امروز سه‌شنبه 09 تیر 1405

Tuesday 30 June 2026

حماسه قم؛ مطلع الفجر انقلاب اسلامی


1401/08/01
کد خبر : 54620
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 28 نفر
در دفتر انقلاب موارد بسیاری است که همانند خورشید می‌درخشد، که دو مورد آن برآمده از افق قم است، یکی قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و دیگری خروش ۱۹ دی ماه ۱۳۵۶؛ وقتی سلطه طاغوت با تبلیغات سوء و برنامه‌های ضد دینی "عقیده به ولایت" و "تبعیت از فقاهت" را نتوانست بزداید، به روی فریادگران و حامیان مرجعیت آتش گشود و این بود که حماسه قم که مطلع‌الفجر انقلاب اسلامی بود، پیش آمد. شهادت آیت الله مصطفی خمینی فرزند امام(ره) در آبان ۱۳۵۶، شتاب خاصی به حرکت انقلاب اسلامی بخشید که می‌توان موج برخاسته از آن را به عنوان آغاز قیام عمومی مردم دانست. مجالس یادبود متعددی در سرتاسر کشور برگزار و تظاهرات گسترده‌ای علیه رژیم شاه به راه افتاد و بار دیگر امام (ره) به عنوان رهبر حرکت اسلامی در جامعه مطرح گردید. از این رو دستگاه حاکم و بویژه شخص شاه بر آن شد تا با توهین به ساحت امام(ره) چهره ایشان را در انظار عمومی مشوش سازد و با نوشتن مقاله‌ای با صراحت به آن بزرگوار توهین نماید. اهانت صریح و بی‌پرده رژیم به ساحت اسلام و علما بویژه حضرت امام، دامنه وسیعی داشت به گونه‌ای که طلاب و مدرسین حوزه علمیه قم با تحصن در بیوت مراجع کلاسهای درس را تعطیل و بدین وسیله اعتراض خود را نسبت به این بی‌حرمتی نشان دادند. در این بین تجار و کسبه نیز با مشاهده حرکت حوزویان با تعطیلی بازار به حمایت از آنان برآمدند. قم دوباره ۱۵ خرداد ۴۲ را به خود دید و دست رژیم ستمشاهی دوباره از خود اثری پلید بجا گذاشت که در دفتر انقلاب یکی از ماندگارترین نقشها شد. امام خمینی(ره) که در آن زمان در نجف تشریف داشتند، طی لحنی شدید به رژیم پهلوی هشدار دادند و آشکارا حکومت ستمشاهی را به مبارزه طلبیدند، امام در فرازی از بیانات خود خاطر نشان ساختند: "من متحیّرم که این فاجعه را به کی باید تسلیت بگویم. آیا به رسول اکرم (ص)، معصومین(ع)، به حضرت حجت(سلام اللّه علیه) تسلیت بگویم یا امّت اسلام، به مسلمین، به مظلومین در تمام اقطار عالم تسلیت بگویم یا به ملت مظلوم ایران یا به اهالی قم محترم، قم داغدیده، تسلیت بدهم یا به حوزه‌های علم و علمای اعلام به کی باید تسلیت گفت و از کی باید تشکر کرد در این قضایا که برای اسلام پیش می‌آید و این ملت بیدار ایران در مقابل این مصیبتها استقامت می‌کند، کشته می‌دهد، هتک می‌شود. بی‌جهت و بدون هیچ مجوّزی مردم را به مسلسل بستند. ملت ایران، ملت بیداری است. در عین حالی که این همه ظلم می‌بیند، کشته می‌دهد مقاومت می‌کند، ایستادگی می‌کند و این ایستادگی به نتیجه خواهد رسید هیچ اشکالی نیست که بعد از اینکه ملتها بیدار شدند و بعد از اینکه زنها قیام کردند بر ضد دولت و بر ضد این جبّاران یک همچو ملتی پیروز می‌شود. ان شاء اللّه"(صحیفه نور، ج۱، ص ۴۴۰ ـ ۴۳۹) امام در این سخنان با تیزبینی و نوعی همه جانبه نگری در اولین گام، قیام را با برنامه‌های رسول اکرم و خاندان او، پیوند می‌دهد و علما و روحانیان و امت‌های مبارز را با خاندان عترت مرتبط می‌سازد و در ادامه، با بصیرت ناشی از نور معنوی، این قیام را طلوعی برای پیروزی انقلاب اسلامی تلقی می‌نماید. امام در پیامی که بدین مناسبت صادر فرمودند، بیان داشتند: "نهضت اخیر که پرتویی از نهضت ۱۵ خرداد است و شعاعش در سراسر کشور نورافکنده، خود کوبندگی خاصی دارد که شاه را از خود بیخود کرده و او و دارودسته چاقو کشش را به تلاش مذبوحانه واداشته است. جنایات ۲۹ محرم امسال(۱۹ دی ۱۳۵۶) نقطه عطفی است به جنایات شاهانه ۱۲ محرم آن سال (۱۵ خرداد ۱۳۴۲)، شاه خواست ضرب شستی به ملت مسلمان نشان دهد. پس از تمامیت حساب با رئیس جمهوری آمریکا، به بهانه مختصری که مأمورین ایجاد کردند مرکز تشیع و حوزه فقاهت اسلام را در جوار مرقد پاک حضرت فاطمه معصومه (س) به مسلسل بست. شاه می‌خواهد ثابت کند که نوکری او تحکیم شده و ملت نباید گمان کند او از پشتیبانی اجانب برخوردار نیست، ولی ملت با تظاهرات عمومی و تعطیل سرتاسری دامنه دار و اظهار تنفّر، بار دیگر ثابت کرد که او را نمی‌خواهد و از او و خاندانش بیزار است و این رفراندوم طبیعی در حقیقت خلع او از سلطنت غاصبانه جابرانه است"(همان ص ۴۵۰). واقعه ۱۹ دی ۱۳۵۶ به لحاظ نتایج و پیامدها از چند نظر شایان توجه است: ۱) سازش شاه و کارتر و تو خالی بودن شعار فضای باز سیاسی شاه را به مردم نشان داد. ۲) ثابت کرد که شاه از حرکت مذهبی - سیاسی به رهبری روحانیت و در رأس آنها امام خمینی (ره) بیش از هر حرکت سیاسی دیگر وحشت دارد. ۳) آنچه را که رژیم از آن وحشت داشت، به تبع قیام ۱۹ دی به وقوع پیوست و حوزه‌های علمیه و روحانیت در خط امام (ره) به حرکت در آمدند و زمینه‌ای فراهم گردید که نهضت در مسیر صحیح مبارزه قرار گیرد، و ترفندهای بعدی رژیم را نیز بی‌اثر کرد. ۴) روشن شد که جریان حقوق بشر و فضای باز سیاسی، طلیعه‌ای برای میدان دادن به ملی‌گراها، لیبرال‌ها و ... بوده و آمریکا و رژیم شاه، عملاً در جذب مردم به سوی میانه‌روها موفقیتی نداشته‌اند و آنان هیچ پایگاهی در میان مردم ندارند. ۵) متحجرین حوزه‌ها و کسانی که مروج جدایی دین از سیاست بودند و همواره درس و بحث و فقه و اصول و ... را به مبارزه با شاه ترجیح می‌دادند، شکست خوردند و مردم نیز فهمیدند که باید سراغ چه کسانی بروند. ۶) ماهیت رژیم ضد مردمی شاه را برای بسیاری آشکار کرد. از آن پس بود که شعار "مرگ بر شاه" شعار اصلی و تکیه کلام توده‌های انقلابی شد. ۷) باعث تعمیق و مردمی شدن نهضت و شرکت توده‌های مذهبی، بویژه جوانان گردید. ۸) برخی از احزاب و جمعیت‌هایی که حرکت سیاسی خود را با اتکا به حقوق بشر کارتر و فضای باز سیاسی ایجاد شده، توسط شاه و در چهارچوب قانون اساسی شکل داده بودند، به تدریج از مردم جدا شدند و به دامن آمریکا و غرب پناه بردند.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/54620
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید