امروز یکشنبه 31 خرداد 1405

Sunday 21 June 2026

بلز پاسکال و جدال سنت و تجدد‏


1401/08/01
کد خبر : 65649
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 20 نفر
بلز پاسکال (‏blaise pascal‏) دانشمند و ریاضیدان فرانسوی است که در سال‌های ۱۶۲۳ تا ۱۶۶۲ می‌زیسته است. وی نویسنده کتاب تأملات و رساله‌ای درباره خلأ می باشد. وی از نویسندگانی است که به عنوان حکیم الهی و دانشمند علوم دقیقه به بحث جدال قدما و متأخرین و اهمیتی که مرجعیت و سنت در مباحث علوم نقلی در قیاس با دانش ‌های عقلی دارد، اشاره کرده است. با بررسی کتاب رساله‌ای درباره خلأ، می توان دیدگاه و نظریات او درباره نسبت میان سنت و تجدد دریافت. او در کتاب خود به موضوعات و مسائل تازه‌ای در باب روابط علمی میان نظریه ‌پردازان قدیم و دانشمندان علم جدید می پردازد و بیان می کند که جهت رشد علم و پیشرفت دانش باید از چه روش‌هایی استفاده کرد تا در عین استفاده از دیدگاه‌های کهن، بتوان به اندیشه ‌های نو و تفکرات جدید دست یافت.‏ پاسکال، به عنوان دانشمند علوم دقیقه، از نتایج نامطلوب مرجعیت قدما و مانعی که استناد به نوشته‌ های آنان می توانست در راه گسترش دامنه دانش جدید ایجاد کند، آگاهی داشت، زیرا چنانکه او می نویسد، گاه استناد به "متن نویسنده‌ای می تواند قوی ‌ترین دلیل‌ها را ویران کند." پاسکال تمایزی میان دو دسته از علوم یعنی دانش ‌های نقلی و علوم برهانی قائل است و دانش نقلی را در ردیف علومی قرار می دهد که وابسته به حافظه و تاریخی‌اند و به این اعتبار، موضوعی جز آنچه پیشینیان نوشته‌اند، ندارند. دومین گروه دانش‌ های برهانی هستند که موضوع آنها جستجو و کشف حقایق پنهان است. پاسکال در علوم نقلی، بویژه در الهیات، مرجعیت قدما را کافی می داند و می نویسد: "در مواردی که می خواهیم تنها نظر نویسندگان را بدانیم، به عنوان مثال، در مباحث مربوط به تاریخ، جغرافی، حقوق، زبان ‌ها و بویژه الهیات و سرانجام، درباره همه مباحثی که اصل آنها امر واقع یا تعلیم الهی یا انسانی است، به ضرورت باید به کتاب ‌ها مراجعه کنیم، زیرا هر آنچه می خواهیم بدانیم، در کتاب‌ها آمده است. بدیهی است که از این کتاب‌ها می توان درباره آن مسائل علم کامل را به دست آورد و چیزی نمی‌توان بر آن افزود."‏در برخی دانش‌ها، مانند علوم زبان‌ شناسی، تاریخی و حقوقی، تنها کسی که مرجعیت دارد، می تواند به ما توضیح دهد. اما الهیات دانشی است که مرجعیت نقش اساسی در آن ایفاء می نماید، تنها مرجعیت (‏autorite‏) امانتدار حقیقت است و پای چوبین استدلال را به ساحت آن راهی نیست. قدما، در مباحثی که در حوزه حسّ و استدلال قرار می گیرد، تنها اصول را مطرح کرده‌اند و دانشمندان هر دوره باید به کمک عقل و با استفاده از تجربه و استدلال، این علوم را کامل سازند و نتایج تحقیقات و تلاش ‌های علمی خود را در اختیار آیندگان گذارند. در این دسته از علوم کمال به زمان و رنجی وابسته است که دانشمندان به خود می دهند، تا بتوانند دستاوردهای قدما را تکامل بخشند. ‏ پاسکال، بی آنکه بخواهد اهمیت و نقش نظر قدما و مرجعیت در دانش ‌های نقلی و الهیات را نشان می دهد و تلاش می کند با تمییز میان علوم نقلی و تجربی بیان کند که در مباحث مربوط به طبیعیات استناد برخی به تنها مرجعیت به عنوان دلیل به جای استدلال یا تجربه به همان اندازه حاکی از سوء نیت است که استناد برخی دیگر به برهان به جای مرجعیت کلیسا. تقلید در قلمرو طبیعیات موجب شده است برخی متأخران نتوانند به کشفی در قلمرو دانش ‌های تجربی دست یابند. چنانکه برخی گسسته خردی را به جایی رسانده‌اند که در قلمرو علوم نقلی و الهیات بدعت‌هایی وارد می کنند. (‏produisent des nouveautes‏) اما شگفت اینکه امروزه به همان اندازه به بدعت در الهیات ارج گذاشته می شود که هر کشفی در طبیعیات مایه‌ بیزاری کسانی می‌شود که به پیروی از نظرات قدما در این باره عادت کرده‌اند. ‏ نوآوری در امور دنیوی و طبیعیات برای تکامل بخشیدن به علوم به همان اندازه مهم و لازم است که بدعت در قلمرو الهیات مضر تلقی می گردد، به نحوی که اگر قدما جرأت به خرج نمی دادند، چیزی بر دانش‌های پیشینیان خود بیفزایند، و اگر معاصران آنان مانعی بر سر راه ایجاد می کردند، خود و دیگران از نتایج علوم آنان بی‌بهره می ماندند. از آنجا که قدما از علوم پیشینیان سود جسته‌اند و دلیری راه را بر آنان باز کرده است تا به موفقیت‌ هایی نایل آیند. از این‌رو تمامی افراد باید دانش‌هایی را که به آنها رسیده است، نه هدف، بلکه وسیله بررسی ‌های خود تلقی نمایند و با تقلید از قدما بر آنان پیشی گیرند.‏ رفتار افراد و دانشمندان در قبال قدما نباید با رفتار آنان در قبال پیشینیان خود تفاوت داشته باشد. زمان عامل پیشرفت و تکامل است و به تدریج رموز نهانی و پنهان طبیعت را بر انسان آشکار می کند، همچنان که تجربه‌ها، به عنوان یگانه اصول طبیعیات، کلید فهم رازهای آن را عرضه می کنند. هر فرد انسانی، هر روز و بشریت، با گذشت زمان، در دانش خود پیش می‌روند و از این رو، احترام ما نسبت به قدما وجهی ندارد، زیرا بشریت با زمان پیش رفته، از دوره کودکی خود دور شده و به کهنسالی رسیده است.‏ به دنبال بلز پاسکال دانشمند و فیلسوف دیانت، در فرانسه، جدال قدما و متأخرین در قلمروهای دیگر، از جمله ادبیات، از سرگرفته شد و بویژه در نظریه ادبیات میان هواداران اسلوب سنتی و شیوه‌های متأخرین جدالی شروع گردید که نزدیک به یک قرن ادامه پیدا کرد و هر گروه در دفاع از دیدگاه‌های خود رساله‌های بسیاری پرداختند.‏ از دید پاسکال فقط دانش‌های برهانی در صدد جستجو و کشف حقایق پنهان هستند، در حالی که هدف تمامی علوم اعم، از علوم برهانی و دانش نقلی کشف حقایق و واقعیت ‌های پنهان جهان هستی و دستگاه آفرینش است. پاسکال در علوم نقلی یعنی تاریخ، جغرافی، حقوق، زبان‌ها و بویژه الهیات مرجعیت قدما را کافی می داند، در حالی که این علوم نیز در طول زمان، در کنار علوم تجربی و طبیعیات رشد یافته‌اند و پیشرفت آنها و افزایش تحقیقات علمی در این گونه علوم، باعث افزایش کاربرد و کارایی آنها در حیات بشری گشته است.‏
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/65649
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید