پکن- در میان فرقههای مختلف و رقبای سیاسی که در مسیر به دست گرفتن قدرت در پکن قدم بر میدارند، احتمال آن میرود که آقای زی جینپینگ، معاون ریاست جمهوری خلق چین که به تازگی از سفر تبلیغاتی موفقش به آمریکا بازگشته است، آینده سیاسی خود را با بیتابی و به صورت مخفیانه در پی گیرد. البته زی به داشتن صلاحیتی به خود میبالد که هیچ مرجع موثقی موفق به ثبت آن در رزومه اش نشده است.
پاییز سال گذشته، زی در راس کمیته مرکزی مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه مرکزی چین قرار گرفت که گفته میشود زمینه تعلیمات عالی ایدئولوژیک را برای چارچوب فکری حزب تعیین میکند و شرط لازم برای هر مقام عالی رتبهای است که علاقهمند به ملحق شدن به مقامات برجسته سیاسی طبقه حاکم چین است. در حقیقت در کشوری که پایداری به یک حزب حتی از میهن پرستی هم جلو زده است، (جسد مومیایی شده رهبر مائو در پرچم حزب کمونیست پیچانده شد و نه در پرچم جمهوری خلق چین) زی نمیتوانست امید دستیابی به بالاترین مقام در چین را در سر بپروراند، بدون آنکه بتواند ابتدا خلوص سیاسی اش را به اثبات رساند که البته نمود آن در انتخاب وی به عنوان رییس دانشگاه حزبی مرکزی در سال ۲۰۰۷ نمایان شد. آقای زی ردپای هوجینتائو را دنبال کرد، مردی که احتمالا در ماه اکتبر بر او غلبه خواهد کرد و مردی که وقتی یک دهه قبل ریاست جمهوری چین را به عهده گرفت، همان سمت را در دانشگاه عهدهدار شده بود.
دانشگاه حزبی مرکزی(Central Party School) در مکانی کاملا محافظت شده قرار گرفته است و در مجموعهای بی نشان به دور از میدان تیان من و اکثر ساختمانهای دولتی پکن واقع شده است، هم یک مرکز تحقیقاتی و هم مرکزی برای گسترش مکتب فکری حزب است، به گزارش مطبوعات دولتی مشعلی برای برافروختن روحیه اعضای حزب شناخته میشود. این دانشگاه مکانی است که در عین حال که حساسترین و پراهمیتترین موضوعات در آن مورد خطاب قرار میگیرند، در آن صاحب منصبان چینی هم با یکدیگر به مذاکره مینشینند و سیاستگذاریهایی تشکیل میدهند و به طور اطمینانبخشی منحصر به تفکر صحیح سیاسی عمل میکنند. کریبراون، رییس مطالعات آسیا در چاتمهاوس که یک مرکز تحقیقاتی با مرکزیت لندن است و اعضای میزبانش از دانشگاه حزبی مرکزی انتخاب شده است، میگوید: «فعالیت نهایی که دانشگاه مرکزی حزبی باید به آن بپردازد، خلق سیستم ارزشی فراگیر متناسب با اهداف و پیکرهای از تفکرات است که در راستای توجیه انحصار قدرت در دستان حزب کمونیست قدم بر میدارد.» آنچه در داخل این دیوارها در حال وقوع است، تاثیر مستقیمی بر اتخاذ تصمیمگیریها و در نتیجه زندگی روزمره ۳/۱ میلیارد چینی صرف نظر از مردم جهان دارد. اغلب، رهبران برجسته این دانشگاه را به عنوان دیوانی برای معرفی مفاهیم جدید سیاستگذاری بر میگزینند که پس از آن و از طریق بوروکراسی دولتی و مطبوعات به بخشی از «مکانیزم هدایت آرا» در جریان قرار میگیرند. دانشگاه حزبی مرکزی در راس شبکه وسیعی از دانشگاههای حزبی موجود در سرتاسر کشور است که صاحب منصبان پایین مرتبه را تربیت میکنند. در عین حال که این دانشگاه توان قابل توجهی را در جهت تولید مفاهیم قابل قبول اختصاص میدهد ولی در همان حال یک کارخانه تولید پروپاگاند نیست.
از آنجایی که چین از مکتب سنتی کمونیستی فاصله گرفته است و به سمت یک اقتصاد کاپیتالیستی با مدیریت دولتی که پیچیدگیهای اجتماعی خود را به همراه دارد در حال پیش روی است، این دانشگاه به آزمایشگاهی تبدیل شده است که به آزمودن متدهای جدید و استراتژیهای بیگانه و کشف سیاستگذاریهای رسمی و آموزش آنها به ستارگان نوظهور حزب کمونیست اختصاص دارد. آقای براون ادامه میدهد: «هدف آن است که ایدهای را دنبال کنند و آن را برای شرایط چینیها به نحوی مشروعیت بخشند که برای مقاصد حزب تهدید آمیز نباشد.» درون گفتمان داخلی حزب و در ارتباط با اصلاحات سیاسی، موضوعاتی چون تسلط قانون، مدارای مذهبی و جامعه شهری به ویژه نقش سازمانهای غیردولتی به تفصیل در این دانشگاه به بررسی گذاشته میشود و مطالبی هم در حمایت از این مفاهیم به چاپ رسیده است، و در عین حال همه آنها در تطابق کامل با خصوصیات چینیها است.
هر ساله حدود ۱۵۰۰ نفر از صاحب منصبان متوسط و عالیرتبه از سرتاسر چین چندین ماه از زندگی را در زمینهای پربرگ دانشگاه تجربه میکنند و در آنجا به مطالعه تئوریهای مارکس- لنین، مائو و رهبر سابق، دنگ ژیائوپنگ میپردازند. سایر مطالب شامل سوسیالیسم علمی، تاریخچه احزاب، تشریفات دیپلماتیک، اقلیتهای قومی و مذهبی و از همه مرتبط تر، بحران اجتماعی و سلامت همگانی است، موضوع درسی که برای بار اول پس از طغیانهای SARS سال ۲۰۰۳ ارائه شد. در طی ۳۰ سال اخیر بیش از ۶۱.۰۰۰ صاحب منصب تحت برنامههای آموزشی این دانشگاه تعلیم دیدهاند. طبق یک گزارش در مطبوعات چین دانشجویان مجبور به تماشای برنامههای مستندی در مورد بیزاری از زشتیهای فساد و خواندن آوازهای انقلابی هستند. به اردوی رهبران Boy Scout فکر کنید که در آن عقاید حزبی جای تیراندازی را گرفته است.
دانشجویان از محدوده سنی حدودا ۲۰ ساله که برای گرفتن مدرک فوق لیسانس آمدهاند تا رهبران میانسال و صاحب منصبان حزب هستند که به طور جداگانه جهت اتخاذ مناصب موقت و یا سمت استانداری تعلیم میبینند. هر ساله دانشجویان جدید الورود در آزمونهای تعیین سطح شرکت میکنند تا از میزان دانش حزبیشان آگاه شوند. در عین حال طبق نظر اساتید، دروس بسیار پیشرفتهتر شدهاند چرا که بسیاری از دانشجویان که سن بالاتری دارند اکنون دارای مدارج کارشناسی و بالاتر هستند و دیگر مثل ۳۰ سال پیش فقط دارای تحصیلات متوسطه نیستند.
دانشجویان همچنین میتوانند به اساتید نمره بدهند و در صورتی که امتیازشان خیلی پایین شود تنزل رتبه داده میشوند و یا برکنار میشوند. در عین حال قدرت به طور قطع در دستان مسوولین دانشگاهی است و از اینکه دانشجویان از قوانین تبعیت میکنند یا خیر، یقین حاصل میکنند. استانداران، کارمندان وزارتخانهها و مدیران حزبی در سطح روستا ممکن است در کافه تریا خوش و بشی کنند و پس از کلاس با هم به بازی تنیس مشغول شوند، ولی آنها همگی راس ساعت ۷:۳۰ صبح وقتی خدمتگزاران برای تمیز کردن اتاق سر میرسند، باید به سرعت بیدار شوند و اطمینان حاصل کنند که هیچ کس دیگری خواب نمانده است. هیچ کس از تاخیرهای فراوان استقبال نمیکند چرا که نحوه عملکرد دانشجویان در کلاس به طور قابل توجهی در پیشبرد – و یا نابودی- شغل آیندهشان تاثیر بسزایی دارد.
کارمندان بخش اداری دانشگاه حزبی به طور مرتب در جلسات کلاسی دروس سیاسی شرکت میکنند تا دانشجویان برتر را دیدهبانی کنند، و آنها را برای دریافت ترفیع سفارش کنند. در مقابل، خودپسندان و آشوبگران بلافاصله تنبیه میشوند. طبق یک مقاله گزارش داده شده در مطبوعات چین، یک دانشجو به خاطر رفتار نادرست در یکی از کلاسها، از شرکت در جلسات بعدی منع شد. طبق گزارش تهیه شده از یک استاد دانشگاه آینده سیاسی وی پس از این رخداد عملا به پایان رسید. آینده سیاسی آقای زی به نقش وی به عنوان رییس این دانشگاه گره خورده است و به نظر میرسد که او از ارتکاب هر اشتباهی چه در داخل دیوارهای دانشگاه و چه در خارج از آنها اجتناب کرده است. اینکه آیا او منابع درسی را تغییر داده است یا خیر هنوز مشخص نشده است، ولی اگر مسوولین پیش از وی برنامه تحصیلی را تهیه کرده باشند، این دانشگاه با گذشت زمان رشد خواهد کرد. بر طبق آلیس لایمن میلر، یک محقق در سازمان هوور، این دانشگاه به عنوان مرکز گسترش تفکرات نسبتا لیبرال در زمینه اصلاحات سیاسی و دیگر زمینههای بحث برانگیز در سالهای نهایی ریاست آقای هو در دهه اول سال ۲۰۰۰ در دانشگاه شناخته شده بود. افرادی که در مورد این دانشگاه و جایگاه آن در گستره سیاسی چین مطالعه کرده اند، اظهار کردهاند که این دانشگاه فضای نسبتا آزادی برای مباحثات مربوط به موضوعات روز فراهم میسازد- که این حداقل در مقایسه با فضای شدیدا سانسوری ارائه شده توسط مطبوعات دولتی قابل تصدیق است.
اساتید، دانشجویان و پژوهشگران میهمان که آشنایی کاملی با دانشگاه دارند، بیان کردهاند که این ملایمت فرصت مناسبی به حزب میدهد که با موضوعات حساسی چون AIDS/HIV و خشم همگانی در برابر فساد که میتواند منجر به آشفتگی عمومی شود، مواجه شود. بر طبق گزارشی که سال گذشته در چاینا دیلی به چاپ رسیده، اعضا ترغیب میشوند که عادات خودرایی و خودسانسوری یک عمرشان را ترک گویند. طبق اظهارات یک دانشجو، «اساتید ابراز میکردند که در ارائه مطالب درسیشان هیچ موضوع ممنوعی وجود نداشته است. و مسوولین میتوانند در مورد هر موضوع حساسی که بخواهند به مباحثه بنشینند.»
وو زونگمین، یک استاد دانشگاه در زمینه عدالت اجتماعی به مطبوعات چین ابراز کرده: «متصدیان ممکن است در مذاکره با افراد غریبه در اجتماع محتاط باشند، ولی مباحثات داخلیشان در کلاس نامحدود است.» در این صورت آیا این به آن معنا است که اساتید میتوانند مزایای دموکراسی واقعی را به دانشجویان بیاموزند و دانشجویان نیز میتوانند از خودمختاری حقیقی تبت پیروی کنند؟ حقیقتا اینطور نیست. طبق مقالهای که در پورتال اینترنتی دولت رسمی چین در مورد این دانشگاه آورده شده است افشا شده است که ارتدوکسی حزبی هنوز هم عنصر اساسی دروس دانشگاهی را تشکیل میدهد. طبق اظهارات این مقاله: «همه سخنرانیهای کلاسی باید طبق چارچوب قوانین و سیاستهای حزبی پیش روند و اساتید در روش تدریسشان باید طبق آداب و رفتار مرسوم به پیش روند. این خودسانسوری در صورت عدم رعایت میتواند موجبات اتهام آنها را هم فراهم سازد. طبق گزارش این مقاله و با ارجاع به دانشجوی اسبقی که حضور متصدیان حزبی را جهت دیده بانی و استماع افشا کرده بود، اعلام میدارد که برخی از دانشجویان هنوز هم از ابراز عقایدشان در کلاس واهمه دارند. اینکه اعضای دانشگاه و دانشجویان تا چه حد میتوانند آزادانه پیش روند سوال بی پاسخی است
چراکه همانند بخش اعظم فعالیتهای داخلی حزب کمونیستی چین، جزئیات در مورد این دانشگاه در اختفای کامل است. حتی زمانی که اعضای بیرونی اجازه ورود مییابند آنها از نزدیک دیدهبانی میشوند. در سال ۲۰۱۰ دانشگاه به گزارشگران خارجی اجازه یک گشت کاملا مدیریت شده ارائه داد که با تهیه گزارشی از سخنرانیهای ابتکاری و باشگاه ورزشی که مملو از متصدیان دانشگاهی که در حال بازی پینگپونگ بودند و خوابگاهی که در تمامی اتاقهایش شبکه CNN قابل دسترسی بودند تکمیل میشد. به روزنامه نگاران کتابخانهای نشان داده شد که آکنده از کتابهای مدیریتی و آموزههایی از بروسلی و رییسجمهور آمریکا باراک اوباما بود. این سیاحت به این منظور ترتیب داده شده بود که حزب کمونیستی چین و ارگانهای داخلی آن را به معرض نمایش گذارد که به طور غیورانهای شفافیت را در بر دارد به گونهای که گویا فصل گمشدهای از کتاب «سرمایه» اثر کارل مارکس است که به تازگی کشف شده است. معاون رییس دانشگاه، چن بوا شنگ به گزارشگران بازدیدکننده چنین ابراز کرد: «حزب ما چیزی برای پنهان کردن ندارد.»
چنین شفافیتی دارای محدودیتهایی است. مباشران از نزدیک خبرنگاران خارجی را همراهی میکردند. ملاقاتهای از پیش تعیین نشده با اعضای دانشگاه، همانند ملاقات با مسوولین دولتی، به طور فجیعی دشوار است. درخواستهای مکرر برای مصاحبه با اساتید و دانشجویان در هفتههای اخیر مورد پذیرش قرار نمیگرفت و به دلیل سفر آمریکایی آقای زی «نامناسب» شمرده میشد. یک پژوهشگر با آگاهی شخصی از دستوالعمل که در موردشان توضیحاتی ارائه میداد ابراز کرد که اساتید اغلب با اسامی مستعار و نه تحت نام دانشگاه در تلویزیون ظاهر میشوند. چینیهای اندکی – و حتی بیگانگان اندکتری- اطلاع دارند که چه چیزی پشت این دیوارها در حال روی دادن است. و این همان چیزی است که حزب خواهانش است: یعنی به مباحثه گذاشتن فعالیتهایش پشت درهای بسته. تجلی این معماگونه بودن توسط اعضای کاملا مجهز پلیس مسلح مردمی تشدید شده است که در محوطه پرسه میزنند و در محل بازرسی پاسبانی میدهند و از ورود خارجیها نه تنها به داخل محوطه دانشگاه بلکه به ساختمانهای مجزا ممانعت به عمل میآورند. حتی رانندهها و منشیهای مسوولین هم اجازه وارد شدن ندارند. با اینکه تعداد منتخبی از اشخاص برجسته همچون دونالد رامسفلد، وزیر سابق دفاع آمریکا و تیموتی گیتنر، وزیر خزانهداری آمریکا سخنرانیهایی در آنجا ایراد کردهاند، دانشگاه راه را برای ورود بیشتر خارجیها به استثنای گروه منتخبی از اندیشمندان برجسته بینالمللی که با این حزب موافق هستند، مسدود میسازد.
حتی افرادی که به دانشگاه دعوت شدهاند در مییابند که صندلی استقبال پس از ورودشان ناگهان به کنار زده میشود. وقتی که تونی بروکس، یک دانشجوی دکترای دانشگاه کمبریج بر طبق یک ملاقات از پیش تعیین شده وارد شد، استادی که از وی دعوت به عمل آورده بود وقتی با وی در خارج از محوطه دانشگاه ملاقات کرد، از دیدن او حیرت زده شد. به نظر میرسید این مرد تصور کرده بود که آقای بروکس یک چینی است. آقای بروکس میگوید: «اگر نامه الکترونیکی ام را به زبان انگلیسی نوشته بودم، هرگز پاسخی دریافت نمیکردم.» وقتی بروکس وارد دانشگاه شد، نگهبانان مسلح را میدید که مقابل هر دفتر کاری نگهبانی میدادند.
وی ادامه میدهد: «من گمان میکنم اینجا یقینا مکانی است که بیگانگان نباید به بازدیدش بروند.» پس از اینکه بروکس به دفتر استاد رسید، به وی گفته شد که منتظر بماند تا اینکه مخاطبش از یک ناظر اجازه بگیرد تا بتواند به این ملاقات برود. این اتفاق نیفتاد. بروکس میگوید: «ناگهان او به سمت دفتر کارش دوید و گفت ما بایستی فورا اینجا را ترک کنیم.» نقابی که دانشگاه حزبی مرکزی و سازمانهای آموزشی سیاسی در سطح کشورش را میپوشاند تنها به این دلیل نیست که از کنجکاوان خارجی که برای کشف اینکه حزب چگونه میاندیشد و فعالیت میکند، پوشیده بماند بلکه برای این هم هست که از انحراف افراد درون سیستم از قوانین ممانعت به عمل آورد. فشارها برای پنهان شدن در زیر سایه وحدت حزبی با آماده شدن دولت چین برای بر هم زدن قدرت در آینده در حال رشد است. در عین حال آنهایی که در سیستم دانشگاه حزبی هستند و از اینکه شاهد اصلاحات بیشتر و تلاشهای موثر برای پاکسازی طمع و فساد از مناصب سیاسی باشند هراس دارند، همگی خاموش نمینشینند. با اینکه نشانههای جانشینی بالاتر از همه به آقای زی اشاره دارند، برخی از مسوولین دانشگاهی شبهات خود را در مورد انتخاب محتمل وی ابراز میدارند و وی را به عنوان شاهزادهای فاسد به تصویر میکشند که از تشدید پیچیدگیهای اوضاع فعلی سیاسی-اقتصادی چین خمی به ابرو نمیآورد. یک عضو دانشگاه حزبی ابراز میدارد: «نسل کنونی رهبران سست شدهاند و مایه نا امیدی هستند. آنها قادر به حل مشکلات کشور نبودهاند و من حتی امید اندکتری در مورد زی جین پینگ و گروه همراهش دارم.»