امروز چهارشنبه 03 تیر 1405

Wednesday 24 June 2026

از جدائیها شکایت می کند


1401/08/01
کد خبر : 56737
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 58 نفر
اگر خداوند برای لحظه ای تکه کوچکی زندگی به من ارزانی می داشت، احتمالا همه آنچه را که به فکرم می رسید نمی گفتم، بلکه به همه چیزهایی که می گفتم فکر می کرد. اعتبار همه چیز در نظر من نه در ارزش آنها که در معنای آنهاست. (گابریل گارسیا مارکز) دیگر همه اصغر فرهادی را به عنوان کارگردان توانمند می شناسند کسی که در مجموعه آثارش از انسانهای پریشان و دردمند حکایت می کند و غم آنان را خوردن او را تبدیل به «غمخوار گرفتاران کرده است».فرهادی در شروع به کارش در تلویزیون در تمامی قصه هایش همذات پنداری طبقات فرو دست جامعه را با خود به تصویر کشیده و در آثار جدیدش از تعدادی از همین طبقه که اکنون به طبقه متوسط شهری ارتقا پیدا کرده اند گفتگو می کند، اما او ادعا دارد چیزی عوض نشده فقط مشکلا ت این طبقه بزرگتر شده است. فرهادی فیلمساز (اجتماعی) است. اجتماع پیرامونش را خوب می شناسد رنجها، دردها، آرمانهای طبقات مختلف جامعه را به هنرمندی بی مثالش به تصویر می کشد و گاهی آنقدر در جزئیات مکث می کند که حیرتآور است. در فیلم های فرهادی زنان و کودکان نقش مهمی دارند به خصوص زنان که در چنبره زندگی شهری هزینه سنگینی را برای وفاداری، بدبینی، ترس از آینده و حفظ خانواده می پردازند و کودکان نیز مانند مادرشان نظاره گر تصمیم والدین هستند و گاهی نیز در برزخ تصمیم گیری تنها و بی کس رها می شوند. فرهادی در جدائی نادر از سیمین از ضرورت رفتن صحبت می کند، زن که ایمان دارد خوشبختی در آنسوی آبها است حتی یک دلیل برای رفتن ندارد، اما مرد به زن یادآوری می کند باید ماند و فرزند را برای جنگیدن با زندگی آماده کرد. از منظر فرهادی جامعه و خانه آنقدر تنگ شده که وقتی می خواهی چمدانت را ببندی مدام با در و دیوار برخورد می کنی، ترافیک شهری شلوغ است و آلودگی صوتی و تصویری آدمها را کلا فه کرده. در فیلم تنها دلیل برای نرفتن را پدر خانواده می داند، پدری که چون کوهی عظیم الجثه روی دوش خانواده مانده، چرا خانواده کسی را فدای سعادت خود کند که دست و پاگیر است و سعادت آنان را بر هم بزند؟ شاید پدر نمادی از فرهنگ، آداب و سنن و تاریخ گذشته ای باشد که دورانش تمام شده، فرهادی داستان آدمهایی را به تصویر می کشد که روزانه در شهر می بینید، عبوس، گرفتار، ناآرام و آنچه زندگی شهری برایشان به ارمغان آورده جدایی است و فلا کت، گوئی باران عشق سالهاست دراین شهر و خانواده نباریده است. از نگاه فرهادی رسیدن به جامعه انسانی و ایده آل آنقدر سخت است که در دل مسوولیت های سخت زندگی و جامعه ای که شهروندانش را فراموش کرده غیرممکن است، شاید فرهادی می خواهد به ما بگوید در جامعه های در حال گذار که هنوز تعریف خیلی از چیزها معلوم نشده انسان ها چون شبحی سرگردان در حال نزاع با یکدیگرند. فرهادی هرچند در پایان فیلم مسوولیت را بر دوش دختر ۱۱ ساله می اندازد که تصمیمی بگیرد اما با نشان دادن این مشکلا ت تصمیم نهایی را گرفته; هم دختر و هم تماشاچی سعادت در مهاجرت و ترک سرزمین پدری می داند!در تمامی جامعه های در حال گذر مشکلا ت خانوادگی در بستر انتقال از سنت به مدرنیته دستخوش ناهماهنگی است و این تغییرات به علتهای مختلف با درگیری مهاجرت، خشونت و از هم پاشیدگی همراه است که متاسفانه در تعدادی از خانواده های ایرانی نیز در حال اجراست و ما ایرانیان به (سه فرهنگ) زندگی می کنیم که این سه فرهنگ طی هزاران سال از پدران و مادرانمان به ما انتقال پیدا کرده است. یکی فرهنگ ایرانی است که چند هزار سال قدمت دارد و تبلور آن در زبان فارسی، نوروز و آداب سنن ایرانی است و بهترین نماد آن (شاهنامه) و آثار تاریخی به جا مانده از آن است. دوم فرهنگ اسلا می است که با ورود اسلا م به این سرزمین نوع جدیدی از زندگی را آورد که در آن شخصیت های بزرگ ملی و دینی رشد کردند و توانستند و دوش به دوش فرهنگ ایرانی در خانواده نفوذ و مردم سعادت دنیا و آخرتشان را در این فرهنگ جستجو می کنند. و سومین فرهنگ، فرهنگ (مدرنیته) و یا غرب است که از زمان مشروطیت به خانواده های ایرانی وارد شدو توانست تغییرات عمده ای به مرور زمان در خانواده ها ایجاد کند و هویت ملی و دینی ما را به خطر بیندازد. در فیلم جدائی نادر از سیمین با هر سه این فرهنگ روبه رو هستیم. «سیمین» نماد زنی است که شیفته فرهنگ غرب است. آمال و آرزوهایش را در آن طرف می بیند، رانندگی می کند، زبان انگلیسی تدریس می کند، در خانه اش تکنولوژی غرب را دارد، نمی خواهد فرزندش دراین جامعه بزرگ شود. مدرنیته غربی برایش همه چیز است و به خاطر همین حاضر است دختر و همسرش را فدا کند. پدر خانواده با بازی خوب پیمان معادی نمادی از فرهنگ ایرانی است. پدر اصول گرا و سخت گیر است که هنوز سنتها برایش ارزش دارد، او پدرش را تر و خشک می کند و چون تاریخ گذشته اش او را دوست دارد و برایش اشک می ریزد! و نگاه بدبینی به غرب دارد و طوری عمل می کند در بحران خانوادگی کم میآورد و دروغ می گوید و خانواده اش را به لبه پرتگاه می برد. در طرف دیگر خانواده ای است که نماد فرهنگ اسلا می است زنی که برای حفظ کیان خانواده اش هم باید به ارزش های دینش وفادار باشد و هم خانواده اش را حفظ کنداما دو مزاحم دارد فقر و شرع و هرچه تلا ش می کند هر دو را داشته باشد ممکن نیست و عاقبت برای دین و دنیایش دروغ نمی گوید و فقر را انتخاب می کند. مرد خانواده نیز با بازی تحسین برانگیز شهاب حسینی مردی است که ظاهری خشن اما قلبی مهربان دارد فقر و بیکاری از او چهره ای را نشان می دهد که دائم با خود و جهان پیرامونش درگیر است. غم نان از او چهره ای ساخته که در عین فقیری روی زنش غیرت دارد مفت خور و ولنگار نیست اما او هم در بحران زندگی مانند شخصیت های دیگر فیلم کم میآورد. تمام تلا ش فرهادی در«جدائی نادر از سیمین» در این است که یادآوری کند در جامعه ای که دروغ و فقر حاکم باشد در آذرخش این تنهائی های بی مثال آنچه قربانی می شود کودکان و سعادت خانواده است و بیشتر از همه کودکان در برزخ تاریک جامعه ای سیاه و تاریک در انتظار تصمیمی هستند که بزرگان برایشان می گیرند، هر چند قانون حق انتخابی برای آنان قائل باشد، مادر خانواده که انصافا با بازی روان و خوب «ساره بیات» خلق شده تلا ش می کند به هرقیمتی شده خانواده را حفظ کند و در این راه هزینه زندگی سخت خویش را می پردازد و فرهادی تاکید می کند «کار شرع درهم و دینار نیست». راستش وقتی فیلم فرهادی را به اتفاق خانواده در سینما دیدم به عنوان یک تماشاگر ساده متحیر شدم بعد از مدتها فیلمی با فیلمنامه قوی، شخصیت پردازی عالی، جزئی نگری درخشان، بازی عالی و دلنشین بازیگران شگفت زده شدم. فیلمی که برای فهمیدن باید بارها و بارها دید اما مرا یاد این شعر فروغ فرخزاد انداخت که: من از تصور بیهودگی این همه دست و از تجسم بیگانگی این همه صورت می ترسم در بسیاری از مواقع با فرهادی موافقم. قبول دارم در جامعه ما فقر وجود دارد و متاسفانه تبدیل به وسیله ای شده که خانواده را تهدید می کند، فاصله طبقاتی هست مدیریت ناتوان وجود دارد، دادگاه های ما شلوغ است، خانواده ها هزینه سنگینی برای زندگی اجتماعی می پردازند و روندگان طریقت ره بلا می سپارند، اما از شما تقاضا دارم اگر یک بار وقت کردی به محیط اطرافت خوب نگاه کن حتما زیبا یی هائی در این کشور می بینید که به تصویر بکشید! اما سخنی از روی درد به مسوولا ن محترم کشور از سوی یکی از دوستداران انقلا ب اسلا می; آنچه فرهادی در جدائی نادر از سیمین به تصویر کشید چه بخواهیم چه آن را پنهان کنیم در جامعه ما وجود دارد، باید قدر امثال فرهادی را بدانیم که عیبهایمان را به ما یادآوری می کند، کوراساوا کارگردان مشهور ژاپنی در سکانسی از فیلم مشهور ریش قرمز که وقتی توشیرو میفونه فقر و درد دختر خردسال را می بیند با رنجی جانکاه می گوید فقر مساله ای است که سیاستمداران باید حلش کنند. امیدوارم روزی در کشور ما آمار فقر، طلا ق و مشکلا ت خانوادگی و ناهنجاری های فرهنگی آنقدر پائین بیاید تا کسانی مثل فرهادی فیلمی تلخ و سیاه نسازند که دل هر خانواده ای را به درد بیاورد. نوشته را با مارکز شروع کردم با حافظ تمام می کنم که امید است و برکت: دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند عتاب یارپری چهره عاشقانه بکش که یک کرشمه تلا فی صد جفا بکند زملک تا ملکوتش حجاب بردارند هر آن که خدمت جام جهان نما بکند طبیب عشق مسیحادمست و مشفق لیک چو درد در تو نبیند کرا دوا بکند تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند زبخت خفته ملولم بود که بیداری بوقت فاتحه صبح یک دعا بکند بسوخت حافظ و بوئی ز زلف یار نبرد مگر دلا لت این دولتش صبا بکند
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/56737
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید