اهميت استراتژيک کشور در منطقه

مبلغان مسيحى که حدود سال ۱۸۷۰ وارد اين کشور شدند هدف آنها ترويج دين مسيح نبود. زيرا پيش‌تازان قدرت‌هاى مستعمراتى به‌منظور سرکوب شورش طرفداران اخوان‌المسلمين در سودان و فعاليت‌هاى زيرزمينى براى بهره‌بردارى از رودخانه نيل شاهرگ حياتى ميليون‌ها مسلمان در سودان، حبشه و مصر، به اينجا آمده بودند. شکوفائى اسلام که در همان زمان نيز يک مذهب رسمى به‌شمار مى‌رفت در پادشاهى بوگاندا غيرقابل قبول بود. منطقه بوگاندا محيط پردرياچه‌اى بود که به درياچه ويکتوريا شهرت دارد. جنگ‌هاى مذهبى که در سال ۱۸۸۰ شعله‌ور شد به‌منظور تجزيه پادشاهى مسلمانان بوده است. مسلمانان بدون هيچ‌گونه کمک خارجي، مقاومت کردند؛ ليکن زير حملات سنگين مبلغان مسيحى تاب نياورد و در مى سال ۱۸۹۱ تسليم شدند. دولت استعمارگر بريتانيا، مسلمانان را به‌عنوان دشمن و غيرقابل اعتماد مدنظر قرار داده و از دادن هرگونه مشاغل سياسى به آنها امتناع ورزيد؛ درحالى که سرزمينى به آنها اختصاص داده نشده، اراضى وسيعى را به مبلغان مسيحى دادند. از ۲۰ پست رياست قبيله‌اى که توسط استعمارگران در کشور به‌وجود آمد، ۱۱ پست براى پروتستان‌ها، ۷ پست براى کاتوليک‌ها و براى مسلمانان (عليرغم تعداد بى‌شمار آنها در آن هنگام ) تا استقلال سال ۱۹۶۲، تنها يک پست در کشور وجود داشت.



سرزمين کودتاها، سرزمين حکومت‌هاى ديکتاتورى در لباس‌هاى مختلف، سرزمين کشتارهاى فردى و دسته جمعى، سرزمين خشم و خون، و بالاخره سرزمينى که سال‌ها شاهد حکومت‌هاى دست نشانده بوده است که نام آن را اوگاندا نهاده‌اند. اوگاندا تا سال ۱۹۸۳ تحت‌الحمايه انگليس بود. سياست بريتانيا در منطقه آفريقاى شرقى، از زمان‌هاى قديم برمبارزه با اسلام و خالى کردن منطقه از مسلمانان استوار گشته است. که اگر بخواهيم به نمونهٔ بسيار روشن و قابل تأملى نيز اشاره کنيم، شايد سودان و جنگ‌هائى که از سال‌هاى قبل تحت‌عنوان ”شمال مسلمان‌نشين “ و ”جنوب مسيحى‌نشين “ در آن کشور آغاز شده است، داراى مشخصه‌هاى مورد نظر ما نيز باشد.


در اثناء انعقاد کنگره اول جنبش صهيونيسم در شهر بال سوئيس، بريتانيا، اوگاندا را به‌عنوان پايگاهى براى تشکيل دولت قومى صهيونيست‌ها به ”هرتزل “ پيشنهاد کرده بود.


هدف بريتانيا از اين پيشنهاد روشن بود :”تشکيل مرکزى براى حمايت از حضور بريتانيا در منطقه کانال سوئز و شمال شرقى آفريقا (سودان - مصر ) و گسترش اين حضور در تمرکز آن در سومالي، اتيوپى و کنيا در مقابله با آلمان قبل از جنگ جهانى اول “ اما جنگ جهانى اول، به‌واسطه سيطرهٔ انگليس به شرق آفريقا، به حضور آلمان در منطقه پايان داد و اگر ساير اهداف و نقشه‌هاى پنهانى استعمار را درانتخاب فلسطين به‌عنوان پايگاه صهيونيسم از نظر دور نداريم، عامل فوق‌الذکر نيز در منصرف نمودن بريتانيا از تقديم اوگاندا به صهيونيست‌ها مؤثر بوده است.


بريتانيا در سال ۱۹۰۰، اولين نظام ادارى خود را در اوگاندا مستقر نمود. اين نظام بر تقسيم کشور به قسمت‌ها و شبه دولت‌هاى کوچک مختلف و برپايهٔ اختلافات دينى و قبايلى و زبانى در ميان آنان و نيز برترى دادن گروهى به گروه ديگر مبتنى بود. از آنجائى که مسلمانان شمال اوگاندا، پايگاهى براى ارتش و پليس محسوب مى‌شدند کوشش پيگير حکومت، استقرار پروتستانيسم در اين منطقه بود تا بتوانند مسلمانان را براى سرکوب کاتوليک‌هاى جنوب که خواهان استقلال از انگليس و پروتستان‌ها بودند، به‌کار گيرد. کما اينکه انگليس طى سال‌هاى سلطهٔ مستقيم خود در منطقه، اهالى مسلمان سودان را براى درهم کوبيدن قيام‌هاى داخلى مصر، ارتش مصر را براى سرکوبى مسلمانان سودان و نيز ارتش متشکل از مسلمانان شمال اوگاندا را براى سرکوبى مخالفت‌هاى محلى به‌کار گرفته است.

نقش تعيين کننده هريک از عوامل جغرافيائى و منابع طبيعى

اين کشور به‌دليل ثروت‌هاى فراوان جنگلى به برزيل آفريقا مشهور است. رود نيل که کشورهاى اوگاندا، سودان و مصر را مشروب مى‌سازد از درياچه ويکتوريا که واقع در اوگاندا و نزديک منطقه جينجا مى‌باشد سرچشمه مى‌گيرد. اين کشورها بدون نيل مشکلات فراوانى پيدا خواهند کرد معمولاً دوام اين کشورها با ثروت حاصل از کشاورزى است و از اين رو بر رود نيل متکى هستند. البته در اوگاندا به‌دليل موقعيت جغرافيائى و وفور باران‌هاى مکرر وابستگى به نيل کمتر است ؛ ولى مصر بدون نيل تقريباً خشک و لم يزرع خواهد بود. به همين دليل رود نيل در کنار ويژگى‌هاى جغرافيائى در تحولات سياسى منطقه نيز نقش داشته است و هر کشور دوام قدرت خود را با جريان آب رود نيل پيوسته مى‌داند.