امروز پنج‌شنبه 11 تیر 1405

Thursday 02 July 2026

بخت‌آزمایی با بورخس


1401/08/01
کد خبر : 71220
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 57 نفر
بورخس در یکی از داستان‌های سفرهایش می‌گوید: «در ۳۰۰ یا ۴۰۰ متری هرم خم شدم، مشتی شن برداشتم، آن را کمی دورتر به آهستگی ریختم و با صدای آهسته گفتم: من در حال تغییر دادن شکل صحرا هستم.» بورخس در تمامی داستان‌هایش‌درصدد تغییر خاطره‌ها و متن‌ها و نوشته‌هایی است که در گذشته اتفاق افتاده، او این‌کار را با تفسیر و بازخوانی مکرر و مکرر هر واقعه‌ای انجام می‌دهد. به نظر بورخس هر بار «خواندنی» و هر بار «یادآوردنی» کتاب و متن را غنی‌تر می‌کند. این کار ناگزیر تکثر تفسیر را با خود به همراه می‌آورد زیرا هر خواننده با خواندن هر متنی با تفسیری جدید روبه‌رو می‌شود که این تفسیر جدید چه بسا ممکن است در آن متن اولیه، دخل‌وتصرف یا حتی به نوعی تغییر حاصل آورد. از نظر بورخس عمر ‌هزارویک‌شب به سر نرسیده زیرا زمان پایان‌ناپذیر‌هزارویک ‌شب به پایان خود نرسیده. این کتاب در آغاز قرن هجدهم ترجمه شد، در قرن نوزدهم باز ترجمه و تفسیر شد و احتمالا هر ترجمه‌ای که نوعی تفسیر است،‌هزارویک‌شب‌های جدیدی می‌‌آفریند که هریک با دیگری فرق خواهد داشت و این بازی تا آخر زمان ادامه می‌یابد. به این ترتیب بورخس هرگونه ثبات و جوهری را برای هر متن و متن متن‌ها که زندگی است، منتفی می‌داند. او سرانجام به راه تکثیر بی‌پایان و ناروشن و تغییر مکرر در مکرر‌هزارتوهای پیچ در پیچ داستان‌های خود قدم می‌گذارد که در این‌هزارتوهای پیچ در پیچ تکثیر شیطنت‌آمیز هویت‌ها راه را برای ورود عنصری فریبنده اما اهریمنی باز می‌گذارد. این بخت‌آزمایی ناروشن اما به غایت جذاب تنها با دیگران نیست که انجام می‌شود بلکه پیشاپیش خودش را یعنی «من» را نیز شامل می‌شود، چراکه بازی‌های بورخسی هرگونه تفاوتی میان من و دیگری را نیز تصادف یا در بهترین حالت نوعی سوءتفاهم تلقی می‌کند. «در ارایه شخصیت‌ها، بورخس تمایز و فردیت قایل نمی‌شود، او نسبیت قایل می‌شود. هویت فردی را با تقسیم، تکثیر و دوچهره کردن باطل می‌کند. او خود را هم بی‌اهمیت می‌شمارد. «من» را مانند بازی وهمی بازتاب‌ها در نظر می‌گیرد و هر تفاوت فردی را مبتذل و اتفاقی می‌داند، هر انسانی دیگری است- هر انسانی با خواندن بورخس، بورخس است- هر انسانی تمام انسان‌ها است و در عین حال هیچ‌کدام آنها.»(۱) بورخس از اسپینوزا نقل می‌کند که همه چیزها سعی دارند خودشان باشند، سنگ می‌خواهد سنگ باشد و ببر می‌خواهد ببر باشد اما بورخس نمی‌خواست خودش باشد. او «زندگی نکرده می‌خواست دیگری باشد.»* او کتاب «شش مساله برای دن ایسیدرو پارودی» را با نام مستعار هـ‌‌‌. بوستونس دومک چاپ می‌کند تا برای خواننده حالتی معمایی و بازی داشته باشد که او خواننده را وارد بازی ناروشن اما جذاب بکند، این بازی به آدم‌های داستان‌هایش نیز ارتباط می‌یابد مثلا در داستان کوتاه «زخم شمشیر» راوی داستان برای بورخس از دیگری سخن می‌گوید، از آدمی به نام «وین سنت‌مون» اما در نهایت معلوم می‌شود که «وین سنت‌مون» اصلا خود راوی است یا در داستان «مرگ دیگر» خواننده به‌تدریج درمی‌یابد که از یک آدم به نام دن پدرو دامیان دو هویت وجود دارد بی‌آنکه در نهایت بفهمد که فرد واقعی چه کسی است؟ به راستی واقعیت چیست؟ و در این بخت‌آزمایی با بورخس چه کسی برنده می‌شود؟ بورخس اما خود واقع‌گرایی صرف را برنمی‌تابد و در پاسخ به این سوال که چرا چیزهای واقعی نمی‌نویسد، می‌گوید: «... به نظر من واقع‌گرایی کار مشکلی است به‌خصوص اگر بخواهی آن را در عصر و زمانه خود به کار ببری... بهتر است نویسنده به دنبال موضوعی برود که از دسترس زمان و مکان او دورتر باشد... مثلا حدود ۵۰ سال پیش و در محلات فراموش‌شده و ناشناخته بوئنوس‌آیرس برود تا کسی از زندگی مردم آن موقع خبر نداشته باشد.» با این حال مساله فراتر از اینهاست، مساله اساسا این است که بورخس نمی‌خواهد کار جهان به پایان برسد تا بازی همچنان ادامه یابد زیرا پایان جهان به معنای پایان تفسیر و به منزله پایان رابطه زنده مفسر با متن و در نتیجه به معنای خاتمه حیات او به عنوان هم بازیگر و هم روایت‌کننده بازی‌هاست. بدین‌سان بورخس می‌کوشد با ارایه تفسیرها و بازخوانی وقایع گذشته حتی بازی را هیجان‌انگیزتر کند، منظور از تفسیرهای تازه به یک معنا بازنویسی تاریخ جهان بر مبنای نگرش تازه و معدوم کردن تفسیرهای گذشته خواهد بود، این بازی همچون تفسیرهای‌هزار و یک‌شب آغاز دارد، ولی انتها ندارد. اکنون شاید بتوان هراس بورخس از تاریخ و همین‌طور نگاه اسطوره‌ای او را دریافت. از نگاه اسطوره عمل واقعی عملی است که از یک نمونه ازلی تقلید می‌کند که مهم‌ترین پیامدش خنثی کردن زمان و تاریخ است. در نگاه بورخس نیز همه‌چیز تکرار همان نمونه ازلی است اما آنچه تکرار می‌شود تنها یک چیز است و آن ادامه «بازی» با ارایه تفسیرها یا درست‌تر همان داستان‌های نوبه‌نو است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/71220
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید