امروز پنج‌شنبه 21 خرداد 1405

Thursday 11 June 2026

اندر باب مصائب ازدواج یک مرد


1401/08/01
کد خبر : 63411
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 37 نفر
ماجرا از خیلی سال پیش شروع شد یعنی اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، از همان زمانی که پایم رسید به این دنیا! از همان موقع یک چیزی همیشه همراه من بود و ویژگی جالبش این بود که هرچه بزرگتر می‌شدم، او هم همراه من بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد؛ می‌ترسم روزی برسد که از خودم و زندگی‌ام هم بزرگ‌تر شود!! اسم این همراه همیشگی «دغدغه» بود (البته خیلی طول کشید تا بفهمم اسمش این است!) ظاهرش عجیب و غریب بود اما باطنش را که ببینی، متوجه می‌شوی از ظاهرش هم عجیب‌تر و غریب‌تر است! تا می‌خواستیم آن را بشناسیم، تغییر چهره می‌داد. یک جورهایی مرد هزار چهره بود. نسل ما هم که نسل پرجمعیتی است؛ در این حد که به هر مقطعی که می‌رسیم همیشه برای یک عده‌مان جا کم است!! شاید یکی از دلایلی که دغدغه‌ها و مسائل ما همیشه بیشتر از حد معمول توی چشم بوده، همین قضیه است. خلاصه، سال‌های زیادی آمد و رفت و ما از یک طرف چشم انتظار آینده بودیم و از یک طرف حسرت گذشته را می‌خوردیم! تا این‌که رسیدیم به عنفوان جوانی و بهار زندگی و دغدغه‌های مخصوص این فصل از زندگی!! (این کلمه عنفوان را خیلی دوست دارم، گرچه معنی‌اش را هم نمی‌دانم دقیق!!) این‌جا لازم است یک نکته ادبی هم داشته باشیم؛ حتما تابه حال شتر دیده‌اید؟ عکسش را که دیده‌اید حتما؟! اگر عکسش را هم ندیده‌اید باز هم اشکالی ندارد، چون ما در این قسمت فقط به اسمش نیاز داریم تا یکی از باحال‌ترین ضرب‌المثل‌های فارسی را برای‌تان بگویم که رابطه تنگاتنگی هم با جوانی دارد!! و آن ضرب المثل درباره جوانی، دغدغه و شتر! این است که از قدیم گفته‌اند: «شتری که در خانه هر جوانی بالاخره می‌نشیند، ازدواج است!!» هیچ رقم هم نمی‌شود این ضرب المثل را در این دوران از یاد برد؛ چون سن است از یک حدی که بالاتر رفت، روزی نهصد و سی و یک بار از طرف افراد مختلف به تو یادآوری می‌شود که: دیگر مفت‌خوری بس است و وقتش رسیده که برایت آستین بالا بزنند (که این اصطلاح به نظرم اصلا عملی نیست، چون در تابستان که معمولا لباس آستین ندارد و در زمستان هم که اگر آستینت را بزنی بالا، همه فکر می‌کنند دیوانه شده‌ای!!) و من سن تو که بودم پسرم را هم داماد کرده بودم و...! در همین راستا و برای کاهش فشار افکار عمومی بر افکار خودم! تصمیم گرفتم یک پروژه در حد پروژه کارشناسی را درباره ازدواج به راه بیندازم. اوه اوه، گفتم پروژه کارشناسی، یک‌هو یادم آمد که هنوز چه‌قدر از درسم مانده و با این وضع اگر بخواهم ادامه بدهم حداقل ۲ سال دیگر علاف، ببخشید در خدمت دانشگاه خواهم بود! هزینه ثابت و متغیر و نیمه متغیر! واحدهای پاس شده و پاس نشده‌ام هم بماند، که خودش حدیث مفصلی است. تازه آمدیم و درسم هم تمام شد، از پس غول سربازی چطور برآیم؟! ۲سال معلوم نیست کجای مملکت قرار است آش بخورم! بعد از دو سال هم که خوشحال و خندان، کارت تلفن سبز رنگ یا همان کارت پایان خدمت را که دادند دستم، تازه می‌فهمم شاید پادگان جای زیاد بدی هم نبود! چون صبح تا شب باید دنبال کاری بگردم که از من سابقه کاری ۳ ساله نخواهند و این‌جاست که این سوال فلسفی پیش می‌آید که آیا اول کار به وجود آمد یا سابقه کار؟؟!! از آن‌جایی که ما آدم خیلی قانعی هستیم و همچنین خیلی خوش شانس، بالاخره بعد از چندین سال نوری یک آب باریکه‌ای برای خودمان جور کردیم. لازم به توضیح است که قانع بودن‌مان به خاطر آب باریکه است و خوش شانسی‌مان هم به این دلیل که شغل‌مان کلا هیچ ربطی به آن همه فرمولی که در دانشگاه به زور توی کله‌مان فرو کردیم ندارد. بعد از طی این مسیر پرپیچ و خم، خوشحال و خندان در دلمان گفتیم که انگار دیگر وقتش است؛ درس‌مان که تمام شد، سربازی هم که رفتیم و درآمدی هم داریم، پس با اعتماد به نفس خیلی بالایی که البته خیلی زود متوجه شدم اعتماد به نفس کاذبی بوده، همراه با مامان اینا! سریال خواستگاری‌های‌مان را آغاز کردیم و به طور رسمی وارد مرحله اول ازدواج شدیم! بعد از اولین جلسه خواستگاری تازه فهمیدم من واقعا از همان ابتدا استعداد ریاضی نداشتم! چون تمام حساب کتاب‌های چندین ساله‌ام در یک ساعت نقش برآب شد و فهمیدم انگار یادم رفته یکی دوتا صفر جلوی آن فرضیاتم بگذارم!! نتیجه‌ این سهل‌انگاری هم پتکی بود به نام مهریه و خانه شخصی و ماشین و مجلس آن‌چنانی و ماه عسل این‌چنانی، که طوری به سرم نواخته شد که از خواب غفلت بیدار شدم!! در حالی که هنوز این مسئله فکرم را مشغول خود کرده بود که تلویزیون LCD ۵۳ اینچ همراه سینمای خانگی بهتر است یا LED ۳۹ اینچ با یک ساید بای ساید اضافی!!!
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/63411
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید