طی هفته گذشته از شبکه یک سیما شاهد پخش قسمت‌هائی از سریال ”بی بی یون“ اثر هنرمند فقید، حسین پناهی بودیم. حسین پناهی در سال ۱۳۷۴ فیلمنامه این سریال را نوشت، آن را کارگردانی کرد و در آن ایفاء نقش نمود، اما در همان سال‌ها سریال توقیف و چند سال بعد نسخه مثله شده آن - در حدود دوسوم مجموعه - از تلویزیون نمایش داده شد. سریال بی بی یون ساختاری اپیزودیک دارد و داستان هر اپیزود به قسمتی با داستان‌های دیگر مرتبط می‌باشد. در داستان‌های بی بی یون به وضوح می‌توانیم رگه‌هائی از اشعار مرحوم پناهی را ببینیم و گاه خود اشعار را در دیالوگ‌ها بشنویم. اشعاری که زبان و ساختاری ساده و صمیمی دارند، اما در پس این زبان به ظاهر ساده عمیق‌ترین مسائل فلسفی، عرفانی و انسانی نهفته است. حسین پناهی مصداق بارز یک هنرمند محجور و ناشناخته در عصر نخبه کش ما بود: اما نکته جالب توجه، ساعت پخش این سریال بود که در نیمه‌های شب روی آنتن رفت (!) انگار تنها برای رفع تکلیف و خالی نبودن عریضه تصمیم به پخش این سریال گرفته بودند. بد نیست که گاه شبکه‌های تلویزیونی سری به آرشیو خود بزنند. یقین دارم در این آرشیو فیلم‌هائی پیدا می‌شود که هزاران بار ارزشمندتر از برخی سریال‌های تکراری ایرانی است که هر شب از شبکه‌های سیما پخش می‌شود و البته ارزشمندتر از سریال‌های درجه دو و سه خارجی که معلوم نیست چه مقدار پول صرف خرید آنها می‌شود.