امروز چهارشنبه 20 خرداد 1405

Wednesday 10 June 2026

جدایی نادرها از سیمین ها


1401/08/01
کد خبر : 62927
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 54 نفر
طلاق وقتی اتفاق می‌افتد که استحکام رابطه زناشویی از بین می‌رود و بین زن و شوهر ناسازگاری و تنش به وجود می‌آید. در این میان طلا‌ق‌هایی دیده می‌شوند که زودهنگام نیستند و بعد از سال‌ها زندگی زناشویی مشترک اتفاق می‌افتند. ازدواج‌‌های ناآگاهانه با نارسایی‌هایی همراهند و گاهی طرفین مجبورند مدت طولانی در این رابطه بمانند... پیوندهایی که بعد از یک عمر زندگی از هم می‌پاشند یکباره و غیرمنتظره نیستند و ریشه در گذشته دارند. در ارزیابی‌های انجام شده که مشکلات این همسران را می‌توان به ۵ گروه زیر تقسیم کرد. ۱) ازدواج بدون شناخت بعضی ازدواج‌ها فقط با فشار دوستان، خانواده و حتی عقایدی که فرد به خودش تحمیل می‌کند شکل می‌گیرند. برخی ازدواج‌ها صرفا براساس معیارهایی از قبیل چهره، ثروت، پرکردن خلاء عاطفی، عدم اعتماد به نفس و عطش جنسی انجام می?شوند و در حقیقت زوج‌های جوان در مرحله آشنایی پیش از ازدواج به دور از تفکر منطقی و با احساسات زودگذر تصمیم می‌گیرند و وارد زندگی مشترک می‌شوند و بعد از فروکش کردن هیجان‌ها متوجه اشتباه خود می‌شوند. طبیعی است که این پیوندها پایدار نیستند و به تدریج رنگ می‌بازند. ۲) مشکلات شخصیتی گاهی یکی از طرفین دچار ناهنجاری‌های شخصیتی است و با آغاز زندگی زناشویی عیب‌ها و نقص‌ها پشت‌سر هم آشکار می‌شوند. معایبی مثل خسیس بودن، شلختگی و انجام‌ندادن وظایف زندگی به مرور ناسازگاری بین مرد و زن را پدید می‌آورد. نیازها برآورده نمی‌شود و نوعی عدم‌تحمل به‌وجود می‌آید. البته دیده می‌شود که زنان در بیشتر موارد انعطاف‌پذیری بیشتری دارند و با صبر و بردباری تلاش می‌کنند تا وضعیت?شان را بهبود بخشند. ۳) نداشتن مهارت همسرداری ازدواج یک مهارت است و جوانان از مهارت کافی برخوردار نیستند. انتظار چندانی هم نمی‌توان داشت ولی این یک واقعیت است. آغاز زندگی بدون آموزش و مهارت مشکلات زیادی سرراه آنها می‌گذارد و برای کسب مهارت در زندگی مشترک نیز فرصت زیادی ندارند. داشتن مهارت و آموزش‌های صحیح قبل از ازدواج ضروری است و کمک می‌کند که زوجین در زندگی زناشویی هزینه عاطفی و اجتماعی کمتری بپردازند. ۴) انعطاف‌ناپذیری زنان و مردان خصوصیات رفتاری و شخصیتی خود را که سا‌ل‌ها با آن زندگی کرده‌اند، وارد زندگی مشترک می‌کنند. یادگیری‌ مهارت‌های ارتباطی با همسر اجتناب‌ناپذیر است. اینکه «من از اول همین بودم و همین‌گونه بزرگ شدم» مانند حکم صادرکردن و یک قانون است. اگر زن‌وشوهر حاضر به تغییر و تحول و گذشت و ایثار در مقابل هم نباشند ادامه زندگی با تعارض همراه می‌شود. ۵) ناآشنایی با نقش‌های‌ اجتماعی گاهی آموخته‌ها و آموزش‌های دوران کودکی تصوراتی غلط در افراد ایجاد می‌کند. یکی از بینش‌های غلط نسبت به وظایف مرد و زن این است که بعضی‌ها زن را موجودی می‌دانند که باید فرزند به دنیا بیاورد و غذا بپزد و مرد نیز مانند قبایل اولیه بیرون از خانه شکار و آذوقه تهیه کند اما حضور اجتماعی زنان در جامعه این باور غلط را از مردان می‌گیرد. امروزه زنان تحصیل می‌کنند، شغل‌های کلیدی دارند و پابه‌پای مردان برای زندگی تلاش می‌کنند. در صورتی که نسبت به این افکار غلط از جانب مرد اصرار ورزیده شود تنش ایجاد می‌شود و ادامه زندگی در معرض خطر قرار می‌گیرد. ● تداوم زندگی بعد از طلاق عاطفی چرا این زوج ها در کنار هم می مانند؟ زوج هایی که دچار مشکلات ذکر شده‌اند، ممکن است تا مدت ها به زندگی مشترک ادامه دهند و «طلاق عاطفی» را تجربه کنند. از جمله علل این ماندگاری این موارد هستند: ۱) ترس از نگاه دیگران یکی از علت‌های مهمی که در جامعه ما باعث می‌شود طلاق بعد از چند سال زندگی رخ ‌دهد ترس از نگاه دیگران است. سوال‌هایی که برای زن ‌ومرد پیش می‌آید این است: «خانواده‌ام چه می‌گوید؟ دیگران چه می‌گویند؟ این انتخاب من بود و هیچ‌کس در آن دخالتی نداشته و باید تحمل کنم.» گاهی هم والدین راه را برای برگشت فرزندان می‌بندند و آنقدر در زندگی می‌مانند تا اینکه کاملا به پایان خط برسند. ۲) امکانات مالی این موضوع در خانم‌هایی که استقلال مالی ندارند و از جانب خانواده تحت‌حمایت قرار نمی‌گیرند بیشتر دیده می‌شود. بعضی از آنها نمی‌توانند از همسرشان جدا شوند چون جایی برای ماندن ندارند و در بعضی مردان هم مهریه‌های بالا دلیل ماندگاری در زندگی زناشویی است. ۳) آستانه تحمل انسان‌ها آستانه مقاومت متفاوتی دارند. ممکن است زن و مردی با ۵۰۰ مشاجره و زن و مردی دیگر با ۵ هزار مشاجره به بن‌بست برسند. تکرار مشکل‌های رفتاری و تنش و فشارهای روانی به طور مداوم از آستانه مقاومت آنها می‌کاهد و به تدریج به مرحله‌ای می‌رسند که احساس فرسودگی و اطمینان حاصل می‌کنند که ادامه زندگی محال است. ۴) نقش‌های اجتماعی بعضی افراد تحصیل‌کرده، مذهبی و سیاسی با سمت‌های مهم و مشکل‌های زناشویی غیرقابل?حل ترجیح می‌دهند طلاق زیر یک سقف را تجربه کنند. مثلا یک استاد دانشگاه رشته روان‌شناسی که به مردم در مشکلاتشان کمک می‌کند از تفاوت‌های خود و همسرش چشم‌‌پوشی می‌کند و با مدارا زندگی را ادامه می‌دهد زیرا با طلاق جایگاهش در میان عموم و جامعه تزلزل می‌یابد. این گروه از افراد سعی می‌کنند شیوه سازگاری را در پیش گیرند. ۵) وجود فرزند کم نیستند والدینی که ایثار می‌کنند تا فرزندان بزرگ شوند و به اصطلاح از آب و گل درآیند یا برای ادامه زندگی به توصیه دوستان و آشنایان فرزند دیگری می‌آورند. تولد فرزند در این روابط ازهم پاشیده مشکل‌ها را بسیار پیچیده‌تر خواهد کرد. بزرگ‌شدن فرزندان یا تولد فرزندی دیگر شرط ماندگاری نیست. ● چه باید کرد؟ برای سازگاری باید زوجین را وادار کرد تا مشکل را ریشه‌یابی و حل کنند و به طرف تفاهم عاقلانه پیش‌ روند؛ یعنی هر دو طرف بخواهند تغییر کنند و سطح انتظارات را پایین بیاورند و از مشاور کمک بخواهند و اگر همه قدم‌ها برداشته شد ولی یکی از طرفین همچنان نتوانست خود را با شرایط وفق دهد، طلاق اجتناب ناپذیر است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/62927
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید