امروز یکشنبه 07 تیر 1405

Sunday 28 June 2026

ایرج قادری نمی‌میرد ...


1401/08/01
کد خبر : 70542
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 51 نفر
سال ۱۳۸۴ بود که من مشغول ساخت فیلم مرثیه‌ای برای لاله زار بودم. فیلمی‌که هنوز توقیف است. برای گرفتن یک سری از راش‌های آرشیوی به دفتر ایرج قادری رفتم و صحنه‌های فیلم شاهرگ را در اختیارم گذاشت فیلمی‌که نقش اول آن را خودش بازی می‌کرد . یک دو سکانس مرثیه‌ای برای لاله‌زار با صحنه‌های بازی ایرج قادری در شاهرگ همراه شد . بعدا فیلم را بردم دید و در هنگام تماشای آن بی‌اختیار اشک می‌ریخت .... پس از هفت ماه حبس در زندان اوین به خاطر حوادث بعد از انتخابات در سال ۸۸ بلافاصله پس از آزادی به دوستانم سری زدم به دفتر ایرج قادری هم رفتم . با دیدنم شوکه شد و خوشحالی در چهره اش هویدا شد. از خاطرات تلخ خودش هم برایم تعریف کرد دوران اول انقلاب که مدتی بازداشتش کردند و روزگار سختی که به او گذشت و به قول خودش گفت یک عمر عذاب کشیدم هنوز هم در زندانم یکی دو ساعتی نصیحتم کرد و خاطراتش را برایم بازگو کرد . حتی در مورد پدرم نیز برایم خاطراتی تعریف کرد . از زمان توقیف فیلم پنجمین سوار سرنوشت مرحوم توبه خواه که اسکندر دلدم در کسوت روزنامه نگار آن زمان برای رفع توقیف فیلم مذکور تلاش می‌کرد .... سال ۱۳۸۹ بود و من مشغول پیش تولید فیلم بی دل بودم. از بیماری ایرج قادری خبر داشتم به خاطر همین به سراغش رفتم تا حضوری در فیلمم داشته باشد . فیلمنامه را که خواند دستش را روی شانه‌ام گذاشت و گفت پسرم ایرج قادری این نقش را بازی نمی‌کند . در جوابش گفتم من با ایرج قادری کار ندارم میگم شما بازی می‌کنی ؟ در جواب گفت من هم نگفتم من بازی نمی‌کنم گفتم ایرج قادری بازی نمی‌کند ..... ارتباط ما با هم ادامه داشت تا اینکه این اواخر در بیمارستان بستری شد. من سر فیلمبرداری فیلم سال‌های حادثه سعید چاری بودم و هر از چندگاهی بهش سر می‌زدم . اواخر فروردین بود که به ملاقاتش در بیمارستان مهراد رفتم و وقتی مرا دید گفت: ایرج قادری نمی‌میرد پسرم. همیشه به من می‌گفت پسرم. برای من هم حالت پدری مجازی و آرمانی را داشت یکی سری از خلاء‌های روحی‌ام را پر می‌کرد. هفتم اردیبهشت بلافاصله وقتی سر فیلمبرداری آف شدم از دماوند که لوکیشن سال‌های حادثه بود خودم را به بیمارستان رساندم. در کمای کامل بود و به روایتی با دستگاه زنده بود . فقط می‌توانستم برایش دعا کنم . تا اینکه خبر درگذشت شبانه و غم‌انگیز‌تر از آن خبر دفن بی سرو صدا و شبانه او را در کمتر از چهار ساعت از مرگش شنیدم. جمعه هفته بعد مراسم یادبودش به همت بچه‌های اتحادیه تهیه کنندگان و در روزه سکوت رسانه‌های دولتی و مسئولین سینمایی در مسجد الجواد هفت تیر دوتا کوچه بالاتر از دفترش که برایم نوستالژی خاصی داشت برگزار شد. انگار جنازه بعضی هنرمندان برای آقایان از زنده‌اشان قابل تحمل‌تر است. البته جسدش هم قابل تحمل نبود، در یک رکورد تاریخی در چهار ساعت پس از درگذشتش در کرج و نه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد . انگار مراسم تشییع جنازه محمدعلی فردین برای عده‌ای درس عبرت شده بود . به هرحال وقتی در مراسمش که تحت تدابیر انتظامی‌برگزار می‌شد حضور یافتم و خیل چندهزار نفری طرفدارانش که از شهرستان‌های دورافتاده به تهران آمده بودند را دیدم یاد جمله آن روزش در بیمارستان افتادم، پسرم ایرج قادری نمی‌میرد . بله ، مرگ پایان یک هنرمند نیست . روحت شاد ای عزیز از دست رفته ....
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/70542
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید