مدتهاست که در الجزایر نیز مانند سایر کشورهای عربی اعتراضاتی صورت میگیرد ولی آنان تاکنون خواهان سقوط نظام حکومتی بوتفلیقه نشدهاند زیرا ترس از آن دارند که در سایه ناامنی، حوادث همراه با کشتار مردم در دهه ۱۹۹۰ تکرار شود. مردم به ویژه جوانان بیکار فارغالتحصیل دانشگاهها خواهان کار شدهاند بهطوری که عبدالعزیز بوتفلیقه رییس جمهور ۷۴ ساله این کشور بعد از سه ماه سکوت در ۱۵ آوریل ۲۰۱۱ از طریق تلویزیون با مردم الجزایر صحبت کرد و قول زندگی بهتر و اصلاحات در قانون اساسی داد. به خاطر این رویداد، ما تاریخ الجزایر را مرور میکنیم.
● نگاهی به تاریخ دیرپای الجزایر تا هجوم فرانسویان به این کشور
قبل از هجوم فرانسه به الجزایر در ۱۸۳۰، قدرتهای گوناگون در این کشور سلطه داشتهاند. در تاریخ باستانی شمالی الجزایر، به اقوام «نومیدیا» میرسیم که سوارکارانی ماهر بودهاند. ابتدا قوم کارتاژ به رهبری «هانیبال» بر الجزایر حکومت کردند سپس روم باستان برآن چیرگی یافت، سپس از مستملکات بیزانس شد. در ۸۰ هجری قمری عقبهبننافع فهری ضمن فتح الجزایر، اسلام را به این سرزمین عرضه داشت. در دوران حاکمیت اسلام همه سلسلههای اسلامی به ویژه فاطمیون که در مصر حکومت داشتند بر این کشور مسلط شدند. بالاخره در ۱۵۳۴ میلادی (۹۴۱هجری) عثمانیها الجزایر را تسخیر کردند و حکامی به عنوان «بیک» در آنجا گماشتند. در ۲۵ اکتبر ۱۸۳۷ فرانسویان که به شمال آفریقا چشم طمع دوخته بودند، این کشور را کاملا تسخیر کردند و بیک حسین، حاکم الجزایر به عثمانی فرار کرد.
● مبارزات امیرعبدالقادر برای استقلال
بعد از هجوم فرانسویان، مسلمانان الجزایر به رهبری امیر عبدالقادر بر ضداستعمار قیام کردند. امیرعبدالقادر، رهبر سیاسی - مذهبی مردم الجزایر فرزند امیر محیالدین و از قبیله «مرابطون» بود که سابقه مبارزاتی داشتند. عبدالقادر مبارزات خود را از ۱۸۳۲ از بدو هجوم فرانسویان انجام داد و بعد از سلطه کامل فرانسویان در ۱۸۳۷ نیز جنگ با استعمارگران فرانسوی را ادامه داد. او در ۱۸۳۴ در چند جنگ بر فرانسویان شکست وارد کرد، بهطوری که دولت فرانسه از او درخواست صلح کرد و طبق قراردادی فرانسویان حاکمیت اکثر نقاط الجزایر را به او سپردند و چند منطقه ساحلی را برای خود نگهداشتند. عبدالقادر به این امر قانع نشد و در ۱۸ نوامبر ۱۸۳۹ بار دیگر به فرانسه اعلان جنگ داد و لشکریان فرانسوی به فرماندهی ژنرال «بوژو» با عبدالقادر جنگیدند. اما سلطان محمد دوم، پادشاه مراکش که قول کمک به عبدالقادر داده بود، به وعده خود عمل نکرد و طی یک جنگ طولانی، امیرعبدالقادر در ۱۸۴۷ دچار شکست شد و به دست سپاه فرانسه اسیر و به دمشق پایتخت سوریه تبعید شد. او سرانجام در ۱۸۸۳ در ۷۵ سالگی در دمشق وفات کرد. پس از استقلال الجزایر در ۱۹۶۶ برای تجلیل از مقام او بقایای جسدش را طی تشریفاتی از دمشق به الجزایر منتقل و دفن کردند.
● تشکیل جبهه آزادیبخش ملی و مبارزات آن
استقلال الجزایر در سوم ژوییه ۱۹۶۲ مرهون اقدامات رزمی جبهه آزادیبخش ملی الجزایر است. این جبهه از اول نوامبر ۱۹۵۴ در کوههای کابیلی با هدف مبارزه مسلحانه با ارتش فرانسه شکل گرفت. قبل از تشکیل این جبهه کسانی مثل مصالی الحاج و فرحت عباس از مبارزان قبل از تشکیل جبهه آزادیبخش ملی بودند. دولت فرانسه بارها مصالی الحاج و فرحت عباس را زندانی کرد. اعضای جبهه آزادیبخش عبارت بودند از : احمدبن بلا، آیت احمد، یوسف بنخده، محمد خیذر، بلقاسم کریم، بن مهدی، هواری بومدین، رابح بیطاط، محمد بوضیاف و عدهای دیگر که همه بعدا به زمامداری الجزایر رسیدند. ستاد مبارزاتی دولت موقت الجزایر گاهی در قاهره و زمانی در تونس بود و گهگاهی به مراکش منتقل میشد. جمالعبدالناصر به این جبهه کمک تسلیحاتی میکرد و مدتی نیز فرحت عباس بهعنوان رییس دولت موقت الجزایر در قاهره اقامت داشت.
● ربودن احمد بنبلا و ادامه نهضت استقلالطلبانه
در اوت ۱۹۵۶ در دره صمام در کوهستانهای کابیلی بعد از اینکه احمدبنبلا درباره نقشه مبارزات آینده به اتفاق حسن آیتاحمد و محمد بوضیاف تصمیم اتخاذ کرد، به مراکش رفت و در بازگشت با هواپیما توسط فرانسویان ربوده و زندانی شد و تا زمان استقلال الجزایر در زندان بود.
مبارزات مسلحانه ارتش آزادیبخش ملی که فرماندهی آن را سرهنگ هواری بومدین برعهده داشت، شدت گرفت به طوری که در ژانویه ۱۹۶۰ ژنرال دوگل، رییسجمهور فرانسه پیشنهاد صلح شجاعانه کرد. رهبران مبارز الجزایری با نمایندگان فرانسه در ۱۸ مارس ۱۹۶۲ قرارداد صلح «اویان» را امضا کردند که طبق آن باید مردم الجزایر در یک رفراندوم به استقلال خود رای دهند. در اول ژانویه ۱۹۶۲، ۹۰ درصد مردم الجزایر به استقلال کشور خویش رای دادند. روز سوم ژوییه ۱۹۶۲ این کشور بعد از دادن یک میلیون شهید به استقلال رسید و احمدبنبلا و دوستانش از زندان آزاد شدند. اولین دولت الجزایر به ریاست یوسف بنخده که فردی میانهرو بود، تشکیل شد. معاونت او را احمد بنبلا برعهده گرفت که تمایلات سوسیالیستی داشت.
● ایجاد اختلاف بین دولتمردان الجزایری
شکلگیری حکومت رهبران مبارز الجزایر بر پایه اختلاف در نحوه حاکمیت پایهریزی شد. به اینترتیب که محمد خیزر و احمد بنبلا به اتفاق سرهنگ بومدین که فرماندهی ارتش را برعهده داشت بر ضد بنخده وارد عمل شده و فرحت عباس رییسجمهور که تمایلات اسلامی داشت را برکنار و بنخده نخستوزیر را نیز خانهنشین کردند و احمد بنبلا در ۱۳ سپتامبر ۱۹۶۳ به ریاستجمهوری رسید. احمد بنبلا بعد از به قدرت رسیدن، دچار کودتای مشترک سرهنگ شعبانی و حسن آیتاحمد شد ولی با مساعدت سرهنگ هواری بومدین این کودتا در هم شکست و سرهنگ شعبانی اعدام شد.
بنبلا پس از این واقعه اعلام کرد که مسلمانی مومن است که به سوسیالیسم نیز گرایش دارد ولی منکر تمایلات کمونیستی شد. بنبلا در ۱۹۶۴ جایزه صلح لنین گرفت و به اتحاد شوروی بسیار نزدیک شد و در اوایل ژوئن ۱۹۶۹ در اجتماعی در «سیدی بلعباس» در غرب الجزایر گفته بود که در بطن دولت انقلابی الجزایر اختلاف نظری وجود ندارد، انقلاب سوسیالیستی و کشور ما بیشتر از همیشه آماده مقابله با هر توطئهای است که ممکن است از کانونهای گوناگون سرچشمه بگیرد.
● کودتای سرهنگ بومدین و حکومت او
سرهنگ بومدین، رییس ستاد ارتش در بامداد ۱۹ژوئن ۱۹۶۵ به کمک وزیر خارجه الجزایر یعنی بوتفلیقه دست به کودتا زد و بنبلا را در ۲۰۰ کیلومتری جنوب شرقی الجزایر در زندانی کاملا سری محبوس کرد و بعد از مرگ بومدین از زندان آزاد و روانه سوییس شد. بومدین رییسجمهور جدید همچنان عبدالعزیز بوتفلیقه را در پست وزیر خارجه باقی گذاشت. او توانست کودتای سرهنگ طاهر زبیری را سرکوب کند و چند حادثه سوءقصد را با موفقیت پشتسر بگذارد. او در ۱۹ نوامبر ۱۹۷۶ قانون اساسی جدید را به رفراندوم گذاشت که طبق آن رژیم الجزایر دموکراتیک خلق با مرام سوسیالیستی است اما دین رسمی اسلام است. او نفت الجزایر را ملی کرد و در ۱۹۷۵ در جریان کنفرانس سران اوپک بین ایران و عراق میانجیگری کرد که منجر به انتشار قرارداد مارس ۱۹۷۵ بین ایران و عراق شد که این قرارداد به امضا عباسعلی خلعتبری، وزیر خارجه ایران، سعدون حمادی وزیرخارجه عراق رسید ضمنا عبدالعزیز بوتفلیقه، وزیر خارجه بر کلیه مراحل این قرارداد نظارت داشت. بومدین در ۱۹۷۸ بر اثر یک بیماری مزمن کبدی درگذشت و در نتیجه وزیر دفاع او یعنی شاذلیبن جدید به ریاستجمهوری رسید.
● از برقراری فضای باز سیاسی شاذلیبن جدید تاکودتای نظامیان
او در ابتدای حاکمیت خویش فضای باز سیاسی ایجاد و احمد بنبلا را از زندان آزاد کرد و سپس در ۱۹۸۴ در جریان سیامین سالروز قیام مردم الجزایر از فرحت عباس تجلیل کرد. او اولین رییس حکومت الجزایر بود که مورد بیمهری بنبلا قرار گرفت و خانهنشین شد. او کتابی تحت عنوان مصادره استقلال نوشت که در آن غصب قدرت را توسط بنبلا و یارانش محکوم کرده بود. وی یک سال بعد یعنی در ۱۹۸۵ درگذشت. شاذلیبن جدید از اختیارات خود کاست و بخشی از آن را به «عبدالحمید براهیمی» واگذار کرد و در زمان او بود که «شیخ عباس مدنی» رهبر جبهه نجات اسلامی در انتخابات انجمنهای ایالتی به پیروزی چشمگیری نایل شد. این پیروزی و تظاهرات اسلامگرایان باعث شد که ارتش در ۱۱ ژانویه ۱۹۹۲ ضمن کودتایی، شاذلیبن جدید را مجبور به استعفا کند.
● از حکومت نظامی ژنرال خالد نزار تا ریاست جمهوری بوتفلیقه
این بار عنوان ژنرال خالد نزار، ریاست شورای امنیت و حاکم نظامی کشور بود. او دستور داد که شیخ عباس مدنی که در اواخر حکومت شاذلیبن جدید زندانی شده بود را همچنان در زندان نگه دارند. در ۱۴ ژانویه ۱۹۹۴ ژنرال خالد نزار از محمد بوضیاف که از اعضای سابق جبهه آزادیبخش ملی و از مخالفان حکومت تکحزبی بنبلا بود از مراکش به کشور دعوت کرده و در ۱۶ ژانویه ۱۹۹۲ به ریاست جمهوری رسید در حالی که ارتش بر اعمال او نظارت میکرد. او در اولین قدم برای حفظ امنیت در کشور دستور داد تا محاکمه شیخ عباس مدنی به تعویض افتد تا آشتی ملی تحقق یابد. در ۲۹ژوئن ۱۹۹۲ ضمن یک سخنرانی در شهر عنابه در مرز تونس هدف گلوله قرار گرفت. منابع آگاه در آن زمان اظهار داشتند که ارتش در این ترور دست داشته است. در دوم ژوئیه ۱۹۹۲ شورای امنیت کشور که ریاست آن با ژنرال خالد نزار بود، سرهنگ علی کافی را به ریاست جمهوری رسانید. در ۱۵ ژوییه دادگاه ویژه، شیخ عباس مدنی را به ۱۲ سال زندان محکوم کرد. جبهه نجات اسلامی به تلافی این کار سرهنگ قاصدی مرباح، رییس ضد اطلاعات ارتش را ترور کرد. از این پس ترورهای خیابانی و بمبگذاری دو طرف در معابر عمومی آغاز شد.
در اوت ۱۹۹۲ رضا مالک، نخستوزیر از عهده برقراری امنیت برنیامد، بهطوری که شورای نظامی کشور که همچنان ریاست آن با ژنرال خالد نزار بود، در ۳۰ ژانویه ۱۹۹۴، ژنرال زروال را به ریاست جمهوری رسانیدند. ژنرال امین زروال زمانی به ریاست جمهوری رسید که دستهای پنهان از جانب دوطرف در شهر و روستا دست به ترور فردی و جمعی میزدند. این وضع تا آنجا ادامه یافت که شورای نظامی و امنیت کشور مجبور شد که شیخ عباس مدنی و یارانش را از زندان آزاد کند و در منازل خویش تحتنظر قرار دهد. مقداد صیفی، نخستوزیر که در مذاکرات آشتی ملی شکست خورده بود، جای خود را در اول ژانویه ۱۹۹۶ به احمد اویحیی داد و وضعیت امنیتی تا حدی متعادل شد زیرا بعضی از مقامات دولتی مانند عبدالسلام هباشی با بعضی از سران اسلامگرایان مذاکره کردند نظامیان مجبور شدند که اولا در ۱۹۹۷ شیخ عباس مدنی را به طور کلی آزاد کنند، ثانیا ژنرال امین زروال در ابتدای ۱۹۹۹ اعلام کرد که مردم در فضایی آزاد میتوانند رییسجمهور خود را انتخاب کنند. از این رو کسانی مانند عبدالعزیز بوتفلیقه، وزیرخارجه پیشین که در ۱۹۵۶ به ارتش آزادیبخش پیوسته بود و سابقه سیاسی و نظامی را داشت، داوطلب ریاستجمهوری شد، اما کسان دیگر از سیاسیون باسابقه مانند ابوطالب ابراهیمی، عبدالله جابالله، حسن آیتاحمد و یوسف خطیب داوطلب ریاست جمهوری شدند ولی در ۱۶ آوریل ۱۹۹۹ در میان تعجب محافل سیاسی فقط بوتفلیقه در انتخابات تک نامزدی شرکت کرد و به پیروزی رسید. محافل سیاسی معتقد شدند به علت آنکه ارتش فقط از نامزدی بوتفلیقه پشتیبانی کرد، سایر نامزدها به خاطر استمرار امنیت از شرکت در انتخابات صرفنظر کردند و بوتفلیقه از ۱۹۹۹ تاکنون در دورههای مختلف به ریاست جمهوری رسیده است.
● بیوگرافی بوتفلیقه
عبدالعزیز بوتفلیقه متولد مارس ۱۹۳۷ است. او در مراکش تحصیل کرده است. در ۱۹۵۶ به ارتش آزادیبخش ملی پیوست. در ۱۹۶۲ وزیر ورزش و گردشگری شد و در زمان حکومتهای بنبلا و بومدین وزیرخارجه بود و در ۱۹۶۵ در بین اختلافات بنبلا و بومدین از بومدین پشتیبانی کرد. او سیاستمدار فعالی است و در حال حاضر در برابر اغتشاشات الجزایر برای آرام کردن کشور وعده اصلاحات داده است.