رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم گشایش اولین اجلاس بیداری اسلامی در تهران ضمن انتقاد از سهم خواهی قدرت های خارجی در انقلاب های منطقه و سلطه طلبانی که تمام توانایی خود را برای حفظ حکام مستبد و فاسد و وابسته به کار گرفته اند، تأکید کردند که آنها اکنون حق ندارند خود را در پیروزی انقلاب ها سهیم بدانند. ایشان ضمن تأکید بر اینکه احیای عزت و کرامت ملی پایمال شده به دست دیکتاتورهای فاسد و وابسته به غرب از اصول درجه اول انقلاب های کنونی است به برنامه ریزی دشمنان برای روی کارآمدن عناصر وابسته به غرب و آمریکا اشاره کرده و در این زمینه هشدار دادند که اگر این توطئه با هوشیاری مردم مواجه شود، سلطه گران تلاش می کنند با سناریوهای مختلف، از جمله پیشنهاد مدل های حکومتی و قانون اساسی های وابستگی ساز راه های انحرافی دیگری را پیش پای ملت ها بگذارند.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در حالی است که پیش از این نخست وزیر ترکیه در تور آفریقایی خود در مورد آینده مدل های حکومتی و قانون اساسی های کشورهای پیروز در نتیجه بیداری اسلامی سخنانی را مطرح ساخته بود؛ سخنانی که البته با مخالفت و انتقادات بسیاری مواجه شده بود. رجب طیب اردوغان در سفر به مصر، لیبی و تونس در مورد مدل احتمالی حکومت های آینده این کشورها، نظام لائیک را پیشنهاد داده بود. وی در دیدار با الباجی السنسی همتای تونسی خود با اعلام اینکه هیچ تضادی بین اسلام و دموکراسی وجود ندارد، گفت که ۹۹درصد از مردم ترکیه مسلمان هستند و این هیچ مشکلی ایجاد نکرد. ترکیه کشوری دموکراتیک و سکولار است و شما هم می توانید اینجا در تونس همین کار را بکنید.
اردوغان پیش از این و در دیدار از مصر در جریان گفت وگو با کانال تلویزیونی Dream TV به مردم این کشور توصیه کرد که بعد از سرنگونی رژیم مبارک در این کشور اقدام به تدوین قانون اساسی براساس لائیسیسم نموده و رژیم لائیک در مصر تأسیس کنند.
سخنان اردوغان مبنی بر دعوت کشورهای عربی به نظام لائیک در حالی است که وی سال گذشته و در سخنرانی خود در شانزدهمین نشست مشورت و ارزیابی که در منطقه قزلجا حمام در آنکارا ضمن پاسخ گویی غیرمستقیم به انتقادات قشر لائیک این کشور در خصوص حفظ ممنوعیت حجاب به ویژه در دانشگاه های ترکیه از نظام لائیک به انتقاد برخاسته بود؛ انتقاداتی که پیش از این در اصلاح قانون اساسی و خط و مشی حزب متبوع وی یعنی حزب عدالت و توسعه به منصه عمل رسیده بود.
با این همه، سخنان اخیر نخست وزیر ترکیه که همصدا با کشورهای اروپایی و آمریکا و رژیم صهیونیستی مطرح می شود در حالی است که پس از ۸ماه از موج بیداری اسلامی در کشورهای خاورمیانه و آفریقای شمالی، ماهیت و هویت این خیزش ها و خروش ها که در تونس، مصر و لیبی به نتیجه رسید و در یمن و بحرین و کشورهای دیگر در انتظار نتیجه است، «دین خواهی و اسلام گرایی» است؛ مسئله ای که رهبری معظم نیز در سخنان اخیر خود بر آن تاکید مجدد نموده و اهداف اعتراضی مردم کشورهای عربی را در قالب پیاده شدن شریعت اسلامی دانستند. ایشان تصریح نمودند که برافراشتن پرچم اسلام به عنوان تجلی اعتقادات عمیق و دیرین مردم، از دیگر اصول انقلاب های کنونی است و ملت های منطقه بر این اعتقادند که برخورداری از امنیت روانی، عدالت، پیشرفت و شکوفایی جز در سایه شریعت اسلامی به دست نخواهد آمد.
● الهام بخشی انقلاب اسلامی به خیزش های مردمی
شکل گیری انقلاب اسلامی مردم ایران در اوج کوران تقابل های بلوک شرق و غرب، پارادایمی از جهتگیری کلی ارزش های مذهبی و اسلامی برای تشکیل حکومت بود؛ این ارزش ها حفاظت و حراست از منافع و مصالح مردم ایران را تنها در دست خود آنها متصور است. در چنین فضایی، انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) توانست حکومت اسلامی نمونه ای را برپا ساخته و الگویی زنده و سازنده را ارائه دهد؛ الگویی که در چارچوب آن، امام(ره)، ایران را برای اسلام می خواست. بر این مبنا بزرگترین دستاورد نهضت امام خمینی(ره)، آشنایی جهانی با اصول اصیل اسلامی بود. امام، جان و دل جهانیان را تسخیر نمود و دین مبین اسلام را از جمود و ایستایی سیاسی و فرهنگی حاکم بر جوامع اسلامی نجات داد و ندای اسلام را بر بام جهان طنین انداز کرد. ایشان با باز تعریف مجموعه ای از ارزش ها و آموزه های دینی و اسلامی، موجی از دین خواهی و اسلام گرایی را به وجود آورد که دستاوردهای معنوی و تحول ادراکی آن، رویدادی شگرف برای جهان تعبیر می شود.
هر چند که لایه های پنهان چنین اندیشه ای هنوز چنان که باید و شاید مورد واکاوی قرار نگرفته است، اما این اندیشه آسمانی روح الله، در تقابل با اندیشه مادی دنیای غرب و شرق بود. بر این مبنا نهضتی که ۳۳سال پیش توانست به پیروزی دست یابد، امروزه به عنوان الهام بخش بسیاری از جنبش های مردمی مبتنی بر بیداری اسلامی مطرح است. کشورهایی چون افغانستان، ترکیه و عراق و سپس فلسطین، لبنان و سوریه و گروه های مقاومت اسلامی مقصدهایی بودند که پس لرزه های انقلاب اسلامی در آنجا طنین انداز شد. اکنون نیز و پس از گذشت بیش از ۳دهه، بار دیگر بسامد این موج بیداری با چاشنی اسلامی گسترده ای فراگیر از کشورهای خاورمیانه عربی تا آفریقای شمالی را در برگرفته است. البته برخلاف تبلیغ و تکرار کشورهای غربی که تلاش دارند ماهیت این خیزش ها را صرفا اقتصادی و اندکی نیز اجتماعی نشان دهند روند هارمونی تحولات نشان از چیزی غیر از این دارد؛ روندی که ترجمان آن از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی است. طبق بیانات رهبری سخن از بیداری اسلامی، سخن از یک مفهوم نامشخص و مبهم و قابل تاویل و تفسیر نیست؛ سخن از یک واقعیت خارجی مشهود و محسوس است که فضا را انباشته و قیام ها و انقلاب های بزرگی را پدید آورده و مهره های خطرناکی از جبهه دشمن را ساقط کرده و از صحنه بیرون رانده است.
● قدرت منطق و نه منطق قدرت انقلاب اسلامی
اندیشه های امام خمینی (ره) که اکنون در نحله های حضرت آیت الله خامنه ای به هم افزایی و باروری و بلوغ رسیده، با پارادایم و پارامترهای آسمانی، میراثی ماندگار و فرآیندی فرازمانی و فرامکانی است؛ انقلاب اسلامی ایران به عنوان برآیند چنین فرآیندی، رخدادی متمایز درساخت حکومت مستقل بر پایه هایی از جنس اسلام مداری و مردم سالاری استوار است. گفتمان بیداری بخشی و رهایی جویی امام و رهبری در طول این سالها توانسته عمده مخاطبان خود را در بین لایه های ملتها جست و جو کند و دراین راه به ضریب نفوذ عمیقی دست یابد؛ ضریب نفوذی که سبب می شود تا انقلابیون بحرینی دست نیاز و التماس به سوی رهبری انقلاب دراز کنند و از وجود وی یاری بجویند.
آرمانهای این اندیشه الهی و آسمانی، برخلاف اندیشه های فست فودی و فیس بوکی، راه نجات را در احیای دینی و بیداری اسلامی جست وجوگر است. آموزه های این گفتمان برخلاف تفکرات لائیک و لیبرالیستی توانسته به تلفیقی از جمهوریت و اسلامیت دست یابد که الگوی بسیاری از جنبش ها و خیزش های مردمی دیگر محسوب می شود، چرا که برخلاف نظام لائیک که تنها در درون مرزهای ترکیه محدود و محصور مانده، انقلاب اسلامی خمینی و خامنه ای با رمز گشایی از هویت، بیداری و دین مداری توانسته به تبیین و تثبیت گفتمان قدرت منطق در اعماق دلها و باورها کمک رساند. این گفتمان کلان مبتنی بر رهیافت ها و رهآوردهای فرهنگی و فلسفی است و گرانیگاه چنین گفتمانی نیز بر اندیشه دینی،فرهنگ اسلامی و ارزش های اسلامی است. از این رو به ثمر نشستن مجاهدت های مبارزان مسلمان در قالب انقلاب اسلامی در ایران، ترجمان آرا و ایده های انقلابی است که پیام آور خیزش و خروش جنبش رهایی بخش را درکشور اسلامی و جهان سومی به همراه داشت. فلسفه سیاسی و اجتماعی انقلاب اسلامی توانست با رسوخ و نفوذ به اعماق باور و اعتقاد ملتها با قدرت منطق و نه منطق قدرت، جریان بیداری اسلامی را راهبری نماید. این اندیشه اسلامی درک و تحلیل عمیق از تحولاتی ارائه داد که درمختصات فکری امام و رهبری با نام صدور انقلاب اسلامی نمود یافته است. تمامی این رهآوردهای اسلام سیاسی است درحالی که اکنون نظام لائیک مورد حمایت کشورهای غربی حتی در پاسخ گویی به مطالبات مردم کشورهای خود ناتوان مانده است و نتوانسته پای را فراتر از درون مرزهای جغرافیایی بگذارد.
● مانیفست بیداری اسلامی
اکنون و برپایه چنین استوانه های فکری و فلسفی انقلاب اسلامی، بسامدهای این گفتمان در انقلابات دمینووار عربی منعکس شده است. خیزش و خروش مردمی که هریک بیش از چند دهه است در فضایی از فقر، فساد و تبعیض گرفتار حکمرانی حاکمان ابدی شده اند درکمتر از چند ماه چهره کشورهای عربی را به گونه برگشت ناپـذیری تغییر داده است.
کنشگران و بازیگران اصلی این تغییر نیز اگر چه عمدتاً جوانانی هستند که با وجود تحصیلات عالی هیچ امکانی برای گذر از حلقه های متعدد فساد متراکم دولت های رانتیر و جذب در بدنه حاکمیت ندارد، اما ریشه در سرکوب و منکوب هویتی دارد که تمام لایه های جامعه را درگیر خود ساخته است. چنان که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در تحلیل هایشان سعی می کنند عامل اصلی قیام مردمی منطقه نادیده گرفته شود؛ عامل اصلی این حرکت عظیم مردم منطقه احساس تحقیری است که مردم از وضعیت سرانشان دارند. چنین احساس تحقیری در گذشته ایران نیز قابل جست وجو است؛ وابستگی تام و تمام رژیم پهلوی به نظام لیبرالیستی ایالات متحده بشکه ای از باروت را طی آن سال ها متراکم ساخت که برای انفجار و اشتعال منتظر یک جرقه بود؛ جرقه ای که با دستگیری امام درسال ۱۳۴۲ و چاپ توهین آمیز علیه ایشان در سال ۱۳۵۶ زده شد. این مسئله نیز در تونس با خودسوزی یک جوان و در لیبی با بازداشت یک وکیل بهانه ای شد برای افتادن آتش در دامن دیکتاتورهای مستبد.
به واقع ریشه های فرهنگی این اعتراضات نشان از آن دارد که نهضت اسلامی توانسته است در طول ۳ دهه عمر پر فراز و نشیب خود به دستاوردها و رهآوردهایی دست یابد که از آن به عنوان «مانیفست بیداری اسلامی» یاد می شود.
برجسته ترین شاخص های چنین مانیفستی را می توان چنین برشمرد:
۱) بازتعریف و ساختار بخشی به اندیشه های دینی انقلابی
۲) هویت بخشی به عنصر دین و مذهب در ساختار انقلاب
۳) تجدید اندیشه اسلامی به عنوان هویت غالب ساختار انقلابی
۴) جایگاه بخشی به رهبر انقلابی در آمیزه ای از سیاست و معنویت
۵) خودباوری، ایجاد و احیای اتحاد و انسجام اسلامی در بین مسلمانان
۶) نفی هرگونه سلطه و سیطره و اتکای برخواست و اراده مردمی
چنین شاخص های بارزی تنها نمونه هایی از دستاوردهای نهضتی است که انگاره ها و اندیشه های آن پس از ظهور و بروزش الهام بخش خیزش های مردمی مبتنی بر بیداری اسلامی بوده است. خیزش های مردمی این ماه ها در خاورمیانه عربی و شمال آفریقا نیز از این قاعده پیروی می کند. چنان که انقلابیون کشورهای عربی امروزه بر نقش انکارناپذیر انقلاب اسلامی بر انقلاب های عربی تاکید می کنند. دبیرکل حزب اسلامی کار مصر دراین باره تاکید می کند که انقلاب اسلامی ایران امروز الگوی انتفاضه مصر و خیزش های مردم در دیگر کشورهای عربی است. آموزه های چنین الگویی به موازات استقلال خواهی نفی سلطه طلبی را نیز ابراز می دارد. از این منظر الگوی انقلاب اسلامی موجبات از دست رفتن کشورهای عربی از زیر سلطه و سیطره استکبار را فراهم آورده و نگرانی و سردرگمی آمریکا و اسراییل را نیز شکل بخشیده است. این مسئله را دبیرکل حزب اسلامی کار مصر نیز مورد تایید قرار داده و می گوید که الگوپذیری انقلاب ها در جهان عرب از انقلاب اسلامی ایران که از تونس شروع و به مصر سرایت کرده است، طبیعی است که موجب نگرانی آمریکا، غرب و صهیونیستها شود.
این نگرانی از آنجا نشات می گیرد که کشورهای تونس، مصر، بحرین، یمن، اردن، الجزایر، لیبی، عربستان- و دیگر کشورهایی که در آینده به این فهرست افزوده خواهند شد- به مانند ایران قبل از انقلاب اسلامی، دارای حاکمانی ابدی هستند که جملگی وابسته و دست نشانده آمریکا و دیگر کشورهای غربی اند.
● تقابل خاورمیانه بزرگ و خاورمیانه اسلامی
اندیشه انقلاب اسلامی که نشأت گرفته از آموزه های اسلام سیاسی است در تقابل با گفتمانی است که از سوی آمریکا در قالب مکتب لائیسیسم ترویج و تبیین شده است؛ آمریکا در طول ۳ دهه اخیر عموما ً و یک دهه اخیر خصوصاً تلاش داشته تا با اجرای طرح هایی متعدد مهار انقلاب اسلامی از عمق ضریب نفوذ آن در بین ملتها بکاهد. در این راستا آمریکا در یک دهه اخیر سعی داشته تا چهره خاورمیانه عربی را با اجرای طرح خاورمیانه بزرگ و بعد خاورمیانه جدید دگرگون سازد. غرب کوشید تا با شیوه ای بنده نواز و ارباب وار از طرح دموکراسی با زور اسلحه در حضور اعراب پرده برداری کند و به مثال زدن کشوری چون ترکیه سخن از کشوری مسلمان وی متمدن بزند. این تصور که آمریکا با حمایت اروپا به جهان عرب خواهد آموخت چگونه مدرن و دموکراتیک شوند در نگاهی حداقلی واکنش های ضد و نقیض و تردیدآمیزی برانگیخت، چرا که خاورمیانه منطقه ای است که خاطره سلطه و سیطره فرانسویان و انگلیسی ها و پرتغالی ها هنوز در آن زنده است.
سایه های پنهان چنین طرحی نشان از آگاهی غرب از اراده خواستن، اندیشه توانستن و تفکر خیزش در بین ملتهای منطقه بود؛ اراده ای که طی این سالها از رهرو انقلاب اسلامی تثبیت شده است. از این رو چیزی که در پس پرده تمامی سناریوهای صلح و سازش و صدور دموکراسی نهفته بود اندیشه مقاومت و فلسفه استقلالی بود که می بایست یا نابود گردد و یا حداقل کنترل و مدیریت شود تا در مرحله بعدی به مدلی مانند لائیک تبدیل شود. غرب در این بازه زمانی ردپاهای آشکار گفتمان انقلاب اسلامی را در لایه های خیزش ها و قیام های مردمی رصد می کرد و تجربه انقلابی دیگر با مختصات انقلاب اسلامی ایران حادثه ای هولناک برای آنان بود. از این رو و از قبال منطق قدرت غرب، خاورمیانه جدیدی قرار بود از زایمان نارس و عقیم خاورمیانه بزرگ متولد شود و تعیین اهداف راهبردی آمریکا در خاورمیانه، ایجاد نظم هژمونیک و برتری جهانی ایالات متحده را مورد اهتمام قرار دهد، اماچیزی که در عمل رخ داد یک اشتباه محاسبه استراتژیک بود؛ خلع سلاح اندیشه مقاومت و استقلال برای تغییر ژئوپلتیکی منطقه خاورمیانه در سایه چنین طرح هایی نه تنها محقق نشد، بلکه الهام بخشی و بیداری سازی انقلاب اسلامی بار دیگر همه چیز را فرو ریخت. از این رو دیدگاه است که رهبر انقلاب اسلامی تاکید کردند که امروز تحولات در شمال آفریقا از جمله مصر، تونس و برخی کشورهای دیگر معنای ویژه ای برای ملت ایران دارد. این همان چیزی است که همیشه به عنوان بیداری اسلامی که
به دنبال پیروزی انقلاب بزرگ ملت ایران ایجاد شده است، به آن اشاره شده است.
● نظام سازی مبتنی بر آموزه های اصیل اسلامی
استبداد داخلی و سلطه خارجی مسلمانان کشورهای خاورمیانه را در طول چندین دهه چنان تحقیر ساخته است که برای بازیابی هویت دینی و اسلامی خود برخلاف تمامی تکرار و تبلیغ غرب برای گرویدن به نظام های لائیسیسم و لیبرالیسم، گام در راه ۳ دهه پیش ایران گذاشته اند. تجربه حکومت دینی در انقلاب اسلامی، الگویی سیاسی غالب در شکل گیری گرایش های اسلامی کشورهای خاورمیانه شده است. چنان که محمد لنسل، رئیس مرکز فرهنگی تجدید حیات اسلام در اتریش می گوید که با آغاز عصر امام خمینی(ره) دین و دین داری در جهان گسترش یافته است و دین زنده شده است.
این احیای عنصر دین در انقلاب اسلامی سبب شده تا انقلاب اسلامی ایران، الهام بخش حرکت های آزادی خواهانه و رهایی جویانه در جهان باشد. خودباوری، دین مداری و هویت یابی و نفی سلطه گرایی شاخص هایی است که در گفتمان انقلاب اسلامی بارز شده و فصل ممیزی آن را با سایر خیزش ها و جنبش های مشابه شکل بخشیده است. وقوع انقلاب اسلامی در ۳دهه پیش چیدمان و چینش تحولات منطقه ای و فرامنطقه ای را دچار دگرگونی عمیقی کرد. جایگاه ژئوپلتیکی ایران که از آن به عنوان «قلب جهان» یاد می شود مختصات نظام بین الملل را پس از انقلاب خود دچار تغییرات اساسی کرد. فیصل داود دبیرکل حرکت جهادی عربی لبنان در این باره می گوید که انقلاب اسلامی به اسوه و محور اصلی هر آنچه که در جهان عربی و اسلامی از تحرک و قیام علیه حکام ظالم می گذرد، تبدیل شده است. اگر انقلاب اسلامی ایران نبود، ما هرگز شاهد تغییر در معادلات جهانی و منطقه ای نبودیم.
خلأ قدرت ایجاد پس از انقلاب اسلامی برای آمریکا سبب شد تا این کشور با به قدرت رساندن دست نشاندگان وابسته به خود این نقیصه را جبران نماید. پس از این تغییر شگرف انقلاب اسلامی در معادلات منطقه راهبردی خاورمیانه، غرب در مواجهه با این تحولات دچار سردرگمی شده است. چنان که یوسف فرناندز دبیر فدراسیون مسلمانان اسپانیا با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی تمام جهان اسلام را بیدار کرده است و مصری ها از انقلاب ایران الهام گرفته اند، تأکید می کند که تحولات اخیر خاورمیانه اسرائیل و آمریکا را سردرگم و دچار تناقض گویی کرده است.
سابقه این سردرگمی آمریکا در انقلاب اسلامی ایران نیز قابل جست وجو است. انقلاب اسلامی ایران در نگاه های نظری و برداشت های تئوری بیانگر عدم تعهد و وابستگی انقلاب اسلامی به هیچ یک از دو اردوگاه و بلوک شرق و غرب بود. برخلاف همه خیزش ها و خروش های انقلابی قرن بیستم که در لوا و حمایت بلوک شرق یا غرب به پیروزی می رسیدند، معمار پیر انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) با اتخاذ راهبردی استقلال طلبانه و هم عرض با شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» به جهانیان اعلام داشت که انقلاب اسلامی مردم ایران به هیچ یک از دو بلوک شرق و غرب تعلق و وابستگی نداشته و انقلابی برآمده از خواست مردم و مبتنی بر آموزه های اصیل اسلامی است.
انقلاب اسلامی در کوران سال های جنگ سرد زمانی به وقوع پیوست که ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی جهان را بین خود تقسیم کرده و هر یک دو تفکر امپریالیسم و کمونیسم را نمایندگی می کردند. خیزش مردمی مبارزان مسلمان ایرانی برای انقلاب در واپسین سالهای دهه ۱۹۸۰ نیز در چنین فضایی نمود می یافت؛ فضایی که به نوعی تبلور یافته از دو فاکتور فلسفی غربی و شرقی بود و در اوج سال های جنگ سرد هر جنبش اجتماعی منجر به دگرگونی را در این ماتریس تعریف می کردند.
این استقلال طلبی ایران برای بسیاری از کشورها الگو و نماد بوده است. عبدالباری عطوان سردبیر روزنامه القدس العربی چاپ لندن می گوید که ایران تنها کشور مستقل است که در اتخاذ تصمیم های خود به هیچ کشور خارجی تکیه نمی کند و دست خود را برای کمک گرفتن به سوی هیچ کس دراز نمی کند. ایران الگوی دمکراسی است که ما نمونه آن را در جهان عرب سراغ نداریم. ایران نمونه خوبی برای اعراب است تا بتوانند میزان عقب افتادگی خود را دریابند. به ویژه اینکه ایران توانست پس از ۸سال جنگ تحمیلی جایگاه منطقه ای و بین المللی خود را در میان کشورهای پیشرفته دنیا تحکیم بخشد.
عدم وابستگی و استقلال طلبی انقلاب اسلامی ایران جرقه ای شد تا به تعبیر صبحی غندور مدیر مرکز گفتمان عرب در واشنگتن، شعله آزادی در خاورمیانه را روشن کند؛ این آتش ضمن اینکه راه را برای ملل خاورمیانه روشن کرد، دامان رژیم های خودکامه و وابسته منطقه را نیز فراگرفت.
اکنون و پس از دود شدن دودمان دیکتاتورهای مستبد و نظام های سلطه گر، نوبت به آینده نظام سیاسی رسیده است؛ آینده ای که چندماه دیگر در مصر و با برگزاری انتخاب ریاست جمهوری به ظهور می رسد و مردم این کشور با اقدامات ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی خود نشان داده اند که تمایلی به راه رفته کشورهایی چون ترکیه ندارند.
از این منظر است که رهبری معظم انقلاب اسلامی در اجلاس بیداری اسلامی خطاب به انقلابیون کشورهای اسلامی تأکید کردند که نظام سازی کار بزرگ و اصلی شماست. این کاری پیچیده و دشوار است. نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، با گرایشهای چپ مارکسیستی، خود را بر شما تحمیل کنند. اردوگاه شرق چپ فرو ریخت و بلوک غرب فقط با خشونت و جنگ و خدعه برسر پا مانده و عاقبت خیری برای آن متصور نیست. گذشت زمان به زیان آنها و به سود جریان اسلام است. هدف نهایی را باید امت واحده اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایه دین و عقلانیت و علم و اخلاق قرار داد.
به واقع و از نگاه رهبری یکی از مهمترین خواسته هایشان حضور و نقش قاطع مردم و آرائشان درمدیریت کشور است و چون مؤمن به اسلامند، پس مطلوب آنان «نظام مردمسالاری اسلامی» است؛ یعنی حاکمان با رأی مردم برگزیده می شوند و ارزشها و اصول حاکم بر جامعه، اصول مبتنی بر معرفت و شریعت اسلامی است. این خود می تواند در کشورهای گوناگون به اقتضای شرایط، با شیوه ها و شکل های گوناگون تحقق یابد، ولی با حساسیت کامل باید مراقب بود که این با دموکراسی لیبرال غربی اشتباه نشود. دموکراسی لائیک و در مواردی ضدمذهب غربی با مردمسالاری اسلامی که متعهد به ارزشها و خطوط اصلی اسلامی در نظام کشور است، هیچ نسبتی ندارد.
این نسبت نداشتن دموکراسی لائیک با خاستگاه و پایگاه مردم سالاری اسلامی هم بارها از زبان مبارزان و انقلابیون کشورهای عربی تکرارشده، تا آینده نظام سازی و قانون نویسی این کشورها نیز ثابت کند که اسلام گرایی، آینده انقلاب های عربی است.