امروز دوشنبه 01 تیر 1405

Monday 22 June 2026

جای خالی نهضت‌های مردمی در تاریخ نگاری معاصر


1401/08/01
کد خبر : 58533
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 25 نفر
در بسیاری از آثار و به ویژه در آثاری که مورخان درباری به دستور پادشاهان یا قدرتمندان محلی تألیف کرده‌اند، نقش مردمان و نهضت‌های مردمی در تاریخ یا نادیده گرفته شده و یا تحریف شده است. این‌گونه مورخان در آثار خود هویت و سنت‌های مردمی و مذهبی مردم را نادیده گرفته و بر زندگی مردمان چشم بسته‌اند. سعدی گفته بود: «این که در شه‌نامه‌ها آورده‌اندـ رستم رویین‌تن و اسفندیارـ تا بدانند این خداوندان ملک‌ـ کز بسی خلق است دنیا یادگار» امّا مورخانی که به دستور «خداوندان ملک» تاریخ می‌نوشتند و از منظر حاکمان به تاریخ می‌نگریستند از خلق غفلت داشتند و هرجا که به ناچار از مردم و حرکت‌های مردمی می‌نوشتند تصویری گژدیسه و تحریف شده به دست می‌دادند. تاریخ را شرح فتوحات شاهان می‌دانستند و تذکره اربابان قدرت و نه بستر حرکت مردمان و از این روی بود که در این‌گونه آثار نشانی از مردم و هویت ملی و مذهبی آنان دیده نمی‌شود. در عصر مشروطه در جهان‌نگری ایرانیان به دلایل گوناگون تحولاتی رخ داد و هم در این زمان بود که اولین تأثیرات خردگرایی، لیبرالیسم و ناسیونالیسم از فرهنگ اروپای غربی به ایران راه یافت و این نگرش تأثیر خود را بر تاریخ نویسی ایران نیز برجای گذاشت. آشنایی با فرهنگ غربی توجه تاریخ‌نویسان ما را به مطالعة زندگی مردمان برانگیخت و آنان را با شیوه‌های علمی و عینی تحقیق و بررسی در تاریخ آشنا کرد، اما تقلید از الگوها و قالب‌ها اندیشة غربی را نیز رواج داد و قوالبی را پدید آورد که مورخان ما را از دیدن بسیاری از واقعیت‌های جامعة ما بازداشت. برخی از غربیان به تاریخ معاصر ایران پرداختند و در این زمینه آثاری نوشتند. اینان به دو گروه مأموران مستقیم استعمار و محققان مستقل تقسیم می‌شوند، امّا هر دو گروه قالب‌ها لیبرالیسم غربی را بر تاریخ ایران تحمیل کردند و از آن منظر به تحلیل و بررسی و داوری برخاستند. از ایرانیانی که به نگارش تاریخ معاصر در این دوره پرداختند گروهی از اعضاء فراماسونری بودند و گروهی مستقل و دارای گرایشات ملی گرایانه. فراماسونرها ایران را در وابستگی به قدرت‌های سلطه‌گر غربی می‌خواستند و هواخواه تقلید مطلق از الگوهای غربی بودند. مورخان مستقل گرچه آرزوی استقلال کشور را در سر داشتند امّا از نظر فکری و فرهنگی از لیبرالیسم و خردگرایی غربی متأثر بوده و در همان قالب‌ها و از همان منظر به جامعه خودی و تاریخ ما می‌نگریستند. اینان را می‌توان اسلاف ملیونی دانست که در دهه‌های بعدی در صحنة سیاسی ایران فعال شدند. چند اثر مهم تاریخی این دوره از آن جمله تاریخ مشروطه و تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان، تاریخ بیداری ایرانیان، تاریخ احزاب سیاسی، زندگی احمدشاه و تاریخ مشروطه و تاریخ ۲۵ ساله ایران حسین مکّی را این گروه نوشتند. در آثار اینان نیز نقش مردم و هویت مذهبی آنان اغلب نادیده گرفته می‌شد. با کودتای ۱۲۹۹ رضاخان و استقرار دیکتاتوری او از ۱۳۰۴ به بعد دستاوردهای انقلاب مشروطه در عرصه آزادی‌های مدنی و اجتماعی و سیاسی بر باد رفت. دیکتاتوری رضاخانی با تکیه بر انگلستان و در اواخر آلمان می‌کوشید تا با اعمال سرکوب فیزیکی و خشونت و زور جامعة ایرانی را به تقلید از جوامع غربی وادار کند. دیکتاتوری رضاخانی که در قالب سلطانی مستبد جلوه می‌کرد، توجیه ایدئولوژیک و فرهنگی خود را در وطن‌پرستی و ناسیونالیسم افراطی و شوونیسم می‌جست و برای مشروعیت بخشیدن به نظام ستم‌شاهی و دیکتاتوری و برانگیختن احساسات شوونیستی، ایران قبل از اسلام و نظام شاهنشاهی را تبلیغ کرده و به عنوان الگوی مطلوب و متناسب با جامعة ایرانی معرفی می‌کرد. بر بستر این تفکر بود که موجی تازه در تاریخ‌نویسی ایرانی پدید آمد که به تاریخ ایران قبل از اسلام می‌پرداخت و آن را چون «عصر طلایی» و دوران عزت و اقتدار و پیشرفت ایرانیان در پرتو نظام شاهنشاهی معرفی می‌کرد. توجه به تاریخ ایران قبل از اسلام در این دوره زمینه‌ای برای ترجمه و تألیف کتاب‌هایی دربارة ایران قبل از اسلام فراهم کرد که از آن میان می‌توان به کتاب مشیرالدوله پیرنیا، آثار ابراهیم پورداود، ذبیح‌الله سپهری، دکتر محمد معینی، دکتر زرین کوب، رضا زاده شفق، پیرنیا و... اشاره کرد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/58533
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید