امروز سه‌شنبه 02 تیر 1405

Tuesday 23 June 2026

اندیشه‌ای معطوف به جامعه


1401/08/01
کد خبر : 57165
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 55 نفر
پیش از ورود به بحث «راهبردهایی برای گسترش پیوند تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی در ایران» تعریف جامعه‌شناسی و بیان وجه تمایز آن با تفکر اجتماعی ضروری به نظر می‌رسد. جامعه‌شناسی به عنوان یک علم، در چارچوب تلقی خاصی از مفهوم علم شکل گرفته است. علم در مفهوم جامعه‌شناسی کلاسیک، مبتنی بر دانش تجربی و تحصلی است و در واقع، علمی است که از راه‌های آزمایش و آزمون فرضیات در چارچوب نظریه‌های مشخص شکل می‌گیرد. این نوع دانش را دانش جامعه‌شناسی می‌گویند اما تفکر اجتماعی، معطوف به تحلیل اجتماعی است. تحلیل اجتماعی می‌تواند در قالب ادبیات، فلسفه و رشته‌ها و نظام‌های دانایی گوناگونی صورت گیرد. ممکن است یک فیلم سینمایی یا یک رمان مولد نوع خاصی از تحلیل اجتماعی درباره مسائل جامعه باشد. این تحلیل لزوماً جامعه‌شناسانه نیست، اما یک تحلیل اجتماعی است. در گذشته هم در چارچوب فلسفه اجتماعی، که یک نگاه تاریخی و تمدنی به زندگی بشر داشت، تحلیل‌های اجتماعی ارائه می‌شد. تفکر اجتماعی در دنیای امروز بسیار گسترش پیدا کرده و تمام ابزارهای بازنمایی، شامل ابزارهای هنری، ادبی و رسانه‌ها را در خدمت تحلیل‌های خود گرفته است. از این رو، تفکر اجتماعی دیگر محدود به دانشی نیست که به صورت مکتوب در فلسفه و یا در تاریخ تولید می‌شد، بلکه رمان، داستان، داستانک، نمایشنامه، تئا‌تر، فیلم سینمایی و هنرهای تجسمی و به یک معنا همه ابزارهای بازنمایی ادبی و هنری، به نوعی دست اندر کار خلق و تولید و ترویج تحلیل اجتماعی هستند. بر این اساس، پیوند زدن بین تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی به معنی پیوند زدن بین تحقیقات تجربی نظام‌مند و نظریه محور جامعه‌شناسانه با مجموعه تحلیل‌های اجتماعی است که ریشه‌های هنری، ادبی و فلسفی دارند. بخشی از اینها متعلق به دوران معاصر و بخشی متعلق به میراث تفکر اجتماعی تاریخی است که در چارچوب دین، ادبیات و فلسفه و غیره برای ما به میراث گذاشته شده است. پس از این مقدمه، به چند راهبرد برای گسترش پیوند میان تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی در ایران اشاره می‌کنیم. ۱) اولین راهبرد، آشنایی بیشتر با رویکرد میان‌رشته‌ای و ترویج این رویکرد در نهادهای علمی و دانشگاه‌های ایران است. در سال‌های اخیر مفهوم میان رشته‌ای که به تعامل و گفت‌و‌گوی بین حوزه‌های مختلف معرفت می‌پردازد، در سطح جهان از اهمیت بسیاری برخوردار شده است. رویکرد میان رشته‌ای در واقع در نتیجه بده بستان و داد و ستد‌هایی که در زمینه روش‌ها، مفاهیم و چشم‌انداز رشته‌ها صورت می‌گیرد، ایجاد می‌شود. همین امر باعث شده که تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی ارتباط گسترده‌تری پیدا کنند. بعد از جنگ جهانی دوم، این ایده مطرح شد که تخصصی شدن افراطی موجب عقیم شدن جامعه‌شناسی می‌شود؛ چرا که این دانش وقتی بسیار ریز و تخصصی شود، از درک کلیت پدیده‌های اجتماعی باز می‌ماند. در نتیجه اقبال بیشتری برای شناخت بافت و کلیت و گشتالت پدیده‌های اجتماعی به وجود آمد. در ایران، ما اکنون تجربه جهان غرب پس از جنگ جهانی دوم را پشت سر می‌گذاریم. در دهه‌های اخیر ابتدا ما با تنش بین جامعه‌شناسی و فلسفه روبه‌رو شدیم، سپس متوجه شدیم جامعه‌شناسی به عنوان یک رشته تخصصی محض، قدرت تبیین کلیت جامعه ایران و پدیده‌های اجتماعی را ندارد. در نتیجه، این نیاز به وجود آمد که جامعه‌شناسی را مورد بازبینی قرار داده و میان جامعه‌شناسی و ادبیات و فلسفه پیوندی برقرار کنیم. ۲) دومین راهبرد در این زمینه، عبارت است از تلاش برای گسترش پیوند بین جامعه و جامعه‌شناسی. یک راه برای برقراری پیوند بین تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی، ایجاد رابطه میان دانشگاه و جامعه است. در عین حال، راه دیگر برای گسترش پیوند بین جامعه و جامعه‌شناسی، ایجاد رابطه میان جامعه‌شناسی و نیاز‌ها و واقعیات اجتماعی و البته بازار کار است. ۳) راهبرد سوم، ایجاد ارتباط قوی‌تر بین فضای هنری و ادبی در ایران با فضای آکادمیک در حوزه علوم اجتماعی است. بخش زیادی از تفکر اجتماعی در قالب آثار ادبی و هنری در جامعه تولید و ارائه می‌شود. در واقع، مردم با کمک هنر‌ و ادبیات می‌بینند، می‌اندیشند و سخن می‌گویند. تفکر اجتماعی هم محصول این نوع اندیشیدن‌هاست. به تعبیری، ما در ایران، با پیدایش جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی مدرن، با این دنیای بزرگ و میراث فرهنگی، هنری و ادبی خود فاصله گرفتیم و در نتیجه این تفکر اجتماعی از علوم اجتماعی مدرن ایران دور افتاده است. برای پیوند زدن این دو عرصه یکی از راه‌ها، گسترش روابط خلاق و مولد بین جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی و عالمان علوم اجتماعی با هنر‌ و ادبیات و البته ادبا، شاعران، نویسندگان و هنرمندان است. ۴) راهبرد چهارم، گسترش تعاملات بیشتر و دو سویه بین اندیشه دینی و فلسفی در ایران و تقویت ارتباط میان جامعه‌شناسان و عالمان دین و فلاسفه است. در نتیجه‌ فرآیند تخصصی شدن، امروزه حوزه‌های دین و فلسفه به عنوان حوزه‌های منفک از علوم اجتماعی شناخته می‌شوند. این در حالی است که در گذشته نه‌چندان دور، اندیشه اجتماعی در ایران عمدتاً از طریق آثار فلسفی و دینی خلق و ارائه می‌شد. برای اینکه بتوانیم تفکر اجتماعی و جامعه‌شناسی را در ایران به هم نزدیک‌تر کنیم، باید راه‌هایی را برای ایجاد گفت‌و‌گو و رابطه دوسویه و مولد بین اندیشه دینی و فلسفی با علوم اجتماعی باز کنیم. ۵) راهبرد دیگر، توجه به تحولات جهانی در این زمینه است.‌‌ در سال‌های اخیر در جهان و در دانشگاه‌های علوم اجتماعی، فیلسوفان و نظریه‌پردازان حوزه فلسفه جای بیشتری در اندیشه اجتماعی و جامعه‌شناسی جهان پیدا کرده‌اند. در واقع تلاشی که برای بازخوانی ریشه‌ها و پیامدهای فلسفی علم اجتماعی و نقدهایی که به پارادایم تحصل‌گرایی صورت گرفته است، در ‌‌نهایت باعث شده امروزه در سطح جهانی یک هم سخنی و گفت‌و‌گوی عمیق بین فلسفه و جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی به وجود آید. ما هر قدر بتوانیم این فضای اجتماعی را بهتر درک کنیم‌‌ به همان میزان هم در ایران می‌توانیم جامعه‌شناسی را با تفکر اجتماعی گره بزنیم.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/57165
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید