امروز شنبه 30 خرداد 1405

Saturday 20 June 2026

بازیگری که از پلک چشمانش نیز بازی می گرفت


1401/08/01
کد خبر : 59601
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 19 نفر
سینمای ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال ۶۸ هیچ ستاره ای در عرصه بازیگری نداشت.اما همانگونه که سال ۴۸ سال جرقه سینمای روشنفکری و تجلی سوپراستارهای زیادی در سینمای ایران شمرده می شود، سال ۶۸ نیز ورژن دوم این اتفاق بزرگ با فیلم "هامون"رخ داد. هامون نه تنها نگاهی جدید به دنیای پیش رو را به منصه ظهور می گذاشت بلکه سبک جدیدی از کارگردانی و بازیگری را نیز به رخ می کشید.فیلمی بدون نقص که هنوز هم جزو سه اثر برتر سینمای ایران مانده و خواهد ماند. به زعم بسیاری از کارشناسان و منتقدان،بار سنگین این موفقیت در پرتو بازی به شدت زیر پوستی و استادانه "خسرو شکیبایی"بود. بازی روان و سیالی که مخاطب را مسحور خود می کرد. شکیبایی که تا پیش از "هامون" با چندین تئاتر و فیلم،چهره ای نسبتا گمنام بود، با این فیلم نه تنها به سوپراستاری بی بدیل تبدیل شد بلکه سبکی جاودانه در بازی از خود به یادگار گذاشت که نه تقلید بود و نه می شد آنرا تقلید کرد. اولین مولفه سبک بازیگری در خسرو شکیبایی استفاده بی حد و حصر از تمام اجزای بدن است.حرکت دستها،تکان دادن موها،تغییر مداوم اجزای صورت و... جزیی از این استفاده است.فیلم "اثیری" را به یاد بیاورید.عمو(شکیبایی)در آن فیلم از تمام اجزای بدنش برای پیشبرد داستان بهره می جوید. شکیبایی در این فیلم هم آرام است و هم شیطان.هم غصه می خورد و هم می رقصد و هم ... وی در این فیلم در کنار شاخصه های پرسوناژی خود،از اجزای بدن برای بهبود بهتر نقشش در کلیت داستان بهره می جوید و فحوای داستان را به راحت ترین شکل ممکن به مخاطب منتقل می کند. این فیلم می تواند کلاس درس بزرگی برای تمام بازیگران ما باشد. دومین مولفه ساختاری بازی در خسرو شکیبایی به نوع نگاهش باز می گردد. همان نگاه هایی که امروز وقتی به یاد می آوریمشان آتش می گیریم.سکانس اول فیلم "عاشقانه"را به خاطر بیاورید.تصویر، لانگ شاتی از چهره استاد است که به جایی خیره شده. نگارنده از جمعی ۱۰ نفره که فیلم را ندیده بودند،دلیل این نگاه را جویا شد و جالب اینکه تمام آن ۱۰ نفر به درستی حدس زدند که این نگاه، مفهوم حسادت را می رساند. چقدر سخت است که با نگاهت بتوانی حسادت را به بیننده منتقل کنی. مثالی دیگر;فیلم "سالاد فصل" را که خاطرتان هست؟"عادل مشرقی" با آن نگاههایش بی نیاز از هر دیالوگی بود.در این زمینه فیلم "کیمیا" نیز می تواند مثال بسیار خوبی باشد."کیمیا"بیشتر از آنکه بخواهد با زبان دیالوگ شرح حال شخصیتهایش را بازگو کند از زبان نگاه استفاده کرده است. حالت مالیخولیایی بازی شکیبایی بر هیچکس پوشیده نیست.آن طنازی ها و ملودرام هایی که در گستره بازی های مالیخولیایی وی رنگی دیگر به خود می گرفتند. از "هامون" و "پری"که بگذریم،این بازی مالیخولیایی در فیلمهای "اثیری" و "حکم"خود را بیش از هر زمان دیگری نشان می دهد. سکانس پایانی فیلم "اثیری" و آن خنده گریه های مختلط;واگویه ای است بر تمام داستان فیلم در چند ثانیه.اما گونه ای دیگر از این حالت را به گونه ای انعطاف پذیر در سریال "آواز مه"و"بوی گلهای وحشی" می بینیم که زلالی وحشتناکی را فریاد می زند. در "دست های خالی" و "اتوبوس شب"این حالت مالیخولیا به شکل مظلومانه ای جلوه گر می شود و تاثیر بسزای خود را بر مخاطب نشان می دهد. تنظیم ضرباهنگ صدا را باید یکی از جدی ترین خصوصیات سبک بازی در خسرو شکیبایی به حساب آورد.او با تنظیم زنگ صدایش هم مخاطبش را می گریاند وهم مخاطبش را می خنداند. بگذارید برای روشن تر شدن این مساله مثالهایی بزنم. سریال "کاکتوس" و نقش "دکتر کالی" را به یاد بیاورید.شکیبایی با بیانی گیرا به صورتی منطقی، پارتنرهای خود را خام و از آنان سو»استفاده می کرد. همین زنگ صدا را ما در سریال "خانه سبز" به گونه ای حزین و غمبار می بینیم که اشک مخاطبش را در می آورد.سکانسهای دراماتیک او با عاطفه به راحتی اشک را به چشمان مخاطب به ارمغان می آورد.حال مقایسه کنید لرزشهای عامدانه صدای وی را در فیلمهای "عبور از غبار"،"مزاحم"و"دختری به نام تندر".فیلمهایی که کاراکتر جدی دارند و تا حدودی به دور از فانتزی همیشگی بازی استاد هستند،اما نوع صدا در بیان دیالوگ و مونولوگ با یکدیگر زمین تا آسمان فرق می کند. "خلاقیت"دیگر ویژگی بازی شکیبایی است. همسر شکیبایی بارها عنوان کرده که وی وقتی بازی در نقشی را می پذیرفت، شب تا صبح در اتاقش بیدار بود و بر روی نقش کار می کرد.کارگردانان بسیاری در این زمینه به ذکر خاطراتی از استاد پرداختند که نشان از حساسیت وی در تمام و کمال درآمدن نقش دارد. احمد امینی تعریف می کرد که یک روز صبح سر فیلم برداری اپیزودی از مجموعه نوروزی "باران عشق" خسرو شکیبایی دیر آمد. وقتی هم که رسید با هیچ کس حرف نزد و جواب سلام کسی را هم نداد. دیشب که مثل همیشه خیلی گرم تحویل می گرفت و تا لحظه رفتن با همه خوش و بش می کرد. همه تعجب کرده بودند که چطور ممکن است آدم با ادبی مثل او،اینگونه رفتار کند؟ بدون هیچ حرفی زیر دست گریمور نشست و آماده شد.قرار بود در آن سکانس خسرو شکیبایی با صدای تلفن از خواب بیدار شود و در حالت خواب آلودگی تلفن را بردارد و صحبت کند.صحنه برای بار اول و دوم به دلیل صدای نمکی که در کوچه داد می زد، خراب شد.ضبط سوم بود.تلفن زنگ خورد،شکیبایی بیدار شد و گوشی را برداشت و گفت الو و باز دوباره صدای نمکی همه چیز را خراب کرد.در این هنگام یک دفعه خسرو داد زد که: اه...! از صبح تا حالا حرف نزدم تا صدای گرفته اول صبحم رو برای این صحنه داشته باشم. خراب شد!... و اینجا بود که همه دلیل بد اخلاقی و گرفتگی شکیبایی را فهمیدند. اما یکی از بارزترین خصوصیات بازی شکیبایی را باید در تعلق خاطر به تیم بازیگری فیلم دانست.شکیبایی به شدت روی این موضوع حساس بود و اینکه می خواست همه بازی ها در حد بسیار خوبی باشد.بارها از زبان بازیگران شنیده ایم که شکیبایی کمک بسیار زیادی به آنها در ارائه بازیها کرده است.بد نیست در این زمینه خاطره ای از "رضا کیانیان" را با هم مرور کنیم:" سر صحنه فیلم کیمیا پلان های تو تمام شد و مقداری از پلان های من مانده بود، بروبچه های تدارکات آمدند و با احترام به تو گفتند ماشین حاضر است، ولی تو با اینکه خسته بودی نرفتی. گفتی صبر می کنم تا پلان های رضا هم تمام شود. و آمدی با سخاوت یک حرفه ای پشت یا در کنار دوربین محمود کلاری ایستادی. برای من بازی کردی، جمله هایت را گفتی تا من بهتر بازی کنم. سوپراستار بودی ولی برای من که تازه وارد بودم، ماندی و بدون منت بازی کردی" و در نهایت به تلاش و کوششی می رسیم که شاید نمونه اش را در هیچ بازیگر دیگری نتوانیم مشاهده کنیم."فرهاد صبا"تعریف می کرد: سرصحنه فیلم "یکبار برای همیشه" حدود ۲۰ ساعت به صورت فشرده فیلمبرداری کردیم.همه خسته بودند.کارگردان برای چند ساعت کوتاه استراحت داد.همه بچه ها سریعا خوابیدند.من هم با خودم گفتم اول هوایی تازه کنم و بعد بخوابم.بیرون هوا سرد بود. در تاریکی شب لحظه ای ایستادم.خواستم به داخل خانه برگردم و بخوابم که صدایی توجهم را به خود جلب کرد. به طرف صدا رفتم و دیدم شکیبایی در تنهایی راه می رود و مدام نقشی که قرار است فردا بازی کند را مرور می کند. شدیدا تعجب کردم. او که درتمام این ۲۰ ساعت جلوی دوربین بود با چه نیرویی داشت خودش را برای نقش فردا آماده می کرد! آری این همان تلاشی است که شکیبایی را بر آن داشت که آن مونولوگ طولانی سریال "مدرس"را تنها در یک برداشت بازی کند و بدین ترتیب همه را انگشت به دهان نگاه دارد. مطمئن باشید که به این شاخصه های ساختاری بازی شکیبایی نمونه های دیگری را نیز می توان افزود. بازیگری که از ابتدا تا همیشه سبکی منحصر به فرد داشت و در حیطه پر و بال دادن به همان سبک،به جایگاهی رسید که کمال بازیگری را برای ما رقم زد.این ضعف سینمای ماست که نتوانست از این پتانسیل از جهات بین المللی بهره ببرد وگرنه اگر چنین بازیگری در هالیوود حضور داشت آیا سینمای جهان برای او ارزشی کمتر از "ال پاچینو" یا "رابرت دونیرو" قائل می شد؟
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/59601
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید