امروز جمعه 29 خرداد 1405

Friday 19 June 2026

بازخوانی تاریخ جنبش ملی مشروطیت


1401/08/01
کد خبر : 60316
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 63 نفر
در سال ۱۲۸۴، همزمان با درگیرشدن جنگ میان روسیه و ژاپن، قند که کالایی وارداتی از روسیه بود، گران شد. علاءالدوله، پس از احضار بازرگانان و بازجویی از آنان، زیر بار پذیرش این واقعیت که کمبود قند به دلیل جنگ روسیه و ژاپن است، نرفت و چند تن از آنان را به چوب بست. در اعتراض به این کار حاکم، بازار تهران تعطیل شد. در ادامه، دو روحانی بزرگ عصر، سیدمحمد طباطبایی و سیدعبدالله بهبهانی به همراه سیدجمال واعظ اصفهانی، برکناری علا»الدوله از حکمرانی تهران را خواستار شدند. دلیل عمده اعتراض روحانیان به این ماجرا، پیوند محکم بازار و روحانیت بود. یک روز پس از به چوب بسته شدن بازرگانان در تهران، مردم در مسجد شاه گرد آمدند و سیدجمال واعظ اصفهانی به پیشنهاد امام جمعه تهران به منبر رفت. او در سخنان خود ضمن محکوم شمردن ظلم از شاه خواست با علما همراهی کند، اما ناگهان امام جمعه که خود عامل گردآمدن مردم در مسجد بود، سیدجمال را با فریاد، سید بابی و بی دین خواند و به مزدوران خود فرمان داد تا او را از منبر پایین بکشند. یک روز بعد، به پیشنهاد محمد طباطبائی قرار شد علمای معترض به بارگاه حضرت عبدالعظیم پناهنده شوند. کار بالا گرفت و روز به روز برشمار معترضان افزوده می شد تا جایی که شیخ مهدی فرزند شیخ فضل الله نوری به همراه چند تن به بست نشینان پیوست. به هنگام طرح خواسته های بست نشینان، و به دلیل بی اعتمادی آنان به کارگزاران حکومت، یک منبع دیگر قدرت که مانند روحانیان در وضعیتی میانه، بین شاه و مردم جای داشت، به کار گرفته شد: قرار شد بست نشینان به وسیله سفیر عثمانی با شاه مذاکره کنند. درخواست های بست نشینان چنین است: ۱) نبودن عسگر گاریچی در راه قم. (دارنده امتیاز درشکه و گاری رانی از دولت که با مردم بسیار بدرفتاری می کرد و گنجاندن این بند برای دلجویی از روحانیان و طلبه های قم بود.) ۲) بازگردانیدن حاجی میرزا محمدرضا از رفسنجان به کرمان ۳) بازگردانیدن تولیت مدرسه خان مروی به حاجی شیخ مرتضی ۴) بنیاد عدالتخانه در همه جای ایران ۵) روان گردانیدن قانون اسلام به همگی مردم کشور ۶) برداشتن مسیو نوز از سر گمرک و مالیه ۷) برداشتن علا»الدوله از حکمرانی تهران ۸) کم نکردن تومانی دهشاهی از مواجب و مستمری با پذیرفته شدن این درخواست ها از سوی مظفرالدین شاه، بست نشینان به تهران بازگشتند، اما مدتها گذشت و از سوی عین الدوله، نخست وزیر اقدامی عملی برای برآورده شدن خواسته ها و از همه مهم تر، تاسیس عدالتخانه انجام نپذیرفت. عین الدوله به این هم بسنده نکرد و با تبعید گروهی از مخالفان درصدد ترساندن مردم برآمد. در کوشش برای دستگیری یکی از روحانیان به نام حاجی شیخ محمد واعظ که با مقاومت مردم روبرو شد، طلبه ای به ضرب گلوله ماموران از پای درآمد. در مراسم بزرگداشت این طلبه، میان نیرهای دولتی به فرماندهی سپهدار تنکابنی و اجتماع کنندگان در مسجد جامع درگیری هایی روی داد که به کشته شدن افرادی دیگر انجامید. با رسیدن خبر کشته و زخمی شدن مردم در مسجد جامع، آقا نجفی مجتهد بانفوذ اصفهان، سپهدار تنکابنی را تکفیر کرد. پس از آن روحانیان تصمیم به مهاجرت به قم گرفتند. در اینجا شیخ فضل الله نوری هم به آنان پیوست. دو روز پس از مهاجرت روحانیان، گروهی در اعتراض به رفتار حکومت، به سفارت انگلستان پناهنده شدند و به گفته کسروی شمار آنها به ۱۳ هزار نفر رسید. هزینه اقامت بست نشینان در سفارت انگلستان از سوی بازرگانان تهران تامین می شد. در شهرهای خراسان، گیلان، شیراز، قزوین و کاشان بازاریان در اعتراض به حکومت، بازار را تعطیل کردند. در یزد، مردم در تلگراف خانه دولتی بست نشستند; و چندی بعد، کارگزاران استبداد در یزد، مهربان جمشید پارسایی، بازرگان زرتشتی را به جرم همکاری با مشروطه خواهان کشتند. در رامیان، شیخ عبدالحسین از روحانیان محلی به افشاگری درباره مفاسد استبداد و مزایای مشروطیت پرداخت. او در اعیاد و سوگواریها با صدای بلند به مستبدین می تاخت و گوشزد می نمود که خودمختاری حکام ولایات از جمله سعدالله خان و عباس خان (حاکمان محلی) نمونه بارزی از دولت استبدادی است. این بار معترضان درخواست های خود را به وسیله شارژدافر انگلستان به آگاهی دولت رساندند. خواسته های آنان چنین بود: اول: بازگشت علمای مهاجرین به تهران; دوم: اطمینان براینکه احدی را به بهانه نخواهند گرفت و شکنجه نخواهد کرد; سوم: امنیت مملکت، چه امروز کسی دارای جان و مال خود نیست; چهارم: افتتاح عدالتخانه که از طبقه علما» و تجار و سایر اصناف برای رسیدگی در مرافعات شرکت در او داشته باشند; پنجم: قاتل دو سید بزرگوار را قصاص نمایند. در پاسخ، عین الدوله چنین گفت: اول: چند نفر آقایان به اختیار خود، عازم عتبات شده دیگران در شهر هستند، وجود آنها لازم نیست; دوم: بی قصور دولت کسی را نمی گیرد; سوم: مملکت در کمال امنیت است; چهارم: سالهاست عدالتخانه باز و در انجام امور ساعی، مخصوصا این ایام حضرت اشرف والا شعاع السلطنه رئیس دیوانخانه مبارکه مقرر شده اند که به عرض عارضین رسیدگی کامل شود.هیچوقت در ایران مرسوم نبوده که از طبقات رعایا شرکت در دیوانخانه مبارکه داشته باشند; پنجم: کسی کشته نشده که قصاصش لازم آید. در این میان محمدعلی میرزا، ولیعهد که با عین الدوله کینه ها داشت، در تبریز معترضان و روحانیان را واداشت تا با مخابره تلگراف از روحانیان مهاجر هواداری کنند. پس از آن معترضان درخواست های خود را گسترش داده و آشکارا افتتاح مجلس شورای ملی را خواستار شدند. درخواست های ایشان در این زمان چنین بود: اول: بازگشت علمای اعلام; دوم: عزل شاهزاده اتابک; سوم: افتتاح دارالشوری; چهارم: قصاص قاتلین شهدای وطن; پنجم: عودت مطرودین (رشدیه و دیگر تبعیدیان) در ادامه، در سیزدهم امرداد ۱۲۸۵، مظفرالدین شاه فرمانی صادر کرد که در متن های تاریخی به" فرمان مشروطه" مشهور شد و در آن از تاسیس مجلس شورای ملی سخن رفته بود. این فرمان به این بهانه که در آن نامی از "ملت" برده نشده بود، از سوی ناراضیان پذیرفته نشد. در نتیجه در شب شانزدهم امرداد، پس از برگزاری نشستی از ناراضیان در خانه مشیرالدوله، شاه فرمانی صادر کرد که در آن به روشنی تعبیر "مجلس منتخبین ملت" آمده بود. چون دوره اول مجلس شورای ملی تشکیل شد، محمدعلی شاه و اقتدارگرایان دربار با رفتارهای خودسرانه در کاهش دادن نقش مجلس در اداره کشور کوشیدند و با مقاومت نمایندگان و مشروطه خواهان روبرو شدند. در این زمان مشروطه خواهان تبریز که به یاری تقی زاده از اوضاع مجلس باخبر شده بودند، درخواست هایی از شاه طرح کردند: ۱) شخص همایونی باید دست خطی برای اسکات عامه صادر نمایند که دولت ایران مشروطه تامه است; ۲) عدد وزرای مسئول فعلا از هشت عدد متجاوز نیست و هرگه بعدها تشکیل یک وزارتخانه لازم گردد به امضای مجلس تشکیل داده خواهد شد; ۳) از این به بعد از خارجه وزیر نباید معین و مقرر شود; ۴) در هر ولایات و ایالات به اطلاع مجلس شورای ملی، انجمن محلی برقرار باشد; ۵) وزرای افتخاری ابدا نباید باشند. یعنی اسم وزارت بجز بر هشت وزیر مسوول در دایره دولت نباید برده شود; ۶) عزل مسیونوز و پریم و توقیف لاورس رئیس گمرک خانه تبریز فوری لازم است; ۷) عزل ساعدالملک با پافشاری مردم در تهران و تبریز و شهرهای دیگر، در ۲۷ ذیحجه ۱۳۲۲ محمدعلی شاه فرمانی صادر کرد.یکی از پژوهشگران معاصر، فرمان سیزدهم مرداد را تنها فرمانی در تاسیس یک مجلس مشورتی می داند و این فرمان را فرمان مشروطیت می داند: "جناب اشرف صدراعظم سابق هم دستخط فرموده بودیم که نیات مقدسه ما در توجه به اجرا» اصول قوانین اساسی که امضا آن را خودمان از شاهنشاه مرحوم انارالله برهانه گرفتیم بیش از آن است که ملت بتواند تصور کنند و این بدیهی است از همان روز که فرمان شاهنشاه مبرور انارالله برهانه شرف صدور یافت امربه تاسیس مجلس شورای ملی شد دولت ایران در عداد دول مشروطه صاحب کنستیوسیون به شمار می آمد منتهی ملاحظه که دولت داشته این بوده است که قوانین لازم برای انتظام وزارتخانه ها و دوایر حکومتی و مجالس بلدی مطابق شرع محمدی صلی الله علیه و آله نوشته آن وقت به موقع اجرا گذارده شود. عین این دستخط ما را برای جنابان مستطابان حجج الاسلام سلمه الله تعالی و مجلس شورای ملی ابلاغ نمایند." متن این فرمان، شبانه، به تبریز که مشروطه خواهان آن در راه دستیابی به مشروطیت ایستادگی بسیار کرده بودند و دیگر شهرها، تلگرافی، فرستاده شد. اختلاف نظر اساسی میان معترضان زمانی پیش آمد که نگارش متمم قانون اساسی مشروطیت انجام می شد. دعوای "مشروعه" با "مشروطه" بالا می گیرد. طرفداران استبداد و سخنگویان رسمی و غیررسمی شان، این جا و آن جا می پراکنند که مشروطه با شرع سازگار نیست و این یکی، دشمن آن یکی است." با این همه اصل مربوط به نظارت علما بر تدوین قانون، با وجود مخالفت های روشنفکرانی چون تقی زاده تصویب شد و به عنوان اصل دوم قانون اساسی در آن گنجانده شد. براساس این اصل، هیئتی پنج نفره مغایربودن یا مغایرنبودن مواد قانونی تدوین شده در مجلس شورای ملی با شرع را بررسی می کرد. این پیروزی نیز شیخ فضل الله و همراهان او را راضی نکرد و آنان در اعتراض به قانونگذاری مجلس، راه مهاجرت را در پیش گرفتند. در این زمان علی اصغرخان اتابک، که اندک زمانی پیش از آن در حال تبعید در اروپا می زیست، به ایران آمده بود و به عنوان نخست وزیر محمدعلی شاه کابینه ای تشکیل داده بود. برحسب اتفاق روشن شد که ناامنی ها و درگیری های خونین در آذربایجان با نقشه او و آگاهی دربار برپا شده است. پس از رسیدن خبر دست داشتن دولت محمدعلی شاه در ناآرامی های اشرار در آذربایجان به اصفهان و کشته شدن گروهی زن و کودک در درگیری های ماکو، کوششی همگانی برای جمع آوری کمک های مالی برای مردم ماکو آغاز شد. پس از آن، ملا محمد کاظم خراسانی که در نجف مستقر بود، فتوایی صادر کرد که براساس آن ایرانیان باید از پرداخت مالیات به دولت خودداری می کردند و اطاعت از پادشاه را حرام می دانستند. در اصفهان، این فتوا در گردهمایی عظیم مردم که همه گروههای اجتماعی، از مسلمان تا مسیحی و زرتشتی و کلیمی در آن شرکت داشتند، به آنان اعلام شد. چون از سوی مشروطه خواهان با اتابک دشمنی بسیار می شد، و در ترور او از جیب عامل ترور کارت عضویتی حاوی واژه" فدائی" بیرون آمد، این ترور به مشروطه خواهان نسبت داده شد. این ترور به تحصن بست نشینان پایان داد. کوشش نافرجام کمیته مشروطه خواهان ایرانی مقیم قفقاز در ترور یکی از عوامل محمدعلی شاه در تبریز، دو گروه را وادار به صف آرایی در برابر یکدیگر کرد. روز سه شنبه دوم تیرماه محمدعلی شاه با نیروهای قزاق به فرماندهی لیاخوف، افسر روسی ساختمان مجلس شورای ملی را محاصره کرد. همزمان با تهران، در تبریز هجوم نیروهای استبداد به انقلابیان آغاز شد. گروهی از روحانیان مانند حاجی میرزا محسن مجتهد و امام جمعه به حمایت از نیروهای استبداد پرداختند. با توجه به برخورداری نیروهای مستبدان از اسلحه و مهمات بیشتر، سنگرهای آزادیخواهان به دست نیروهای استبداد افتاد و تنها گروهی به رهبری ستارخان و همراهی باقرخان و مردانی چون علی مسیو، حاجی میرزا علی نقی گنجه ای، حاجی محمد بالا و کربلایی حسین فشنگچی در محله امیرخیزی به مقاومت ادامه دادند. در این زمان گروهی از ایرانیان در استانبول انجمنی به نام " انجمن سعادت ایران" بنیاد نهادند. این انجمن از یک سو کار آگاهی رسانی از ایستادگی مشروطه خواهان ایران به پارلمان های اروپایی را بر عهده داشت و از سوی دیگر، کمک های مالی ایرانیان را از عثمانی، اروپا و هندوستان به دست مشروطه خواهان می رسانید. پس از به توپ بسته شدن مجلس، پانوف روزنامه نگار آزادیخواه بلغاری که به مشروطه خواهان ایران پیوسته بود، به دلیل اخبار دقیقی که از اوضاع ایران برای روزنامه های روسیه می فرستاد، مورد غضب محمدعلی شاه واقع شد و سفارت روسیه او را به اشاره شاه به قفقاز تبعید کرد. در راه قفقاز او با شیخ عبدالعلی موبد بیدگلی کاشانی، روزنامه نگار و از اعضای انجمن سری آزادیخواهان آشنا شد. پانوف، بیدگلی را به عنوان نماینده روحانیان نجف به نقاط مختلف روسیه می برد و برای او جلسات سخنرانی ترتیب می داد و سخنرانی های او را به روسی برای روسی زبانان ترجمه می کرد. کوشش های بیدگلی محافل دولتی را در پتروگراد و لندن به دست و پا انداخت. در کاشان مدیرالسلطنه، حاکم کاشان دو نفر از بازرگانان به نام آقا محمدعلی آزاده و سیدمحمد لاجوری را به شلاق بست و پس از گرفتن جریمه، تبعید نمود. حزب اجتماعیون عامیون ایران هم که مقر آن در قفقاز بود، گروهی از اعضای خود را برای جنگیدن در سنگرهای مشروطه خواهان به تبریز فرستاد. در همین زمان، گروهی از مردم گرجی نیز با گذشتن از رود ارس خود را به تبریز رساندند.محمدعلی شاه، در آغاز عین الدوله و کمی پس از آن، سپهدار تنکابنی را برای سرکوبی مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان فرستاد. با وجود کوشش های بسیار و گلوله باران و به توپ بستن شهر، سپاهیان عین الدوله و سپهدار تنکابنی کاری از پیش نبردند. از سوی محاصره کنندگان کوششهایی برای مذاکره و صلح با ستارخان به عمل آمد. در یک مورد سفیر روسیه برای مذاکره به دیدار ستارخان رفت. اما این آزادیخواه نستوه بر خواسته های مشروطه خواهان پای فشرد و چون پیشنهاد دریافت پرچم روسیه را از او شنید، چنین گفت: " جنرال کنسول من می خواهم هفت کشور زیر پرچم ایران باشد تا من زیر پرچم بیگانه نروم. " محاصره تبریز ادامه یافت. از آن سو محمدعلی شاه در برابر اعتراض دولت ها و پارلمان های اروپایی، وعده بازگشایی مجلس را می داد و در فرمانی اعلام کرد که قانون تغییر خواهد کرد و "مشروطه بر وفق شرع انور" خواهد بود. در همین فرمان گفته شد تا تبریز منظم و اشرارآنجا قلع و قمع نشود در "انتخابات" بهره نخواهند داشت. این تصمیم محمدعلی شاه هم از هواداری شیخ فضل الله برخوردار شد. در ادامه، اما، محمدعلی شاه از گشایش دوباره مجلس سرباز زد و اعلام کرد مجلسی به نام "مجلس شورای کبرای دولتی" از درباریان و اعیان و بازرگانان جانشین مجلس شورای ملی خواهد بود. طی چند ماه دستگاه استبداد با محاصره تبریز و بستن راه ورود خواروبار و ایجاد قحطی مصنوعی کوشید تا مقاومت مشروطه خواهان را درهم بشکند. پا درمیانی سفیران روسیه و انگلستان نیز برای آتش بس و ورود مواد غذائی به تبریز نیز با این بهانه که آزادیخواهان فرصت حمله به نیروهای دولتی را خواهند یافت، از سوی محمدعلی شاه پذیرفته نشد. و چون دولت های روسیه و انگلستان خود تصمیم به بازکردن محاصره تبریز گرفتند، تبریزیان خود تلگرافی به محمد علی میرزا فرستادند و گفتند سپردن شهر به دست دولت ایران را بهتر از ورود سپاهیان روسیه به خاک ایران می دانند. در این زمان مشروطه خواهان گیلان، سپهدار تنکابنی را به فرماندهی نیروهای مشروطه در گیلان دعوت کردند. به این ترتیب سپهدار به گیلان رفت و فرماندهی نیروهای انقلاب را بر عهده گرفت. مشروطه خواهان گیلان در چارچوب انجمنی به نام "کمیته ستار" گردآمده بودند. در کمیسیون جنگ این کمیته حسین کسمایی و انتصارالسلطان از سوی مجاهدان گیلان، یپرم خان از سوی مجاهدان ارمنی، والیکو از سوی مجاهدان گرجی، صادق اف از مجاهدان قفقازی و سیدعلی مرتضوی ازسوی مجاهدان آذربایجان عضویت داشتند. در این روزها در جنوب کشور، در شهرهای کازرون، لار و میناب میان مشروطه خواهان و مستبدان درگیری های خونینی روی داد که زخمی و کشته بسیار بر جای نهاد. در ۱۵ فروردین ماه ۱۲۸۸ مشروطه خواهان گیلان به سرکردگی یپرم خان ارمنی وارد قزوین شدند. در روز بعد سردار محیی، منتصرالدوله، علی محمدخان تبریزی و شمار دیگری از مجاهدان به آنان پیوستند. در پنجم اردیبهشت ۱۲۸۸ سپاهیان روسیه به بهانه تامین غذا برای شهروندان روسی مقیم تبریز به نزدیکی تبریز رسیدند و درهشتم اردیبهشت وارد شهر شدند. در نهم اردیبهشت همین سال با بالا گرفتن آشوب در شهرهای ایران و بسیج ایرانیان علیه حکومت محمدعلی شاه، مشیرالسلطنه صدراعظم برکنار شد. به دنبال برکناری مشیرالسلطنه، کامران میرزا نایب السلطنه به صدراعظمی رسید، اما تنها دو روز بعد او نیز از کار برکنار شد. در همین روز محمدعلی شاه دستخط دیگری مربوط به برقراری دوباره مشروطه و تعیین روز انتخابات صادر کرد. او همچنین فرمان عفو عمومی را صادر کرد و افزود، همه مجرمان سیاسی در ایران و خارج مشمول عفو خواهند بود. براساس این فرمان تبعیدیان نیز می توانستند به کشور بازگردند. روز بعد، ناصرالملک که در اروپا و در حالت تبعید می زیست، به نخست وزیری برگزیده شد و در غیاب او سعدالدوله موقتا سرپرستی دولت را برعهده گرفت. گروه بزرگی از مشروطه خواهان که در بارگاه حضرت عبدالعظیم و سفارت عثمانی متحصن شده بودند، از تحصن خارج شده و مسلح شدند. در این روزهای بحران دولت سعدالدوله نیز استعفا کرد، اما شاه استعفای آن را نپذیرفت. در دهم خرداد ماه، گروهی از سربازان در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق خود در میدان توپخانه بست نشستند. بدین سان دامنه بحران، ارتش را نیز فرا گرفت. در این اوضاع، سردار اسعد که به تازگی از سفر اروپا بازگشته بود، با سپاهی هزارنفری از سربازان بختیاری و یک قبضه توپ، اصفهان را به قصد حمله به تهران و تصرف آن ترک کرد. مشروطه خواهان تبریز و گیلان، تصرف تهران را درست نمی دانستند و این مهم در سایه پافشاری های سردار اسعد و یپرم خان ارمنی ممکن شد. سپهدار تنکابنی که از دولتمردانی بود که به مشروطه خواهان پیوسته بود، در اثر مذاکرات هرروزه با رومانف، کنسول روسیه بارها کوشید مجاهدان را از حمله به تهران و تصرف آن بازدارد; اما یپرم خان و دیگر همرزمان او در برابر سپهدار ایستادند. نیروهای سردار اسعد، مجاهدان زیر فرمان یپرم خان و سپهدار تنکابنی به هم پیوستند و در بیرون شهر اردو زدند. در نبردهایی که در روزهای ۲۲و ۲۳ تیرماه ۱۲۸۸ در بادامک میان مشروطه خواهان و دولتیان روی داد، مشروطه خواهان پیروز شدند. در روز ۲۳ تیرماه مشروطه خواهان وارد تهران شدند. در ۲۴ تیرماه نبرد خیابانی میان مشروطه خواهان و لیاخوف در خیابان های تهران روی داد که به پیروزی مشروطه خواهان انجامید. در ۲۵ تیرماه محمدعلی شاه به همراه خانواده خود در پناه پانصد قزاق به باغ سفارت روسیه پناهنده شد. یک کمیسیون عالی ۲۸ نفره از میان مشروطه خواهان انتخاب شد و اداره امور کشور را در دست گرفت. این کمیسیون در نخستین جلسه خود محمدعلی شاه را از سلطنت برکنار کرد و ولیعهد سیزده ساله او، احمدمیرزا را به سلطنت برگزید. در این میان سیدعبدالله بهبهانی در پی آن بود که با گرفتن رشوه ای به مبلغ ۱۵۰۰۰۰ تومان از ظل السلطان، مقدمات سلطنت او را فراهم کند. از آنجا که سن ولیعهد به حد نصاب قانونی نرسیده بود، کمیسیون علیرضا عضدالملک، رئیس ایل قاجار را به نیابت سلطنت برگزید. پس از آن در ۲۶ تیرماه یک دادگاه انقلابی برای محاکمه کارگزاران محمدعلی شاه تشکیل شد. در هشتم مرداد، دادگاه انقلاب، صنیع حضرت و مفاخرالملک و در نهم مرداد، شیخ فضل الله نوری را به اعدام محکوم کرد. در همین روزها، دولت روسیه که سربازان خود را به تبریز فرستاده بود، می خواست ستارخان و باقرخان را به عثمانی بفرستد و این دو چون از سپهدار تکلیف جستند، او ایشان را به تهران دعوت کرد. ... بازخوانی تاریخ مشروطیت را در اینجا به پایان می بریم و در یکصد و پنجمین سالگرد مشروطیت ایران، به آرمانهای این جنبش ملی می اندیشیم: حاکمیت ملی، استقلال ملی، برقراری قانون، آزادی، پیشرفت کشور و بهروزی ایرانیان.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/60316
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید