خورده و با درگذشت تلخ «روحا... داداشی» هم تکمیل شد و انتظار میرفت این برنامه که زمانی از ایده جدیدی بهرهمند بود بعد از این همه حواشی دیگر پخش نشود و شد! مجموع عجایب پیرامون این برنامه آنقدر زیاد است که لازم نیست ثابت کنیم نباید پخش شود و چه فایدهای دارد! فقط باید بپرسیم چرا پخش میشود؟
● خنده، بازاری که درهم است
زمانی بود که چهرههای شاخص طنز کشور به خاطر تابوشکنی و برخی مسائل از تلویزیون رانده شدند، اما بحران مخاطب کار را به جایی رساند که تابوشکنی، عبور از خط قرمزها و... به هر قیمتی در دستور کار عوامل سیما قرار گرفت تا بتوانند با شبکه ویدئویی و سریالهایش، شبکههای ماهوارهای و... رقابت کنند و نتیجهاش شد «خوش نشینها»، «ساختمان پزشکان»، «خندهبازار» و... خندهبازار که زمانی فقط به تمسخر برنامههای ماهواره میپرداخت حالا در اقدامی که شبیه به رسمیت شناختن آنهاست همانطور که از برنامههای داخلی تقلید میکند، به جای آنکه برنامههای آنسوی آبها را به چالش بکشد رسما در قالبی دیگر آنها را تکرار میکند. حال و هوای خندهبازار کمتر روی عید نوروز معطوف است و آیتمهای نوروزی خاصی ندارد اما نمیتوان از کنار بخشهای شیرینی مثل پارک ملت (یا پارک علت) به راحتی گذشت. حتی خندهبازار گاهی در لابهلای بخشهایی مثل «ماجراهای باورنکردنی» حرفهای جدی میزند که ساخته ذهن کارگردان و نویسنده تیزبین برنامه است؛ اما نشان میدهد اگر بخواهند میتوانند مخاطب را بخندانند هم ذهن او را به چالش بکشند. این اتفاق بیانگر این است که در این گروه ظرفیتهای زیادی موجود است که متاسفانه به خاطر تولید زیاد نادیده گرفته میشود. در حقیقت میتوان گفت گروه خندهبازار خودش را جدی نمیگیرد.
● برای خانمی که شما باشید!
اجرای زنانهترین برنامه نوروز امسال تحت عنوان کمی عجیب «برای خانمی که شما باشید» را «آزاده نامداری» برعهده داشت، همان مجری جوانی که که بهواسطه اجراهای پر از هیجان و شادیهای کنترل نشده معروف است. نامداری و گروه سازنده این برنامه اجتماعی از قبل اعلام کرده بودند که میخواهند برنامهای کاملا زنانه بسازند، بهگونهای که با دعوت از مهمانان خانم (البته خانمهایی که به نوعی در اجتماع مطرح یا موفق هستند و هم چنین خانمهای عادی جامعه) مشکلات و دغدغههای زنان ایرانی را مطرح کنند. اما این برنامه اجتماعی با تمام این برنامهریزیهایش بیشتر به یک برنامه سرگرم کننده شبیه بود که با دعوت از مهمانان شناخته شده بهخصوص هنرمندان معروف، یک شبنشینی صمیمی و البته زنانه را تداعی میکرد! با تمام این اوصاف نباید این نکته را نیز نادیده گرفت که پخش یک برنامه کاملا زنانه در صدا و سیما کاری جدید و البته قابل ستایش بود که بههمت گروهی از خانمها پا گرفت و بهعنوان تجربه اول، آنقدرها هم بد نبود.
● شهد شیرین شکرستان
«شکرستان» را به جرات میتوان یکی از برترین و تاثیرگذارترین تولیدات ملی چند سال اخیر در حوزه رسانه به شمار آورد. این مجموعه با خلق داستانهای شهیر ایرانی در قالب پویانمایی و نیز فضا سازی مناسب برای به تصویر کشیدن داستانها و افسانههای کهن در بستری امروزی، توانست نظر مخاطبان بسیاری را هم در میان نوجوانان و هم بزرگسالان به خود جلب کند. در این میان باید از مسئولان شبکه دوم سیما قدردانی کرد که ۱۵ قسمت از این مجموعه بینظیر فرهنگی و هنری که ترکیبی ماهرانه از داستانهای کهن ایرانی و خرده فرهنگهای امروزی با چاشنی شوخطبعی بود را به خانههای ما آوردند. اما از یک نکته نمیتوان صرفنظر کرد و آن نقش مهم و پررنگ تجربه چندین و چندساله «مرتضی احمدی» و صدای گرم او بود که هنوز هم میتواند کوچک و بزرگ را پای رادیو و تلویزیون بنشاند. با این حال انتقادی که به سری جدید این مجموعه مطرح شده این است که سازندگان شکرستان برای اجرای نوروز امسال، بخشی را به آن اضافه کردند که خیلی به مذاق برخی مخاطبان خوش نیامد و آن پایانبندی تلخ و سیاه برای داستانها و نیز ارائه پیامهای اخلاقی بهصورت مستقیم بود که میتواند نقاط قوت آن را بهراحتی زیر سوال ببرد. اما با تمام این وصفها، میتوان شکرستان را یکی از افتخارات صنعت پویانمایی کشورمان نامید که تاکنون توانسته افتخارات زیادی را در مجامع بینالمللی کسب کند. البته افسوس بسیار که ساعت پخش این برنامه مثل سالهای قبل اصلا مناسب نبود و باعث شد این محصول شیرین امسال هم مهجور باشد. در عین حال باید به روز بودن ایدهها و اثرپذیری داستانها از شرایط جامعه را از نقاط قوت این برنامه دانست. مثل آنجایی که ماجرای تصمیم کبری به سوراخ شدن سد و داستان پطرس فداکار وصل میشود و به جای حل معضل چند سمینار با عنوان «سوراخ سد، چالشها و فرصتها» تشکیل میشود و حتی آگهی بازرگانی هم از روی سوراخ سد ساخته میشود. در پایان حیف است که از شکرستان بگوییم و از موسیقی زیبای آن که محصول هنر مرحوم استاد «جلال ذوالفنون» است نامی نبریم.