امروز چهارشنبه 20 خرداد 1405

Wednesday 10 June 2026

آیـا می‌تـوان سرهنگ قـذافـی را از نظـر روان‌پزشکـی ارزیـابـی کـرد؟


1401/08/01
کد خبر : 62315
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 21 نفر
مهم‌ترین اصل در بررسی روان‌پزشکی، مصاحبه و معاینه بیمار است که در این مورد عملی نیست، پس فقط می‌توان نظریات کلی ارائه کرد. در چند هفته اخیر مقاله‌ها و صحبت‌های زیادی با موضوع وضعیت روانی سرهنگ قذافی خوانده یا شنیده‌ام. نکته جالب اینکه بخش عمده آنها را کسانی بیان کرده‌اند که تخصص روان‌پزشکی ندارند یا اصولا پزشک نیستند و با بیماری‌ها و نابسامانی‌های روانی آشنایی ندارند... آنها با جسارت تمام ‌(که البته از ناآگاهی سرچشمه می‌گیرد)، قذافی را دچار هذیان و توهم، مبتلا به نابسامانی‌ شخصیتی‌مرزی، روان‌پریش یا دیوانه دانسته‌اند در حالی که نابسامانی‌ها و بیماری‌های روانی، معیارهای دقیقی دارند که تا حاصل نشود، نمی‌توان برای کسی تشخیص مطرح کرد. از سوی دیگر، تشخیص‌های پزشکی به‌طور عام و تشخیص‌های روان‌پزشکی به‌طور خاص، نباید به عنوان ابزار علیه افراد به کار روند. حتی اگر پزشکی در مورد بیمار خود به قطع و یقین به تشخیصی رسیده است، اجازه ندارد بدون رضایت بیمار آن را در مجمعی مطرح‌کند. البته در مورد افراد مشهور که درگذشته‌اند و پرونده‌های پزشکی معتبر دارند، می‌توان اظهارنظر کرد یا در مورد مشاهیر زنده که خودشان مسایل زندگی?شان را بیان می‌کنند یا از طریق رسانه‌ها مطرح می‌شود. در اینکه در رفتار قذافی غرابت‌هایی وجود دارد، تردیدی نیست. مثلا دگرگونی‌های چشمگیری در رفتار او وجود دارد، از جمله انتقادها و حمله‌های شدید لفظی او به سران کشورهای غربی و بعد چرخش ۱۸۰ درجه به سمت دوستی با آنان. جالب این است که همین تغییرات رفتاری را در سران همین کشورهای غربی درمورد قذافی می‌بینیم، مثل شرفیابی سارکوزی، اوباما، برلوسکونی، تونی‌بلر (روسای جمهور فرانسه و آمریکا و نخست‌وزیران ایتالیا و انگلیس) به حضور قذافی و تعظیم و تکریمی که در چند سال اخیر به وی داشتند، و سپس تغییر رفتار آنها در عرض چند هفته و چند ماه. بدرفتاری با مردم و شورشیان و کشتن آنها، از اعمالی است که به قذافی نسبت داده می‌شود ولی شورش‌های مکرر جوانان محروم فرانسه و انگلیس که با سرکوب شدید و دستگیری و قتل معترضان در هر ۲ کشور فرانسه و انگلیس با دستور سارکوزی (چه زمانی که وزیر کشور و چه زمانی که رییس‌جمهور فرانسه بود) و سرکوب خشونت‌بار دانشجویان انگلیسی در چند ماه قبل و این اواخر سیاهان محروم لندن و شهرهای دیگر با دستور کامرون، از یاد نرفته است. از خاطر نبریم اوباما با وعده تغییر به صحنه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا وارد شد؛ او قول داد به جنگ در عراق و افغانستان پایان دهد، نیروهای آمریکایی از این کشورها خارج شوند و شکنجه‌گاه گوانتانامو تعطیل شود، اما نه‌تنها این کارها را انجام نداد، بلکه بر آتش جنگ هم افزود. به قذافی در مورد انفجار هواپیمای مسافربری بر فراز اسکاتلند ایرادهای زیاد و بجا و به حقی وارد شده است ‌اما نمی‌دانم کسی در آمریکا یا اروپا به رییس‌جمهور وقت آمریکا هم که دستور حمله به هواپیمای مسافری ایران در خلیج فارس را داد و بابت این اقدام تروریستی، به ناخدای کشتی جنگی‌ای که به این هواپیما شلیک کرد مدال اهدا کرد، ایراد گرفت یا نه! قذافی «خودشیفته» نامیده شده است که می‌تواند تا حدودی صحیح باشد ولی نمی‌دانم به نخست‌وزیر ایتالیا (آقای برلوسکونی) که تاکنون چند بار عمل جراحی پلاستیک برای زیبایی و کاشت مو انجام داده است و موهایش را مرتب رنگ می‌کند هم این عنوان داده می‌شود یا نه؟ حداقل در مورد حفظ حرمت زنان به نظر می‌رسد قذافی بهتر از آقای برلوسکونی رفتار کرده باشد. به قذافی صفت «خودبزرگ‌بین» داده شده که مطمئنا صحیح است، اما شاید این عنوان شایسته سارکوزی هم باشد که باوجود اینکه نامحبوب‌ترین رییس‌جمهور تاریخ فرانسه لقب گرفته است، به عنوان نماینده مردم فرانسه به این سو و آن سوی جهان از افغانستان تا لیبی لشکرکشی می‌کند و سال گذشته در جشن ۱۴ ژوییه (آزادسازی باستی به‌وسیله انقلابیون فرانسه در ۳ قرن پیش) به سربازان مستعمرات سابق فرانسه لباس ارتش فرانسه پوشاند و از آنها در شانزه‌لیزه سان دید. مردی که کفش‌هایی بزرگ‌تر از پایش به پا کرده است و به این ترتیب عظمت‌طلبی خود را به هزینه فرانسه نمایش می‌دهد. زمانی که از او که با ژست آزادیخواهی دستور بمباران لیبی را صادر کرد، درباره هزینه‌های این جنگ سوال شد، پاسخ داد ما تاکنون ۲۷۰ میلیون یورو در این جنگ خرج کرده‌ایم اما به زودی چند برابر آن را به دست خواهیم آورد. اینکه قذافی پول‌های مردم کشور خود را دزدیده است، می‌تواند صحیح باشد و بسیار ناشایست، اما وقتی نیکلاسارکوزی که چند پرونده در مورد دریافت‌های غیرقانونی از سرمایه‌داران فرانسوی دارد، در مورد آن صحبت می‌کند، به دل نمی‌نشیند. صحیح است که قذافی به شورشیان کشورهای دیگر کمک مالی کرده‌است (از جمله به ارتش جمهوری‌خواه ایرلند که با اشغالگران بریتانیایی می‌جنگند، سازمان آزادی‌بخش فلسطین که علیه اشغالگران اسراییلی مبارزه می‌کرد، کنگره ملی آفریقا که نلسون ماندلا رهبر آن بود و جدایی‌طلبان باسک) اما این سوال مطرح می‌شود که درمورد کمک‌های مالی و تسلیحاتی آمریکا، انگلیس و فرانسه به رژیم‌های مستبد، حمایت آنها از تجزیه‌طلبان در کشورهای گوناگون که رژیم مردمی داشته‌اند و انجام کودتا برای ساقط کردن حکومت‌های مردمی در آسیا، آفریقا و آمریکای جنوبی چه باید گفت؟ ملاحظه می‌کنید که قذافی کارهای غیرعادی و گاه بسیار ناشایستی انجام داده است (باید بگویم نقش او را در مورد ربوده شدن امام‌ موسی‌صدر نابخشودنی می‌دانم)‌ اما گویا رهبران غرب خیلی بیش از او و شدیدتر به این اقدام‌ها دست زده‌اند. یادمان باشد که نسبت دادن بیماری روانی به سیاستمداران بدرفتار، به معنی رفع مسوولیت از آنهاست و در عین حال بر انگ بیماری روانی می‌افزاید (چیزی که ما روان‌پزشکان با آن مبارزه می‌کنیم). بررسی من در اینترنت معلوم کرد که سازمان سیا چند سال پیش قذافی را از نظر روانی سالم تشخیص داده است. تردیدی نیست که او یک حاکم مطلق بوده که برای حفظ قدرت ممکن است همه کار انجام داده باشد. اگر بخواهیم با معیارهای غربی قضاوت کنیم، قذافی سیاستمداری زیرک است به نحوی که توانسته ۴۲ سال حاکم یک کشور ثروتمند بماند و در این مدت از ده‌ها سوءقصد که آمریکا، انگلیس، فرانسه و مصر علیه او انجام داده‌‌اند، جان سالم به در برد. به گفته «اریک مارگولیس» که چند بار با قذافی صحبت کرده است، او با ترفندی زیرکانه مقداری آشغال اتمی از بازار سیاه خرید و سپس به آمریکا گفت می‌خواهد برنامه سلاح هسته‌ای خود را کنار بگذارد. بوش ساده‌لوح و دستگاه دیپلماسی او به دام این حیله افتادند و تحریم لیبی را پایان دادند و درظاهر قذافی به جنگ بوش علیه تروریسم پیوست! به درستی که لقب «روباه صحرا» شایسته اوست! تمایل به استفاده از برچسب‌های روان‌پزشکی در مورد رهبران بدرفتار و دیکتاتورها بیشتر حاکی از نیاز جامعه برای یافتن تبیینی برای برخی رفتارهاست نه آنکه واقعیتی را در مورد این افراد بیان کند. زدن برچسب‌های شبه‌ روان‌پزشکی بر پایه یک نطق یا نحوه رفتار، به‌وسیله افراد غیرمتخصص کاری غیرمسوولانه است که نه فقط جنبه علمی ندارد بلکه باعث ترس مردم از بیماران واقعی و معصوم روان‌پزشکی می‌شود و برانگ بیماری روانی می‌افزاید، حال آنکه کوشش ما روان‌پزشکان در جهت معرفی مشاهیر و نوابغ انسان‌دوستی بوده است که به بیماری روانی هم مبتلا بوده‌اند تا عموم مردم بدانند ابتلا به بیماری روانی لزوما با زندگی سازنده و آفریننده و رضایت‌بخش منافاتی ندارد.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/62315
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید