اردوگاه اصولگرایان كه از ورود چهارنفر از افراد شاخص اصلاح طلبان به شورای شهر سوم احساس خطر جدی كرده بود و آن را بازگشت زود هنگام دوم خردادیها به عرصه سیاست می دانست ، بلافاصله بعد از انتخابات شورای شهر سوم در آذرماه سال گذشته به فكر برنامه ریزی و مهندسی انتخاباتی اصولگرایان درانتخابات مجلس شورای هشتم افتاد .

این نگرانی كه جابجایی قدرت و دست به دست شدن آن بین اصولگرایان و اصلاح طلبان این بار به سرعت انجام شود وحضور و حمایت مستقیم خاتمی بعنوان سرعت دهنده ، نقش اساسی دراین بین بازی كند آنان را مجاب كرده بود كه قدمهای خود را محكم تر از قبل بردارند و از هراحتمالی بی تفاوت نگذرند .

بااین نگاه اختلافات اصلاح طلبان نباید جدی گرفته می شد و دور بودن آنها از قدرت نیز می بایست به این نتیجه منتهی می شد كه با فهرستی واحد به انتخاباتی چنین معظم وارد شوند. اما نگرانی اصلی و مهم اردوگاه اصولگرایان عملكرد دولت اصولگرا و اقدامات نسنجیده آن در سال منتهی به انتخابات مجلس هشتم بود.

جابجایی عجولانه و بی منطق وزراء و مدیران ارشد دولتی كه البته با نزدیك شدن به انتخابات و با اشاره بعضی از متنفذین اصولگرا موقتا تعطیل شد و رشد صعودی قیمت مسكن و تورم جدی كه به تأیید مسئولین بانك مركزی هم رسید از عمده نگرانی های اردوگاه اصولگرایان قلمداد می شد كه ذهن بزرگان اصولگرا را بیش از پیش به خود مشغول كرده بود ، چرا كه استفاده اصلاح طلبان از فرصت نقد دولت به خصوص نقد اقتصادی آن و دامن زدن به فضای ذهنی جامعه در مورد اینكه اصولگرایان نیز بعد از چندین سال غلبه بر نهادهای اجرایی و تقنینی نتوانستند كاری برای مردم انجام دهند و روز به روز وضع معیشت و گذران زندگی برای اقشار متوسط و ضعیف جامعه كه اكثریت جامعه بخصوص طیف حاضر بر سر صندوق های رأی را تشكیل می دهند بدتر كرده است.

این ژست انتخاباتی برای اصلاح طلبان می توانست با ایجاد موج های اتفاقی كه در فضای انتخاباتی پوپولیستی ایران بسیار مسبوق به سابقه هم بود تمام برنامه ریزی و زحمات اردوگاه اصولگرایی را بر باد دهد . اینجا بود كه هدایت و در دست گرفتن فضای نقد دولت و تبدیل این تهدید به فرصت در استراتژی اصولگرایان برای خود جای جدی باز كرد . ارتباط اصولگرایان با چهره های منتقد دولت و گروههای اصولگرای منتقد كه خود را غیر دولتی می نامیدند تعریف خاصی پیدا كرد و جنگ زرگری بین این دو طیف برنامه ریزی شد و به عرصه رسانه ها رسید ، دوم خردادیها نیز با تعابیری همچون كارگزاران جدید ، انشعابیون اصولگرا و... به یاری اصولگرایان آمدند و قسمت بزرگی از فضای سیاسی رسانه ای قبل از انتخابات مشغول ائتلاف فراگیر اصولگرایان گردید . لیست دادن یا ندادن ائتلاف فراگیر ، تعداد مشتركات آنها با جبهه متحد ، بحث سر لیستی ائتلاف فراگیر ، انصراف كاندیدهای فراگیر و... مواردی بود كه به بحث های اصلی شب انتخابات تبدیل شد .

انتقال این مباحث از بین اصحاب سیاست و رسانه به درون لایه های اجتماعی نیز به خوبی صورت گرفت ودر نهایت حواس مردم بخصوص قسمت بزرگی كه همواره تا روزهای پایانی انتخابات تصمیم نهایی خود را نمی گیرند واصطلاحا به آنها قسمت خاكستری می گویند متوجه این مسائل گردید و داستان اصولگرایان و اصلاح طلبان و فضای تند دو قطبی كه مطلوب دوم خردادیها بود به فراموشی سپرده شد .

ائتلاف فراگیر با نقد دولت چیزی برای آتش تهیه اصلاح طلبان باقی نگذاشت و در روزهای پایانی انتخابات تهران با پایین كشیده شدن فیتیله فراگیر ، آراء مردم به سمت آنجایی كه برنامه ریزی شده بود یعنی جبهه متحد هدایت گردید ، تا بسیاری به این نتیجه برسند كه انتخابات در ایران همیشه اتفاقی نیست واگر فكر بكری پشت آن وجود داشته باشد هر آنچه برنامه ریزی شود می تواند قابلیت اجراء پیدا كند .

عزت میر اقبالی