ناگفته های روز حادثه از زبان پدر آتنا | گفتگوی اسماعیل با پدر آتنا | قاتل چطور آتنا را فریب داد؟

آتنا اصلانی, آتنا اصلانی دختر پارس آبادی, دختر پارس آبادی, جنایت در پارس آباد, قتل آتنا در پارس آباد, دختر پارس آباد, ماجرای قتل دختر پارس آبادی, ماجرای قتل آتنا, ماجرای آتنا, آتنا پارس آباد, آتنا, قتل آتنا, ماجرای آتنا, قاتل آتنا, مرگ آتنا, جزئیات ماجرای آتنا, ماجرای قتل آتنا, آتنا, اعدام قاتل آتنا, پدر آتنا, پدر آتنا اصلانی, گفتگو با قاتل آتنا, گفتگو با پدر آتنا, گفتگوی اسماعیل با پدر آتنا, ناگفته های پدر آتنا, قاتل چطور آتنا را فریب داد, اسماعیل رنگرز, اسماعیل جعفرزاده, آتنا, آخرین اخبار آتنا

ناگفته های پدر آتنا از روز حادثه | پدر آتنا دختر پارس آبادی ناگفته هایش را از روز حادثه بیان کرد. او از گفتگویش با اسماعیل رنگرز در روز حادثه گفت، اینکه همان روز اسماعیل برایش زيتون آورده بوده و خواسته که بخرد، اما آتنا مخالفت می کند.

بیشتر بخوانید: اعترافات قاتل آتنا دختر پارس آبادی

بیشتر بخوانید: جزئیات جدید قتل آتنا اصلانی

ببینید: فیلم ماجرای آتنا .
سمیرا حسینی در شرق نوشته است: پرونده مفقودي و قتل آتنا اصلاني، دختر پارس‌آبادي، در حالي روند پليسي- قضائي را طي مي‌کند که پدر اين دختر به خبرنگار اعزامي «شرق» به منطقه، مي‌گويد، روزها و شب‌هاي زيادي از کنار رود ارس تا خانه دنبال آتنا گشته درحالي‌که قاتلش در همسايگي آنها بوده‌ است.پدر آتنا که هنوز نتوانسته بر شوک ازدست دادن فرزندش فائق شود، مي‌گويد آنچه او را آرام مي‌کند هم‌دردي مردم و مسئولان است. 

در دو روز گذشته، تعدادي از مقامات رسمي کشور با خانواده آتنا اصلاني همدردي کرده و خواستار رسيدگي سريع به اين پرونده شدند. علي لاريجاني، رئيس مجلس و حسن روحاني، رئيس‌جمهوري، از جمله اين افراد بودند که در پيام‌هاي جداگانه به خانواده اصلاني تسليت گفتند. همچنين اسحاق جهانگيري، معاون اول رئيس جمهوري، نيز در پيامي اينستاگرامي به خانواده اصلاني و مردم پارس‌آباد تسليت گفت و ابراز اميدواري کرد به اين پرونده هرچه‌زودتر رسيدگي شود.

پدر داغدار آتنا درباره يک‌ماه سخت و پرالتهابي که داشت گفت: به محض اينکه فهميدم آتنا گمشده‌ است، بلافاصله به پليس زنگ زدم و کمک خواستم، البته خودم به‌همراه همه دوستان و اقوام منطقه را زيرورو کرديم. آتنا دختر باهوش و زرنگي بود و در کارهاي بانکي به من کمک مي‌کرد. من کارت بانکي‌ام را مي‌دادم و از آتنا مي‌خواستم پول‌هايي را که لازم است جابه‌جا کند. زمان حادثه هم کارت بانکي من پيش آتنا بود و گفته ‌بودم پولي جابه‌جا کند، پسر همسايه‌ همراهش بوده است يک عابر‌بانک کار نمي‌کرده و پسر همسايه گفته به عابربانک ديگر برويم. بعد از آن ديگر آتنا را نديدم. اول فکر کردم شايد چون کارت بانکي من پيش آتنا بوده آن را از او گرفته‌اند و دخترم هم دنبال کارت رفته و گمشده‌ است تا اينکه يک سرباز به من گفت دختري با مشخصات آتنا را ديده و او را صدا زده، اما بچه فرار کرده‌ و به رود ارس رفته‌ است. آتنا از پليس خيلي مي‌ترسيد. اين حرف سرباز باعث شد من فکر کنم واقعا آن دختربچه آتنا بوده و از کنار رود ارس تا انتهاي شهر دنبال آتنا گشتم.

او درباره متهم به قتل هم گفت: اين مرد ادعا کرده چون چک داشته و نمي‌توانسته آن را پر کند آتنا را دزديده تا طلاهايش را بردارد و بعد بچه را کشته‌ ‌است درحالي‌که آتنا دو يا سه ميليون تومان طلا داشت و اين حرف دروغ است. ما اصلا با هم ارتباط خاصي نداشتيم. اسماعيل چون پول نزول مي‌داد و ترياک مي‌کشيد، من رابطه خوبي با او نداشتم. آن روز هم برايم زيتون آورد و خواست که بخرم. آتنا مخالفت کرد. بعد دوباره آتنا را صدا زده‌ بود تا بگويد ترشي را به کس ديگري هم فروخته و با اين بهانه بچه را با خودش برده و به قتل رسانده است.

پدر آتنا همچنين ادامه داد: تنها خواسته‌ام اعدام قاتل فرزندم است و مي‌خواهم هرچه‌زودتر او مجازات شود. آتنا فقط دختر من نبود. او همه ايران را عزادار کرده ‌است و من ضمن تشکر از همدردي مردم، درخواست دارم هرچه‌زودتر قاتل فرزندم اعدام شود.
کد N1732939