رابطه نامشروع بیوه 34 ساله تا ایجاد خانه های فساد | روزگارم در خانه های فساد و پارتی می گذشت تا اینکه ....

رابطه,رابطه نامشروع,ارتباط,ارتباط نامشروع,رابطه پنهانی,ارتباط پنهانی,تجاوز,عکس تجاوز,فیلم تجاوز,قتل,آدم کشی,قتل عمد,قتل غیر عمد,دفاع,دفاع از خود,قتل و تجاوز,تجاوز و قتل,قصاص نفس,دستگیری,کلانتری,طلاق,دادگاه,دادگاه خانواده,مجازات,اعتراف,حکم,اعدام,حکم اعدام,رابطه نامشروع بیوه 34 ساله تا ایجاد خانه های فساد,روزگارم در خانه های فساد و پارتی می گذشت تا اینکه ,,,,

رابطه نامشروع بیوه 34 ساله تا ایجاد خانه های فساد | زن مطلقه ای که در پارتی شبانه دستگیر شده است داستان عجیبی دارد. وقتی از همسرم به خاطر شرکت در پارتی های شبانه ومجالس لهو و لعب جدا شدم هیچ گاه فکر نمی کردم روزی من هم چنان در مرداب فساد گرفتار شوم که نه تنها خودم بلکه ده ها زن و دختر جوان را در این منجلاب فرو ببرم...

به گزارش آفتاب و به نقل از رکنا، زن 34 ساله ای که به اتهام دایر کردن لانه فساد و جرایم دیگر در یک پارتی شبانه دستگیر شده بود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری  گفت: در مجلس پارتی یکی از دوستان خواهرم شرکت کرده بودیم که ناگهان ماموران انتظامی با حکم قضایی ما را دستگیر کردند و از کیف خواهرم افشانه فلفل و شوکر هم کشف شد اما به خاطر این که او سابقه دستگیری نداشت جرایم او را من به عهده گرفتم. زن جوان درباره چگونگی ورودش به مجالس فساد گفت: در خانواده ای متولد شدم که پدر و مادرم همواره با یکدیگر درگیر بودند و من برای رهایی از این وضعیت به محبت های خیابانی روی آوردم پس از گرفتن دیپلم، برای اولین بار به اتهام رابطه نامشروع دستگیر و مدتی زندانی شدم. از آن روز به بعد دیگر رفتار خانواده و بستگانم با من تغییر کرد و در این مدت هیچ خواستگاری به سراغم نیامد چرا که دیگر اطرافیانم مرا دختر معتقدی نمی دانستند تا این که در 27 سالگی به اولین خواستگارم پاسخ مثبت دادم و زندگی با او را با اتاقی که پدرشوهرم در اختیارمان گذاشت آغاز کردم، اما طولی نکشید که فهمیدم همسرم فردی لاابالی و رفیق باز است که بیشتر اوقات خود را در پارتی های شبانه و لانه های فساد می گذراند در همین روزها پدر شوهرم منزلش را فروخت و من در حالی که فرزند کوچکی در آغوش داشتم اجاره نشینی را تجربه کردم دیگر نظارت پدر شوهرم هم نبود به همین خاطر کارهای خلاف همسرم بیشتر شد او دیگر ما را کتک می زد و با سیگار بدنم را می سوزاند چاره ای جز جدایی نداشتم. بعد از گرفتن طلاق در یک شرکت خصوصی مشغول کار شدم در آن جا بود که با فرشته آشنا شدم و او پای مرا به مجالس پارتی باز کرد از آن روز به بعد شب ها را در باغ ویلاهای اطراف شهر سپری می کردیم و برای آن که توجه مردان پولدار را جلب کنم سعی می کردم عکس هایی از زنان و دخترانی که با آرایش و پوشش زننده در پارتی شرکت کرده بودند تهیه کنم و پس از آن با همین بهانه با آن ها رابطه دوستی برقرار می کردم سپس تصاویر آن ها را در شبکه های اجتماعی منتشر می کردم تا توجه مردان هوسران و پولدار را جلب کنم. این گونه بود که آلوده گناه و فساد شدم در حالی که از سرنوشت دختر کوچکم غفلت کرده بودم. حالا وقتی به ریشه ماجرا می اندیشم درمی یابم تنها ارتباطات خیابانی همراه با وعده های پوچ ازدواج در دوران نوجوانی مرا به روز سیاه نشاند در حالی که ماجرای دوستی های خیابانی را از خانواده ام پنهان می کردم و ....

http://www.aftabir.com
کد N1864672