امروز چهارشنبه 20 خرداد 1405

Wednesday 10 June 2026

جور دیگر باید دید


1401/08/01
کد خبر : 63103
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 57 نفر
هر روز نزدیکی های ظهر که او به خانه بر می گردد، در انتظار شنیدن صدایش لبه بالکن می نشیند. چقدر این صدا برایش آشنا و دلنشین است، حتما صاحب آن خیلی زیبا و مهربان است، آنقدر زیبا که صدای او سال های سال مایه تسلی خاطر او شده است. صدا که نزدیکتر می شود، دلش می لرزد، نکند که یک وقت صدای ضربان قلب عاشق اش را بفهمد و همین تپش او را رسوا سازد. اصلا چرا باید بترسد، چرا باید این همه سال لبه بالکن بنشیند، او که همه چیز دارد، چهره خوب، تحصیلا ت عالی، مهربانی و گذشت، خانواده ای فهمیده و تحصیلکرده که همه چیز را برای او و همسرش فراهم خواهند کرد، دیگر یک همسر چه می خواهد؟ حتما با او به اوج خوشبختی خواهد رسید. اما... او نابینا است و این برای او مشکلی است که همه خوبی ها را پشت سرخود نابود می سازد. مشکلی که از کودکی همراه او بوده، نه او مقصر است نه خانواده اش. یک نقص کوچک تمام زندگی او را تحت الشعاع قرار داده و او اکنون اینجاست... خانواده اش در بسیاری موارد به او کمک می کنند، اما اکثر مشکلا ت اش به جامعه برمی گردد، جامعه ای که به خاطر یک نقص کوچک به راحتی او را کنارزده، خواسته هایش و حتی نیازهای اولیه زندگی اش را نادیده گرفته است. او فقط قادر به دیدن نیست، مثل همه ما می شنود، فکر می کند، راه می رود، نفس می کشد... او هم یک انسان است،می خواهد در کنار ما باشد، نعمات خدادادی را احساس کند و از آنها لذت ببرد. فریاد می زند که من هستم، حق زندگی دارم، اما در جامعه ای که آنهایی که می بینند هم از حقوق خودشان محرومند، دیگر حق و حقوق نابینایان تا چه حد مورد توجه قرار می گیرد؟ آیا تنها سازمان بهزیستی مسوول است؟ یا این سازمانی است که تمام کاسه کوزه ها را سرآن می شکنند و بقیه مسوولا ن خود را پشت کوهی از این کاسه کوزه ها پنهان می سازند؟ یا اینکه هرکدام از ما مقصر هستیم؟ با وجود همه مشکلا ت موجود، بسیاری از نابینایان هستند که صدها برابر بهتر از افراد بینا پله های موفقیت را با صبر و پشتکار ستودنی یکی پس از دیگری طی کرده اند. مثل ادامه تحصیل، قبول شدن در رشته های دانشگاهی و در بسیاری موارد نابینایانی داریم که تحصیلا ت عالیه دارند و به چند زبان خارجی مسلط هستند. که البته همین درس خواندن هم برای آنها با مشکلا ت بسیاری همراه است. مانند معلولا ن شهرستانی که امکانات کافی در شهر خود ندارند و باید برای تحصیل به تهران یا شهرهای دارای مدارس استثنایی بروند. یا در دانشگاه ها که هیچ نوع مقدماتی برای تحصیل یک معلول در بسیاری از رشته ها در نظر گرفته نشده و برخی رشته ها حتی کتاب یا نوار مناسب را ندارند. فضای نامناسب کلا س ها، حیاط دانشگاه و وجود پله های زیاد هم که دیگر جای خود را دارد. حتی حق و حقوق قانونی که برای نابینایان تمام دنیا در نظرگرفته شده هم رعایت نمی شود. مثل قانون عصای سفید که طبق آن، هرجا نابینایی با عصای سفید حرکت می کند باید اتومبیل مقابل با سرعت کم حرکت کند. اما ما بارها نابینایانی را کنار خیابان دیده ایم که مدتها در انتظار ایستاده اند تا یک بینای فهمیده پیدا شود و آنها را در عبور از خیابان یاری رساند. در این زمینه نه رسانه های گروهی، نه دستگاه های دولتی، شهرداری، راهنمایی رانندگی هیچ کدام در شناخت آن به مردم زحمتی به خود نمی دهند.حفاری های شرکت های مختلف، چاله های خیابانها و معابر، ناهمواری های پیاده روها و کوچه ها، پله های زیاد در ورودی ادارات و شرکتها، نامناسب بودن وسایل حمل ونقل عمومی مثل اتوبوس و مترو در کنار همه مشکلا ت، هرکدام به سهم خود نابینایان را از حضور فعال در اجتماع محروم کرده و آنها را مجبور به خانه نشینی و دوری گزیدن از اجتماع ساخته است. حتی در زمینه ورزش که برای نابینایان وسیله شادابی، نشان دادن توانایی های خود به دیگران، ایجاد اعتماد به نفس و به دست آوردن سلا مت روحی و جسمی است ما هنوز امکانات بسیار محدودی داریم حتی استخر مناسب نداریم و مثل همیشه کمبود بودجه را بهانه قرار می دهیم و به راحتی این حق آنها را هم زایل می کنیم. در کنار همه این ها، آنچه امروز مهمترین مشکل نابینایان است، مشکل کار است. حق هر انسانی است که بر اساس توان و امکاناتش به کاری بپردازد و به میزان تلا ش خود از موهبت های الهی بهره گیرد. آیا تنها به صرف این که یک نفر نابینا است یا محدودیت بینایی دارد، می توان این حق مسلم او را نادیده گرفت؟ البته در جامعه ای که افراد سالم و بینا برای پیدا کردن کار با مشکل مواجه هستند، خود به خود انتظار پیدا کردن یک شغل مناسب برای افراد بینا به آرزویی دور دست تبدیل می شود. اگر هم کاری باشد، اغلب کارفرمایان فکر می کنند یک نابینا فقط می تواند منشی یا تلفن چی باشد، در حالی که آنان در دوره های آموزشی کار با رایانه، قالی بافی، هنرهای دستی، خیاطی و حتی تصحیح کتب بریل که یک کار تخصصی است را هم می آموزند. اما دید منفی جامعه نسبت به نابینایان و ناتوان دانستن آنها باعث می شود تا نتوانند استعداد و توانایی واقعی خود را نشان دهند. حتی در فیلم هایی که درباره نابینایان در رسانه های گروهی پخش می شود، بیشتر ناتوانایی ها و محدودیت های یک نابینا را به تصویر می کشند، تا حدی که بینندگان را به گریه می اندازند! در حالی که بهتر است به جای ناتوانی ها، توانمندی ها و موفقیت های نابینایان را به تصویر در آورند. اینها تنها بخشی از هزاران مشکل نابینایان است. آنها تنها تعدادی از صدهزار معلول کشور ما هستند که روز نابینایان بهانه ای شد تا مشکلا ت شان را یادآوری کنیم. امید است که توجه به مشکلا ت آنها و دیگر معلولا ن تنها به یک روز یا یک هفته خاتمه نیابد و مسوولا ن، دستگاه های دولتی، خود مردم، همه و همه عزمی جدی به کار گیرند و مشکلا ت موجود را به حداقل برسانند. بگذاریم درد و رنج نابینایان تنها همان ندیدن باشد و بیشتر از این نمک به زخم آنها نپاشیم...
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/63103
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید