به مناسبت سوم آبان سالروز درگذشت فریدون مشیری شاعر پرآواره معاصر، بهار مشیری دختر او در مورد پدرش و چاپ دوبیتی های این شاعر فقید صحبت کرده است.

سال های بین شهریور ۱۳۰۵ تا سوم آبان سال ۱۳۷۹ مردی در این سرزمین زیست که بسیاری از ما با شاعرانگی اش همراه شده ایم و احساسمان را در قالب سروده های او بیان کرده ایم. فریدون مشیری که امروز نهمین سال سفرابدی اوست، علی رغم دوستی و همکاری با شاعرانی که تغییراتی در ساختار شعر فارسی ایجاد کردند، بر اساس قواعد کلاسیک شعر فارسی سرود و از این رو جمع گسترده تری از مردم کشورمان با اشعار او ارتباط برقرار کردند و در میان علاقه مندان به آثارش می توان افراد مختلف و متنوعی از اقشار مختلف جامعه را دید.

البته شاید همین ویژگی گاه بحث هایی را در زمان خود مشیری ایجاد کرده باشد اما حقیقت این است که فریدون مشیری در خاطره مردم ایران ماندگار است. فریدون مشیری شاعری بود که در قالب های مختلف شعر می سرود و در میان اشعار او می توان گونه های مختلف غزل، قصیده و حتی دوبیتی را دید. این روزها دخترش مهندس بهار مشیری در حال جمع آوری دو بیتی های فریدون مشیریست. برخی از این دوبیتی ها در پایان کتاب های مشیری چاپ شده اند و برخی دیگر دست نوشته هایی هستند که بهار مشیری آنها را گرد آورده تا در قالب یک مجموعه به چاپ برساند. چاپ این دوبیتی ها در ادامه تلاشی است که او بعد از فوت پدر آغاز کرده و همچنان ادامه می دهد. بهار مشیری تا امروز تلاش کرده چیزی از سروده های پدرش از دسترس علاقه مندان به شعر مشیری دور نماند.

خانم مشیری تا جایی که می دانم تعداد زیادی از اشعار استاد مشیری در زمان حیات ایشان و با نظر خودشان به چاپ رسید. اما اشعاری هم بود که بعدها چاپ شدند. چند عنوان کتاب و چه کتاب هایی از استاد مشیری بعد از فوت ایشان چاپ شد؟

از درگذشت زنده یاد فریدون مشیری ن۹ ه سال می گذرد و در این سال ها کتاب هایی از ایشان چاپ یا تجدید چاپ شده است. هنگام درگذشت ایشان، مجموعه آثار چاپ شده اش، زیر چاپ مجدد بود. چند برگزیده و چند نقد و بررسی از ایشان و نیز دو کتاب از مجموعه دست نوشته های چاپ نشده پدر، بعد از فوتش چاپ شدند. کتاب «از دریچه ماه»، «نوایی هماهنگ باران» که به همت نشر چشمه به چاپ رسیده اند و گزینه اشعاری به نام های «ریشه در خاک»، «پرواز با خورشید»، «زیبای جاودانه» و «از خاموشی تا آفاق بیداری» که توسط انتشارات مروارید، صفی علیشاه، سخن و مهر و ابر منتشر شدند.

مثلاً کتاب نمونه اشعار ایشان، بعد از فوت پدر چاپ شد و همین طور کتابی به نام «از کوچه تا پرواز» به قلم آقای محمدعلی شفاهی که به تحقیق و بررسی آثار پدر اختصاص داشت. در نقد، بررسی و تحلیل ها نام انتشارات هیرمند، ثالث و پایا به چشم می خورد که در این گردآوری ها هدف شناخت بیشتر و نحوه نگرش استاد مشیری به عنوان ستایشگر عواطف انسانی به دنیای پیرامون دیده می شود. اما کاری که من کردم این بود که دست نوشته ها و مجموعه های چاپ نشده ایشان را به چاپ برسانم.

چرا این کتاب ها در زمان حیات خود ایشان چاپ نشد؟ و چرا استاد خودشان برای چاپ آنها اقدام نکرده بودند؟ تمایلی نداشتند یا امکانش ایجاد نشده بود؟

دلیل چاپ نشدن این آثار این بود که پدر اواخر عمر بیمار بودند و همین باعث شد از چاپ این کتاب ها باز بمانند.

در گردآوری و چاپ این آثار که بعد از فوت ایشان چاپ شدند، چه چیزهایی را مد نظر داشتید؟

از آنجا که در برگزیده های قدیم آثار جدید وجود نداشت، در چاپ های مجدد این انتخاب ها صورت گرفت.

گفته اند شما در چاپ آثار چاپ نشده استاد مشیری از راهنمایی یک استاد یا شاعر بهره نبرده اید و اشعاری که بعد از فوت ایشان چاپ شده، ویرایش نشده اند؟!

این طور نیست. من در تمام مدت با دکتر مهشید مشیری در تماس بوده ام و با دکتر میرعابدینی هم مشورت کردم. حتی یک بار آقای میرعابدینی از من پرسیدند اگر لازم است اشعار چاپ نشده، قبل از چاپ ویرایش شوند اما من به ایشان گفتم می دانم که پدرم خودشان این اشعار را ویرایش کرده اند چون این اشعار را در مجالس و محافل ادبی خوانده اند. در حقیقت این اشعار ویرایش شده و آماده چاپ بود و پدر فقط به دلیل بیماری اواخر عمر نتوانسته بود آنها را خودش به چاپ بسپارد.

درباره رابطه خوب استاد مشیری با سایر شاعران هم عصر ایشان بسیار شنیده ایم. حال آنکه در دنیای شعر و ادبیات گاهی رقابت ها بر رفاقت ها سایه می انداختند، اما استاد مشیری گویی چنین نبود. ایشان در این مورد چه نظری داشتند؟

او با بسیاری از شعرای هم عصرش که ما آنها را شاعران دهه ۴۰ می شناسیم و به عبارتی شکوفایی آنها در این دوره بوده، مناسبات خوبی داشت و با بسیاری از آنها تا پایان عمر دوستی طولانی خود را حفظ کرده بود. دلیل این ارتباط دوستانه بین پدر و شعرای دیگر و اصولاً همه اطرافیان ایشان را می توان در این شعر خودشان دید. فریدون مشیری در شعر دوستی گفته است: دل من دیر زمانی است که می پندارد/ «دوستی» نیز گلی است/ مثل نیلوفر و ناز/ ساقه ترد ظریفی دارد/ بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد/ جان این ساقه نازک را / دانسته/ بیازارد!

وقتی پدر می سرود که «زندگی، گرمی دل های به هم پیوسته ست / تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست» به آن اعتقاد داشت.

بعد از چاپ شعر کوچه عده ای از شاعران و منتقدان استاد را متهم به سرودن شعر بازاری و عامه پسند کردند در حالی که همین شعر یکی از اشعار به یادماندنی ایشان شده است. استاد مشیری درباره این انتقادها چه نظری داشتند؟

دکتر مهشید مشیری در نگاهی به شعر مشیری در کتاب چهل سال شاعری، شعر کوچه را به عنوان بحث برانگیزترین شعر مشیری و اصولاً تداعی کننده نام او با مثالی از حافظ مورد بررسی قرار می دهد: یک قصه بیش نیست غم عشق و وین عجب / کز هر زبان که می شنوم نا مکرر است. یکی از ویژگی های شعر موفق همین است که تکرارش از تأثیرش نمی کاهد! چنین شعری به اصطلاح خاصیت قند مکرر را دارد. خانم دکتر مشیری معتقد است شعر کوچه به خاطر آهنگین و موزون بودن، در ذهن مردم ما مانده و مورد اقبال آنها قرار گرفته است. و نظر خود استاد مشیری درباره شعر کوچه این بود که وی همزمان اشعاری مانند «اشکی در گذرگاه تاریخ»، «کوچ» و «چتر وحشت» را سروده ولی این طبع مردم است که باعث شده این یکی را بیش از بقیه اشعارش، بخوانند و بشنوند. در حقیقت این ذائقه و طبع مردم است که خوب با شعر کوچه ارتباط برقرار کرده است.

چه ویژگی در استاد مشیری و یا اشعارشان بود که نه فقط اهالی ادبیات بلکه عامه مردم هم به ایشان علاقه داشتند؟ آیا این مسئله تنها به جنس اشعار ایشان مرتبط است؟

اصولا وقتی ادبیات و شعر فارسی از گذشته تا امروز را مرور می کنیم، می بینیم که یکی از انگیزه های سرودن شعر توجه به انسانیت است. ویژگی ای که در شعر مشیری هم دیده می شود. مشیری بیانگر خوبی و احساسات پاک انسانی است. مثلاً آن گاه که در شعر رنج می گوید: من برآنم که در این دنیا، خوب بودن به خدا سهل ترین کار است و نمی دانم، که چرا انسان تا این حد با خوبی بیگانه است. و همین درد مرا سخت می آزرد.

درباره گردآوری دوبیتی های استاد مشیری بفرمائید و اینکه چه شد تصمیم گرفتید دو بیتی های ایشان را در یک مجموعه مستقل چاپ کنید؟

تعدادی از این دوبیتی ها دست نوشته هستند که دوست داشتم به چاپ برسانمشان. بنابراین تصمیم گرفتم همه دوبیتی های چاپ شده و نشده را در یک مجموعه کامل و مستقل منتشر کنم. همان طور که می دانید پدر هم قصیده سروده، هم غزل و هم دوبیتی. احساس کردم امروز خیلی زمان قصیده و غزل نیست. در شرایط امروز جامعه، در حالی که سبک و شیوه زندگی مردم تغییر کرده، شعرهای مینی مال مثل دوبیتی می تواند جذابیت بیشتری در مقایسه با غزل داشته باشد. البته این را هم می دانم نسل های قدیمی تر و آنهایی که هنوز درگیر زندگی مدرن هم نشده اند، ارتباط خوبی با دوبیتی برقرار می کنند. این شد که فعلاً دوبیتی ها را در قالب یک مجموعه مستقل برای چاپ آماده کرده ام.

آذر مهاجر