امروز یکشنبه 31 خرداد 1405

Sunday 21 June 2026

اسوه وفا و جوانمردی


1401/08/01
کد خبر : 59044
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 55 نفر
شخصیت اشخاص در زندگی آنها پدیدار است و از برجسته ترین سطور زندگی حضرت ابوالفضل(ع) مواسات و حق برادری، غیرت و فتوت، جوانمردی و شجاعت، ثبات رای و پافشاری در راه عقیده، وفاداری و خویشاوندی است. در برادری، یاور روزهای سخت و برادر شجاع امام حسین بود، غیرت و جوانمردی او در تمام کتب تاریخ نوشته شده و اذهان مردم از شجاعت و شهامت عباس لبریز گشته و اسوه جهانی و الگوی وفاداری و جوانمردی در تمام تاریخ اسلام است.‏ تولد قمر بنی هاشم مکنی به ابوالفضل بن عباس علی بن ابی طالب (ع) در تاریخ شب ۴ شعبان سال ۲۴ هجری در مدینه رخ داد و پنجمین اولاد پسر امیر المومنین است شهادتش در آخر وقت روز عاشورا دهم محرم سال ۶۱ هجری است.‏ شیعیان مژده که اسرار خفی گشت پدید عاتف از غیب بیامد و به ما داد نوید که شب چهارم شعبان به یقین می باشد مولد حضرت عباس ابوالفضل رشید پدرش امیر المومنین (ع) و مادرش ام البنین است. حضرت ام البنین در سال ۲۳ به ازدواج امیرالمومنین (ع) در آمد. ام البنین نامش فاطمه و دارای شجاعت و شهامت و تربیت نیکو و قامت رشید بود.‏ ابوالفضل با عموی پدرش عباس بن عبدالمطلب مکنی به‌ابوالفضل در اخبار و احادیث وجه مشترک پیدا کرده اند. امیر المومنین پسر دیگری به نام عباس دارد که عباس اصغر است و مادرش ثعلبیه بود و آخر روز تاسوعا شهید شد.‏ قمر بنی هاشم پس از امام حسن دارای مقام از علم و فضیلت بود و تنها با یک زن به نام لبابه در سال ۴۰ تا ۴۵ هجری ازدواج کرد. قمر بنی هاشم دو پسر داشت یکی عبیدالله و دیگری فضل است که به سبب او پدر را اباالفضل می گفتند، فضل بلا عقب و نسل بنی هاشم که هم اکنون در ایران و عراق و افغانستان و هندوستان و عربستان و مصر هستند از عبیدالله باقی مانده اند.‏ ابوالفضل (ع) دارای جمالی زیبا و صورتی وجیه بود. قد بلند، رشید و شجاعتی داشت که او را اطلس می گفتند، در صورت و سیرت دارای مقام شامخی از سجایای نفسانی و فضایل اخلاقی بود. هر چند که ایشان به مقام امامت نایل نگشته اند ولی در ایمان الهی و اعتقادات دینی و عصمت از گناه از مقام امامت دستکمی ندارد.‏ قمر بنی هاشم مورد علاقه مادرش بود و لذا تربیت نیکویی به او کرد خاصه وقتی که فهمید امیر المومنین (ع) این زن را برای پیدا کردن یک پسر شجاع و قهرمانی مودب و با تربیت گرفته، ام‌البنین تمام حواس و همت خود را صرف تربیت و ادب عباس کرد و او شباهت تام به پدرش داشت و در جنگ ها همان استقامت، پافشاری، قوت بازو، ایمان قوی، اراده استوار، وقوف کامل بر رموز جنگ داشت و در تمام لحظات یار و یاور برادر و امام خود بود. حضرت عباس (ع) همواره در مسائل و سختی های روزگار، در جنگ ها و صلح در کنار برادر خود حضرت حسین (ع) بود نه به خاطر رابطه خویشاوندی و برادری، بلکه حضرت حسین(ع) قبل از اینکه برادر او باشد، امام و پیشوای دینی او بود و اطاعت از دستورات و فرامین امام برای همه مسلمانان واجب است. ولی در مردانگی، مروت، شجاعت و جوانمردی هیچ انسانی نمی تواند به پای عباس (ع) برسد. مردی که چون اسم و یاد او در زبان و روح آدمی جاری شود اشک در دیدگان و غم در قلب انسان جمع می گردد.‏ ● مناقب حضرت ابوالفضل(ع) سطور برجسته زندگی ابوالفضل عباس (ع) نمونه ای از برازندگی و فضیلت است که به پاس آن مناصبی گرفت و فرامینی دریافت کرد، علاوه بر عاشورا در جنگ های بسیاری بر علیه کفر و منافقین اسلام شرکت داشت از جمله در جنگ صفین ۱۵ ساله بود، سپهسالاری، علمداری، صاحب منصب، کشیک خیام، دربان مخصوص، وزیر مشاور، سقا و فرماندهی قشون از مناصب عباس است. در کتب تاریخ ۱۷ منصب برای اباالفضل نوشته اند که مهم تر از همه منصب سقاقیت است و در این وظیفه حداکثر خدمت و بروز حسن نیت را نشان داده، ابالقربه نیز گفتند و او مشک آب را از نهر علقمه پر‌‌می‌کرد و به خیام می برد و عاقبت هم در کنار نهرعلقمه شهید شد.‏ اباالفضل (ع) چهار مرتبه از دوم محرم تا شب عاشورا آب به خیام حرم برد و هر کسی حاجتی داشت یا آب می خواست به قمر بنی هاشم مراجعه می کرد و لذا او را باب الحسین گفتند.‏ در ثبات رای او نوشته اند با آنکه دستش قطع شد سوگند یاد کرد که در اراده اش فتوری رخ نخواهد داد و از حمایت برادر که حمایت دین است دست نخواهد کشید و با این ایمان راسخ و عقیده استوار با دشمنان اسلام سرسختانه و با شجاعت جنگید و نزد خداوند و تاریخ اسلام جایگاهی عظیم و شگفت انگیز یافت که در اذهان عمومی و اعتقاد مردم حضرت اباالفضل نماد مردی و جوانمردی و حلال مشکل مسلمانان و واسطه برآورده شدن دعاهای مردم است. به همین دلیل است که در ماه محرم با برآورده شدن دعاهای مردم و حل مسائل زندگی آنها شاهد انجام نذورات و احسان های مردمی هستیم. حضرت عباس (ع) الگوی جوانمردی و نمونه عینی و اسوه‌ای برای تمام پهلوانان و جوانمردان جهان است که در راه خدا و خدمت به انسانیت از دارایی ها و جان خود گذشته اند.‏ عباس دارای غیرت و حمیت و عصبیت بود. در سفر مدینه به کربلا که بیش از ۲۵۰ نفر ملتزم رکاب حضرت حسین بودند تمام امورات قافله و حوایج آنها در آن عصر با اباالفضل (ع) بود.‏ در فتوت و جوانمردی به قدری بارز است که چون وارد شریعه شد با آن تشنگی آب را تا لب دهن برد و نیاشامید. فذکر عطش الحسین فقال:‏ یا نفس من بعدی الحسین هونی فبعده لاکنت ان تکونی هذا الحسین شارب المنون و تشربین بارد المعین هیهات ما هذا فعال دینی و لا فعال صادق الیقین بدریا پا نهاد و خشک لب بیرون از دریا فتوت بین جوانمردی نگر غیرت تماشا کن تا عباس بود لشکر بنی امیه جرات توجه به خیام را نداشتند و لذا حسین بالای سر او فرمود: الان انکسرت ظهری و قلت حیلتی. در واقع با شهادت عباس کمر حضرت حسین (ع) در برابر چشمان دشمنان که تکیه گاه او بود شکست و در برابر آماج و حملات دشمنان تنها و بدون یاور ماند، دیگر عباس برادر روزهای سخت و یکه تاز میدان های نبرد و علمدار کربلا در کنارش نبود که دشمنان از وجودش ترسیده و به خیمه ها نزدیک نشوند و فرمود چشم هایی که دیشب از بیم تو به خواب نمی‌رفتند امشب به خواب می‌روند و چشم هایی که به اتکای وجود تو به خواب بودند امشب مضطرب و بی خواب خواهند شد.‏ ● فضایل اباالفضل عباس (ع)‏ عباس بن علی دارای فضایل نفسانی بود، امیدواری کامل داشت و با امید که سرمایه زندگی است می‌‌جنگید، این دیدگاه را داشت که نباید از تعداد زیاد و انبوه دشمنان در میدان جنگ ترسید، آنچه‌به انسان قوت می دهد، ایمانی است که به آن اعتقاد دارد و شجاعتی و همتی که در دل، و همواره امیدوار و شجاع بود حتی دست ها را که داد باز هم امیدوار بوده و با رکاب جنگید تا آن وقت که ناامید شد پا از رکاب خالی کرد. در صبر و بردباری، در ادب نفس، در جهاد با نفس و جهاد با دشمن و در خوف از خدا مقامی ارجمند داشت. و سید سجاد فرموده در قیامت عمویم ابوالفضل مقامی دارد که همه شهدا غبطه آن را می خورند.‏ ● شهادت قمر بنی هاشم درباره شهادت اباالفضل (ع) ارباب مقاتل اختلاف کرده اند ولی همگی نوشته اند آخرین کسی که شهید شد قبل از حسین (ع) عباس بوده و در اینکه آیا در حمله به دشمن که دو برادر کردند ابوالفضل شهید شد یا برای آوردن آب شهید شد اختلاف است.‏ سید بن طاوس می نویسد چون شمر ماموریت گرفت به کربلا برود دستخط امان برای اباالفضل گرفت و به سبب قرابت با مادرش چندین بار او را خواست از حسین جدا کند ولی عباس با لبخندی تلقی کرد. چون عطش بر اولاد حسین غالب شد از صاحب‌منصب خیام که مقام سقاقیت داشت آب خواستند اباالفضل مشک های خشک را گرفت و به شریعه فرات رفت و آب را از نهر فرات بیرون آورد و در مقام پیداکردن راه نزدیکی برآمد و از میان جنگل‌های نخلستان کنار نهر علقمه بیرون آمد تا به طرف خیام برود، دشمن او را محاصره کرد و میدان کارزار گرم شد، دست های او را قطع کردند و دشمنی از کمین بجست و با عمودی فرق مبارکش را شکافت و تیری بر مشک آب زد، آب ها ریخت و اباالفضل همان جا کنار علقمه پا از رکاب خالی کرد.‏ به دنبال شهید شدن عباس دشمن جسور شد و خوشحال گردید زیرا از عباس (ع) بسیار بیمناک بودند و لذا پس از عباس حضرت حسین (ع) یکی دو حمله کرد و شهید گردید.‏
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/59044
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید