امروز یکشنبه 31 خرداد 1405

Sunday 21 June 2026

بالارفتن از پله وآواز خواندن


1401/08/01
کد خبر : 59003
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 41 نفر
با شکستن تمام آینه‌های خانه شروع کنید، بازوان‌تان را در کنار بدن، شل و بی‌انقباض، افتاده نگه دارید، با نگاهی تهی از همه‌چیز به دیوار زل بزنید و همه‌چیز من‌جمله خودتان را از یاد ببرید. فقط یک نت بخوانید، از داخل بدنتان به پژواک این نت گوش کنید. اگر می‌شنوید (که خب این اتفاق بعد‌ها می‌افتد و در آغاز ممکن نیست) و اگر چیزی که می‌شنوید چیزی شبیه به دیدن منظره‌یی است که دیدنش دل آدم را خالی می‌کند، یا شبیه شعله‌یی روشن است میان آتشدانی از سنگ و شبح‌های ضد نور نیم‌برهنه‌یی که دورش را گرفته‌اند، گمان می‌کنم در مسیر درستی قرار گرفته‌اید، همچنین اگر صدای رودخانه‌یی به گوش‌تان خورد که قایق‌هایی با رنگ زرد و سیاه رویش شناورند، اگر بوی نان تازه به مشام‌تان رسید و اگر سایه اسبی از پیش چشم‌تان گذشت. بعد از این مرحله یک کتابچه راهنمای اصوات خریداری کنید و یکی از این جلیقه‌ها که بندهایش را از پشت محکم می‌کشند و می‌بندند، به جد خواهش می‌کنم از راه دماغ‌تان آواز نخوانید و بگذارید شومان بینوا همچنان آسوده بیارامد. ● دستورالعمل بالا و پایین رفتن از پله‌ها شاید هیچ‌کس تا به حال متوجه نشده باشد که غالب اوقات شیب کف زمین پاگرد، خمی به خودش می‌گیرد طوری که یک طرف راه، زاویه‌یی عمود به نسبت مسیری که می‌تواند مستقیم باشد پیدا می‌کند، در حالی که باقی راه که به دنبال می‌آید همان مسیر قبل را ادامه می‌دهد، تا به مسیر دیگری که عمود بر این راه است، جای حضور بدهد، مسیری که مارپیچ‌وار یا شبیه به یک خط شکسته با تفاوت ارتفاعی بسیار زیاد در ادامه تکرار و تکرار می‌شود. قامت قوز کرده‌یی که دست چپش را به یکی از دیوارهای مسیر تکیه داده است و دست سمت راستی روی نرده‌های افقی راه‌پله است، نرده‌هایی که بطور موقت می‌شود در فاصله پله‌ها و گام‌ها خود را به آن وصل کرد. همینطور که ملاحظه می‌کنید هر کدام از این پله‌ها و این گام‌ها از دو عنصر بنیادین تشکیل شده، هر پله‌یی کمی بالاتر و کمی پیش‌تر از پله و گام قبلی است، این به واقع همان اصل اساسی‌ای است که به چیزی به اسم راه‌پله معنا می‌دهد، گفته شده که هر ترکیب دیگری غیر از این فرم معمول راه‌پله ممکن است به فرم‌ها و شکل‌های زیباتری مبدل بشود که چنین فرم‌هایی ممکن است کارآیی راه‌پله‌های امروزی را در مرتبط کردن فی‌المثل طبقه همکف و طبقه اول نداشته باشند. پله‌ها پیش می‌روند، سیر صعودی دارند، که اگر مجال حرکت به عقب یا کنار می‌دادند خب شرایط نامناسب و ناراحتی می‌شد. موقعیت طبیعی انسان روی پله، به شکل ایستاده است با بازوانی که بی‌هیچ تلاش و فشاری پایین افتاده‌اند، سر راست و به بالاست اما نه آنقدر که چشم پله‌های بالاتر را نبیند و نتواند به سرعت موقعیتی را تشخیص دهد که بی‌درنگ پس از پله‌یی که رویش ایستاده سر می‌رسد. شخص روی پله به آرامی و با ریتمی منظم تنفس می‌کند. بالا رفتن از راه‌پله را باید با بلند کردن و بالا کشاندن آن بخشی از اندام آغاز کرد که به نسبت نواحی دیگر بدن راست‌تر و پایین‌تر است، که تقریبا همیشه با پوششی از چرم و جیر پوشانده شده که استثناهایی هم وجود دارد اما میزان سر و صدای لازم به میزان و ارتفاع هر پله بستگی دارد. بخش سمت راستی بدن روی نخستین پله قرار می‌گیرد که برای خلاصه کردن این شرح این مرحله را یک گام می‌نامیم، در ادامه، بخش چپ بدن را بالا می‌کشید و با بخش راست هم‌ارز می‌کنید (ما این مرحله حرکتی را گام می‌نامیم اما این موجب نشود که این گام را با قدم یا گام اشتباه بگیرید) و در همان حالی که پا را به سطح پای بالاتر بالا می‌کشانید، این حرکت کششی را ادامه دهید تا پایتان روی پله دوم قرار بگیرد، به لطف این حرکت ممتد کششی پای چپ‌تان وقت می‌کند تا پای راست خودش را بالا ‌بکشد، لحظه‌یی روی پله دوم نفسی تازه کند (همیشه نخستین پله‌ها، سخت‌ترین پله‌ها هستند، تا زمانی که هماهنگی لازم خودجوش شود، این شباهت نامی میان گام و گام، شرح حرکت را دشوار می‌کند. دقت کنید و در آن واحد گام و گام را با هم بلند نکنید.) حرکات مفصلی این پروسه را بعد از پله دوم به همین شکل و ترتیب تکرار کنید، کافی است که در فواصل زمانی منظم حرکات فوق را مداوم انجام دهید تا زمانی که پله‌ها تمام شوند و به قله راه‌پله برسید. به واسطه ثابت نگه داشتن پاشنه و فرود آوردنش دقیقا روی همان نقاط مشابه پله‌ها، عین همین حرکت را اگر تکرار کنید می‌شود گفت از موقعیت اولیه‌تان تکان نخورده‌اید تا زمانی که وقت فرود آمدن از پله‌ها برسد. ● راهنمای گریستن با از یاد بردن دلایل گریستن برای لحظه‌یی، می‌توانیم روی شیوه درست گریه کردن متمرکز شویم، که جهت تفهیم و توضیح این کنش، معنایش نوعی زار زدن است که مبدل به قیل و قالی مهیب نمی‌شود و همچنین با شباهت‌های کسل‌کننده و ظاهرا هم شکل خود، توهین و دشنامی به لبخند زدن تلقی نمی‌شود. گریه روزانه و معمول یک فرد، شامل یک انقباض عمومی در صورت و صدایی متشنج همراه با اشک و ریزش مخاط بینی است، این بخش از کنش تا انتهای پروسه ادامه دارد، عمل گریستن درست در لحظه‌یی که فرد بینی‌اش را به شکلی انرژیک تخلیه می‌کند پایان می‌پذیرد. برای گریه کردن، تخیل خود را بیدار کنید و اگر با توجه به باور‌ها و هوشیاری‌هایی که نسبت به وجود جهان خارج دارید این کار به نظرتان غیرممکن رسید، به اردکی که مورچه‌ها تمام اندامش را پوشانده‌اند فکر کنید یا این گرداب‌های تنگه ماژلان که هیچکس هرگز قایقش را به آن سمت نخواهد راند. حال نوبت به خود کنش گریستن می‌رسد، صورت‌تان را به شکلی نمادین و نمایشی بپوشانید، هر دو دست را به کار بگیرید، کف دست‌ها به سمت صورت باشد. کودکان برای گریه کردن، آستین پیراهن یا لباس‌شان را به صورت بفشارند و ترجیحا در کنجی از اتاق جای بگیرند. مدت زمان میانگین گریستن، سه دقیقه است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/59003
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید