احزاب سیاسی، تربیت اجتماعی و ترویج ایثارگری

سیاسی

فراهم کردن حداقل رفاه، زندگی و منزلت در خور شأن ایرانی در جمهوری اسلامی نیاز به ١- وجود سازماندهی و تشکیلات مناسب و کارا در جامعه و ٢- انسان تربیت شده برای اجرای برنامه‌ها دارد. تربیت در کلاس ایجاد نمی‌شود و باید در طول عمل اجتماعی و قبل از کسب قدرت ملکه ذهن شود در غیر این‌صورت همان می‌شود که به مملکت در دوران دولت مهرورز محافظه‌کاران رفت.

 

 در احوال و مقامات شيخ ابوسعيد ابوالخير آورده‌اند كه چون به سرخس وارد شد، اهل شهر پرسيدند: «ظريف كيست؟»، گفت: «در شهر شما لقمان. »، گفتند: «سبحان‌الله! در شهر ما خود هيچ كس از وي بشوليده‌تر و شوخگين‌تر نيست!»، شيخ گفت: «شما را غلط افتاده است. ظريف پاكيزه بود و پاكيزه آن باشد كه با هيچ چيزش پيوند نباشد و هيچ كس را از وي بي‌پيوندتر و بي‌علاقه‌تر و پاكيزه‌تر نمي‌بينم كه در همه عالم با هيچ چيز پيوند ندارد نه با دنيا نه با آخرت نه با نفس. »
درسي كه از اين قطعه تاريخي و عارفانه مي‌گيريم نقش رهبريت و تعامل با نيروي انساني در سازمان‌ها و احزاب است، درس از خود گذشتگي عناصر حزبي در مقابل يكديگر و تربيت حزبي از طريق عمل اجتماعي است كه در افقي بالاتر در سطح جامعه فدا كردن منافع فردي براي اجتماع شكل خواهد گرفت؛ عنصري كه الان در جامعه نه تنها فقدان آن حس مي‌شود بلكه بلند‌طبعي‌هاي ابتداي انقلاب تبديل به سبقت بدي‌ها نسبت به يكديگر شده است. دليل اصلي وقوع چنين پديده‌اي بي‌ساماني و از قواره افتادن جامعه در موج جهاني‌سازي است.
متاسفانه هنوز نظام انتخابات كشور حزبي نيست و به‌دليل نوع مشاركت افراد بدون داشتن روابط تشكيلاتي مشخص و رشد غير تخصصي و اتفاقي لطمات بسياري از اين جهت متوجه نه تنها قوه مقننه، بلكه ساير قوا و مملكت شده است. اما از سوي ديگر در شرايط كنوني كه شتاب و سرعت تغييرات گيج‌كننده بوده و در صورت عدم برنامه‌ريزي مي‌تواند باعث به‌هم ريختن بسياري از زير‌ساخت‌هاي اجتماعي، فرهنگي، ديني و اخلاقي شود، مديريت چنين روندي باعث مي‌شود كه سرعت تحولات مطابق توانمندي‌هاي جامعه و قدرت تطابق زير ساخت و روساخت تنظيم شود و فروپاشي اجتماعي اتفاق نيفتد و اين نكته ضرورت تام وجود احزاب واقعي و قوي در جامعه را براي برنامه‌ريزي و تربيت اجتماعي نيروي انساني توجيه مي‌كند. در دو مقاله قبلي به چند نكته ضروري براي تداوم فعاليت احزاب اشاره كرده‌ام و در اين مقاله به يكي از مهم‌ترين اصول سازماندهي نيروي انساني و برنامه‌ريزي تشكيلاتي براي سازمان‌ها و از جمله احزاب مي‌پردازم ولي براي فراهم كردن زمينه به خلاصه آ ن نكات اشاره مي‌كنم:
١- تحزب و وجود دو، سه حزب قوي كه توسط نخبگان و مردم پايه‌گذاري شده باشد ديگر يك انتخاب نيست بلكه ضرورت حفظ امنيت ملي است.
٢- ديناميسم احزاب از اين به بعد بايد به گونه‌اي ديده شود كه وظيفه اصلي حزب ساماندهي بي‌قوار‌گي‌هاي ناشي از جهاني‌سازي باشد و به شناسنامه‌دار كردن افراد و گروه‌هاي داخل جامعه باشد.
٣- نقش احزاب در كنار آموزش و فرهنگ‌سازي غيردولتي، بايد انسجام بخشي و تقويت چسبندگي‌هاي اجتماعي باشد و اين ديناميسم با نگاه سنتي به حزب قابل تبيين نيست.
٤- يكي از مهم‌ترين وظايف احزاب برنامه‌محوري، داشتن اهداف روشن مرحله‌اي عملياتي و راهبردي است كه بتواند جامعه هدف و مورد خطاب خويش را با خود همراه كند. برنامه هم افراد را حول اهدافش متحد مي‌كند و هم جامعه هدف را مطالبه محور تربيت مي‌كند.
يكي از تاثيرات نقش تربيت اجتماعي اعضاي احزاب، تقويت عنصر فداكاري، ايثار و از خودگذشتگي در هدايت، مديريت جامعه، نظم دهي به تحولات سياسي- اجتماعي و نظام بخشي سياست و حكومت است. نظام انتخاباتي بدون حزب، باعث شكل‌گيري مجلسي با تعامل دروني انفرادي و فراكسيوني و سازماندهي قوه مقننه بدون وجود احزاب قوي و رسمي برنده و متعهد به راي‌دهندگان از يك سو و حزب اقليت ناظر بر رفتار اكثريت از سوي ديگر خواهد شد كه يك ضعف است و مشكلات زيادي را براي اداره كشور به همراه دارد و يكي از اولويت‌هاي برنامه آتي نمايندگان در مجلس دهم بايد باشد. هفته گذشته وقتي با دوستان حزب اعتماد ملي براي ثبت نام وارد ستاد كشور شدم با نگاهي به جمعيت غير متجانس، پراكنده، انفرادي، با عقايد و ديدگاه‌ها و گرايش‌هاي متفاوت كه از خلال عكس‌هاي مخابره شده نيز به خوبي هويدا است متوجه شدم انسجام بخشيدن به اين تنوع خود سازمان و نيروي زيادي مي‌طلبد و طبيعي است قسمت اعظم امكانات مادي و معنوي مجلس به‌جاي تقنين و نظارت صرف همراه و همساز كردن اين افراد مي‌شود و اين خود از كارايي مجلس در حكومت و سياست و همچنين جامعه مي‌كاهد كه كاسته است!

منبع: روزنامه اعتماد مورخ 7/10/94

کد N1087485

وبگردی