هر جامعه فرهنگی، ارزش مدار و در مسیر توسعه یا توسعه یافته نسبت به حفظ، رشد و گسترش ارزش های انسانی توجه ویژه دارد و به خصوص دستگاه ها و نهادهای فرهنگی بیش از مراکز دیگر نسبت به رونق و رواج ارزش های انسانی که طبق تعاریف نوین مبنای توسعه پایدار و متوازن به شمار می آید، مسوولیت دارند.

اخیراً وزارت آموزش و پرورش با کم توجهی و کم اعتنایی نسبت به بسیاری از تجارب گرانقدر گذشتگان و خدمات فرزانگان و فرهیختگان کشور طی قرون گذشته و با رویکردی به اصطلاح صرفه جویانه طرح ساماندهی مدیریت منابع انسانی را به استان های سراسر کشور ابلاغ کرد که فارغ از سلیقه ها و گرایش های سیاسی و جناحی بازتاب های زیادی را برانگیخت و با مقاومت هایی که صورت گرفت طرحی که برای سه سال تغییرناپذیر قلمداد شده بود و بر اجرای قاطع آن تاکید صورت گرفته بود بیش از سه هفته دوام نیاورد و دست اندرکاران وزارت آموزش و پرورش نسبت به بسیاری از مفاد و تکالیف آن عقب نشینی کردند و به تعدیل و جراحی و توجیه آن پرداختند.

ای کاش طراحان و برنامه ریزان نظام تعلیم و تربیت در این فرصت نسبت به فرآیند و سرانجام چنین برنامه هایی تامل بیشتری می کردند و به جای تلاش برای رفع اتهام از خویش به آسیب شناسی موضوع می پرداختند. لحن آمرانه و دستوری بخشنامه و غفلت از شأن مخاطبان آن، در نظر نگرفتن عوارض اجتماعی و مقاومت های محلی در قبال اجرای برخی از مفاد آن، نگاه صرفاً صرفه جویانه به اصول و برنامه فرهنگی و چشم پوشی از چگونگی تحقق موفقیت و پیشرفت شاخص های آموزش و پرورش از جمله پوشش تحصیلی ۱۰۰ درصد افرادلازم التعلیم، بینش غیرکارشناسی به مسوولیت مدیران، معاونان و مربیان پرورشی مدارس، تضعیف کانون های فرهنگی تربیتی و اردوگاه ها از رهگذر کاهش نیروی انسانی به عنوان عرصه های مهم انجام کار پرورشی، نادیده گرفتن حقوق شغلی فرهنگیان از جمله مدیران و معاونان، مربیان، کارکنان اداری، نیروهای حق التدریس و...، توجه نکردن به اصل دانش افزایی فرهنگیان، کم توجهی به روند تربیت و جذب نیروی انسانی متعهد و متخصص در آموزش و پرورش و واگذاری این امر خطیر و حیاتی به بخش خصوصی و... تنها بخشی از تکالیف این طرح است که هر یک از آن در جایگاه خود جای بسی تامل و تفکر دارد.

اما در یک نگاه کلی این پرسش قابل طرح است که آیا مسوولان آموزش و پرورش تحقق اهداف تعلیم و تربیت را هدف قرار داده اند یا در مجموعه دولت به دنبال آن هستند که در موضوع صرفه جویی گوی سبقت را از دیگر وزارتخانه ها و سازمان ها بربایند و بر بضاعت اندک دستگاه تعلیم و تربیت دامن بزنند و از عوارض و تبعات اجتناب ناپذیر چنین اقداماتی غفلت کنند؟

وقتی در عرصه آموزش و پرورش با مخاطبان شریف خود با ادبیاتی آمرانه سخن می گویند، وقتی در مقام کارفرما حقی برای فرهنگیان قائل نیستند و خویش را محق می دانند تا برای تحقق اهداف مورد نظر در همه حقوق آنان تصرف کنند، وقتی موجبات یأس و دلمردگی و کاهش انگیزه های شغلی کارکنان فراهم می شود، وقتی سرنوشت محروم ترین دانش آ موزان روستایی با تصمیماتی نسنجیده مورد مخاطره قرار می گیرد و... آیا می توان پذیرفت که مدیران بزرگ ترین دستگاه فرهنگی کشور دغدغه رشد و شکوفایی ارزش های انسانی را داشته اند یا حتی می توان قبول کرد که با اجرای کامل طرح ساماندهی و متمم های آن آموزش و پرورش یک گام به سمت دستیابی به اهداف خود نزدیک تر می شود؟

شایسته است صاحب نظران امور فرهنگی بار دیگر این طرح را از این دیدگاه مورد بررسی و تامل قرار دهند که هر یک از مفاد و فرامین طرح تا چه اندازه ماهیت تعلیم و تربیتی دارد و تا چه حد صرفاً هدف های صرفه جویانه را دنبال کرده است؟ در حالی که هدف همه اولیای فرهنگی تحقق اصول تعلیم و تربیت است و البته در یک معادله حسابگرانه و همه جانبه اصل صرفه جویی نیز باید مدنظر باشد، ولی تا حدی که اصول تعلیم و تربیت فدای صرفه جویی نشود و همه با تمام توان به دنبال بهره وری روزافزون دستگاه آموزش و پرورش باشند تا از این سرچشمه ارزش های معرفتی به سمت کشتزار وسیع کشور ما جاری و بشارت بالندگی، نشاط و سرسبزی همدیگر شود.

پرواضح است که وزیر محترم تحول گرای آموزش و پرورش همچنان طرح های دیگری را در دستور کار خود دارد. ای کاش از این پس تجارب حال و گذشته چراغ راه آینده شود، وصول به اهداف فرهنگی مدنظر قرار گیرد، به حقوق مادی و معنوی و منزلتی فرهنگیان و دانش آموزان توجه شود و به دور از شعارهای معمول نیل به کارستان تعلیم و تربیت مبتنی بر ارزش های اسلامی و فرهنگی و اصول علمی در دستور کار جدی متولیان امر قرار گیرد.

شهرام صانعی