نشست «سره‌گرایی زبانی؛ ضرورت‌ها و آسیب‌ها» روز گذشته (سه‌شنبه، ۲۴ دی‌ماه) برگزار شد.

در این نشست كه در شهر كتاب مركزی برپا شد، احمد سمیعی گیلانی با بیان این‌كه نمی‌خواهم در این‌جا بحث ذوقی و آكادمیك داشته باشم؛ بلكه می‌خواهم بحث پراگماتیگ كنم، گفت: سره‌گرایی از گذشته سابقه داشته است؛ مثلا ناصرخسرو سره‌گرا بود؛ اما اصطلاحاتی كه او به جای لغات عربی نشانده است، هیچ‌كدام ماندگار نشده‌اند. سره‌گرایی مانند یك نوع آلرژی و بیماری است. در زبان، سره و ناسره نیست. هرچه در زبان هست، سره است. همان‌طور كه نژاد خالص نداریم و آن‌ها كه مدعی بودند كه باید نژاد خالص ایجاد كرد، شكست خوردند.

این عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی تصریح كرد: ما زبانی كه در نیاكانش ریشه داشته باشد، نداریم. نیای زبان ما، فارسی باستان بود و مادرش، زبان پهلوی و بعد به زبان دری و فارسی رسیدیم. آن‌چه پیوستگی زبان را تضمین می‌كند، امروز تغییر كرده است؛ چه رسد به صورت زبان.

او همچنین متذكر شد: پس ما سره و ناسره در زبان نداریم و اصولا اهل زبان تفكیك نمی‌كنند و به آن كاری ندارند. احمد كسروی كه از سره‌گرایان بود، فكر می‌كرد «پرچم» كلمه‌ی سره‌ی فارسی است؛ در حالی‌كه ین یك عنصر مغولی است.

سمیعی گیلانی یادآور شد: من از مأنوس بودن یا نبودن، راحت‌ بودن یا نبودن زبان هم تصوری ندارم. سره‌گرایی جریانی است كه همیشه عبث و بیهوده بوده است. نوواژه‌سازی بحث دیگری است كه آن سره‌گرایی نیست. عربی‌زدایی و اولین گام‌هایی كه در راه سره‌گرایی برداشته‌ شد، توسط نظامی‌ها بوده است.

به اعتقاد سمیعی گیلانی، بسیاری از عناصر زبانی هستند كه دیگر وطن خود را عوض كرده‌اند. خیلی چیزهاست كه ما فكر می‌كنیم فارسی است؛ اما نیست. درست است كه می‌توان واژه‌ها را آزادانه داد و ستد كرد؛ اما واژه‌هایی كه به زبان وارد می‌شود، خطرناك است. جاهایی كه الگوهای دستوری را وارد زبان می‌كنیم، ما هویت دیگری روی آن قائل‌ایم.

این پژوهشگر ادامه داد: سره‌گرایی از رضاشاه به این طرف، تا حد زیادی انگیزه‌ی سیاسی داشته است. به نظرم، بیگانگان می‌خواهند ما را مشغول به كاری كنند كه عبث است. حتا در مورد تاریخ ما هم سعی می‌كنند ما را به چیزهای بیهوده مشغول كنند. این انگیزه‌ی سیاسی وقتی وارد جامعه شد، دیگر انگیزه‌ی سیاسی نبود؛ شد یك بیماری و آفت و عده‌ای خوش داشتند كه جای واژه‌ی عربی، فارسی بگذارند و بدی‌اش این است كه آن را تشخص تلقی می‌كردند.

به گفته‌ی سمیعی گیلانی، وقتی واژه‌ها با هم وصلت می‌كنند، هاله‌ی معنایی می‌یابند.

این عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی درباره‌ی زیان‌های سره‌گرایی نیز گفت: سره‌گرایی زبان را لاغر می‌كند؛ زیرا در زبان مترادف كامل وجود ندارد؛ ممكن است در یك بافت بشود جای كلمه را عوض كرد. زیان بزرگ‌ترش این است كه ما خود را با سنت قطع كرده‌ایم. واژه‌ها اگر زنده نباشند، می‌میرند؛ بنابراین بسیاری از عناصر زبانی را كه كاربرد دارند، با سره‌گرایی می‌میرانیم.

او با اشاره به گنجینه‌ی محدود لغوی نسل حاضر گفت: لغاتی كه یك نویسنده‌ی دانشگاهی دارد، خیلی محدود و منحصر به لغاتی است كه در ذهن همه هست. ما به ادبیات خود می‌نازیم؛ اما آن‌چه به زبان تشخص می‌دهد، مانند استعاره و كنایه و آرایه‌های كلام را با این كار حذف می‌كنیم.

او زیان دیگر سره‌گرایی را حذف فرهنگ ۱۲ قرن ایران دانست و ادامه داد: اگر این اصطلاحات را برگردانیم، بار فرهنگی آن‌ها عوض می‌شود و یا كم خواهد شد. در هیچ جای دنیا نیست كه اصطلاحات را طرد كنند یا جایش چیز دیگری بگذارند، تغییر لفظ به مراتب زبانی بستگی دارد كه عامیانه، جاهلانه، جدی و... باشد. همه امروز برای سطح عالمانه، كلمه پیشنهاد می‌دهند.

نگار داوری اردكانی نیز در این نشست گفت: هدف من از تدوین كتاب «سره‌گرایی زبانی»، نظام‌مند كردن و تدقیق واژه‌هایی است كه در حوزه‌ی زبان به كار می‌رود و مبنای پژوهش سره‌گرایی را از تحقیق توماس گرفته‌ و سعی كرده‌ام آن را تكمیل كنم.

او با بیان این‌كه سره‌گرایی یك واقعیت تاریخی همیشگی بوده است، یكی از علل ماندگاری زبان فارسی را وجود سره‌گرایی دانست.

عضو هیأت‌علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی متذكر شد: سره‌گرایی عناصری از زبان را تجویز و كاربرد صورت‌هایی را در زبان منع می‌كند. برداشتی كه از برنامه‌ریزی زبان می‌شده، تلاش برای حل مسأله‌ی زبانی بوده است. برنامه‌ریزی زبان گاهی اوقات برای رفع مسائل غیرزبانی انجام می‌شود.

او با ارائه‌ی تعریفی از سره‌گرایی زبانی، گفت: نگرش افراد یا جوامع زبانی به زبان به شكل عناصر مطلوب یا غیرمطلوب را سره‌گرایی زبانی می‌گویند و صورت عملیاتی این ایدئولوژی پالایش است.

داوری اردكانی همچنین یادآور شد: می‌توان سره‌گرایی را از بعد كمی و كیفی طبقه‌بندی كرد و آن را در یك طیف دید. اگر به سره‌گرایی نگاه طیفی داشته باشیم، می‌توان آن را به انواع سره‌گرایی خفیف، میانی و افراطی تقسیم كرد. برخی سره‌گرایی را به عقلانی و غیرعقلانی نیز تقسیم كرده‌اند. سره‌گرایی عقلانی سعی می‌كند زبان را عقلانی كند، پس به اقتصادی‌ بودن و نقش‌مند بودن آن توجه دارد؛ اما سره‌گرایی عقلانی یا عاطفی به عوامل اقتصادی نظر ندارد.

او یكی دیگر از وجوه سره‌گرایی را سره‌گرایی كاربردی دانست و توضیح داد: در سره‌گرایی كاربردی با توجه به نقش‌های كاربردی زبان عمل می‌شود. همچنین سره‌گرایی را می‌توان در سطح گفتار و نوشتار نیز تقسیم‌بندی كرد.

این نویسنده سره‌گرایی رسمی، غیررسمی، علمی، ادبی و دینی را دیگر گونه‌های سره‌گرایی دانست و درباره‌ی سره‌گرایی اصلاح‌گر و محافظه‌كار توضیح داد: سره‌گرایی محافظه‌كار هیچ تغییری در زبان نمی‌دهد؛ اما سره‌گرایی اصلاح‌گر مایل به بازسازی سطوح زبان است.

او ادامه داد: تا حدود قرن هفتم هجری، سره‌گرایی در سطح كلان زبان فارسی مطرح بوده است. سره‌گرایی كلان زمانی اتفاق می‌افتد كه زبان‌ دارای شأن تثبیت‌شده نیست و هر قدر جلوتر می‌رود، به سره‌گرایی اصلاح‌گر می‌رسد. نكته‌ای كه در زبان فارسی نسبت به آن غفلت شده، این است كه تحول زبان تدریجی است؛ ولی شاید لازم باشد دوره‌های كوتاه‌تری را برای بررسی زبان فارسی قرار دهیم. لازم است مشخصه‌های حكومت‌ها و مشخصه‌های جغرافیایی آن‌ها بررسی شود تا بتوان زبان آن دوره را بررسی كرد.

داوری اردكانی عنوان كرد: در قرن اول هجری، زبان عربی زبان مردم بود كه مقابل زبان فارسی قرار داشت و به نظر می‌رسد نوعی ضدسره‌گرایی در سطوح رسمی وجود داشت؛ اما این موضوع در سطح مردم نبود. در قرن سوم هجری، سره‌گرایی ابتدا در حوزه‌ی ادب اتفاق افتاد؛ تا در حوزه‌ی مردمی. در این قرن، ابتدا سره‌گرایی زبان در شعر پیدا می‌شود و آموزش خط فارسی به دبیران داده می‌شود. در قرن چهارم، آل‌ بویه عربی را دوست داشتند و نوعی ضدسره‌گرایی را تبلیغ می‌كردند. اولین واژه‌سازی‌ها ظاهرا در قرن پنجم اتفاق افتاده است. در این قرن، ورود شیعه و ظهور فرقه‌ی اسماعیلیه را داریم، كه این فرقه زبان فارسی را رواج دادند. در دوره‌ی سلجوقیان، زبان دیوان‌شان فارسی شد، كه در این‌جا نوعی سره‌گرایی دیوانی داریم.

او در پایان تصریح كرد: با نگاهی به سره‌گرایی، می‌توان یك برنامه‌ی سره‌گرایی زبانی تدوین كرد تا به تأثیر و تأثر در زبان فارسی بیانجامد.

سپس فریده رازی در این مراسم سخن گفت و با اشاره به تدوین كتاب سره‌گرایی‌اش كه سال‌ها پیش منتشر شده است، گفت: در تدوین «فرهنگ واژه‌های سره» چه دردسرها نكشیده و چه مخالفت‌هایی كه نشنیده‌ام؛ اما چون به آن‌چه كه می‌كردم، ایمان داشتم، از پای ننشستم. صادق هدایت و جیمز جویس وقتی می‌نوشتند، آن‌چه را كه نیاز درونی‌شان بود، می‌نوشتند؛ نه به سانسور فكر می‌كردند، نه به فروش كم كتاب و مجبور به بستن پنجره‌های خلاقیت خود نبودند؛ اما حالا «بوف كور» هدایت و آثار جویس جزو آثار معروف دنیاست.

او همچنین به اشاره به مشكلات خط فارسی، به ناهماهنگی گفتار و نوشتار در زبان فارسی اشاره كرد و یادآور شد: زبان هرقدر ساده‌تر باشد، مردم برای یادگیری راغب‌تر می‌شوند. زبان وسیله‌ی وحدت است و بیش از هر چیز تحت تأثیر تغییر است و نیاز به گسترش و واژه‌های تازه واجب است. زبان امروز ما با زبان سعدی فرق دارد. به كار بردن واژه‌های تازه واجب است.

این داستان‌نویس سره‌گرایی را به یك زبان مربوط ندانست و یادآور شد: سره‌گرایی مربوط به همه‌ی زبان‌هاست؛ یعنی پالایش زبان از واژه‌های بیگانه. ساختار زبان فارسی پیوندی است و می‌توان با آن واژه‌های جدیدی ساخت.

او ادامه داد: زبان فارسی جایگاه رفیع و استواری دارد؛ والا هر زبان دیگری كه بود، تا حالا از بین رفته بود. بعد از پیروزی اسلام، كتابی به زبان فارسی نداریم و نیمه‌ی سده‌ی سوم هجری به طور كلی، نقطه‌ی عطفی برای سره‌نویسی بود و نخستین كسانی كه به واژه‌سازی دست زدند، پورسینا، ابوریحان بیرونی و ناصرخسرو بودند كه در نوشته‌های خود در برابر واژه‌های بیگانه تلاش بسیاری كردند.

رازی همچنین یكی از مشكلات ما را این دانست كه افرادی كه گرایش‌های سیاسی دارند، می‌خواهند اندیشه‌های خود را در فرهنگ و سنت ما وارد كنند؛ در حالی‌كه مسائل فرهنگی سیاسی نیست.

او همچنین با اشاره به تأسیس فرهنگستان اول در سال ۱۳۱۴ گفت: زمانی‌كه واژگان اروپایی در زبان فارسی رخنه كرده بود، فرهنگستان اول تأسیس شد و چون دولت پشتیبان آن بود، توانست واژگان جدیدی بیافریند؛ اما این فرهنگستان با جنگ جهانی منحل شد.

رازی تصریح كرد: امروز خوشبختانه شاهدیم كه در دو دهه‌ی اخیر، مقالات و كتاب‌های بسیاری درباره‌ی سره‌نویسی چاپ شده است؛ اما آیا نباید فكر كرد كه برای بعضی حروف كه به شكل‌های گوناگون نوشته می‌شود، راهی اندیشید؟ این‌كه دانش‌آموزان ما سال‌ها وقت صرف كنند كه «ضبط» را با «ز»، «ض»، «ظ»، «ذ» بنویسند، آیا این ناهماهنگی نوشتار نیست؟ واژه‌های پرطمطراق دردی را دوا نمی‌كند. نثر امروز با نثر سعدی فرق كرده است و آن‌ها كه بخواهند سعدی بخوانند، می‌خوانند.

او در ادامه گفت: در این دهكده‌ی جهانی كه همه‌چیز دگرگون می‌شود، ما هنوز درگیر «ت»، «ط»،«هٔ»، «ض»، «ظ»، «ذ» و «ز» هستیم. آیا نمی‌شود واژه‌هایی كه ویژگی‌های خط فارسی را داشته‌ باشند، داشت؛ ولی روی این ویژگی‌ها كار كرد؟ اگر ما از سره‌گرایی استفاده كنیم، تنها شكل تغییر می‌كند و خط فارسی سر جای خود می‌ماند. فرهنگستان با تهیه‌ی جزوه‌ی خط فارسی كار مهمی كرده است. هرچه‌قدر به آن بیش‌تر توجه كند، خوب است. به راستی، زبان فارسی زبان زیبایی است و تمام زبان‌ها را به راحتی تلفظ می‌كنیم؛ چراكه این زبان، زبان تصویری است.