امروز پنج‌شنبه 21 خرداد 1405

Thursday 11 June 2026

انرژی و محیط زیست، مساله این است


1401/08/01
کد خبر : 63492
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 55 نفر
● تبدیل ناگهانی زندگی عشایری به شهرنشینی در بحث انرژی و محیط زیست، بحث اجتماعی و تاریخی با مباحث توسعه به هم پیوند می‌خورد. کشور ما تا ۶۰ سال پیش به طور عمده کشوری روستایی و عشایری بوده و به هیچ عنوان کشوری شهری نبوده است. شاهد تاریخی آن نیز تمدن‌های تاریخی عشایری ایران چون هخامنشیان هستند که پایتخت‌های مختلفشان نیز مربوط به ییلاق و قشلاقشان بوده است. چنین کشوری پس از کشف نفت، سرمایه‌ای عظیم به دست می‌آورد که از سال‌های ۳۵ تا ۴۰ به شکل وسیعی گسترش پیدا می‌کند و منجر به انفجار درآمد در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ می‌شود. به این ترتیب طی ۶۰ سال جامعه ایرانی به کلی زیر و رو شده است و جامعه‌ای که اصولا برای جا دادن چنین جمعیتی در سطح شهرهای خود آمادگی نداشته به جامعه‌ای کاملا شهری تبدیل می‌شود. نرخ شهرنشینی امروزه در ایران ۷۲ درصد است، اما نرخ واقعی آن بیش از ۹۰ درصد است، زیرا روستاهای ما نیز به تمام شبکه‌های آب و برق و مخابرات و جاده‌ای متصل هستند. بنابراین کشوری که عملا تا ۶۰ سال پیش عشایری و روستایی بوده به کشوری تماما شهری تبدیل شده است. در این میان تحت تاثیر درآمد نفتی، سیستم‌های زندگی شهری شکل گرفت که خود را در ‌سبک زندگی‌ مردم نشان می‌دهد و مساله اصلی نیز همین است. بنابراین باید بر این تکیه کرد که مساله انرژی و محیط زیست، صرفا در سیاستگذاری‌های انرژی نیست، بلکه مساله در سطح کلان در سبک زندگی مردم است. این سبک زندگی ‌در حال نابود کردن‌ زندگی است. این سبک به گونه‌ای شکل گرفته که امروزه مردم، کم کار می‌کنند و تعطیلات تمام رکوردهای جهانی را شکسته است و میزان بهره‌وری کار یکی از پایین‌ترین‌ها در جهان است. علت همه اینها، درآمدی ثابت است که این ‌سیستم اجتماعی‌ را پشتیبانی می‌کند. ● عوارض سدسازی این سیستم اجتماعی به شکل ناخودآگاه در حال شکلی از زندگی است که به طور خودکار فاجعه‌های زیست محیطی می‌آفریند. مساله انرژی در ۲ زمینه در ایران بحران‌آفرین بوده است. یکی ‌ زیست‌محیطی و دیگری‌ میراث فرهنگی است. در نتیجه در این زمینه با مجموعه‌ای از مشکلات روبه‌رو هستیم که تکیه کردن روی تنها یک محور چون ‌ سدسازی‌ ما را دچار نوعی سطحی‌نگری می‌کند. نکته: لزوم تغییر سبک زندگی کاملا مشخص است. انسان‌ها به سمت سبکی از زندگی رفته‌اند که باید در آن بشدت محیط زیست را تحت فشار قرار داد تا بتوان انرژی این سبک از زندگی را تامین کرد این بسیار خطرناک است. البته روی خود مساله سدسازی نیز می‌توان بحث کرد. می‌توان بحث کرد که سد سازی لزوما بهترین راه برای کشوری چون ایران نیست و در سیستم برق‌آبی، برق لزوما از سدهای بزرگ تامین نمی‌شود. در چین به جای سدهای بزرگ، تعداد بی‌شماری سدهای کوچک ساخته می‌شود که میزان محدودی برق تولید می‌کند که برای روستاهای نزدیک مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما در ایران این مساله قابل اجرا نیست زیرا یکی از مشکلات، وجود شبکه برق سراسری است که نیاز به شکل خاصی از تزریق انرژی دارد. بنابراین مجموعه‌ای از مشکلات در سطح انرژی وجود دارد که سیاستگذاری را بسیار مشکل می‌کند و با یک یا دو تصمیم قابل گره‌گشایی نیست. یکی از اتفاقات خوبی که افتاده است طرح‌های ارزیابی زیست محیطی است که امروزه آغاز شده است و باید تقویت شود. بنابراین باید به این مساله به شکل علمی، شفاف و بدون تنش نگاه انتقادی داشت تا به حل مساله کمک شود. ● انرژی‌های پاک اما کسی که از حوزه انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی به قضیه نگاه می‌کند، بر این اعتقاد خواهد بود که اگر سبک زندگی حتی در جهان تغییر نکند، فاجعه‌ای زیست محیطی همگان را تهدید خواهد کرد. نکته دیگری که در بحث انرژی مطرح می‌شود ‌ انرژی‌های پاک‌ است. این انرژی‌ها در هیچ کجای دنیا بیشتر از درصد ناچیزی از انرژی مورد نیاز را نمی‌تواند تامین کند. در حال حاضر تکنولوژی انرژی‌های پاک به‌رغم خوب بودن بسیار پرهزینه هستند و نمی‌توانند سیستم‌های انسانی را پشتیبانی کنند. بر بحث انرژی‌های پاک باید تاکید داشت چون مقداری از آن، بحثی انحرافی است، زیرا کاملا مشخص است که در سیستم زندگی امروز انسان‌ها در چشم‌انداز صد سال آینده، تنها انرژی‌های فسیلی جوابگوست و به هیچ عنوان انرژی پاک نمی‌تواند جایگزین آن شود. تنها جایگزین، انرژی‌های هسته‌ای و هیدروژنی است که در مرحله آزمایشگاهی است. اما تراژدی آنجاست که جایگزین اصلی باید در سطح جهانی تغییر سبک زندگی باشد، به این معنی که انسان‌ها باید به گونه‌ای دیگر زندگی کنند و این انتخابی است که باید انجام شود. امروزه مردم می‌خواهند در سطح بالایی زندگی کنند که این خواسته تبعات زیست‌محیطی خود را امروزه آشکار ساخته است. ● چگونگی تغییر سبک زندگی امروزه در سطح جهان ‌کاهش توسعه‌ و در مورد کشورهای توسعه یافته ‌ توسعه صفر‌ یا منفی مطرح است. به این معنی که کشورهای توسعه یافته باید توسعه خود را متوقف سازند و سطح زندگی خود را افزایش ندهند و حتی پایین‌تر آورند. توسعه به ثروتمند شدن و در یک مفهومی به مادی‌تر شدن سطح زندگی می‌انجامد. اگر کسی ۵ برابر معمول مصرف کند، ثروتمندتر است، اما بهای آن را باید از محیط زیست بپردازد. بنابراین لزوم تغییر سبک زندگی کاملا مشخص است. انسان‌ها به سمت سبکی از زندگی رفته‌اند که باید در آن بشدت محیط زیست را تحت فشار قرار داد تا بتوان انرژی این سبک از زندگی را تامین کرد. این بسیار خطرناک است، اما کسی حاضر نیست عملا سبک زندگی را تغییر دهد، زیرا بسیار کار مشکلی است و به یک تغییر اجتماعی نیاز دارد. بنابراین این مسائل برخاسته از ‌ فنومن‌های اجتماعی‌ است و حوزه سیاسی برخاسته از حوزه اجتماعی است نه برعکس. اگر مساله برعکس شود بسیار ساده و سطحی به نظر می‌رسد. چون اگر قرار باشد جامعه ‌ تغییر کند ، جمعیت زیادی باید تغییر کند، اما حوزه سیاسی با تغییر تعداد کمی میسر است. این مساله، ما را به سطحی‌نگری می‌کشاند. بنابراین حوزه سیاسی را باید برخاسته از حوزه اجتماعی دید. تراژدی زیست محیطی به نظر من هر روز در‌ شهرها اتفاق می‌افتد. آبگیری سدها شکل بروز حاد مسائل زیست‌محیطی است. امروز ۷۰ درصد جمعیت کشور در شهرها ساکن هستند که باید از مصرف بی‌رویه وسایل نقلیه بپرهیزند. مصرف امروزه به گونه‌ای است که اگر وسایل نقلیه استفاده نشوند، با توجه به پایین بودن بهره‌وری کار مقرون به صرفه‌تر است. به این مصرف باید آسیب به محیط زیست را نیز افزود. بنابراین مسائل اجتماعی بسیار بغرنج‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. برخی برآنند که اگر امکان اعتراض وجود داشته باشد، مشکلات زیست محیطی کاهش یافته یا از بین می‌روند. در‌صورتی که مساله اصلی بسیار کلان‌تر از چندین اعتراض است و باید ‌سبک زندگی‌ همه، حتی همان معترضان تغییر کند تا فشار به محیط زیست کمتر شود. امروزه هیچ کس نمی‌تواند بدون موبایل و تلویزیون زندگی کند. این موقعیت‌ها ‌ کنش‌ و توهم اجتماعی تولید می‌کند و افراد گمان می‌کنند که این حق بدیهی آنهاست که در این سطح بسیار زیاد به مصرف بپردازند. بنابراین کارکرد یک جلسه گردهمایی علمی این است که به سراغ مباحث ریشه‌ای‌تری برود که در بحث‌های سطحی مطرح نمی‌شود. البته باید در نظر داشت‌ کسانی که به نحوی از زندگی عادت کرده‌اند به سادگی نمی‌توانند شیوه خود را تغییر دهند و نمونه اجتماعی آن در سطح جهان وجود نداشته است. در نهایت باید توجه داشت‌ مساله محیط زیست از جنبه‌های پیچیده بسیاری برخوردار است، امروزه کشاورزی سنتی ایران با اتلاف آب بسیار و بهره‌وری پایین خود یکی از عناصر موثر در تخریب محیط زیست محسوب می‌شود. حتی با‌وجود عشایر که کمتر از یک درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند نیاز به مکانیزه شدن صنعت گوشت کشور هنوز برآورده نشده است. بنابراین دفاع از محیط زیست نیاز به مدیریت در سطح دولت‌ها دارد، اما امروزه اگر در سبک زندگی و ساختارهای جهانی تغییرات رادیکالی صورت نگیرد، کاری از دولت‌های محلی برنمی‌آید.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/63492
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید