امروز دوشنبه 01 تیر 1405

Monday 22 June 2026

آشفتگی های یک جدایی


1401/08/01
کد خبر : 65977
دسته بندی : ثبت نشده
تعداد بازدید : 58 نفر
ثبات خانواده در یکدل و همگام بودن اعضای آن است و نبود هر یک از اعضا باعث به وجود آمدن مشکلاتی برای سایر افراد خانواده می شود، در این میان، جدایی پدر و مادر حادثه ای است که مسائل و مشکلات فراوانی را برای افراد به وجود می آورد. جدایی برای مرد و زن تجربه ای تکان دهنده و برای کودکان خاطره ای تلخ و ماندگار است. با توجه به تلخی ها و نابسامانی های جدایی والدین، خانواده باید روشی را درپیش گیرد تا حداقل آسیب را به اعضای خود وارد کند. طلاق بر روی مرد و زن پیامدهای خاص خود را دارد. روند جدایی والدین در کودکان تأثیرگذارتر است و متأسفانه پدر و مادر در روند طلاق به طور کلی کودکان خود را نمی بینند. کودک در جریان جدایی والدین احساس امنیت، اعتماد به نفس و تداوم زندگی خانوادگی را از دست می دهد. تأثیر طلاق در کودکان زیر ۳ سال باعث از بین بردن اعتماد و دلبستگی کودک به محیط اطراف می شود. بهانه جویی، خشم، عصبانیت، اختلالات خواب، افسردگی و انزوا از دیگر پیامدهای طلاق بر روی این کودکان است. اثر طلاق در کودکان ۳ تا ۶ سال به گونه دیگر خودنمایی می کند، کودکان در این سن به سمت استقلال و خودکفایی گام برمی دارند و این چالش بزرگ آن ها در این سن است. کودکان در این سن برای خود قدرت های خیالی قائلند و از طرفی به والدین هم اعتماد و یا بی اعتمادی پیدا کرده اند. ● واکنش های هیجانی فرزندان وقتی طلاق برخلاف روند مورد انتظار آنان صورت گیرد نوعی احساس گناه و شکست خوردگی در ذهن آنها به وجود می آید. با این همه میزان واکنش های هیجانی کودکان بستگی به سن، درک و آگاهی آنان از محیط اطراف دارد. بدیهی است یکی از عواملی که سبب بروز ترس و اضطراب در کودک می شود مشکلات زن و مرد در محیط زندگی است. اغلب کودکان خردسال به دلیل نداشتن درک صحیح از موضوع مورد بحث والدین شان با بروز رفتارهای پرخاشگرانه و خصمانه در صدد مقابله با شرایط موجود برمی آیند و از طرف دیگر ممکن است تصور کنند که عامل اصلی اختلاف، آن ها هستند و دچار احساس گناه شوند، آنان فکر می کنند اگر رفتار دیگری در ارتباط با پدر و مادر داشته باشند، می توانند درگیری های موجود پدر و مادر را کاهش دهند. کودکان که به مدرسه می روند اغلب اضطراب ناشی از مشاجره های والدین شان را با نداشتن تمرکز در انجام تکالیف مدرسه و افت تحصیلی نشان می دهند. در سنین نوجوانی فرزندان به طور کامل متوجه جدایی والدین شده و واکنش هایی از جمله خشم زیاد، نگرانی در مورد آینده و احساس مسئولیت نسبت به درست کردن شرایط موجود را دارد و سعی در واسطه قرار گرفتن میان پدر و مادر و ایجاد صلح و آشتی در میان آنها را دارند و در شرایطی نیز با خونسردی نظاره گر موضوع طلاق والدین هستند. سن کودک در هنگام طلاق در واکنش های آنان تفاوت ایجاد می کند. اطفالی که در سن ۳ تا ۶ سالگی هستند واکنش شدیدتری نسبت به طلاق دارند. اختلالات رفتاری به صورت از دست دادن مهارت هایی که تازه کسب کرده اند؛ ظهور می کند، برای نمونه حرف زدن آنها کودکانه تر می شود زیرا مسئله طلاق برای آنان غیرقابل درک است و کودک در هنگام طلاق دچار نگرانی می شود که شاید پدر و مادر نیز او را طلاق دهند. بسیاری از کودکان طلاق، در یادگیری نیز دچار مشکل می شوند و افت تحصیلی پیدا می کنند. نوجوانان در مرحله بلوغ راحت تر مسئله طلاق را درک می کنند ولی هنوز هم دل آزرده و یا خشمگین به جدایی پدر و مادر نگاه می کنند. ● ریشه اضطراب های دوران نوجوانی نکته بسیار مهم آن است که کودک در هر سنی خود را مقصر در طلاق پدر و مادر می داند و این موضوع کودک را آزار می دهد. بنابراین نباید دوران نداشتن تفاهم و مشاجره زن و مرد در خانه را بر روی روحیه کودک فراموش کرد حتی اگر پدر و مادر تصور کنند که با بهترین شیوه ممکن و با آرامش و متانت کامل از هم جدا شده اند، باز هم تجسم این که والدین قصد جدایی دارند برای کودک دلهره آور و ترسناک است. روان شناسان معتقدند که ریشه اضطراب های دوران کودکی و یا نوجوانی در احساس گناه، تنش و نگرانی نهفته است. در این میان خانواده هایی هستند که محیطی متشنج برای کودکان خود فراهم می آورند و دنیای سراسر شادی و امنیت کودک خود را تبدیل به استرس و نگرانی می کنند. این موارد برای کودکان مشکلات بسیاری را به وجود می آورد. بررسی ها نشان می دهد پسری که مجبور می شود با مادر خود زندگی کند در همانندسازی مثبت مردانه دچار مشکل می شود و برعکس دختری که به ناچار مجبور است با پدر خود زندگی کند قادر به همانندسازی زنانه نخواهد بود، به طور کلی کودکان در پذیرش نقش مبتنی به خود دچار مشکل می شوند. گاهی اوقات یکی از والدین چند فرزند را سرپرستی می کند، این موضوع فشار بسیاری را به فرزند بزرگتر وارد می کند و او برحسب جنسیت خود مجبور است نقش پدر و یا مادری را که طلاق گرفته ایفا کند. پدران ومادران تا آنجا که ممکن است از طلاق خودداری کنند و به دنبال راه حل های سازنده تری برای رفع مشکلات خود باشند، اگر مجبور به طلاق شدند، بهتر است این اقدام به آرامی و با توجه به منافع کودکان انجام بگیرد. البته مسئله برخورد والدین با موضوع و نوع طرح آن با فرزندان در میزان واکنش های سنی فرزندان نسبت به این مسئله نقش موثری خواهدداشت. به طور کلی برخی والدین قبل از قطعی شدن طلاق، آن را با فرزندان مطرح نمی کنند. برخی دیگر بدون آمادگی فرزندان موضوع طلاق را مطرح کرده و برخی فرزندان نیز به دلیل وجود درگیری های لفظی و یا فیزیکی والدین خود نسبت به ایجاد جدایی و طلاق میان والدینشان آگاهی نسبی دارند، اما در همه این موارد روح و روان فرزندان آسیب جدی خواهد دید. با این همه، تحقیقات نشان می دهد که به طور معمول بعد از طلاق شرایط سختی برای فرزندان خواهدبود و اگر فرزندان نتوانند به درستی با این مسئله کنار آیند، دچار مشکلات روحی روانی بسیار جدی خواهدشد، بنابراین لازم است نقش والدین در زندگی فرزندان به درستی ایفا شود. فرزندان را وسیله و ابزاری برای ابراز خشم نسبت به طرف مقابل خود قرار ندهیم. با کودکان خود صحبت کنیم و به آنها بگوییم طلاق تقصیر آنها نیست و به دست آنها هم قابل پیشگیری نیست. به خاطر داشته باشید که کودک هیچ گاه نمی تواند پدر و مادر خود را طلاق دهد. ● گفت وگو مناسب ترین راه حل یکی از مسائلی که درون خانواده کم و بیش مشاهده می شود لجبازی بین زن و مرد درباره یک موضوع خاص است. لجبازی در هر زمانی اتفاق می افتد گاهی اوقات زن یا مرد احساس می کنند نظرشان کاملا منطقی است و باید پذیرفته شود و اگر مورد قبول طرف مقابل نباشد کار به لجبازی می کشد، غرور، اختلاف سلیقه، نداشتن گذشت، در اکثر اوقات زمینه این رفتار است. شاید بتوان گفت یکی از آثار منفی لجبازی اختلاف زوجین باشد که سلامت روان اعضای خانواده را تهدید می کند. روان شناسان معتقدند فرد لجوج قدرت تصمیم گیری و استقلال فکری مناسبی ندارد و نمی خواهد خواسته های غیرمنطقی خود را کنار بگذارد. فرد لجباز به نظر دیگران احترام نمی گذارد و تنها خواسته خود را می بیند. در واقع افراد با لجبازی نمی توانند راه حل های مناسبی برای مسائل پیدا کنند و توجیه منطقی را نمی پذیرند. در هنگام برخورد با مسئله ای، زن و مرد باید با لحن مناسب با هم صحبت کنند. والدین در هنگام کشمکش باید تعادل و آرامش خود را حفظ کنند که موضوع مورد بحث منجر به اختلاف بیشتر نشود. گفت وگو مناسب ترین عامل برای حل مسائل است. والدین باید دیدگاه های یکدیگر را بشنوند و بعد تصمیم بگیرند. اما متأسفانه در بیشتر مواقع آنها حاضر به شنیدن نظرات همدیگر نیستند. شاید یکی از وظایف مهم پدران و مادران در زندگی، پیشداوری و قضاوت عجولانه نکردن درباره موضوع های مختلف است.
گالری تصاویر

لینک کوتاه :
https://www.aftabir.com/article/show/65977
PRINT
شبکه های اجتماعی :
PDF
نظرات
جدیدترین اخبار ها
بروزترین اخبار ها
مطالب مرتبط

مشاهده بیشتر

با معرفی کسب و کار خود در آفتاب در فضای آنلاین آفتابی شوید
همین حالا تماس بگیرید