در اطرافمان زن و شوهرهای زیادی میبینیم که بعد از چند سال زندگی مشترک، از آن شادابی روزهای اول برایشان هیچ چیز نماندهاست و زندگیشان شده کسالت، روزمرگی، دلسردی. آنها آنقدر به یکجا نشستن عادت کردهاند که خوشیهای زندگی را گم کردهاند. شکی نیست که تغییرات در زندگی هر آدمی لازم است، زندگی مثل آب است، آبها اگر جاری نباشند، میگندند، زندگی هم مثل آب باید جاری و در حال تغییر باشد تا تازه و زنده بماند. در طبیعت هم همه چیز مدام در حال تغییر است و زیبایی هستی هم به دلیل همین در جریان بودن است. اصولا هر چیز را بخواهید در جایی نگهدارید شروع به گندیدن و فاسد شدن میکند. خود آدمها هم اگر بخواهند از نظر درونی و روانی بدون تغییر بمانند و مدام مثل گذشته رفتار کنند، زندگی خوشایندی نخواهند داشت.
● دایره امن دارید؟
برای بیشتر آدمها تغییر کردن کاری دشوار است، اکثر آدمها دوست دارند در همان نقطه کنونی و در دایره امن زندگیشان زندگی کنند. همه آدمها در زندگی دایرهای امنی را برای خودشان تعریف کردهاند و به این دایره امن عادت کردهاند، در واقع این دایره امن همان رفتارها و کارها و حرفهای همیشگی است و آدمها دوست دارند در همان حدود باقی بمانند و بهطور طبیعی هم به همان نتایج همیشگی برسند، معمولا بیرونآمدن از این دایره امن که مساوی با تغییر است، کار سختی است. میتوان دایره امن زندگی آدمها را به کیسه خوابی تشبیه کرد که در محیطهایی مثل کوهستان استفاده میشود. وقتی فرد در کیسه خواب میخوابد دیگر نمیتواند به راحتی بدن و دستهایش را تکان دهد و آزادی عمل چندانی نخواهد داشت و فقط در یک جای گرم و نرم خوابیدهاست، در زندگی نیز گاهی آدمها در کیسه خواب (دایره امنشان) زندگی میکنند و دوست دارند محیط پیرامون زندگیشان تغییری نداشته باشد و همهچیز در ثبات باقی بماند و در واقع در خواب عادتهایشان باقی میمانند. به همین دلیل به مرور شادابی و نشاط زندگیشان از دست میرود و زندگی دچار رخوت و روزمرگی و کسالت میشود.
● تغییر از درون آغاز میشود
خیلیها هستند که مدام بهدنبال تغییر دنیای اطراف، جامعه و... هستند، این افراد باید بدانند تغییر همیشه از درون خود فرد آغاز میشود، وقتی شما از درون تغییر کنید پیرامونشما هم تغییر میکند. من مراجعانی داشتم که وقتی خودشان را تغییر دادند، اظهار کردند که احساس میکنند دنیایشان عوض شده و حتی رفتارهای همسرشان نیز تغییر کرده است، چون تغییر رفتارهای آنها بهطور ناخودآگاه روی همسرشان هم اثر گذاشته و در او انگیزه ایجاد کرده و تشویق به تغییر کرده است و در نتیجه رفتارهایش هم عوض میشود.
● شباهت ازدواج و گلدان گل
معمولا زوجها ابتدا که با هم آشنا میشوند برای هم تازه هستند و زیباییهای فراوانی برای هم دارند، حرفها، رفتارها، هدیهها و... هم جدید و جالب است و یکی از دلایلی هم که به سمت هم کشش پیدا میکنند همین تازگی است اما به مرور و بعد از مدتی از ازدواج این تازگی کنار میرود و زندگی به یک تکرار و یکنواختی میرسد. تا جایی که دیگر زن و شوهر برای هم حرف جدیدی ندارند و حتی گاهی هیچ حرفی با هم ندارند و مسلما این یکنواختی برای هیچکدام از زوجها خوشایند نیست. زوجها باید تازگی و تغییرات را در زندگیشان ایجاد کنند تا زندگیشان زیبا باقی بماند. زندگی زناشویی همانند یک گیاه در گلدان است، یک گیاه را اگر بخواهید سرحال و تازه بماند باید مرتب به آب، خاک، نور و.... آن رسیدگی کنید، زندگی زناشویی هم مدام نیاز به توجه و رسیدگی دارد.
● بهدنبال خوشحالکردن هم باشید
در روزهای اول ازدواج ۲ نفر حرفهای جدید و تازه فراوانی برای هم دارند، مدام بهدنبال تعریف یک چیز تازه یا پوشیدن یک لباس جدید یا نشان دادن چهرهای نو... هستند، در این روزها هر ۲ میخواهند یکدیگر را خوشحال کنند تا هر ۲ از رابطه لذت ببرند اما بعضی از زوجها بعد از گذشت چند سال فراموش میکنند که آن روزها مهمترین هدفشان خوشحال کردن یکدیگر بود. درتحقیقی که صورت گرفته، زوجهایی که در زندگی ضمن اینکه به هدفهای شخصی خود میپردازند، بهدنبال راهحلهایی برای شادکردن و افزایش لذت یکدیگر هستند، زندگی بهتری دارند. شاد کردن طرف مقابل یعنی اینکه ما فرصتهایی را ایجاد کنیم که همسرمان تجربههای جدید به دست آورد مثلا با هم به سفرهایی برویم که از شکل عادی زندگی فاصله داشته باشد. باید تلاش کنیم که برای یکدیگر تازه، زیبا و پرانرژی باشیم، هدف ما باید این باشد که برای یکدیگر روزی زیبا را بسازیم و یکدیگر را خوشحال کنیم.
● آفتی به نام روزمرگی
اگر تجربه روزهای اول ازدواجتان را به دلیل بیاورید، حتما ذوق و شوق و انرژی آن روزها را به یاد دارید؛ روزهایی که همه چیز برایتان تازگی داشت و مرتب دوست داشتید بگردید، جستوجو کنید، با همه مشورت کنید و کارتان را به نحو عالی انجام دهید اما بعد از مدتی همین کاری که اینقدر برایتان تازگی داشت تبدیل به امور روزمره میشود و دیگر از آن لذت نمیبرید تا جایی که زمانهایی هم خستهکننده میشود، دقیقا در همین نقطه است که باید ۲ اتفاق بیفتد یکی تغییر درون شما، تا نوع نگاهتان عوض شود و دیگری تغییر در رفتارهایتان، یعنی درست در زمانی که احساس میکنید درحال افتادن در دام روزمرگیها هستید باید از خلاقیتهایتان استفاده کنید، تواناییهایتان را کشف کنید تا به نوعی راههای جدید را باز کنید، در زندگی زناشویی نیز به همین ترتیب، ابتدا خوب و دوستداشتنی است ولی به مرور زندگی اسیر روزمرگیها میشود، اینجاست برای نجات زندگی مشترکمان از تغییر کمک بگیریم.
● انسان تغییر میکند
گاهی پیش میآید که زن یا مرد از همسرش شکایت می کند که تو تغییر کردهای و دیگر همان آدم گذشته نیستی و... در این حالت ۲نکته وجود دارد یا در همان مراحل آشنایی ۲ طرف شناخت کافی از هم به دست نیاوردهاند یا یکی از طرفین در روزهای آشنایی خود واقعی خودش را نشان نداده در نتیجه وقتی با حقیقت هم مواجه میشوند جا میخورند و غافلگیر میشوند. اما نکته دوم اینکه بهمرور زمان آدمها تغییر میکنند، در واقع همه آدمها هر ۷ سال تغییرات درونی و روانی فراوانی دارند، برای مثال دهه۲۰ زندگی ما با دهه ۳۰ یا ۴۰ زندگیمان خیلی متفاوت است و این قانون زندگی است. اگر قرار باشد که شما مثل ۲۰ سال پیش خود بیندیشید، عملا دیگر زنده نیستید اما در زندگی وقتی یکی شروع به تغییر دادن باورها و نگاهش داشته باشد، دوست دارد بهدنبال رفتارها و کارهای جدید باشد، اگر همسر او مقاومت کند و مقابل تغییرات او بایستد، عملا به زندگی مشترکشان لطمه میزند، آدمها باید تغییر کنند و نباید مانع آنها شد.
● بروید به کشف ناشناختهها
بیشتر آدمها به خاطر ترسهایشان است که نمیتوانند تغییر کنند، آنها از ناشناختهها میترسند و اکثر آدمها چون از ناشناختهها میترسند و نمیدانند چه میشود، ترجیح میدهند در نقطه کنونی یا همان کیسهخواب منطقه امنشان باقی بمانند، در حالیکه متوجه نیستند همین یکجا ماندن، باعث شدهاست که احساس خوبی نداشته باشند چون طعم واقعی زندگی در کشف ناشناختههاست، برای مثال همه ما وقتی به سفر میرویم دوست داریم همه جاهای ناشناخته و دیدنی آن منطقه را ببینیم و اگر موفق شدهباشیم بعد از سفر به خاطر کشف ناشناختههای فراوان انرژی فراوانی داریم، یعنی در زندگی هرجا که موفق به کشف ناشناختهها شدهایم زندگی برایمان شیرینتر شدهاست. اگر بخواهید مانع تغییر همسرتان شوید ممکن است او به دلیل احترام یا عشقش نسبت به شما دست از تغییرات خودش بردارد ولی باید در نظر داشته باشید مقاومت شما در برابر تغییرات همسرتان میتواند باعث کدورت، دلسردی، خشم، کینه، آسیب به رابطه و... شود.
● چه تغییراتی خوب است؟
تا جایی که به دیگران آسیب نرسد خوب است که تغییر کنیم، در حقیقت در یک زندگی مشترک، تغییرات شخصی باید تا جایی باشد که به طرف مقابل آسیب نرساند، اگر ما در رابطههایمان بازی برنده- برنده را رعایت کنیم مسلما زندگی خوبی خواهیم داشت، یعنی باید هر دو در زندگی راضی و برنده باشیم، نه فقط یک نفر. در واقع زمانهایی که در حال تغییر هستیم باید توجه کنیم، آیا همانطور که من از این تغییر راضی و خوشنود هستم، همسرم هم راضی و خوشحال هست؟! یا نه این موضوع باعث آسیبدیدن او میشود. یعنی تغییرات تا جایی خوب است که به کسانی که با شما زندگی میکنند آسیب نرساند اما اگر تغییر همسرتان به شما هیچ آسیبی نمیزند ولی باز هم در مقابل او مقاومت میکنید، باید در خودتان ریشهها و ترسهایتان را جستوجو کنید نه اینکه در مقابل او بایستید.
اگر بخواهید مانع تغییر همسرتان شوید ممکن است او به دلیل احترام یا عشقش نسبت به شما دست از تغییر بردارد ولی باید در نظر داشته باشید مقاومت شما در برابر تغییرات همسرتان میتواند باعث کدورت، دلسردی، خشم، کینه، آسیب به رابطه و... شود
● اگر میتوانید گفتوگو کنید
گاهی در زندگی ۲ طرف آنقدر دیدگاههایشان تغییر میکند که دیگر همچون گذشته همدیگر را نمیفهمند، در اینجا اول باید به خود بیندیشید که آیا میتوانید همسرتان را در تغییراتتان درونیتان سهیم کنید؟ یعنی درباره درون خودتان با او صحبت کنید، وقتی فضای گفتوگو بین زوجین وجود نداشته باشد دیگر همدیگر را درک نمیکنند. اگر شما و همسرتان تغییرات خیلی زیادی داشتهاید، در صورتی که بتوانید با هم گفتوگو کنید، میتوانید مشکل را حل کنید. در خلال گفتوگو ممکن است مثلا شما احساس کنید که میتوانید درباره دیدگاههای طرف مقابل فکر کنید و حتی در مورد خودتان اجرا کنید یا بلعکس، در این صورت احتمالا مشکلتان حل میشود اما اگر فضای گفتوگو وجود نداشته باشد و آسیبرساندن به طرف مقابل هم برای طرفین مهم نباشد، تغییر میتواند به زندگی مشترک آسیب برساند.
● همسرتان باید در جریان تغییرات شما باشد
اگر احساس میکنید از نظر درونی در حال تغییر هستید، طرف مقابل را در جریان تغییراتتان بگذارید، مثلا اگر در روزگار گذشته آدم خوش مشرب و اهل رفت وآمد بودید و چند وقتی است به هر دلیل دیگر چندان رفتوآمد را دوست ندارید و... بهتر است با همسرتان درباره احساسات و این تغییراتتان صحبت کنید، چون ممکن است او این تغییر رفتار شما را به حساب خود یا دلسردی شما از زندگی مشترک یا... بگذارد و در نتیجه سوءتفاهمهای فراوان شوند، بهتر است با او از تغییرات درونیتان صحبت کنید تا از یکدیگر فاصله نگیرید.
● چگونه اخلاق بدتان را تغییر دهید
اول از همه باید ببینید چه رفتاری را میخواهید تغییر دهید تا با توجه به آن راهحل مناسب پیدا کنید اما بهطور کلی هیچوقت نباید بیش از حد کمالگرا باشید و از خودتان انتظار بیشازحد داشته باشید. در مورد تغییر درونی یک رفتار باید کمی صبور باشید. معمولا تغییرات درونی بعد از ۳ماه خودشان را نشان میدهند و آثار و نتایج آن دیده میشود، یعنی زمانی طول میکشد که تغییری که در درون تصمیم آن را گرفتهایم در بیرون و رفتارها خودش را نشان دهد، البته حواستان باشد که بعد از تغییر هم شما همیشه تمایل به برگشت به رفتارهای گذشته را دارید. مثلا فرض کنید میخواهید زودجوشی خود را اصلاح کنید، احتمالا روزهای اول خیلی سخت است ولی باید توجه کنید هر لحظه نسبت به رفتارهایتان آگاهی داشته باشید، مثلا با خود بگویید من میتوانم بهسرعت عصبانی شوم ولی قرار است این زود عصبانی شدن را تغییر دهم. اوایل این آگاهی بعد از رفتار شما میآید یعنی داد میزنید بعد یادتان میافتد نباید داد میزدید. وقتی این آگاهی ادامه پیدا میکند، کمکم به قبل از رفتار شما انتقال مییابد یعنی بعد از مدتی وقتی در حال عصبانی شدن هستید، بهخودتان هشدار میدهید که ببین تو نباید عصبانی شوید، بعد برای عصبانی نشدن مثلا اتاق را ترک میکنید یا آبی مینوشید یا...خود این آگاهی کمک میکند رفتار شما تغییر کند اما این تغییر رفتار زمان میخواهد، نیاز به تصمیم درونی و آگاهی شما دارد و علاوهبر این نیاز به تمرین دارد مثلا هر فرصتی را در مقابله با افراد مختلف تبدیل تمرینی برای فروخوردن خشمتان کنید.
● چگونه اخلاق همسرتان را تغییر دهید
ما نباید انتظار داشته باشید که طرف مقابل را تغییر دهیم چون هیچکس تغییر نمیکند مگر اینکه خودش بخواهد. اگر زوجها با این فرضیه با هم ازدواج کنند که در آینده همدیگر را تغییر دهند باید بدانند این اتفاق نمیافتد و اگر شما همسرتان را همانگونه که هست نپذیرید، دچار مشکل خواهید شد. اگر مدام بخواهید یکدیگر را تغییر دهید تمام زندگی تبدیل بحث و جدل و دعوا میشود.
از خودتان سوال کنید که آیا من، طرفمقابل را با همه ویژگیهایی که دارد قبول دارم و میخواهم با او زندگی کنم یا نه؟ اگر جوابتان نه است خوب بهتر است از رابطه بیرون بیایید ولی اگر جوابتان مثبت است باید فعلا طرف مقابل را با تمام ویژگیهایی که دارد بپذیرید، یعنی دیگر نباید برای بیان خواستههایتان مدام او را زیر سوال ببرید و محکومش کنید، چون مسلما او در این صورت نسبت به شما گارد میگیرد و در مقابل تغییر مقاومت میکند. یعنی اول همسرتان را بپذیرید و خواستههایتان را تنها در قالب خواسته و خواهش بیان کنید نه دستور و....اجازه دهید او خودش تصمیم بگیرد که چگونه تغییر کند، باید خواستههایتان را بهگونهای بیان کنید که او ترغیب به تغییر شود، مثلا اگر روابط اجتماعی همسرتان خوب نیست به جای اینکه او را سرزنش کنید، میتوانید به او بگویید من ویژگیهای رفتاری تو را دوست دارم ولی فکر میکنم میتوانی روی دیگران اثرگذاری بیشتر داشتهباشی. وقتی روی ویژگیهای مثبت آدمها تاکید میشود آنها سعی میکنند آن ویژگیها را تقویت کنند، درصورتی که وقتی روی نقاط ضعف آنها تاکید میشود دچار احساس بدی میشوند و به همین دلیل خود را تغییر نمیدهند. آدمها با تشویق تغییر میکنند نه با سرزنش و عیبجویی.
● این تغییرات به نفع شما ست
برای تجربه یک زندگی خوب چارهای جز تغییر ندارید، شما باید با ترسهایتان بجنگید، مثلا اگر زندگی مشترک شما بهنوعی روزمرگی و کسالت رسیدهاست، باید از خود بپرسید؛ آیا این زندگی را میخواهید یا نه؟ مسلما جوابتان به این سوال منفی است. اگر دوست دارید در زندگی زناشوییتان همچون روزهای اول برای هم تازه باشید و... بههمین دلیل باید تغییردادن زندگیتان به پاخیزید، اول از خودتان علتهای سردی رابطهتان سوال کنید. آیا غیر از این است که دیگر برای هم حرفهای تازه ندارید؟! آیا غیر از این است که دیگر با هم جاهای جدید نمیروید؟ و... بعد از یافتن علتها باید بهدنبال راهحلها باشید، باید هم خودتان، هم همسرتان را به یک اقدام عملی موثر برای تغییر ترغیب کنید. ببینید چه میخواهید و چه هدفی دارید و برای رسیدن به آن هدف در زندگیتان بهدنبال تغییر باشید.
● این سوالات را از همسرتان بپرسید
چقدر خوب است هرازچند گاهی از همسرتان بپرسید: آیا چیزهایی در دلت وجود دارد که بخواهی به من بگویی؟ من آماده شنیدن هستم یا تو برای تغییر شرایط چه انتظاراتی از من داری؟ البته در این مواقع باید واقعا آماده شنیدن باشید. چون یکی از مسائل زوجها گوشندادن آنها به هم است. وقتی شما از او بخواهید با شما صحبت کند، او دلگرم میشود، از اینکه میبیند شما نسبت به درخواستهای او پذیرا هستید. علاوهبر اینها هر دو با هم فکر کنید هر روز و در هر مرحلهای برای بهبود زندگی چه کارهایی میتوانید برای هم انجام دهید تا هردو احساس بهتری داشته باشید و فقط به فکر کارهای خودتان نباشید. نکته دیگر اینکه همانند روزهای اول زندگی مدام بهدنبال یافتن حرفهای تازه باشید، لباسهای تازه برای هم بپوشید، با هم به جاهای جدید بروید، چه مسافرت، چه روابط اجتماعی جدید و... مهم این است که هر دو با هم بهدنبال یافتن راهحل برای حل مشکلات و بهبود زندگی باشید.