امروز جمعه 22 خرداد 1405

Friday 12 June 2026

بهشت اینجا نیست!


1401/08/01
کد خبر : 61313
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 58 نفر
سریال های موسوم به ژانر ماورایی چند سالی هست که در شب های ماه مبارک رمضان به پای ثابت شبکه های چندگانه سیما تبدیل شده اند.اگرچه قاسم جعفری با کمکم کن به نوعی آغازگر کارگردانی این گونه سینمایی در تلویزیون محسوب می شود،اما به واقع این علیرضا افخمی است که با کارگردانی او یک فرشته بود اعتباری ویژه به این قبیل سریال ها بخشید. سریالی که تعاریف تازه ای از مفهوم شیطان در رسانه ملی ارائه و باعث شد پرداختن به سوژه های ماورایی بطور جدی در دستور کار مدیران ارشد سیما قرار گیرد بطوریکه در سال جاری سه سریال از چهار سریال به نمایش درآمده را می توان در این دسته طبقه بندی کرد. افخمی که با نوشتن فیلمنامه و همکاری با سیروس مقدم در ساخت سریال اغما،بار دیگر شدت علاقه خود به پرداختن به موضوعات ماورایی را به نمایش گذاشته بود،پس از تجربه نه چندان موفق پنجمین خورشید،مجددا با پنج کیلومتر به بهشت به سراغ این ژانر به شدت جذاب رفت تا این سریال با توجه به سوابق سازنده و تیم بازیگران کنجکاوی برانگیزش، یکی از اصلی ترین امیدهای جذب مخاطب در ماه مبارک به حساب آید. عنوان بندی آغازین،شروع جذاب و غافلگیرکننده و بازی های قابل قبول بازیگران نام آشنای سریال (به ویژه داریوش فرهنگ) در چند قسمت اول این امیدها را بیش از پیش تقویت نمود. اما همه امیدواری ها و انتظارات از جایی رنگ می بازد که پای شخصیت محوری قصه، امیرحسین (با بازی مهدی سلوکی) به قلمرو ارواح باز شد.درست از همین لحظات است که ضعف های عمده ساختاری در فیلمنامه و به ویژه کارگردانی اثر رخ می نماید، به طوری که گویی فیلمنامه نویس و کارگردان اثر،لحن کم و بیش جدی سریال را به باد فراموشی سپرده و با ادغام چندین ژانر،سریال را به ملغمه ای از ژانرهای ماورایی، پلیسی، و حتی کمدی تبدیل می کنند. در عین حال آشنایی روح امیرحسین با یک روح مونث (با بازی پریناز ایزدیار) و همراهی عجیب و غریب سوال برانگیز این دو،سریال را در حد و اندازه فیلم های نازل دختر پسری تنزل می بخشد. اینکه چطور می شود به عالم غیرمادی ارواح نگاهی کاملا مادی و زمینی داشت سوالی اساسی است که عوامل کلیدی سریال می بایست پاسخی مناسب و قانع کننده ای برای آن بیابند. این مساله به خصوص در مقوله حرکت و جابه جایی ارواح از نقطه ای به نقطه دیگر به شدت آزاردهنده جلوه می کند.بطور نمونه استفاده از وسیله ای چون وانت بار! جهت رسیدن ارواح سرگردان به مقصد موردنظر به بهانه آشنا نبودن با محل،از آن جمله مواردی است که نشان از نگاه سطحی سازندگان سریال به موضوع مورد بحث دارد. در عبن حال مشخص نیست که چه اصراری وجود داشته است که ردپای طنز نیز در برخی از بخش های سریال ها به چشم بیاید. ناشی گری های پلیس جوان و مزه پرانی های نه چندان بامزه ارواح و... همه و همه به طور خواسته یا ناخواسته سریال را وارد وادی می کند که چندان با اهداف غایی دست اندرکاران امر سازگاری ندارد. افخمی در قضیه چگونگی ادراک مردگان به ماهیت روح نیز از کلیشه های معمول فراتر نمی رود. کلیشه هایی که غالبا با الگو قرار دادن فیلم آمریکایی روح (به کارگردانی جری زوکر) در طول این چند سال تعدادی از ضعیف ترین و بی خاصیت ترین سریال های مناسبتی این ماه را روانه آنتن کرده و اسباب دلزدگی برخی از تماشاگران نسبت به سریال های با موضوع متافیزیک را فراهم کرده است. در عین حال ضعف مفرط در ساخت جلوه های ویژه و عدم توجه به برخی جزئیات کلیدی،طنزی ناخواسته را در برخی قسمت ها ایجاد می کند. به طور مثال می توان به تناقضات آشکار در عبور یا عدم عبور ارواح از اجسام در سکانس های مختلف، افتادن سایه ارواح بر روی دیوار یا بلند شدن گرد وخاک از روی زمین در پی دویدن آن ها اشاره نمود که بیش از هرچیز به سهل انگاری،کم دقتی و عجله در امر ساخت و پرداخت سریال دلالت می کند. در عین حال انگار هیچ تلاشی در جهت رعایت اصول،قواعد و منطق علم پزشکی در این سریال به عمل نیامده است. مساله دختری که به مدت بیست سال در کما به سر می برد و پسری که روزهای متوالی در قطعه زمینی در پنج کیلومتری بهشت زهرا رها شده و علیرغم از دست دادن خون بسیار،همچنان زنده مانده است،علامت سوال های بسیاری در ذهن بینندگان پدیدار می سازد که سریال هیچ پاسخ درخوری برای آن ها ارائه نمی کند. جالب اینجاست که فیلمنامه نویسان سریال، از برخی فرصت ها که می توانست در جهت بهبود منطق روایی اثر کارگشا باشد نیز به راحتی عبور کرده و انگار پایان بندی سریال را به دست قضا و قدر سپرده اند. مثلا آیا بهتر نبود از قضیه یافتن بدن نیمه جان امیرحسین توسط پسرک بازیگوش به نحو شایسته تری استفاده نمود و ابعاد واقعی تری به قصه بخشید؟ در پرداخت کنونی جز به هدر رفتن بخشی از زمان و پتانسیل سریال،چه چیز عاید مخاطبان شده است؟ به نظر می رسد زمان آن فرا رسیده باشد که به عوامل و سوژه های موفق و امتحان پس داده اکتفا نکرده و به جهت جلوگیری از خزیدن در وادی کلیشه ها،اجازه داد نیروهایی تازه تر با ذهنی خلاق تر و قوایی افزون تر،قدم در عرصه نگارش و ساخت سریال های با موضوعات معناگرایانه و ماورایی بگذارند. یقینا آن چه که در این سریال ها بیش از هر چیز مهم و اثرگذار می نماید لزوم توجه به ظرفیت های اصیل دینی و بومی کشورمان می باشد که می تواند در باور پذیری و واقع گرایانه تر نمودن سریال های تولیدی نقش بسزایی ایفا نماید.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/61313
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید