امروز یکشنبه 07 تیر 1405

Sunday 28 June 2026

جای خالی فیلم و سریال‌های فاخر در باره انقلاب ۵۷


1401/08/01
کد خبر : 54593
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 44 نفر
«مناسبت سازی» در ایران لااقل در حوزه ساخت مجموعه‌های آئینی، بدل به یک ژانر مستقل شده اما در حوزه ساخت مجموعه‌هایی با مضامین اجتماعی چطور؟ هر سال با آغاز بهمن‌ماه و فرارسیدن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، شاهد چند مجموعه‌ مناسبتی در این حوزه‌ایم اما واقعاً چندتای این مجموعه‌ها، در حافظه تاریخی مخاطبان تلویزیون ایران ماندگاری یافته‌اند؟ بالشخصه دو مجموعه را در حافظه دارم اول «رعنا» ساخته داوود میرباقری و دومی هم که اسمش از ذهنم گریخته، مجموعه‌ای است با بازی سمندرپور و شکیبایی و توکلی. این گفته، دال بر این نیست که مجموعه‌های دیگر که در این سال‌ها به نمایش درآمده‌اند با ایده انقلاب اسلامی یا وقایع منجر به این انقلاب، مجموعه‌های موفقی نبوده‌اند بلکه نشان‌دهنده آن است که «کامل» نبوده‌اند یعنی بعضی‌شان آغاز موفقی داشته‌اند و بعضی دیگر، پایانی موفق و البته برخی هم در میانه‌های قصه، مخاطبان را جذب کرده‌اند؛ بعضی از بازی‌های خوب اما متن‌های ضعیفی برخوردار بوده‌اند، برخی دیگر کارگردانی خوبی داشته اما بازی‌ها در سایه دوبله شدن کلام بازیگران قرار گرفته‌اند و از باورپذیری لازم برای چنین آثاری، تهی شده‌اند. [طبیعتاً این سخن، نمی‌تواند برهانی‌ بر ناموفق بودن دوبله همه آثار ساخت تلویزیون ایران باشد چنان که در مورد آثار زنده‌یاد حاتمی چنین امری مصداق ندارد] مناسبت‌سازی برای دهه فجر یا به طور کلی برای بهمن‌ماه هر سال، هر وقت که معطوف به یک قصه خوب با پرداخت موفقی در اجرا بوده، از تاریخ رسانه‌ای چون تلویزیون [که اکنون دیگر بدل به رسانه اول دنیایی شده، که در آن رسانه دارد با «پیام» یکی می‌شود یا اصلاً شده!] پاسخی مثبت گرفته برای پایداری در حافظه جمعی. سؤال این است که چرا بخش اعظم ساخته‌هایی که در این روند، جای گرفته و بر صفحه سیمای گیرنده‌های خانگی ایران، مخاطب را به تماشای خود فراخوانده‌اند، عملاً در جذب حافظه و خاطره آنان ناموفق بوده‌اند؟ درست است که این مجموعه‌ها، بخشی از روند تاریخی‌سازی تلویزیون ایران‌اند اما به یاد داشته باشیم که به دلیل فاصله نزدیک وقایع آنها با حافظه زنده مخاطبانی که این وقایع را تجربه کرده اند، میانه «تاریخی‌سازی» و «به‌روزسازی» معنا و تفسیر و تأویل می‌شوند و به نظر می‌رسد مجموعه‌هایی که نتوانسته‌اند در این زمینه چندان موفق باشند، گاهی به این سوی معادله [تاریخی‌سازی] و گاهی به آن سوی آن [به روزسازی] میل کرده‌اند. ژانرهایی هم که به شکل کمکی وارد این «ژانر جدید» شده‌اند، گاهی به تلفیق مناسبی با آن دست یافته و گاهی هم نتوانسته‌اند کمکی به آن بکنند و مخاطبان از خود پرسیده‌اند که این همه شلیک گلوله در صحنه‌هایی که ماهیتاً «ملودرام» محسوب می‌شوند یا شلیک خنده در صحنه‌هایی که تراژیک به حساب می‌آیند، برای چیست؟ طبعاً مناسبت‌سازی درحوزه ساخت مجموعه درباره انقلاب اسلامی، همچون هر واقعه تاریخی دیگر، دارای این توانایی بالقوه است که جامه ژانرهایی چون تریلر، کمدی، ملودرام یا حتی مستند بازسازی شده را به خود بپوشد اما اصل مطلب این است که قصه انتخابی چقدر می‌تواند با این ژانرها انطباق داشته باشد؟ برخی از مجموعه‌های این حوزه هم، طی سالیان دراز مورد اصابت تیرهایی قرار گرفته که از دهانه طپانچه‌ «گرته‌برداری»شلیک شده‌اند! خیلی خوب است که مجموعه‌ای از این دست دارای شخصیتی تازه و خوب تعریف شده و البته منفی باشد که روایت کمک سفارت رژیم صهیونیستی را در تهران برای بقای رژیم شاهنشاهی، به تصویر بکشد اما اگر این شخصیت، مخاطبان را کاملاً به یاد نقش «آرنولد» در «نابودگر ۲» جیمز کامرون بیندازد، به نظرتان چقدر می‌تواند به ثبت خود در خاطره تصویری مردم ما کمک کند؟ دوستان مجموعه‌ساز! در این سال‌ها که مردم ما، هر هفته لااقل ده فیلم سینمای روز جهان را از تلویزیون ایران شاهدند، گرته‌برداری، واقعاً کار مشکلی شده! ● امری ناخوشایند برای مجموعه‌سازها مجموعه سازانی که درباره انقلاب اسلامی، تا به حال مجموعه‌های مناسبتی ساخته‌اند، چه آنهایی که صرفاً تکیه کرده‌اند به تاریخی‌سازی و چه آنهایی که ترجیح داده‌اند حوادث ۵۷ را همچون حوادثی «به‌روز» به تصویر کشند، اغلب ناموفق بوده‌اند.حوادث سال ۱۳۵۷ از یک سو «تاریخ»‌اند و از سویی دیگر، به دلیل این که توسط بسیاری از تلویزیون ایران، تجربه شده‌اند «به روز» محسوب می‌شوند. بنابراین غفلت از «این» یا «آن» سویه ماجرا، مخاطبان را گرچه پای گیرنده‌های خانگی خود می‌نشاند اما جایگاه «ماندگاری در حافظه جمعی» از مجموعه یاد شده می‌ستاند و «فراموشی» را برایش به ارمغان می‌آورد و این امری نیست که خوشایند هیچ مجموعه‌سازی باشد، هست؟ ● این تطابق آنقدرها هم مشکل نیست! برخی از مجموعه‌سازانی که وارد روند مجموعه‌سازی برای انقلاب اسلامی شده‌اند، از «تطابق ژانری» قصه با شیوه بیان آن، غافل مانده‌اند.نمی‌شود که شما بروید سراغ قصه‌ای که ماهیتاً ملودرام است و بخواهید برای جذاب‌تر شدنش چندسکانس «تریلر» به آن اضافه کنید، می‌شود؟ نمی‌شود که شما از یک قصه تراژیک، انتظار کمدی داشته باشید آن هم به این دلیل که همزمان با ساخت مجموعه، یک بازیگر کمدی هم در سینمای ایران خیلی محبوب است بنابراین فرض را براین بگیرید که اگر آن بازیگر در مجموعه‌تان باشد مخاطبان بیشتری جذب مجموعه‌تان می‌شوند، می‌شود؟ نمی‌شود که مستند بازسازی شده‌تان، پر از عناصر تخیلی باشد! باور کنید این «تطابق» آنقدرها هم که به نظر می‌رسد، مشکل نیست! ● مخاطبان شما سخت گیرتر از گذشته‌اند! گرته‌برداری در حوزه «مجموعه‌سازی» بسیار معمول است، همه جای جهان و در همه تلویزیون‌های حرفه‌ای شما می‌توانید تقریباً در هر «تریلری» که این روزها ساخته می‌شود گرته‌برداری از «بعدازظهر نحس» سیدنی لومت را ببینید یا شاهد گرته‌برداری از «پدرخوانده»، «شفت» [نسخه سینمایی دهه ۱۹۷۰] یا حتی قسمت‌های مختلف مجموعه‌های قدیمی همچون «کلمبو»، «کوجک» یا «دالاس» باشید. با این همه، بعضی گرته برداری‌ها به مذاق مخاطبان تلویزیون خوشایند نیست. گرته‌برداری‌هایی که نه «بازآفرینی ایده» که «بازتولید ایده یا شخصیت یا موقعیت»اند و مخاطبان فوری می‌گویند: «ای بابا! این که از روی ... کپی زده!» حرفه‌ای‌هایی که می‌خواهند درباره انقلاب اسلامی مجموعه بسازند باید در گرته‌برداری‌هایشان بسیار محتاط باشند چون مخاطبان امروز تلویزیون ایران در این باره بسیار سختگیرتر از گذشته‌اند!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/54593
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید