امروز سه‌شنبه 02 تیر 1405

Tuesday 23 June 2026

تاریخ اجتماعی ایران


1401/08/01
کد خبر : 57369
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 56 نفر
به منظور یافتن علل فراز و نشیب جوامع مختلف ناگزیر باید به بررسی کلی آن در طول تاریخ اجتماعی آن جامعه پرداخت. در این بررسی جهان شمول به یک واقعیت غیرقابل انکار برخورد می کنیم و آن این است که هیچ فراز و نشیبی در هیچ جامعه ای اتفاقی نبوده و به خودی خود هم انجام نگرفته است. با در نظر گرفتن واقعیت بالا در بررسی رویدادهای تاریخی و اجتماعی کشورهای مختلف، عواملی که در تعیین سرنوشت آنها موثر بوده اند عبارتند از چهار عامل طبیعی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی. حال اگر به بررسی هر یک از چهار عامل در مملکت خود بپردازیم، جامعه امروزی ایران را بازتابی از چهار عامل مذکور می یابیم: الف) عامل طبیعی: برخلا ف کشورهای اروپایی که واجد رودخانه های فراوان که سرچشمه شاهراه مناسبی برای توسعه حمل و نقل به حساب میآید هستند، کشور ایران مانند اکثر کشورهای خاور زمین از آن امکانات محروم است. مضافا اینکه سیستم آبیاری به علت حفر قنوات، کاریزها و غیره مستلزم هزینه سنگینی بوده که از عهده خرده کشاورزان و رعایا خارج است و فقط در حد توان دولت مردان و حکام محلی است که در قسمت سیاسی به آن اشاره خواهد شد. این خود یکی از عوامل موثر در راه سد کردن توسعه کشاورزی است که پایه بررسی تاریخ اجتماعی ایران اقتصاد دیرین در این مملکت بوده است. ب) عامل اقتصاد: همانطور که درعامل طبیعی اشاره شد وضع مذکور در ایران به نحوی بوده که به علت کمبود بارندگی، خشکسالی و آفات طبیعی تولیدات کشاورزی به حداقل می رسید و گزینه دیگری هم برای مردمان آن زمان که جملگی کشاورز و دامدار بودند وجود نداشت. صنعت گران هم که حوزه فعالیتی بالا تر از ساخت نعل اسب (اولین اختراع بشر در توسعه حمل و نقل) و آلا ت کشاورزی از قبیل داس وخیش نداشته، خواه ناخواه نیازی به تحقیق و تجسس و تفحص هم نداشتند و اگر کشاورزی هم تحت شرایطی خاص می توانست محصولی مازاد بر مصرف و احتیاج خود تولید کندبه علت نبودن راه و عدم امنیت، امکانی برای صادر کردن آن به خارج از محدوده خود را نداشته و در نتیجه در صدد تولید مازاد شخصی هم بر نیامده و به همین علت هم اغلب افراد تا آخر عمر به ندرت جز برای زیارت اماکن مذهبی و متبرکه که تمام دشواریهای راه را هم به جان و دل می خریدند، به خارج از زادگاه خود سفری نمی کردند. به همین علت است که اغلب مردم عادی این سرزمین، تا زمان انقلا ب مشروطه به علت عدم داشتن ارتباطات بین المللی و عدم مشاهده تسهیلا ت و ضروریات اولیه پیشرفت و احتیاج به آنها که مادر اختراعات بشری است فقط به فعالیت کشاورزی و دامپروری پرداخته و حوزه فعالیت دیگری نداشتند. ج) عامل اجتماعی: عامل اجتماعی مهمترین عامل دگرگونی جوامع مختلف است. باید توجه داشت تا قبل از رنسانس، در اروپا هم مانند مشرق زمین زندگی عمومی بر پایه کشاورزی و دامپروری استوار بوده و با شروع رنسانس که مقارن با اختراع ماشین چاپ و بخار و شروع عصر کاپیتالیسم در مقابل فئودالیسم بود دگرگونی چشمگیری برای بشریت به وجود آمد که منشا پیشرفت های اجتماعی و عملی شد. در اروپا به تدریج از اوایل قرن ۱۶ میلا دی کشاورزی که قبلا به صورت فئودالیسم و مستقل از حکومت مرکزی و دربار و حتی وابستگان آن اداره می شد بر خلا ف مشرق زمین به سیستم بورژوازی و سرمایه داری گرایش پیدا کرد که خواه ناخواه نتیجه ناشی از این گرایش ایجاد تولید مازاد بر مصرف شد و خود همین امر عامل یافتن بازارهای جدید برای توسعه بیشتر نظام بورژوازی شد و در راستای همین امر اقتصادی هم بود که بشر وارد مرحله دهکده کوچک جهانی شد. ایران هم پس از انقلا ب مشروطه و طی قرون اخیر در سایه ایجاد راه های ارتباطات متعدد توانست با امنیت نسبی به تدریج به سوی توسعه کشاورزی و تجارت رفته و بورژواهای آن زمان هم با افزایش تولید و امکانات به وجود آمده قالی کرمان را برای عرضه به نقاط مختلف کشور بفرستند یا سماور زنجان و انار ساوه را به دور از زادگاه خود عرضه کرده و با پیشرفت بیشتر، فرش و اقلا م دیگری را به خارج صادر کنند. باید توجه داشت که به تدریج همین مبادله اقتصادی به مبادله فرهنگی و اجتماعی هم کشیده شد، منتهی در این رهگذر اگر به تاریخ علم در جهان مراجعه کنیم مشاهده می کنیم که دانشگاه کلژدوفرانس در فرانسه و دانشگاه آکسفورد در انگلستان که در آنها علوم عملی از قبیل فیزیک، شیمی وغیره را تدریس می کردند در قرن ۱۲ میلا دی تاسیس شدند در حالی که اگر ما دارالفنون را که امیرکبیر بنیان نهاد و اولین مدرسه ای بود که در آن علوم عملی از قبیل فیزیک و شیمی را تدریس می کردند دانشگاه بخوانیم، در قرن ۱۹ میلا دی یعنی با ۷ قرن فاصله زمانی تاسیس شده و این از مسائلی است که باید مورد مطالعه بیشتر قرار گیرد. همانطور که یک فرد ژاپنی، چینی، آفریقایی و... را به راحتی از ساختار گونه ها و چشم ها و به طور کلی قیافه ظاهری که معلول ژن و وراثت است می توان تشخیص داد و حتی امروزه با بررسی قسمت هایی از سلول مغزنژاد انسان ها را هم تشخیص می دهند، ما چگونه انتظار داریم که با گذشت یک نسل پدرسالا ری و خان سالا ری که پایه فرهنگی یک جامعه چندین هزار ساله بوده، با گذشت حتی یک نسل جای خود را به فرزند سالا ری و «خود بودن» واگذار کند یا با توجه به این که موروثی بودن بسیاری از امراض غیرقابل انکار بوده یا از طرفی مشاهده می کنیم فردی که دارای صوتی خوش است پدر و فرزند او هم از همین نعمت ژنتیکی و خدادادی برخوردار هستند. باید بپذیریم دگرگونی های اجتماعی هم از مسائلی است که مانند بقیه ساختارهای انسانی از نسلی به نسل بعد به عنوان فرهنگ منتقل شده و نمی توان طی مدتی محدود و معین تغییرات محسوس و دلخواه را در آن جامعه ایجاد کرد. از اینجاست که گفته اند شاید بتوان تجدد را در زمانی محدود و معین به صورت وارداتی وارد منطقه یا سرزمینی محروم کرد ولی نحوه کاربرد آن را که جنبه فرهنگی دارد نمی توان انتظار داشت به راحتی در آن منطقه پیاده شود. خوشبختانه با پیشرفت و توسعه ارتباطات جمعی و سرعت رد و بدل کردن اطلا عات با شروع عصر کامپیوتر که دهکده کوچک جهانی را به صورت آپارتمان کوچک جهانی در آورده، فاصله های زمانی را تا حد قابل ملا حظه ای می توان کاهش داد و با امکاناتی هم که سرزمین ما از لحاظ نژادی، طبیعی و ساختارهای توریستی و غیره دارد می توان با ایجاد ارتباطات بین المللی و همکاری سازمان های غیرانتفاعی جهانی و پیاده کردن برنامه های کارشناسی شده و با استفاده از تکنولوژی های پیشرفته عقب افتادگی اجتماعی قرون گذشته را در زمانی کوتاه با کمک و همیاری مسوولا ن مربوطه با رعایت زمان جبران کرد. د) سیاست: از زمان مادها تا قبل از انقلا ب مشروطه در این سرزمین واژه ملت در هیچ لغت نامه یا کتابی به مفهوم امروزی و واقعی آن به چشم نخورده و همواره اداره امور مملکت در شرایطی خاص به وسیله تعداد معدودی که عده آنها از تعداد انگشتان یک دست هم تجاوز نمی کرده صورت می گرفت و با قبول اصل غریزی اشتباه که جزو ساختار وجودی انسان است چه بسیار دفعاتی که این سرزمین پهناور قسمت های وسیعی از محدوده خود را به علت اشتباه مسوولا ن از دست داده و در نهایت اسیر دشمنان شده است (مانند دوران قاجار که بیش از ۱۵ شهر ما در شمال از دست رفت و...) نخبه کشی های خاندان برامکه، نوبخت ها، قائم مقام ها، امیرکبیرها... و در کنار آن ایجاد حرمسراهای آنچنانی و داشتن ۱۲۳ فرزند و نوه (در دربار مظفرالدین شاه) و گماردن آنها به سمت های والی گری و... اعمالی بودند که تاریخ و فرهنگ گذشته ما را لکه دار کرده و اگر گاهی هم حاکمی لا یق بر مسند قدرت قرار می گرفت، به این علت که جامعه به افراد وابسته بود و نه به ملت، با فوت او به علت اختلا ف مدعیان تاج و تخت وغیره که به جان هم می افتادند با ایجاد جنگ های داخلی و منطقه ای موفقیت های گذشته پایمال می شد. در پایان سخن در این مورد باید توجه داشت تا زمانی که ملتی آمادگی برخورداری از دولتی مردمی را نداشته باشد نمی توان از آن انتظاری جز این داشت نهایتا این ما هستیم که باید با شروع اصلا حات از خود و خانواده خود، در انتظار داشتن جامعه ای مورد دلخواه و قابل قبول باشیم و به اصطلا ح بنیاد ساختمان باید از پایه محکم باشد ولا غیر.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/57369
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید