امروز پنج‌شنبه 04 تیر 1405

Thursday 25 June 2026

خالقان لحظه های شاد


1401/08/01
کد خبر : 56184
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 102 نفر
به واقع اگر بازه نقش آفرینی در الگوی درام را نوعی قدرت درونی برای تبلور بیرونی احساس کاراکتر بدانیم، این قاعده درمتد و سبک اجرایی نقش های کمیک دارای ساختاری متفاوت می شود; این امر بدان معناست که بازیگر در ژانر کمدی ایرانی، بیشتر با فن بیانی به نام بداهه پردازی و خلق لحظه ای کمدی کلام در فرآیندی از موقعیت های کمیک سر و کار دارد که دیگر چارچوب های نقش آفرینی از جمله بازی اندامی را در پرتو خود قرار می دهد. از این وجه کمدین بداهه پرداز، گاه در آفرینش لحظه ای، یک امتیاز هنری خاص را پدید میآورد که به عنوان شاخصی برجسته در متن تصویری اثر دارای هویتی متمایز از دیگر وجوه روایی کار می گردد که این حقیقت در ژانر کمدی ایرانی دارای مثال های بارز و مشهودی است. گذشته از این مسایل، گاه یک افه گویشی یا حرکتی به فرهنگی رفتاری گفتاری در هر دو وجه مثبت و منفی آن منجر می شود و برآیند این شرایط ، تداوم کاراکتر در حافظه دیداری مخاطب است که بازیگران چنین نقش هایی را در ذهن جستجوگر جامعه ایرانی به عنوان یک مدل- الگو در کمدی مطرح می سازند و از نمونه چنین کاراکترهایی می توان به "مسعود شصت چی" اشاره داشت. از وجهی، آنچه یک کمدین را در مسیر نقش آفرینی هایش در ژانر کمدی با چالش هایی مواجه می سازد، تصویر مشخص روش ها و سبک های اجرایی اش در ذهن جامعه است که کار وی را در قیاس با دیگر گروه بازیگران با مشکلاتی مواجه می سازد که در این باب می توان به هنرنمایی های جوادرضویان پس از "پاورچین" اشاره داشت که تصویر آشنای "داود برره" را در قامتی نحیف در حافظه مخاطب تداعی گر است و این بازیگر مستعد را در وجهی ناکارا و تنها به مثابه یک اهرم پولساز در شاخص فنی کمدی های ضرباهنگی چند سال اخیر متجلی ساخته است. به واقع گاه تداوم و اصرار بر یک سبک رفتاری، افه بیانی یا تغییرات چهره برای بازتابش حس لحظه ای کاراکتر یا تلاش ناهشیار در ادامه یک مدل اجرایی، به وازدگی جامعه نسبت به آن بازیگر منجر می شود; مساله ای که به ویژه در تجربه مهران غفوریان در دنباله سازی غیرمنطقی بر "زیر آسمان شهر" قابل رویت و رهگیری است و حتی استفاده از اکبر عبدی، مرحوم رضا ژیان، حسن پور شیرازی و اکرم محمدی در "زیر آسمان شهر۳" نیز به نجات این مجموعه روتین منجر نشد. از بعد دیگر گاه بهره بردن از بازیگران تثبیت شده در نقش های درام در مجموعه های کمیک به عنوان یک اتفاق ویژه هنری چنان در کانون دید رسانه ها قرار می گیرد که ناخواسته و شاید هم با یک جبر و تحمیل آن بازیگر را به مسیری هدایت می کند که از آن اعتبار و قدرت اجرایی سابقش تصویری باقی نمی ماند و این فرآیند در احوالات امروز فتحعلی اویسی قابل رهگیری است. در این گزارش و با توجه به فرا رسیدن عید نوروز به برخی از تیپ کاراکترهای نمونه و شاخص ژانر کمدی اشاراتی خواهیم داشت و نقاط عطف کار بازیگران در اجرای این نمونه ها را ارزیابی می کنیم. ۱) بهروز پیر پکاجکی (مهران غفوریان - زیر آسمان شهر): تیپی با قابلیت ارتقا به سطح کاراکتر و همان نقشی که هنرپیشه ای چون مهران غفوریان به آن احتیاج داشت تا با آن خود را به عنوان کمدینی توانا مطرح سازد اما با گذشت زمان نه آن شور و حال و تسلط بر زوایای اجرای کمیک در تجربه های سالیان اخیر وی قابل رهگیری است و نه دیگر نقشی در اندازه های بهروز برای غفوریان نوشته شد. نقش بهروز با صفت منفی بزرگنمایی، اغراق و فضاهای غیرواقعی و خیالی که از فعالیت های خود به همسایه ها ارایه می داد چنان خواستنی بود و پارتنر موفقی را با خشایار مستوفی ایجاد کرده بود که غفوریان را به ادامه ساخت این مجموعه ترغیب کرد و البته وقتی مصالح و بن مایه های روایی اثر ناکارا باشد نمی توان تنها به صرف توانایی های هنرمندان، مسیر مجموعه را سر و شکلی جذاب بخشید و این مساله به وضوح در تجربه "زیر آسمان شهر۳" قابل رهیافت است و حتی هنرمندی چون اکبر عبدی که نقش عموی بهروز را ایفا می کرد نیز به د لیل بازی در این اثر که از ضعف ساختاری رنج می برد، از جامعه عذرخواهی کرد. ۲) غلام شش لول بند ( زنده یاد کیومرث ملک مطیعی- زیر آسمان شهر): تیپی تمام عیار که با هنرمندی، توسط مرحوم ملک مطیعی ایفا شد و حرکات پرجنب و جوشی که با ورود به مجموعه از خود نشان می داد، شور و حالی را بر" زیر آسمان شهر" بخشید; به ویژه می توان به قسمت های منتهی به ازدواج آقا غلام و خانم فرامرزی اشاره کرد که از لحاظ منطق روایی کمدی موقعیت، شاخص های برجسته ای چون حرکت ظریف هنری در نمایش مثلث عشقی میان ملکه رنجبر، مرحوم کیومرث ملک مطیعی و محمد ورشوچی را دارا بود. ۳) خشایار مستوفی (حمید لولایی- زیر آسمان شهر): یک نقش مبتنی بر قواعد متلازم تیپ کاراکتر که حمید لولایی از استایل پدرش بازنمایی کرد و در قالب شخصیت خشایار مستوفی حلول داد. حمید لولایی در این نقش چنان ماهرانه درخشید و از میمیک چهره و تغییرات اجزای فیزیکی دهان و نیز نمایش افه بیانی یک پیرمرد بهره برد که تا مدت ها اسیر مولفه های آشنای این نقش در دیگر هنرنمایی هایش بود و با شنیدن نام این هنرمند، تصاویر و لحظات درخشش وی در اجرای نقش "خشایار مستوفی" در ذهن مخاطب نقش می بست که این مساله بیش از هرچیز به قدرت ساختاری فیلمنامه رضا عطاران برمی گشت و شاید دلیل اینکه لولایی در آثار رضا عطاران درخشنده تر از هرجای دیگری ظاهر می شد به شناخت درست عطاران از توانایی های لولایی باز می گردد. ۴) عموی هژیرها (مهران غفوریان- این چند نفر): تیپ تمام عیار عموی خوش مشرب و البته کمی بهانه گیر، باز هم فرصتی مناسب را در اختیار مهران غفوریان قرار داد تا با هنر نابی که در آن دوران هنوز به ورطه تکرار نیفتاده بود، جذابیتی مضاعف را بر مجموعه نسبتا موفق "این چند نفر" ببخشد و این حضور آن چنان تعیین کننده بود که به عنوان یکی از ارکان خلق جذابیت دستمایه بازسازی موقعیت های کمیکی از تقابل و رویارویی هژیرها با عمویشان شد. ۵) آقای کاووسی (فتحعلی اویسی- بدون شرح): تا پیش از بازی در "بدون شرح"، عموما به عنوان بازیگری توانا در فیلم های درام و اغلب به نقش منفی شناخته می شد و شاید کمتر کسی فکر می کرد که فتحعلی اویسی با درخشش در نقش مدیر مسئول یک نشریه نه چندان مطرح و نوپا که تلاش دارد تا خود را از زردی و بی مایگی نجات بخشد، بتواند تصویری جدید و همدل برانگیز از خود نشان دهد اما این اتفاق که می توانست اویسی را در مقام بازیگری با قابلیت در ایفای نقش های گوناگون تثبیت کند، در نهایت وی را به جاده لغزنده کمدی های ضرباهنگی و نازل امروز رسانده است. ۶) فرهاد برره (مهران مدیری- پاورچین): کاراکتر داماد سرخانه ای که در محیط کار از هرحربه ای جهت کسب سود بهره می برد، فرصتی طلایی جهت بازنمایی قدرت گذشته در اختیار مهران مدیری قرار داد و او نیز با بهره گیری از مثلث فرهاد، داود و سپهر به خوبی ویژگی های فکری شخصیت فرهاد برره را بازتاب داد و از طریق رقابت با داود در محیط خانه و اداره، لحظات نابی از کمدی موقعیت را پیش روی مخاطب قرار داد. ۷) داود برره (جواد رضویان- پاورچین): ناجی هنری مجموعه "پاورچین" که با ورودش، سیر روایت را از سکون و رکود به یک روانی و شیوایی رساند، بی شک جواد رضویان است که با ایفای کاراکتر داود یک نقش منفی کمیک را به زیبایی و با شیوه ای جذاب برای مخاطب اجرا کرد. صحنه های تقابل داود و فرهاد از جمله نقاط ثقل اجرای رضویان به شمار می رود و البته این بازی درخشان تاثیر چندان مثبتی را از لحاظ ادامه کار برای وی به ارمغان نیاورد و پس از پاورچین، بیشتر با تلاشی از سوی این کمدین روبه رو شدیم که سعی داشت الگوی داود را بر مختصات نقش آفرینی هایش حاکم کند اما بی مایگی و ساختار نازل آثار حتی امکان نزدیک شدن به سایه داود را از جواد رضویان گرفت. ۸) مهتاب (سحر زکریا- پاورچین): بازی زکریا در نقش مهتاب به عنوان یک شاعر، علاوه بر آنکه با توجه به ماهیت نقش یک جدیت ظریف را بر پیکره کاراکتر حاکم کرده است، از جاذبه های برجسته ای در نحوه اوج و فرود بیان یا نگاه پیرامونی و همچنین شیوه برقراری ارتباط با بازیگران دیگر برخوردار است و بازیگری چون سحر زکریا را به مخاطبان به خوبی شناسانده است. بازی زکریا در قسمت زن گرفتن سپهر به زیبایی مهر خواهرانه مهتاب نسبت به سپهر را بازنمایی می کند و البته ذات فرهنگی نقش که نوعی وقار و آرامش اجرایی را می طلبد و نیز جدیت خاصی را به نوع نگاه و بیان کاراکتر می بخشد، به خوبی توسط سحر زکریا اجرا شده است. ۹) سپهر مهتابی (سیامک انصاری- پاورچین): تک پسر خانواده مهتابی با آن سبک زندگی کولی وار و عجیب و غریب، یک فرصت طلایی برای سیامک انصاری بود تا از جدیت حاکم بر بازی هایش در الگوی روایی درام جدا شود و به نقش آفرینی هایش رنگ و بویی تازه بخشد. صحنه های جدل کلامی سپهر با شادی و نیز نوعی رندی و زیرکی شیرین در بیگناه جلوه دادن خود در دیرآمدن و شب گردی های فرهاد و داود از جمله نقاط عطف اجرای انصاری محسوب می شود. ۱۰) گل یاسمن (شقایق دهقان- پاورچین): سادگی به عنوان عنصر اصلی این نقش به گونه ای زیبا توسط شقایق دهقان اجرا شد و البته این بازیگر با نوعی دیرفهمی که برای شناساندن بهتر یاسمن بر قالب نقش مسلط ساخت، اجرایی دیدنی و ماندگار را از خود به ثبت رساند و امروز با گذشت سالها از پخش "پاورچین"، هنوز هم مخاطب با یادآوری نقش یاسمن، بازی زیبای بازیگرش را به یاد می آورد. ۱۱) شادی(سحر ولدبیگی- پاورچین): خواهر فرهاد که در قسمت های متداوم توسط سپهر، بچه دانسته می شد و البته به وضوح همچنان کودک درونش را با خود همراه داشت، در قسمت مربوط به زن گرفتن سپهر و از طریق جلوه نمایی و خلق یک تناقض تیپیک با پرتره ارایه شده از وی در طول سریال، لحظات نابی را نشان داد. به ویژه می توان به رقابت او با نازنین(نگار فروزنده) اشاره داشت که البته اگرچه در قسمت های رویارویی، همواره نازنین با انجام کارهای بهتر مرکز دید و کانون توجه بود اما در نهایت، شادی با سپهر ازدواج کرد. ۱۲) رئیسینا (سعید پیردوست- پاورچین): رئیس شوخ و شنگ اداره که شیفته تعاریف غلوآمیز فرهاد و داود بود و با بیان جوک های یخ انتظار خنده کارمندانش را داشت، حضوری موفق را از سعید پیردوست برقاب تصویری مجموعه حک نمود و شاید در تجربه های همکاری وی با مدیری بتوان این نقش را به عنوان یک مرکز ثقل در کارنامه بازیگری پیردوست قرار داد. ۱۳) طغرل (محمد رضا هدایتی- پاورچین): باغبان خانه پدری سپهر و مهتاب که مشکل اساسی با حضور فرهاد و داود در منزل داشت علاوه بر علاقه شدید به سپهر و مهتاب که در قسمت های مختلف نشان داد، به عنوان یک منتقد سینما و نخبه فرهنگی نیز خود را نمایانگر ساخت و برجذابیت های مجموعه در قسمت معمای طغرل از طریق همین تاکید بر پیشینه نقد و مطرح نمودن نام منتقدان برجسته کشور به عنوان دوستان نزدیک خود افزود. ۱۴) حسام دو برریه(هادی کاظمی- پاورچین): امروز که با گذر از نقش هایی چون "نظام دوبرره" و "باباشاه" به دیروز می رویم و هنرنمایی هادی کاظمی در خلق تیپ ناب "حسام دو برریه" را از نظر می گذرانیم، شاید دلایل موفقیت وی در نظرگاه تحلیلی مخاطب، استفاده متوازن از قابلیت بهره گیری از چهره برای بازتاب مکر و شیطنت درونی چنین نقشی باشد اما "حسام دوبرریه" که با هدف تفرقه افکنی میان فرهاد و داود و به قولی از آب گلآلود ماهی گرفتن به تهران آمده به خوبی از دوست نمایی برای به مقصود رسیدن بهره می برد و با حاکم کردن صفات نکوهیده و مذموم، ضمن سرگرم سازی و غافل کردن فرهاد و داود از تحولات برره، با شیوه مرموزانه و از طریق شایعه افکنی و به کار بردن لفظ نخود عنکبوتو، قیمت نخود اعلای برره را شکسته و تا حدودی به اهداف خود می رسد و تمامی این حس ها به زیبایی توسط کاظمی نمایش داده می شود. ۱۵) بامشاد (رضا شفیعی جم- نقطه چین): از همان "ساعت خوش" و خلق تیپ "کارآگاه درک"، توانایی های شفیعی جم در تیپ سازی بر همگان آشکار شد و وقتی این بازیگر با پیشینه ای از نقشآفرینی های ممتاز به عنوان یک ناجی هنری وارد مجموعه "نقطه چین" شد، از آوازخوانی و البته رفتارهای تاحدودی نمکین و بچه گانه برای پرورش نقش "بامشاد" بهره برد و بدینگونه فضای راکد "نقطه چین" را شور و حالی دوباره بخشید. ۱۶) فری چشم قشنگ(مجید صالحی- کوچه اقاقیا): از ابتدای ورودش به مجموعه با نت آهنگین و زنگ صدایی متشابه با دوبلور آلن دلون و نیز تاکید بر تکیه کلام "پول ببیتی فراوون" خود را در دل مجموعه جای داد و صحنه مرور زندگی اش بر متن آهنگین آواز مشهور خواننده ترک از جمله سکانس های دیدنی حضور صالحی در مجموعه به شمار می رود. ۱۷) ماشا»الله(حمید لولایی- خانه به دوش): کاسب ساده دل و اهل حرام و حلالی که مسیر زندگی اش را برپایه برخی رفتارهای خارج از قاعده همچون تعویض پیاپی شغل قرار داده و البته با وجود شرایط بد مالی جوهره انسانیتش را فراموش نکرده، فرصت مناسبی برای حمید لولایی بود تا خود را از حصار نقش خشایار بیرون بیاورد و البته گاه ناخودآگاه برخی از افه های گویشی یا حرکتی وی شبیه خشایار می شد. ۱۸) کامبیز باغی(رضا شفیعی جم- جایزه بزرگ): شخصیت کامبیز با نوعی نگاه کودکانه به جهان اطراف، بهترین موقعیت را برای شفیعی جم به وجود آورد تا از دل تناقضات تیپیک مستقر بر روح نقش، یک شخصیت جذاب را خلق کند که نه تنها آنگونه که می نمایاند یک منش لمپنیستی را بر پیکره رفتاری اش به همراه ندارد بلکه معرفتی نهانی را در برخی از سکانس ها نشان می دهد که البته این سبک رفتاری وقتی در تقابل با ماهیت درونی وی و همان رفتارهای کودکانه اش قرار می گیرد(از جمله کله ای که به آقای مقدم می زند و توجیهش خواستگاری وی از ملیحه است) لحظه های نابی را می آفریند. ۱۹) هاشم اگزوز (سیروس گرجستانی- متهم گریخت): بازیگر کارکشته ای چون سیروس گرجستانی با بازآفرینی شخصیت هنریش در "متهم گریخت" تولدی دوباره یافت و امکان خوبی را برای نقشآفرینی های دیگر در آثار برجسته تر به دست آورد. گرجستانی با شناخت درست ویژگی های درونی هاشم و نوع نگاه وی به جهان پیرامونی که با نوعی سادگی، صفا و صداقت همراه بود، تصویر یک مرد ایرانی را بی کم و کاست بازنمایی نمود; مردی که جوهره معرفت را از دست نداده و حتی سختی های زندگی، او را از درستی و پاکی دور نمی سازد و گرجستانی به خوبی این حالات را نمایش داد. ۲۰) شازده (زنده یاد محمود بهرامی- متهم گریخت): اگر بگوییم این بازی برترین تلاش کارنامه هنری زنده یاد بهرامی بود، بی راه نرفتیم. بازیگری که در قاب هنری عطاران هویت جدیدی یافت و با نگاه درست عطاران، توانست یک کاراکتر ساده و جمع و جور را با محبت هایی که نسبت به بی بی داشت، دوست داشتنی و زیبا اجرا کند. ۲۱) بی بی(شهربانو موسوی- متهم گریخت): اجرای راحت، طبیعی و زیبا به نقش مادر هاشم، تصویری جاندار از شهربانو موسوی را به ثبت رساند و نقش یک پیرزن نکته سنج و البته بهانه گیر به خوبی در بالانس نگاه عطاران غربال شد و حاصل کار، همانی شد که انتظار می رفت و نقشی که در درون خود نکته چندان برجسته ای نداشت با هدایت درست عطاران و بازی دیدنی شهربانو موسوی ماندگار شد. ۲۲) کیانوش استقرارزاده (سیامک انصاری- شب های برره): روزنامه نگار آرمانگرا و اخلاق محوری که به ناکجاآباد برره تبعید می شود، با نوعی هنجارگرایی در محیط انسانی برآمده از ناهنجاری ها، تناقضی تیپیک ایجاد کرد که به عنوان عنصر خلق جذابیت، دستمایه پی ریزی بنای روایت گشت. کیانوش با رسالت آگاهی بخشی عمومی و از طریق بهره گیری از داشته ها، آگاهی ها و توانایی هایش ، تلاش موثری را در حاکم سازی تعقل بر رفتارهای برره ای ها به کار گرفت و این کارویژه اجتماعی به زیبایی توسط انصاری اجرا گشته است. ۲۳) شیرفرهاد( مهران مدیری- شب های برره): بازی تماشایی مدیری در نقش شیرفرهاد دارای نقاط ثقلی چون سکانس های عشق ورزی او به لیلون و البته گذران دوره اجباری است و نوعی شیطنت ملموس همواره این شخصیت را همراهی می کند و منش و روش متغیر شخصیت به خوبی توسط مهران مدیری به مرحله اجرا رسیده است. ۲۴) یاور طغرل (محمد رضا هدایتی- شب های برره): بالانس شخصیت یاور در پاندولی از قدرت نمایی اولیه وعجز و ناتوانی در مواجهه با ناهنجاری های رفتاری برره ای ها، فرصت مناسبی را در اختیار محمد رضا هدایتی قرار داد تا با توانایی هایش در تجسم ویژگی های درونی نقش در قالبی باورپذیر برای جامعه، یاور را به شخصیتی تعیین کننده در معادلات کمیک "شب های برره" تبدیل کند. ۲۵) نظام دو برره(هادی کاظمی- شب های برره): ایفای شخصیت نظام دوبرره که در فضایی توهمی و با خرزوخان تبادل نظر دارد، هادی کاظمی را به عنوان بازیگری قابل در تیپ سازی و تنظیم موازنه حسی تکنیکی در فرآوری نقش مطرح کرد و ویژگی منفی اعتیاد که وی را به فردی بی قید و لاابالی بدل کرده بود به خوبی توسط کاظمی اجرا شد. ۲۶) سالارخان(محمد شیری- شب های برره): خان شوخ و شنگ و اکتیو پایین برره با تکیه کلام معروف "الهی قربوت بشم جیگر" یک تصویر زیبا از بازیگری در اذهان جامعه شکل داد که تا آن موقع این چنین درخشنده ظاهر نشده بود و به همین علت هنرنمایی شیری که در نقش سروان "جایزه بزرگ" نیز کار خود را به درستی انجام داده بود، با بیشترین استقبال همراه شد و به کاندیداتوری وی در جشن نهم دنیای تصویر انجامید. ۲۷) بگوری برری(علی کاظمی- شب های برره): شاعر سرزمین برره که با هر سرایش، انتظار دریافت مواجب را داشت و پس از بیان هر سروده اش،لفظ "خوب بید" را به کار می برد، آن چنان گل کرد که حتی در بازدید ضرغامی از پشت صحنه سریال با ریاست سازمان صدا و سیما نیز شوخی نمود و فضایی صمیمی را بر این دیدار نسبتا رسمی حاکم کرد. ۲۸)‌ ناصر(رضا عطاران- ترش و شیرین): شخصیتی که تمامی صفات منفی را در درون خود داشت با زیرکی عطاران به شیوه ای دیدنی اجرا شد و نقشی که در ماهیت و چیستی خود می توانست در نگاه اول یک وازدگی اجتماعی را به وجود آورد با مهارت اجرایی عطاران به برگ برنده "ترش و شیرین" تبدیل گشت. ۲۹)‌ نصرت( مریم امیر جلالی- ترش و شیرین): اگرچه همچنان عصبیت و تنش گفتمانی بر روح اجرایی امیر جلالی حاکمیت داشت اما این بازیگر با شناخت درست نقش و در یک توازن درست حسی میان جدیت و طنازی، شخصیت یک زن خودساخته را به زیبایی ایفا نمود و دستاورد این اجرای دیدنی، تندیس بهترین بازیگر زن کمدی ازیازدهمین جشن دنیای تصویر بود. ۳۰)‌ آقا بزرگ(احمد پور مخبر- ترش و شیرین): ایفای نقش پیرمرد اکتیو و نکته سنجی که در لحظه، یک بداهه کلامی کمیک را می آفرید، تصویری زیبا از احمد پور مخبر بازتاب داد و البته وی را در این قالب، هم در سینما و هم در تلویزیون کلیشه نمود. ۳۱)‌ بهجت(مرجانه گلچین- بزنگاه): پس از مدت ها بی خبری و کناره گیری از عالم هنر، وقتی در یک نقش کمدی ظاهر شد، تماشاگر را با این سوال مواجه ساخت که پشت این انتخاب چه منطقی خوابیده است و با پایان پخش سریال، مخاطب به پاسخ پرسش خود رسید چراکه عطاران این بار از آستین هنرمند خود یک نقش صیقل خورده و برجسته را برای بازیگری بیرون کشید که هنوز بازی اش در درام اعتقادی "شب بیست و نهم" در ذهن مخاطب نقش بسته بود و از اینرو درخشش خیره کننده مرجانه گلچین در نقش بهجت آن چنان فضای مثبتی را پیرامون شمایل هنری وی ایجاد کرد که بلافاصله به بازیگری پرکار بدل شد. ۳۲)‌ صابر پرور(حمید لولایی- بزنگاه): پسر بزرگ اوس احمد که خود را بی نیاز از مال دنیا نشان می داد اما در عین حال، میلی به تقسیم اموال پدر مرحومش میان خانواده نداشت، هرجا که لازم بود با ذکر خاطره ای از پدر، خود را به عنوان یک فرد مورد وثوق نشان می داد و البته لحظاتی که می خواست به وضعیت نا به سامان نادر اشاره کند، اعتیاد او را پیش می کشید(با به کار بردن لفظ خاص)، همگی در ظرافتی تمام توسط حمید لولایی اجرا شد. ۳۳)‌ توفیق (رضا نیکخواه- بزنگاه): داماد اوس احمد که برای توسعه و رونق بخشی بر کار کبابی اش گوشه چشمی بر نانوایی بر جای مانده از اوس احمد داشت با تضادهایی که میان او و برادران بهجت به وجود میآمد، لحنی طلبکار به خود می گرفت و این نگاه کاسبکار را در طول سریال به عنوان یک صفت در قالب شخصیت توفیق بازتاب می داد. ۳۴)‌ قل مراد( رضا شفیعی جم- باغ مظفر): خلق یک تیپ منحصر به فرد که معجون و ترکیبی از دیگر تیپآفرینی های شفیعی جم به شمار می رفت و علاوه بر آن یک بلاهت و منفعت طلبی را بر قالب نقش حاکم کرده بود، باز هم توانایی های بالای این بازیگر را در ایفای نقش های این چنینی نشان داد و لحظه ای که با لحنی متغیر و بسیار شمرده، آموخته های خود از یک فیلم سینمایی را به عنوان پایه ای برای بیان علاقه به سحرناز، در حضور کامران بیان کرد از جمله نقاط عطف اجرای او در "باغ مظفر" به شمار می رود. ۳۵)‌ آقای بردبار(نادر سلیمانی- باغ مظفر): بی شک نقش آقای بردبار تولد دوباره ای برای نادر سلیمانی بود; نقشی که با تکیه کلام "تو غلط می کنی" جذابیت های خاصی را بر فضاهای کمیک اثر بخشید و البته آن سرخوشی و بی خیالی ملموسی که در محیط اداری داشت، انسجام موقعیت های کمیک اثر را در حد قابل قبولی ارتقا می داد. ۳۶)‌ حیف نون (نصرالله رادش- باغ مظفر): خدمتکار دیرین مظفر خان که عادت بد کیف قاپی اش در یک سرعت مثال زدنی، گاه موقعیات کمیک خوبی را به وجود می آورد پس از چند سال کم فروغی رادش، فرصت خوبی را در اختیار بازیگری چون وی قرارداد تا باز هم زیر نظر مهران مدیری، تیپی نو را بیافریند. ۳۷) آقا سیروس(مهران رجبی- سه در چهار): آرایشگری که بسیار پایبند خاطره ها و رفاقت هاست، امکان مناسبی را در فضای کمیک "سه درچهار" ایجاد کرد تا مهران رجبی بتواند با بداهه گویی های نابش، این نقش را دیدنی از کار درآورد. زوج سیروس و رحمان بسیار خوب با هم مچ شده اند و رویارویی های کلامی بیژن(علی صادقی) و سیروس(مهران رجبی) به ویژه در قسمت های پس از فرار آنها، به خوبی کمدی کلام و موقعیت را پرورش داده و سادگی و صمیمیت سیروس به درستی در کنار فرزی و شیطنت های بیژن نهاده شده است. ۳۸)‌ مسعود شصت چی( مهران مدیری- مرد هزار چهره): غم حاکم بر نقش، کاراکتر مسعود را در شمایلی هامون وار تداعی گر است و البته ظرف کمیک موقعیت های پیش آمده برای مسعود، تصویر ماندگار نقش را در هنر اجرایی مهران مدیری ادغام نموده است.نقش از یک سیر منطقی در اوج و فرودهای زندگی بهره مند است و مدیری از تمامی داشته های تئاتری خود چون سکون در نگاه یا تغییر موقعیت لفظ از یک متهم به یک بازجو به خوبی بهره می برد. ۳۹) قزاق مندیان (علیرضا خمسه- مرد هزار چهره): یک پدرخوانده ناب ایرانی که ادای دینی کامل به مارلون براندو بود و به خوبی تصویر درخشان خمسه در دهه ۷۰ را بازنمایی کرد و به نوعی تولدی دوباره در ژانر کمدی برای علیرضا خمسه به شمار می رود. ۴۰)‌ تقی تاکسی( آتیلا پسیانی- چاردیواری): استفاده درست از جذابیت های لهجه برای خلق کمدی کلام، تصویری تازه از آتیلا پسیانی در نقش تقی تاکسی ارایه داد و تکیه کلام جذاب وی به جواد عزتی با مضمون "ناسلامتی شما معلمی" از جمله سکانس های ظریف و تماشایی اثر محسوب می شود.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/56184
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید