درست بعد از داربی تهران در دور رفت لیگ سال گذشته بود که با داریس(یا همان داریوش خودمان) بازرگان در هتل هما قرار گذاشتم. داورهای اسپانیایی داربی هم در همین هتل بودند و من پس از گفت وگویی کوتاه با آنها در لابی هتل داریس را ملاقات کردم. داریس برای تهیه گزارشی درباره لاله صدیق به تهران آمده بود و قصد داشت فیلمی درباره این چهره خبرساز بسازد. داریس یکی از تهیه کنندگان برجسته تلویزیون بی بی سی است که پیش از این هم فیلم مستندی در بیروت ساخته بود که در برنامه «دیس ورلد» این تلویزیون پخش شد و بازتاب های گسترده یی هم در پی داشت. داخل آسانسور که شدیم از داریس پرسیدم؛ «فیلم چطور پیش می رود؟ رابطه ات با لاله صدیق چطور است؟» در نگاه خسته داریس از یک روز شلوغ تهران حرف های زیادی بود اما جملاتش را خلاصه کرد و در قالب دو صفت جوابم را داد؛«مغرور و خودرای.»

شاید این دید بیشتر شخصی بود و از برخوردی نزدیک از نوع ژورنالیستیکی اش زاده شده بود. اما آنچه داریس در فیلم مستندش می گوید صرفاً رویکردی حرفه یی و گزارش گونه دارد و جدا از تحلیل ها و نظرات شخصی است که مسلماً مؤلفه حیاتی یک مستند حرفه یی است. فیلم «گرل ریس» در تاریخ ۱۸ فوریه ساعت ۱۹ به وقت لندن از تلویزیون بی بی سی دو پخش شد و در معرفی اش روی سایت بی بی سی این طور آمد؛«این فیلم داستان زنی را که راننده رالی است نشان می دهد و به مفهوم زندگی زنانه در ایران می پردازد. لاله صدیق که شباهت بسیاری به آنجلینا جولی دارد اولین راننده ریس در تاریخ این ورزش در ایران است و مسوولان این رشته ورزشی با موافقت دولت اسلامی ایران به او اجازه داده اند که با حفظ پوشش اسلامی وارد مسابقات شود.»

در ادامه این معرفی توضیحاتی کوتاه درباره وضعیت زنان در ایران آمده است که مسلماً برای ما چیز تازه یی نیست. هرچند این گزارش با تحقیق کمی تهیه شده است اما حاوی نکات جالبی است که برعکس بازتاب های دور از واقعیت بعضی رسانه های خارجی کاملاً موضعی بی طرف دارد و تنها به بیان حقایق موجود می پردازد. یک نکته طنز هم در این گزارش هست؛ «رانندگان مرد ایران چندان تمایلی ندارند لاله صدیق در مسابقات شرکت کند چرا که دوست ندارند از یک زن شکست بخورند و عقب بمانند.»

این دید از همان ایده ذهنی غالب ایرانی ها می آید که همیشه در خیابان و پشت ماشین می گویند؛ «زن ها اصلاً رانندگی بلد نیستند.» انگار رانندگی یکی از همان کارهایی است که مرزبندی شده است و به عنوان امری سمبلیک وجهی صد درصد مذکر دارد. یکی از جنبه های جلب توجه و به رخ کشیدن قدرت مردانه هم برای مردان ایران همین به اصطلاح «دست فرمان» است که انگار جایگزینی برای سوارکاری در دوره افسانه ها و اساطیر است. حالا استحاله رخش به بی ام و را می بینیم و می شنویم که خیلی ها به عنوان پز دادن می گویند هفته یی یک بار به علت سرعت غیرمجاز در اتوبان های تهران توسط پلیس بزرگراه جریمه شده اند. همه اینها در کنار هم باعث می شود تا حرکت لاله صدیق بدل به نوعی کنش ساختارشکن شود و البته پیروان زیادی هم پیدا کند. «حالا لاله صدیق تبدیل به سمبلی برای دختران جوان ایرانی شده است.» این یکی از کلیدی ترین جملات داریس بازرگان در یادداشتی بود که به مناسبت روی آنتن رفتن فیلمش روی سایت بی بی سی نوشت. در این یادداشت می خوانیم؛«لاله صدیق که در ایران به شوماخر کوچولو معروف شده توجه دختران زیادی را به خودش جلب کرده است و حالا خیلی ها دوست دارند شبیه او باشند.» لاله در این باره می گوید؛«من عاشق رانندگی ام و عاشق مسابقه دادن. احساس می کنم این وظیفه من نسبت به دیگر دخترهای ایرانی است تا آنها را هم به مسابقه دادن تشویق کنم. من باید به آنها یاد بدهم و البته امیدوارم بتوانم یاد دهم که چطور به خودشان و قدرتی که در وجودشان نهفته است ایمان بیاورند. دخترها و زن های ایرانی توانایی های بسیاری دارند که باید از آن استفاده کنند.» «لاله صدیق رانندگی را در سن پایین یاد گرفت. او شب ها ماشین پدرش را برمی داشت و تمرین رانندگی می کرد و بعد وقتی دانشگاهی شد در ترافیک کشنده تهران مسیر خانه به دانشگاه را با ماشین خودش می رفت و بدین ترتیب به یک راننده حرفه یی تبدیل شد.»

داریس در ادامه یادداشت اش به مشکلات لاله صدیق به عنوان یک راننده زن می پردازد و در این باره با خانم فاطمه صادقی استاد دانشگاه صحبت می کند. در پایان یادداشت هم از قول لاله صدیق آمده است که مردها ترجیح می دهند با مردها مسابقه بدهند و دوست ندارند او را به عنوان یک راننده حرفه یی قبول کنند. خود لاله اعتقاد دارد مردهای ایرانی احساس می کنند این برخلاف سنت ایرانی است که یک زن با آنها مسابقه بدهد و خبرساز شدن او هم دقیقاً به همین خاطر است. لاله صدیق پا به عرصه یی گذاشته است که دیگر نمی تواند در آن مرتکب خطایی شود. او حالا نمی تواند تنها به خودش فکر کند و همین است که شرایطش را از یک ورزشکار حرفه یی ساده پیچیده تر می کند. رفتار لاله صدیق می تواند جنبشی را که به راه انداخته است به سمت و سویی هدایت کند که خارج از کلیشه ها و انحراف هایی باشد که گاه به نام تغییر و ساختارشکنی رخ می دهد. اگر لاله در این راه بلغزد خیلی های دیگر هم می لغزند و اگر سقوط کند و به ورطه حواشی و جنجال های اجتناب ناپذیر یک چهره مشهور بیفتد جمعی را با خودش به زیر می کشد.

آرش حقیقی