امروز پنج‌شنبه 04 تیر 1405

Thursday 25 June 2026

تکرار دوباره واژه و مضمون


1401/08/01
کد خبر : 56757
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 53 نفر
در سالهای نه چندان دور نام تهمیه میلانی برای من یادآور زنی هنرمند بود که سعی دارد روح زنانه را بر پرده تصویر کند. او در فیلم نامه هایش پرده از خصایل زنانی بر می داشت که به نوعی جبر زندگی در جامعه مردسالار آنان را به سمت انتخاب های دشوار سوق داده است. فیلم های "دو زن" و "واکنش پنجم" و "نیمه پنهان" تصویری از همین زنان بودند و این تلاش و پیگیری میلانی برای اثبات خودش در سینمای ایران برایم قابل تقدیر بود. نمی دانم چرا و چگونه میلانی از سینمای که داستانهای زنانه تلخ را روایت می کرد به سینمای امروزش رسیده، شاید تغییرات عجیب جامعه ای که تقریبا بیشتر ناهنجارهایش به هنجار تبدیل شده و یا حضور همسر آرشیتکتش و ... باعث شده سینمای او پس از فیلم خوب "آتش بس" رنگ دیگری به خود بگیرد. سینمایی که بیشتر تصویر گر زندگی مهندسین جوان است. تصاویری بسته در لوکیشن های محدود و دکورهایی ساخته شده و مبلمانی تکراری و ... "یکی از ما دو نفر" را در جشنواره ندیده بودم و نظرات ضد و نقیض دوستان در مورد معمولی بودن این فیلم، من را ترغیب کرد تا به هر صورت زمانی را برای دیدنش اختصاص دهم. میلانی در صحبتهایش عنوان کرده بود که فیلم آخرش یک کار متفاوت در سینمای اوست. شاید تنها تفاوت این فیلم با سایر آثار او درساختار فیلم است زیرا از ابتدا تا انتهای داستان یک فلاش بک طولانی است. فکر میکنم این امر آنقدر میلانی را ذوق زده کرده است که یکی از ما دو نفر را یک کار متفاوت می بیند. فیلم که به اتمام رسید هنوز صدای دو دختر نوجوانی که پشت سرم نشسته بودند و محو تیپ ظاهری و ماشین آخرین مدل بهرام رادان بودند در گوشم می پیچید. تنها دلیلی که میتوانم خود را مجاب کنم که چرا میلانی فیلم بسیار معمولی "یکی از ما دو نفر" را راهی پرده کرده است، همین قشر از دخترکان هستند. دخترانی که علی رغم تحصیلات باز هم به دنبال رویاهای خود و جوانان پولدار شیک پوش می گردند. اشاراتی که کم و بیش درلابه لای دیالوگ های بابک می توان به آن رسید، از نظر بابک و مردان امثال او این دختران به درد "جرز دیوار می خورند". داستان بررسی روابط دو مهندس معمار است که همکاریشان به علاقه ختم میشود. فیلم در ظاهر همین خط داستانی را دارد. اینبار میلانی عملا وارد حیطه کاری مهندسین معمار شده و با ترسیم محیط کاری و نوع روابط زنان و مردان سعی کرده است به نوعی منتقد این قشر باشد. تلاشی که به علت فیلم نامه ضعیف و عدم شخصیت پردازی کامل کاراکترها خصوصا سارا نتوانسته اندیشه کارگردان را منعکس کند. نکته دیگری که در این فیلم به وفور تبلیغ شده است. نام شرکتهای مهندسین مشاور و معمار یا استفاده از چادر نسوز و ... است حداقل تهرانی ها مدل چادر تبلیغی در این فیلم را در یکی از پارکهای معروف تهران دیده اند. مردان قصه میلانی اینبار هم با زنان رقابت می کنند. مهندس امان مردی پولدار و هوس باز است که وقت آزادش را صرف روابط آزادش با زنان می کند. اما با دیدن سارا به هر شکل ممکن سعی دارد او را مرعوب عشق کند. از نظر او این دختر زن زندگی است چون روابط آزاد ندارد. این تفکر از همان ذهنیت مردان ایرانی نشات می گیرد که آنها قبل از ازدواج می توانند زندگی آزادی داشته باشند اما برای تشکیل زندگی به دنبال دخترانی از جنس سارا هستند. "بهرام رادان" در نقش بابک امان با همه تلاشی که کرده، همان رادان همیشگی را به نمایش گذاشته است. "السا فیروز آذر" هم که به مدد خاله اش بازیگر شده است بازی خاصی ندارد به غیر از اینکه میلانی اینبار با تاکید زیاد کاراته کار بودنش را به رخ کشیده است. حضور پیام صالحی خواننده گروه آریان بیشتر یادآور اسپانسر بازیگر است، زیرا در همه سکانسهایی که حضور دارد حتی نمی تواند صدایش را کنترل کند. کاراکتر سارا یک دختر تحصیل کرده با عقاید مدرن امروزی را تبلیغ می کند. او هم بر کارش احاطه دارد و هم هنرمند است. میلانی در ابتدا سارا را مرعوب عشق بابک نشان می دهد اما او با توجه به عقاید خاصی که دارد این علاقه را سرکوب می کند. همین امر بابک را برای رسیدن به او مصرتر می کند. فیلم در تصویر اولیه این جریان موفق است. اما ریتم کند و شباهت های زیادی که بین کاراکترها و علی الخصوص طراحی لباس و صحنه با دیگر آثار چند سال اخیر میلانی دارد، تازگی و بکر بودن تصاویر و موضوع را برای تماشاگر از بین می برد. همین امر و داستانی که کشش تبدیل شدن به فیلم بلند را ندارد و دیالوگ های شعار گونه سارا در بسیاری از سکانس ها ذوق دیدن فیلم را در تماشاگر از بین می برد. و تماشاگر می ماند و پایان باز قصه که سارای سرسخت داستان در حالی که باز هم بر عقایدش پافشاری می کند در جاده خاکی زندگی با سرعت می راند. گویی میلانی فراموش کرده است که دیگر دوران شعارهای روشنفکری برای جوان امروزی گذشته است. این موضوع قابل تقدیر است که او به نوعی به یکی از مشکلات جوانان جو زده امروز پرداخته است، اما نوع نگاه او و پرداختی که از شخصیت سارا و بابک دارد تنها به بخش محدودی از آدمهای این جامعه می پردازد. در پایان اگر میلانی در آثار آینده باز هم روند فیلم های اخیرش را ادامه دهد باید سینمای او را تمام شده فرض کنیم. زیرا او عقب گرد جدی در سینمای داستان گویش داشته است. امید که او به دوران طلایی سینمای اجتماعی زنانه اش بازگردد. سینمایی که تصویری قابل قبول اززنان جامعه را منعکس می کرد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/56757
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید