امروز چهارشنبه 03 تیر 1405

Wednesday 24 June 2026

بزن در رو


1401/08/01
کد خبر : 56436
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 61 نفر
رویکرد چندین و چند ساله تلویزیون ایران در پخش سریال های نوروزی، امسال نیز همچون همیشه تداوم یافته تا بینندگان در روزهای آغازین سال،ساعات دلپذیری را در کنار اعضای خانواده خویش سپری کنند. تجربه نشان داده که غالب مدیران شبکه های مختلف سیما در تولید و پخش مجموعه های طنز نوروزی اتفاق نظر داشته و تنها نوع نگرش و دیدگاه آن ها به مقوله طنز است که اندکی تفاوت در کیفیت آثار پخش شده ایجاد می کند.شاید به همین خاطر است که ایشان غالبا از ریسک پذیری کمتری برخوردار بوده و اصراری عجیب در تکرار تجربه های قبلی دارند. به عنوان نمونه مدیران شبکه یک در سال جاری یک بار دیگر مهر تائیدی زدند بر نوع نگاه و عملکردی که سیروس مقدم پیش از این در مجموعه های"پیامک از دیار باقی" و "چاردیواری" نشان داده بود یا مسوولان شبکه سه ترجیح دادند فرصت دوباره ای را در اختیار سعید آقاخانی قرار دهند که در طول سال گذشته سریال های "زن بابا" و "خوش نشین ها" را به روی آنتن داشت. این چنین است که تحفه نوروزی تلویزیون ایران آنچنان که شایسته ذات این ایام است نو،بکر و غیرتکراری جلوه نمی کند. در این میان گرچه می توان مجموعه های "راه در رو" و "پایتخت" را موفق تر از دو مجموعه دیگر نوروزی قلمداد کرد،اما این مساله نه تنها به هیچ عنوان نشان دهنده کیفیت قابل قبول آن ها نیست بلکه مصداق بارزی است از ضرب المثل قدیمی در شهر کوران، یک چشم پادشاه است! "سعید آقاخانی" که سابقه نویسندگی چندین سریال طنز نوروزی از جمله "متهم گریخت"،"روزگار خوش حبیب آقا" و "چاردیواری" را در کارنامه دارد، پس از موفقیت نسبی اش در کارگردانی سریال های "زن بابا" و "خوش نشین ها"، بار دیگر قصد داشته با ساخت سریال "راه در رو" توانایی های خویش را در عرصه کارگردانی نیز به نمایش بگذارد. این مساله باعث شده است که با توجه به فرصت اندک جهت طی مراحل پیش تولید و تولید سریال،وی کوتاهترین مسیر را در جهت رسیدن به هدف انتخاب کند. استفاده از بسیاری از بازیگران مجموعه های قبلی و آزاد نهادن آن ها در تکرار و حتی بازخوانی دوباره دیالوگ ها و تکیه کلام های نقش پیشینشان در این راستا ارزیابی می شود. به عنوان نمونه نگاه کنید به شخصیت "گلرخ" با بازی "مرجانه گلچین" که انگار مستقیما از داخل سریال خوش نشین ها به این سریال پرتاب شده است یا حضور "مهران غفوریان" در قالب نقش "مسعود" که کوچکترین تقاوتی با نقش های گذشته اش ندارد و انگار کارگردان هیچ تلاشی در جهت کنترل و هدایت وی به عمل نیاورده است. در عین حال فیلمنامه سریال به قلم مصطفی کیایی نیز فاقد اوج و فرودهای لازم و شخصیت پردازی مناسب است. بطوریکه شخصیت ها کاملا رها شده و بدون هویت جلوه می کنند. در چنین شرایطی شاید چاره ای جز این نبوده است که تیپ های موفق و امتحان پس داده ای چون رحمت دایی (احمدپورمخبر) و پولک خانم (حلیمه سعیدی) همچون وصله ای ناجور به سریال الصاق شوند تا شاید حضور گاه و بیگاه آن ها، گل لبخند را بر روی لبان بیننده بنشاند. این چنین است که وقتی احمد پورمخبر برای چند دهمین بار در نقشآفرینی هایش به زیر آواز می زند و ترانه ای کوچه بازاری را سر می دهد، مخاطب کاملا متوجه می شود که فیلمنامه نویس و کارگردان سعی کرده اند به هر شگردی متوسل شوند تا بتوانند گلیم خودشان را به هر نحو که شده از آب بیرون بکشند. سریال بیشترین شوخی ها را در دل دیالوگ هایش به مخاطب عرضه می کند،دیالوگ هایی که گرچه بامزه جلوه می کنند ولی در کلیت اثر فاقد اثرگذاری لازم بوده و همچون آیتم های طنزی می مانند که به بهانه های مختلف به یکدیگر مربوط شده اند. در این میان می توان از "یوسف تیموری" به عنوان یکی از موفق ترین بازیگران سریال نام برد که گرچه چندان از قالب های همیشگی اش جدا نیست ولی توانسته است به یکی از معدود شخصیت هایی تبدیل شود که حس پیگیری سریال را در بیننده تقویت می کند. در عین حال آن چه که در ساخته های سعید آقاخانی بیش از هر چیز به چشم می آید سعی در ادامه روندی است که رضا عطاران در ساخت سریال هایش در پیش گرفته بود. نوعی نگاه خاص به رفتارها و واکنش های افراد در شرایط مختلف و سعی در نزدیک کردن هرچه بیشتر شخصیت ها و ماجراها به آنچه که به واقع در زندگی روزمره اتفاق می افتد، از ویژگی های کارگردانی عطاران به شمار می آمد که به نظر می رسد آقاخانی نیز بدش نمی آید در آن مسیر گام نهد. با این همه حاصل کار آنچنان که باید امیدوارکننده نیست. علت این امر را می بایست در نوع نگاه و میزان شناخت این دو از آدم های قصه شان جستجو کرد. عطاران در سریال های گذشته اش نشان داده بود که به خوبی قشر متوسط و طبقه محروم جامعه را می شناسد و می داند چگونه روابط و کنش های مابین آدم های این قشر را به معرض نمایش گذارد به طوری که اکثر شوخی های بامزه سریال از دل تناقضات موجود میان روابط این قشر با یکدیگر و دیگران بر می آمد. نوعی نگاه خاص که به نظر می رسد آقاخانی به مراتب کمتر از همتایش فاقد آن است و یا شاید هنوز مجال یا جسارت پرداختن به آن را پیدا نکرده است. با این همه آقاخانی در مسیری گام نهاده است که حالا حالاها در آنجا کار دارد. فرصتی ناب که شاید خیلی ها آرزوی در اختیار داشتن آن را داشته باشند و خیلی ها هم افسوس از کف رفتن آن را بخورند. اینک اما این خود اوست که سرنوشتش را رقم خواهد زد. آیا به خواسته مدیران مافوقش در ساخت بدون وقفه و بی تامل سریال بعدی تن درخواهد داد و یک بار دیگر مجموعه ای پر از نشانه های کلیشه ای و بزن در رویی را به روی آنتن خواهد فرستاد یا این فرصت را به خود و مخاطبش خواهد داد تا با کاری پر از ابداعات هنری و خلاقیت های تصویری و کلامی مواجه شوند؟ پاسخ این سوالات را دیر یا زود خواهیم گرفت، پاسخی که امید است نتایج مثبت و امیدوارکننده ای را به همراه داشته باشد!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/56436
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید